بمناسبت "سوگ کنشگر لائیک دمکرات، عباس عاقلی زاده"

پس از گذشت 15 سال از ایده کوشش برای برپائی جنبش "جمهوری دمکرات لائیک ایران" و نقد آشفته بازار سکولار دمکراسی، ضرورت بازبینی جنبش جمهوریخواهان دمکرات لائیک ایران و صیقل یابی نظری - جنبشی آن، ما موظف هستیم تا بعنوان جمهوریخواهان لائیک دمکرات این مهم را در دستور کار بگذاریم و اینگونه یاد کوشنده پیگیر این جنبش، عباس عاقلی زاده را گرامی داریم.

 

عباس عاقلی زاده، یکی از کنشگران جمهوریخواهان دمکرات لائیک،  فردا در هانوفر بخاک سپرده میشود. عباس از میان طیف گسترده جمهوریخواهان دمکرات لائیک رفت و خود شاهد تحقق اهداف و آرزوهایش برای ایران نبود.

اما پیکار بیوقفه برای تحقق آن اهداف همچنان ادامه دارد. من از این فرصت استفاده می کنم تا در دفاع از آن اهداف شریف و از خاستگاه آزادی، رفاه اجتماعی، صلح، آبادی ایران و سربلندی ایرانیان به چرائی افت جمهوریخواهان لائیک دمکرات و بازتولید استبداد دوران ستم شاهی در هیبت سکولاریسم بوروکراتیک بپردازم.

پس از گذشت حدود دو دهه از تلاش ناکام شاپور بختیار (در جریان فروپاشی نظام سلطنتی) برای تحقق اهداف سوسیال دمکراتیک و لائیک در جامعه ایران، گروه کوچکی که ستاد آن در پاریس بود، ضرورت گفتمان لائیسیته را برای پیشبرد اهداف ازادیخواهانه و دمکراتیک بمیان کشید.

خیل عظیمی به دعوت برگزاری نشست موسس جمهوریخواهان دمکرات لائیک پاسخ مثبت داده و احزاب، سازمانها، گروه ها، محافل و کنشگران سیاسی ناهمگون و در عین حال برانداز به گفتگو پیرامون منشور مشترک نشستند.

هدف سنگین استقرار نظام لائیک دمکراتیک در ایران، نمی توانست بر پیکرهای نحیف جنبشی قرار گیرد که در بحران سیاسی، تشکیلاتی و هویتی، سخت گرفتار بود.

کنشگران سیاسی که در نشست موسس "جنبش جمهوریخواهان دمکرات لائیک" حضور داشتند، نیروهای تا خرخره در بحران سیاسی و در جریان مبارزه علیه حکومت اسلامی سخت ضربه دیده ، و در عین حال در بستر بررسی و بازنگری کیستی خود قرار داشتند.

دره عمیق میان اهداف و نیروهای پیشبرنده، به عقیم شدن اقدام شجاعانه، هوشمندانه و دوراندیشانه برای ایجاد جنبش جمهوریخواهان لائیک دمکرات انجامید و آن تلاش بزرگ سیاسی که توانست گفتمان لائیسیته و دمکراسی را از مرزها عبور دهد، نتوانست به اهداف خود دست یابد و به گروهی کوچک و ناموثر مانند دهها محفل، گروه و حزب حاشیه نشین سقوط کرد.

در غیبت جنبش راستین جمهوریخواهان لائیک دمکرات، "جنبش سکولار دمکراسی" پا بمیدان گذاشت.

سکولاریسم بخاطر اشتراکات خود با استبداد خلع سیاسی شده، مسئله مشترک بخش بزرگی از نیروهائی می باشد که خواهان کنار گذاشتن حکومت اسلامی هستند. زیر این پرچم نیروهائی بوسعت سیاسی فاشیست های مدافع احیاء نظام سلطنتی تا حکومت اسلامی "دمکراتیک"  را در بر می گیرد. در این اشفته بازار اپوزیسیون سکولار "دمکرات" ، بر بنیاد کدام معیارها و ارزش های می توان راست را از ناراست، درست را از نادرست تشخیص داد و ثقل جنبش ازادیخواهی را بر مدار واقعن لائیک دمکراتیک منتقل کرد.من به طرح رئوس درک های بوروکراتیک سکولار اکتفاء می کنم.

1-اپوزیسیون اشغال قدرت سیاسی یا جنبش تغییر در جامعه و انتقال قدرت بمردم

درک اشغالگرانه، دسیسه گرانه و توطئه گرانه برای هدف کسب قدرت سیاسی، جایگزین اصل پیکار برای انتقال قدرت بمردم، و توسط خود مردم و نهادینه سازی سکولاردمکراسی (جمهوری دمکراتیک لائیک دادگرانه) میشود.

2-هدایت آمرانه (بوروکراتیک) سکولار بجای رهبری بر بنیاد خرد جمعی لائیک (سکولار) دمکراتیک

جنبش های سیاسی اجتماعی رنگارنگ، نمی توانند با رهبری یکرنگ به اهداف خود دست یابند.  رهبری یکدست و یکرنگ، به دیکتاتوری و استبداد می انجامد. از اینرو سکولار بوروکراتیک (سکولاریسم قیم ماب) به خرد جمعی و هدایتگری بر بنیاد خرد سیاسی جمعی باور ندارد.نیاز جامعه ایرانی ایجاد خانه احزاب، سازمانها، گروهها، محافل، و کنشگران سیاسی – اجتماعی است و نه "حزب خیز سکولار دمکرات برای گدائی قدرت".

3-جنبش معطوف به جامعه ایرانی

در ایران امروز که صدها حزب، سازمان، گروه و دارودسته مدعی وجود دارند، باید در اندیشه ایجاد سقفی برای نیروهائی بود که هدف آنها برقراری جمهوری لائیک دمکراتیک  دادگرانه است. از اینرو همچنان وظیفه ناتمام تلاش برای تکوین "جنبش جمهوریخواهان دمکرات لائیک ایران" در برابر ما قرار دارد. این جنبش باید بتواند کنشگران سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را در دل خود جای دهد و از اینطریق به جامعه ایرانی نقب بزند.

4-سکولار بورکراتیک، جاده صاف کن احیاء دیکتاتوری پهلوی در ایران

کسانی که از نقب زدن به جامعه ایرانی عاجز هستند و نمی خواهند سیاست معطوف به دخالتگری مردم گردد، زیر بار هر سیاست پلید و تحریفی میروند و آسان دمکراسی را ارزانی کسب اهداف حقیرانه می کنند. اینروزها که سکولار "دمکرات" ها در ماه عسل با سلطنت طلبان هستند، فرح پهلوی بعنوان نماد سکولاریسم و همبستگی ایرانیان مطرح می شود.

اینگونه سکولارها ماهیت خود را لوء داده و بستر فرهنگی – سیاسی و عملی احیاء سلطنت و انتقال قدرت به ساواک را فراهم می کنند.

تجربه سکولاریسم بشار اسدی و صدامی پیش روی ما قرار دارد. آنگاه که سکولاریسم از گوهر دمکراسی و دادگری تهی گردد،  فرح پهلوی نماد آزادی ایران و ایرانیان میشود تا "معتمدین دولت در تبعید" را تشکیل دهد.

نتیجه گیری می کنم:

پس از گذشت 15 سال از ایده کوشش برای برپائی جنبش "جمهوری دمکرات لائیک ایران" و نقد آشفته بازار سکولار دمکراسی، ضرورت بازبینی جنبش جمهوریخواهان دمکرات لائیک ایران و صیقل یابی نظری - جنبشی آن، ما موظف هستیم تا بعنوان جمهوریخواهان لائیک دمکرات این مهم را در دستور کار بگذاریم  و اینگونه یاد کوشنده پیگیر این جنبش، عباس عاقلی زاده را گرامی داریم.

منبع: 
ایرانگلوبال
بخش: 
انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری