اسیمیلاسیون یا ادغام ملیتها در ملت حاکم!

تاریخ بدرستی بما می گوید دیکتاتورهای حق پایمال کن مانند ببرکاغذی ازبین می روند، اما به دلیل ناآگاهی توده های زحمتکش به شکل و شیوه ی “مدرن تری”، مانند قارچ از جای دیگر سر بر می آورند. امپراتوری عثمانی بعد از جنگ جهانی اول از هم پاشیده شد و به کشورهای متعدد عربی و ترک تبدیل گردید وبخش عمده ای ازکردها نیز با این امپراتوری تقسیم شدند که سهم سوریه یک ولایت کردنشین وسهم عراق عرب حدود چهار ولایت کردنشین و سهم ترکیه حدودا دوازده ولایت کردنشین شد. اتاترک دقیق الگوئی برای رضاخان بود.

 

 

اسیمیلاسیون یا ادغام

ملیتها در ملت حاکم!

 

این سیاست ناسیونالیستهای کور و دیکتاتوران حاکم و قدرت طلب، بوده و هست. متأسفانه این سیاست درلباس “روحانیت” کماکان ادامه دارد. درطول تاریخ و درقرون متمادی همه دیکتاتوران و ناسیونالیستها، آن حاکمان مستبدی که خود را مدرن می پنداشتند، همیشه می کوشیدند یک حکومت مقتدر بایک زبان و ملیت متحد زیر فرمان داشته باشند. برای آنها حقوق انسانی و حق گروهی از انسانها مطرح نبود. رضاخان، اتاترک ورشید عالی گیلانی، می شود گفت: سه مشت آهنین اوایل قرن بیستم ازجمله این دیکتاتوران مدرن بودندکه کوشش می کردند هرکدام به نوبه خود ملیتهای اقلیت را در ملت حاکم ادغام کنند. بدین شیوه تبلیغ کنند که زبانهای محلی یازبان ملیتهای اقلیت، زبان “دهاتی ها است” و اگر کسی به زبان مادری درملاء عام حرف می زد، اورا مسخره می کردند. الگوی تمام ایار برای رضا شاه، اتاترک درترکیه بود که نفرت خاصی به کردها داشت. درطول قرن نوزدهم میلادی کردها در امپراتوری عثمانی (1806 تا 1883) شاهد جنبشهای خونین با ترک های عثمانی بودند، زیراکردها خودرا پیشرفته تر ازترکهای عثمانی می دانستند و اصلا نمی خواستند تابع آن ها باشند. این مسئله بعد از جنگ چالدران (1514 میلادی)، بین شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم اول قابل لمس بود و خوب بیاد تاریخی خویش داشتند.

این را اتاترک رهبر ترکهای جوان می دانست و یاد گرفته که تازنده بود می خواست با کمک این ترکهای جوان نسل کردرا منقرض کند و اززبان آغازکرد. اوو یاباز ماندگانش بودندکه تئوری“ترکهای کوهی” برای کردها را بکار گرفتند. اتاترک خوب می دانست که 17 ایالت کرد نشین در جنگ چالدران، به دلیل خود خواهی شاه اسماعیل شیعه صفوی و شکست او از سلطان سلیم اول به امپراتوری عثمانی ملحق شده است.امروزه بعداز ازهم پاشی عثمانی این ایالات کردبین کشورهای ترکیه، سوریه و عراق تقسیم شدند. دراصل کرد از نسل آریائی است و ازنظر نژادی هیچ ربطی به ترک و عرب ندارد. دراینجا بحث این مقاله بحث نژادی نیست، بلکه یک بحث زبانی است که اتاترک تا اندازه ای بازور کوشید زبان کوردی را ازبین ببرد وبرخی ازشهرهای کرد نشین را برای این کار، به ترک نشین تبدیل کرد. مانند کایزری، بدین ترتیب کردهارا کوچ اجباری می داد وبجای آنها ترکهارا با امتیاز دادن، می آورد. باتأسف باید گفت تا اندازه ای موفق هم شد. مقاومت دلیرانه کردها در برابر این سیاست ناسیونالیستی، باعث شد که جلو این اسیمیلاسیون  تا حدودی گرفته شود و او نتواند به آرزوی نژاد پرستانه خود برسد و نسل کرد را منقرض کند! امروزه از هر زمان دیگری با وصف سر کوب شدید حدود 20 میلیون کرد در ترکیه، کردها هنوز زنده اند و شدیدا در مقابل این سیاست ازبنیاد غلط مقاومت می کنند روزبروز بمقاومت افزوده می شود.

تاریخ بدرستی بما می گوید دیکتاتورهای حق پایمال کن مانند ببرکاغذی ازبین می روند، اما به دلیل ناآگاهی توده های زحمتکش به شکل و شیوه ی “مدرن تری”، مانند قارچ از جای دیگر سر بر می آورند. امپراتوری عثمانی بعد از جنگ جهانی اول از هم پاشیده شد و به کشورهای متعدد عربی و ترک تبدیل گردید وبخش عمده ای ازکردها نیز با این امپراتوری تقسیم شدند که سهم سوریه یک ولایت کردنشین وسهم عراق عرب حدود چهار ولایت کردنشین و سهم ترکیه حدودا دوازده ولایت کردنشین شد. اتاترک دقیق الگوئی برای رضاخان بود. اواز زمانی که درپادشاهی ضعیف قاجار وزیرجنگ شد نقشه اسیمیلاسیون خودرا، زیرنام مبارزه بافئودالها و ملوک الطوایفی کشید که درآینده پیاده کند. زمان بقدرت رسیدن، قبل از همه بفئودالهای مقام دوست و نا آگاه هوادارحکومت مرکزی درجات بالای نظامی داد گرچه سواد نظامی اصلا نداشتند و حتا احترام نظامی را بلد نبودند بگیرند و دیگر سران ملیتها را به دست خود این ها از سر راه برداشت.

دوما زیاد تبلیغ می کرد که درمدارس زبان مادری غیرزبان حاکم حرف زده نشود واینهارا زبان دهاتی می دانست که عیب بود با آن حرف زدن و مسخره می کردند اگر کسانی به کردی، ترک آذری، بلوچی و عربی حرف می زدند. تاجائیکه دختر دائی خودم که اصلا سواد نداشت درکرماشان بابچه های خود فارسی غلط حرف می زد، این گونه به او تلقین شده بود، در زمانی که بچه به مدرسه می رود از نظر زبانی از بچه های دیگر عقب نمی ماند! در حالی که این تئوری ازبنیاد غلط است. زیرا اولا مغزبچه مانند مغناطیس همه چیز را خوب یابد جذب می کند و خیلی زود نه فقط زبان، بلکه هر چیز دیگری را یادمی گیرد. دوما هرچه مادر بگوید بقول قدیمیها آیات مطلق است و درمغز بچه ثبت می شود گرچه غلط هم باشد. پس چه بهتر کوشش شود با بچه ها رو راست بود.

اگر به دلایلی مطالبی غیر واقعی می خواهید مطرح کنید حتما نزد بچه ها نباشد. سوما تلفظ غلط به بچه یاد دادن، در مغز بچه ضبط می شود و خنثا کردن آن مشکل است. بعلاوه ما می خواهیم بچه هایمان ازحداقل ازده درصد سلول مغزخود استفاده کنند و آنها را تنبل و راحت طلب بار نیآوریم واین بسود بچه هاست که از سلول های مغز حداکثر استفاده رابکنند. هیچ توجه کرده اید، کسی که ریاضی اش خوب باشد، تقریبا همه درسهایش خوب است؟ زیرا حل مسایل ریاضی به سلولهای مغز بیشتر فشار می آورد و مغز را آماده جذب می کند. البته استثناء هم وجود دارد، اما عموما، اکنون این تئوری ثابت شده ومورد قبول است. حالا امکان دارد، یکی در شعر و ادبیات وزبان خوب باشد. زبان ولهجه های آن، مانندهمه دگرمسایل ازقبیل آئین وموسیقی و رقص و آواز و لباس و غیره، خلاقیت دست و مغز توانای انسان است. زبان را ازمادر یاد می گیریم.بهمین دلیل شاعر نامدار ما، ایرج میرزا مادر را مقدس دانسته و این شعر را، در وصف آموزش مادر به بچه سروده است.

      گویند مرا چو زاد مادر        پستان به دهان گرفتن آموخت

  شبها بر گاهواره ی من         بیدار نشست و خفتن آموخت 

   دستم بگرفت و پا به پا برد          تا شیوه ی راه رفتن آموخت     

یک حرف و دو حرف بر زبانم         الفاظ نهاد و گفتن آموخت          

     لبخند نهاد بر لب من          بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

پس هستی من ز هستی اوست          تا هستم و هست دارمش دوست

بانوشتن یک داستان تاریخی از یک خارجی بی طرف به بحث زبان مادری و کوشش دیکتاتورهای ناسیونالیست برای متحد کردن آن خاتمه می دهم. خواننده عزیزخودش حدس بزند که انسان تا چه حدی حق دارد و مجاز است که فرهنگ و زبان آباء و اجدادی خودرا حفظ کند. اوسکارمن، یک خاور شناس آلمانی بود که برزبانهای ترکی و کردی و فارس تسلط داشت و گویا عربی نیز می دانست. او درسالهای 1896 تا 1903 میلادی در استان کرماشان زندگی و تحقیق می کرده. آنگونه که شاگردش کارل هادانگ آلمانی می نویسد، اوسکارمن می گوید: هنگام اقامتم در کرماشان که در آن روز جمعیتی حدود 150.000 نفر داشت فقط 20 نفر فارس بودند و از آنها 8 نفرکرد به دلیل کارمند بودن استانداری، لباس قجر پوشیده بودند و بقیه مردم لباس کردی برتن داشتند وکردی حرف می زدند. اما امروزه بیش از چهل یا پنجاه درصد فارسی کرماشانی حرف می زنند. این نه فقط محدود به کرماشان است، بلکه کایزری در ترکیه تقریبا همه ترکی حرف می زنند وموصل در عراق که قبل ازکشف نفت درسال 1925 توسط انگلیسی ها آمار گرفته شد، حدود 85 درصد کرد بودند و بقیه ترکمن و عرب و آسوری، اما امروز بیش از 30 درصد کرد ندارد و آنهم دراطراف موصل زندگی می کنند. من فقط از والدین عزیز می توانم خواهش کنم که با زبان مادری با بچه هایتان حرف بزنیدو مطمئنا بچه از من و شما بهتر زبان فرا می گیرد. این شعر ایرج میرزا همیشه در مد نظر داشته باشید.           “یک حرف و دو حرف بر زبانم         الفاظ نهاد و گفتن آموخت"

هایدلبرگ، آلمان فدرال 8.8.2017    

   دکتر گلمراد مرادی

dr.g.moradi41@gmail.com

 

 

برگرفته از: 
ایمیل رسیده
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا دوستانی که اینجا به اسم دکتر و کارشناس و استاد و محقق نظر میذارن و مقاله مینویسند به هر اجتماع سه نفر به بالا میگن ملت؟! آیا اینهمه دکتر و کارشناس و استاد و محقق دانشگاه که اینجا نظر میذارن تعریف ملت رو به درستی نمی دونند؟ یا فکر کردند عوام تعریف ملت رو نمی دونند پس بذار همینطوری با ملت ملت کردن بریم جلو!
کدوم ملیت ها آقایون دکتر کارشناس ها؟!!!! مگه کردها ملت هستند؟ مگه آذری ها ملت هستند؟ مگه فارس ها ملت هستند؟ مگه بلوچ ها ملت هستند؟ شما فکر کنم اگر به یه مجلس ختم یا عروسی هم که برید به حاضرین اونجا بگید ملت ترحیم یا ملت شادی! عزیزان به قومیت ها یا مردمان داخل یک کشور ملت و ملیت نمیگن چون اونها ملت نیستند! شما اگر مثلا به مردم گیلان بگید ملت این لازمه اش اینه که در طول تاریخ کشوری به اسم گیلان وجود میداشته و این مردمان در دل مرزهای سیاسی مشخصی که کشور گیلان رو تشکیل میداده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - من هم با نوشته آقای بی نام موافقم.
ملت ها درکشورهای دموکراتیک محل زندگی خودراعوض کرده ویا برای سکونت واقامت وارد کشورهای مدرن ودموکراتیک مبشوند.تا اززندگی عقب مانده درکشورهای خود رهاشوند.
ولی درکشورهای عقب مانده ونژادپرست دولت های دیکتاتور
ملت های دیگررابرای امیال سیاسی وسوء استفاده نژادی
واردمناطق غیراتینیکی خودمیکنند.تادرآسیملاسیون کرده ویا درسرکوب ازآنان استفاده ابزاری کنند.
مثل وارد کردن کوردان مهاجرعراقی به آزربایجان.
مثل واردکردن سیستانی ها به ترکمن صحرا.
مثل واردکردن وفغانی ها به ایران.
مثل واردکردن لرهای بختیاری به مناطق عرب نشین.
مثل تصرف زمین های قاشقایی ها برای ایجاد پادگان وغیر..
بهرحال آنها انسان هستند.
ماهم به حقوق مدنی کوردان مهاجرعراقی درآزربایجان احترام
گذاشته وسعی خواهیم کرد.آنها را عزیزبداریم.
حقوق مدنی وانسانی آنها رادرهرحال محترم خواهیم داشت.
ولی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای یاشار ٬اهمیتی ندارد که اکراد کولی وهندی الاصل باشند ویا نباشند.آنان نیز ملتی هستند وحق حیات وحقوقی رادارامیباشند و مانند هر ملت دیگری محترمند. آنچه که کریه وآزار دهنده است٬ چشم طمع به مناطق تورک نشین میباشد٬ که میبایستی با قاطعیت با آن مقابله بشود. طبق آخرین سرشماری دولتی (که خود ضد ترک میباشد) ۲۱٫۷ درصد جمیعت ایالت آزربایجان غربی کورد و۷۶٫۲ درصد آن تورک میباشد و کوردستان نامیدن غرب آزربایجان نهایت وقاحت وپرروئی میباشد. شمالی ترین منطقه کورد نشین مهاباد وجنوبی ترین ان کرمانشاه میباشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب گل مراد به خیال خودش تاریخ منطقه را درست بیان می‌کند اما ایشان باید بدانند قومی که اکنون از آن به عنوان کورد نام برده می‌شود در حقیقت کولی‌های هندی هستند که ورودشان از زمان ورود سلجوقیان به منطقه‌ی آییران(ایران) شروع شد. این حکومت دین مدار سلجوقی بود که قومهای مختلف به اصطلاح آریایی (لُر ، فارس و کورد) را از سرزمینهای شمال غربی هندوستان جهت شرکت دادن در ارتش چند ملیّی خود به تدریج وارد بخشی از خاورمیانه کرد و در قلمروهای تۆرک‌ها و عرب‌ها پخش کرد . و متاسفانه این گناه خود تۆرک‌ها و عرب‌ها است که در جهت گسترش دین اسلام ، این خطای بزرگ را مرتکب شدند.زمانی حکومت عرب عبّاسی و زمانی هم حکومتهای تۆرک سلجوقی ، غزنوی،خوارزمشاهی ، ایلخانی، تیموری،آغ قویونلو ،قره قویونلو ، صفوی ، عثمانی ، افشاری و قاجار .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دکترگل مراد وقتی مقاله شما را خواندم یاد جمله ازیک امریکائی افتادم خواستم خدمتان عرض کنم .
چندی سال پیش با یکی دوستان قدیمی که تحصیلات خود رادرانگلستان تمام کرده سرمیزی درخارج ازکشوربودیم نفرات دورمیز چند 4نفر امریکایی و5 نفرقیرقیزی و قزاقستانی وما هم دونفر ایرانی بودیم.
دوست من پس از خوردن ونوشیدند سرصحبت را بازکرد چون زرتشتی بود کلی اززرتشت وایران باستان صحبت کردند ازاینکه هر کشوری ستان دارد مثلا پاکستان تحت حاکمیت ایران بوده وازاینکه ایران صاحب تمدن بودو....
نوبت به من رسید درنقد صحبتهای دوستم گفتم کی مجارستان ، لهستان ، بلغارستان و انگلستان وعربستان جزو ایران بوده با این حرف من افراددورمیز کلی خندیدند ومن ادامه دادم گفت ما از گذشتگان خودمان هیچ نوشته ای نداریم حتی نمی دانیم در دانشگاه جندی شاهپور به چه زبانی درس می خواندن چون هیچ نوشته ای نداریم .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای دکترگل مراد وقتی مقاله شما را خواندم یاد جمله ازیک امریکائی افتادم خواستم خدمتان عرض کنم .
چندی سال پیش با یکی دوستان قدیمی که تحصیلات خود رادرانگلستان تمام کرده سرمیزی درخارج ازکشوربودیم نفرات دورمیز چند 4نفر امریکایی و5 نفرقیرقیزی و قزاقستانی وما هم دونفر ایرانی بودیم.
دوست من پس از خوردن ونوشیدند سرصحبت را بازکرد چون زرتشتی بود کلی اززرتشت وایران باستان صحبت کردند ازاینکه هر کشوری ستان دارد مثلا پاکستان تحت حاکمیت ایران بوده وازاینکه ایران صاحب تمدن بودو....
نوبت به من رسید درنقد صحبتهای دوستم گفتم کی مجارستان ، لهستان ، بلغارستان و انگلستان وعربستان جزو ایران بوده با این حرف من افراددورمیز کلی خندیدند ومن ادامه دادم گفت ما از گذشتگان خودمان هیچ نوشته ای نداریم حتی نمی دانیم در دانشگاه جندی شاهپور به چه زبانی درس می خواندن چون هیچ نوشته ای نداریم .
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تمامی مردم ایران با آسیمیلاسیون فرهنگی آخوندهای ضدبشر وضد ایرانی مواجه هستند، نه فقط سا کنین مناطق اتنیکی. رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی ، به دلیل ماهیت ضدخلقی اش با همۀ اقوام ایرانی در جنگ و ستیز است. عرب یا بلوچ یا کرد برایش فرق ندارد. هر قومی که در هژمونی پذیری فرهنگ منحط آخوندی حرف و نظری داشته باشد توسط این رژیم به‌شدت سرکوب می‌ شود. رژیم جنایتکار وچپاولگر جمهوری اسلامی، رژیمی شوونیست وناسیونالیست وپان فارس نیست؛ وهرکسی که به رژیم اسلامی حاکم بر ایران، شوونیست یا ناسیونالیست وپانفارس بگوید باید گفت که به معنای واقعی کلمه بیسواد است، جمهوری اسلامی، رژیمی پان اسلامیست وفرقه گرای شیعی وعظمت طلب اسلامی است. در ایرانِ تحت حاکمیت آخوندها فردی به خاطر نژاد وقومیت وزبان خود مورد ستم قرار نمی گیرد، ما در ایران با ستم مضاعف مذهبی ودینی از سوی آخوندها مواجه هستیم، همانطور که می بینیم کردها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای گلمرادی بسیار عزیز.
آدم نمی تواند هم تمامیت خواه باشد هم طرفدار فدرالیسم ! آدم نمی تواند هم همانیست باشد و هم از ترور بنا به دلایلی حمایت کند ! بلی ما باید در برابر آیندۀ منطقه تایین تکلیف بکنیم ! آیا منطقۀ ما باید با صلح و دیالوگ مسایل بسیار
پیچیدۀ خود را حل بکند ؟ یا هر روز به ساز دیگری برقصد ؟ باید بخدمتان عرض کنم به یک موضوع بسیار زیبا اشاره کرده اید ! اما در مورد ترکیه با تمام نفرت و غیر منطقی بر خورد نموده اید. مگر آرزوی فلاکت برای ترکیه به نفع ملت کرد ترکیه هست ؟ مگر آرزوی فلاکت برای ایران به نفع ترک های آذربایجان هست ؟ آخر چرا ما منافعه ای منظقه و منافعه ای خود را نمی دانیم ؟ تا کی با نفرت باید زندگی کرد ؟ به حقانیت تاریخ ترک های عثمانی بزرگترین خدمت تاریخی را در مورد کردها کرده اند ! مگر یادتان رفته است ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اصلاح چند باور غلظ و مغرضانه اقای دکتر

جناب ایشان معتقد است که ..سیمیلاسیون یا ادغام ملیتها در ملت حاکم..
1) این ادغام اساسن اجباری نبوده و از طرق امیزش مردم با یکدیگر بوجود امده است . مانند اذدواج یک ملایری با یک سنندجی .
2) در ایران بیش از هزار سال ترکان حکومت داشت و ملت غالب در حقیقت ترکان هستند ونه مردم پارس زبان
3) اینکه خود کردان مانند ترکان سلسله پادشاهی نداشتند و گناه انرا نمیتوان به گردن مردم پار س زبان و زبان پارسی گذاشت .
4) جنگهای مذهبی شاه اسماعیل ترک تبار وشکست او وضع ناهنجار کنونی را به بار اورده است.
5) جنگ اساسی کردها در اینده نه با مردم پار س زبان بلکه با خود ترکان در اذربایجان خواهد بود .



عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام - حدود سه ماه در کانادا درشهر ونکوورمهمان بودم، در چند روز اول می‌شود گفت به حول وحوش خانه آشنا شده تنهایی
در پارک ها درساحل گشت و گذار میکنم،
برای اینکه باشهر یک آشنایی کوچکی داشته باشید،
یک شهرزیبا،و همه جایش پارک و ساحل هایش بصورت زیبا برای
مردم وتفریح ساخته شده است،
یک روز وقتی وارد یک محل ساحلی شدم دیدم آقایی مو سفید وفری روی میز نشسته وبا چهره خندان بمن نگاهی کرد.
فهمیدم میخواست حرف بزند،چون چند خانواده ایرانی هم آنجا بود
من رفتم کنار تر نشستم،بعدچند دقیقه آدم پیش من احوالپرسی کرد،اولین کلمه اش این بود شما کوردهستید؟
گفتم نه من تورکم، منهم پرسیدم مگر شما کرد هستید؟
گفت آره من کوردم،پس از احوالپرسی تعارف کردم بنشینند،
گفت من شاملو هستم ازسنندج،
نوازنده ویولون، این هم ایمل من،گرفتم باهم راه افتادیم بطرف
خانه ،در راه پس از کلی صحبت ازاین ور وانوروتاریخ و مسایل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گل مراد این 12 ولایت را از کجایت آورده ای؟ خودت می گویی در سوریه یک ولایت کردی بوده ولی ماشالله الان با کمک آمریکا و روس یک سوم سوریه را اشغال کرده اند. کرکوک را به کمک نیروی هوایی آمریکا و آلمان اشغال کرده اند. گل مراد در مورد هر سه کشور ترکیه سوریه و عراق مرثیه سرایی می کند ولی نوبت ایران که می شود ساکت می شود چرا؟ ! کردها اگه اسلحه نداشتند و دست آمریکا و روس بالای سرشان نبود باید در غارهای قندیل سراغشان را می گرفتیم

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری