سلام زلزله !

زلزله جان بزرگترين زلزله تاريخ كشور ما از سال ٥٧ اتفاق افتاد كه هيچي جاي خودش نگذاشت.....

وقتي که آمدی ، خيلي ها در خواب ، خيلي ها مهماني و خيلي هاي ديگر در عالم خود بودند، ولي ناگهان بمبي زمين را تكان داد كه مردم آن را زلزله ناميدند، ولي كساني ديگر نام هاي غير از آن را بر زبان آوردند!
ولي زلزله جان تو هم خيلي بي رحمي ، لااقل كاشكي به بچه ها و مادرها رحم مي كردي ، اخه بچه هاي كوچيك متوجه نمي شوند از اين بلايايي كه اتفاق مي افتد ، زلزله، ديشب خيلي ها بي پدر شدن خيلي ها هم بي مادر و خيلي ها هم بي فرزند شدند ، اخه زلزله تو چرا ديگه كمي رحم نداري ، تو رفتي جايي رو لرزاندي كه ملتش بيش از چهل سال اسير دست ظالمان شده اند ، اسير اعدام و بيكاري و مواد مخدر و فحشا و اسير ساختن بناهايي بنام مسكن مرگ ، اسير وزارت اطلاعات ، بابا زلزله جان اخه مردم ما در كشوري زندگي مي كنند كه ارتش اون كشور در حادثه حتي چراغ قوه اش ، نور موبايلش است! ، زلزله جايي كه تو اومدي اشتباه بود بايد مي رفتي قم تا كه بدانيم آخوندها اونوقت چه حديث ديگري دارند ، شما رفتي منطقه ايي كه سالهاس پول ملتش خرج كشتاهاي خاورميانه مي شود توسط سپاه تروريستش ، پول ملتش خرج سوريه و يمن و افريقا و لبنان و فلسطين و گروهك هاي تروريستي درون وبرون مرزي مي شود، زلزله بايد شرم مي كردي براي مكاني كه انتخاب كردي خودت خوب ميداني ٨ سال مردم غرب در زير بمب ها و توپ هاي حكومت بعثي و ملايان بودن، يعني تو هنوز نميداني زلزله جان اخونده تَو روز روشن تَو تلويزيون رسمي كشور ميگه مناطق زلزله زده از دولت توقع نداشته باشن و خودشون سعي كنند مشكلشون رو حل كنند ولي وقتي امريكا رژيم رو تهديد ميكنه ملت شريف ايران ميشيم وقتي زلزله نابودمون ميكنه رو دولت حساب نكنيم؟ زلزله جان باور كن مردم خودشون دارند كمك مي كنند تو خيال مي كردي دولت كمك مي كند ولي ناخير ، دفعه قبل هم بم و طبس و مشهد را خراب كردي ولي ديدي كه اين رژيم هيچ كاري نمي كند !
زلزله جان بزرگترين زلزله تاريخ كشور ما از سال ٥٧ اتفاق افتاد كه هيچي جاي خودش نگذاشت.....
نمی دانم روزي دفتر مشقم را از زیر آوار پیدا می کنند یا نه ولي زلزله تو به خانم معلم بگو که تکلیفم را نوشته بودم
راستی بقیه آدم ها چی ، تکلیف شان را انجام داده اند ؟
دیشب خيلي از بچه ها هم که قول داده بودن به مادرها کمتر شلوغی کنند دیگر ساکت شدن
ساکتِ ساکت ، برای همیشه
همه سنگ ها و کلوخ هایی که پدر بنام سقف بر سرشان انباشته بود ،
پیکرهای کوچکشان را در هم کوبید و ...
شاهو در زیر اوار ، نگران ترس شيرين از تاریکی بود و می گفت نترس " خویشه گی خاسم " من هستم
ولی بعد از مدتی، دیگر نه شاهو بود و نه شيرين و نه من
می دانی زلزله ، ما که رفتیم
ولی روح کوچکمان دید که خیلی ها آمدند
همه آنهایی که هیچ گاه در روستایمان ندیده بودیم شان
لودر هم آورند ، با کلی کمپوت شیرین و بسته های غذا
ولی ما دیگه نبودیم ،
اگر هم بودیم که با دهان پر از خاک ... بگذریم
لودر که می دانی چیست
همان ماشینی که در شهر ها برای ساخت خانه
از آن استفاده می کنند
ودر روستاها ، برای برداشتن آوار از سر مردم
مصاحبه هم کردند که قرار است وام بدهند
و دستور داده اند خیلی خیلی خیلی سریع باشد
همان وامی که به دلیل نبودن ضامن برای پدر
برای دادن نصف آن نیز ، هرگز موافقت نکردند
کاش قبل از آمدن تو ، وام را داده بودند
تا پدر خانه بهتری برایمان بسازد
تا پدر مجبور نباشد هی با گل و سنگ سقف را بپوشاند
وای " باوگم " ، چقدر سنگین کرده بودی ، این آوار را
نمی دانم زلزله
شاید برای دادن وام پدر ، به پادرمیانی تو احتیاج داشتند
می دانی زلزله
با آمدن تو ، روستای ما را شناختند
می گویند کمک به زلزله زدگان ثواب دارد ، درست
ولی مگر کمک به روستاییان برای زندگی بهتر ، ثواب ندارد؟
راستی چرا برخی آدم ها برای بیدار شدن و لرزیدن قلب شان به ۷/۳ ریشتر لرزه احتیاج دارند ؟
می دانی زلزله به چه فکر می کنم
به روستای بعدی ، ثواب بعدی ، درمانگاه بعدی و دستورات بعدی
و به زنده های لودر و همدلی ندیده
به پدرهای روستاهای دیگر که با تنگدستی ،
آوارهای بعدی را تکه ، تکه ، تکه بر سقف خراب خود می چینند
تا روزی مریم و لیلا و حمیدشان را از زیر آن بردارند
دلم برای شيرين و شاهو و مریم های روستاهای بعدی می سوزد
می دانی زلزله
ما که رفتیم
ولی خدا کند روزی بنویسند :
" ز" مثل " زندگی"
نوشته شده : احسان فتاحي و ح. م

انتشار از: 

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری