آغاز و انجام کمونیسم؛ آیا قرن ۲۱ نوبت فروپاشی سرمایه‌داری است؟

صد سال از انقلاب کمونیستی در روسیه می‌گذرد. نظامی که در پی این انقلاب در بسیاری از کشورهای جهان پدید آمد، در اواخر همان قرن در کشور زادگاهش فرو پاشید. آیا قرن بیست و یکم، قرن فروپاشی سرمایه‌داری است؟

از سال ۱۹۱۷ تاکنون جنبش‌های زیادی در جهان از انقلاب کمونیستی روسیه الهام گرفته‌اند و تأثیر این رویداد هنوز در اقصی نقاط جهان به چشم می‌خورد. اما روزنامه ایندیپندنت در مقاله‌ای که به این مناسبت منتشر کرده می‌نویسد که بزرگداشت صدسالگی انقلاب روسیه امسال تحت ریاست ولادیمیر پوتین بیش از هر زمان دیگری رنگ باخته، انگار که کمونیسم پس از فروپاشی در سال ۱۹۹۱ به تعبیر تروتسکی به «زباله‌دان تاریخ» سپرده شده است.

در غرب، رهبران کمونیست روسیه همچون لنین و استالین نه تنها چهره‌های محبوبی به شمار نمی‌روند، بلکه نام آنها اغلب با کسانی همچون هیتلر می‌آید که متهم به کشتار جمعی و برپایی نظام تمامیت‌خواه هستند. حتی چپ هم بالاخره مجبور شد بپذیرد که انقلاب اکتبر در نهایت به تصفیه مخالفان و ایجاد بازداشتگاه‌هایی همچون گولاگ در سیبری تحت نظام استبدادی استالین منجر شد.

با این همه در غرب، گونه‌ای فراموشی گزینشی هم رواج دارد به طوری که همگان از جنایت‌های استالین یاد می‌کنند اما مثلا کسی از آن همه جنایت لئوپولد دوم، پادشاه بلژیک در کنگو حرفی نمی‌زند. در غرب همچنین از میلیون‌ها قربانی جنگ آمریکا در کره، ویتنام و عراق صحبت خاصی نمی‌شود.

 در روسیه هم نمی‌توان تمام دستاورد انقلاب کمونیستی را در نتیجه منفی آن یعنی استالینیسم خلاصه کرد زیرا این انقلاب در سال ۱۹۱۷ به یک باره طومار قرن‌ها استیلای تزاری بر میلیون‌ها کشاورز فقیر را پیچید. در حالی که در بریتانیا و فرانسه در سده‌های هفدهم و هجدهم میلادی انقلاب‌های کاپیتالیستی بورژوازی و صنعتی روی داده بود، روسیه به‌سان اژدهایی خفته در میان فئودالیته کشاورزی به سر می‌برد.

انقلاب و مشکل «ضد انقلاب»

پیروزی بلشویک‌ها مانند هر انقلاب دیگری بلافاصله با ضدانقلاب داخلی و خارجی روبرو شد. جنگی داخلی با نیروهای وفادار به رژیم سابق روسیه درگرفت که از سوی ابرقدرت‌های آن زمان یعنی بریتانیای کبیر، فرانسه و ایالات متحده آمریکا حمایت می‌شدند. پرسش آن است که چگونه یک انقلاب می‌تواند از میان آن همه دشمنی و خطر جان سالم به در ببرد بی آن که به ورطه استبداد بیفتد یا به آزرمان‌های خود خیانت کند؟ جنبش‌های ترقی‌خواه جهان مانند جنبش آلنده در شیلی و در دوره اخیر، خیزش مصر در سال ۲۰۱۱ در پی انقلابی دموکراتیک بودند، اما در برابر نیروهای ضدانقلاب به سختی شکست خوردند.

تحلیل‌گر روزنامه ایندیپندنت از قول نویسنده‌ای به نام نیل فالکنر می‌نویسد: «آن چه در سال ۱۹۹۱ از میان رفت کمونیسم در معنای گزینه‌ای به جای سیاست بنیادگرا یا جایگزینی گونه‌ای دیکتاتوری سیاسی به جای حکومتی با اقتصاد سرمایه‌داری بود. انقلاب روسیه به عنوان تلاشی برای تغییر نظامی جهانی و برپایی سوسیالیسم یا کمونیسم به معنای واقعی در سال ۱۹۲۰ شکست خورد و دموکراسی کارگری توده‌ای که آن را به وجود آورده بود درهمان زمان ویران شد.»

اندیشمند دیگری به نام طارق علی در پاسخ به این تحلیل می‌نویسد: «وقوع آن انقلاب اجتماعی برای سرنگونی استبداد تزاری در فوریه ۱۹۱۷ و سرمایه‌داری در نوامبر همان سال ضرورت داشت. […] تشکیل ارتش سرخ که بعد از تصفیه‌های استالینی هم پا بر جا ماند، برای شکستن کمر ارتش رایش سوم به کار آمد.»

توسعه کمونیسم مانع توسعه سرمایه‌داری

انقلاب بلشویکی در پایان جنگ جهانی اول در یک ششم مساحت کره خاکی کمونیسم را حاکم کرده بود و با وقوع انقلاب مائو در چین بعد از جنگ جهانی دوم، یک سوم دنیا به زیر پرچم سرخ کمونیسم رفت. آمریکایی‌ها که انتظار داشتند در نظام اقتصادی جهانی چین را زیر سیطره خود داشته باشند، این کشور را از دست رفته دیدند.

تهدیدی که کمونیسم متوجه نظام سرمایه‌داری می‌کرد عاملی بود تا کشورهای کاپیتالیستی به نیازهای عادی مردم توجه بیشتری کند. کوینتین هوگ، نماینده محافظه‌کار آمریکایی زمانی گفته بود: «اگر برای مردم اصلاحات نیاورید، آنها برایتان انقلاب اجتماعی می‌آوردند.»

در بیشتر زمان قرن بیستم میلادی انقلاب سرخ مایه الهام خیزش‌های بزرگی در جهان از جمله در چین، کوبا، و ویتنام شده بود و جریان‌های ترقی‌خواه غربی نیز مجبور به اندکی چرخش به سمت خواسته‌های مردمی به سیاق اتحاد جماهیر شوروی شده بودند.

از سوی دیگر مناطق زیادی در آسیا، آفریقا و آمریکا نیز در قرن بیستم برای خلاصی از استعمار غربی به پا خاستند و رهبرانی چون نهرو در هند، ناصر در مصر، هوشی مینه در ویتنام، لومومبا در کنگو و کاسترو و چه گوارا در کوبا به الگوهایی برای سرنگونی امپریالیسم بدل شدند. این جنبش‌ها همواره از پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی برخوردار بودند.

رویدادهای پس از جنگ جهانی و جنگ سرد

رویدادهای پس از جنگ دوم جهانی و نیز جنگ سرد، آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین به یک زمین بازی راهبردی برای رقابت ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی تبدیل شدند، بازی قدرت‌های بزرگی که برای هژمونی جهانی مبارزه می‌کردند. استقلال هند و در ادامه آن ماجرای ملی‌‌سازی کانال سوئز آغازی بر پایان امپراتوری بریتانیا بود. دیگر قدرت های اروپایی نیز در حال سقوط آزاد بودند. حتی توانایی به ظاهر زوال‌ناپذیر آمریكا نیز به علت تلفات در جنگ‌های كره و ویتنام و شكست كامل در جنوب شرق آسیا خدشه‌دار شد. نیم هزاره سلطه غرب در جهان در حال عقب‌نشینی بود. نگرانی از چشم‌انداز سرمایه‌داری به حدی بود که رهبران غرب مدام به غافلگیر شدن فکر می‌کردند. اما اتحاد جماهیر شوروی از لحاظ اقتصادی قادر بود بهتر از آنها در شرایط غافلگیری عمل کند.

در پایان جنگ جهانی دوم، احزاب کمونیست در ایتالیا، فرانسه و یونان در آستانه پیروزی در انتخابات قرار داشتند. یکی از پیروزی‌های ابتدایی سازمان سیا، پیشگیری از ظهور غیرقابل توقف کمونیسم در اروپای غربی بود. در یونان، نیروهای ضد کمونیست با حمایت قدرت‌های غربی یک جنگ داخلی به راه انداختند.

تا دهه ۱۹۶۰، ناآرامی‌های اجتماعی در جهان فراوان بود. حوادثی که در فرانسه اتفاق افتاد، دولت را فلج کرد و شرایط را به آستانه انقلاب رساند. در ایالات متحده، کنش‌گران حقوق مدنی و جنبش‌های ضد جنگ کشور را بی‌ثبات کردند. در سال ۱۹۶۸ در ۱۲۵ شهر در سراسر آمریکا شورش شد. به نظر می‌رسید که جهان در آستانه زلزله‌ای بزرگ و تغییر پارادایم قرار گرفته است.

فروپاشی کمونیسم شوروی

همه ما می‌دانیم که بعد چه اتفاقی افتاد. کمونیسم شوروی با فروپاشی اتحاد شوروی سقوط کرد. کمونیسم چینی فقط به طور اسمی باقی ماند و به سرعت به گونه جدیدی از سرمایه‌داری تبدیل شد. تاچر و ریگان در عصر نئولیبرالیسم به سر می‌بردند و حق نظام سرمایه‌داری را تمام و کمال ادا کردند.

پیش بینی مارکس این بود که کمونیسم در سراسر جهان مستقر می‌شود و البته این موضوع تا حدود زیادی به حقیقت پیوست. با این حال، سرمایه‌داری نهایتا توانست از طریق سازگاری و انعطاف‌پذیری، حریف خود را به شدت گوشمالی دهد. اما آیا سرمایه‌داری تنها از طریق سازگاری می‌تواند به حیات خود ادامه دهد؟

طارق علی می‌گوید: «انقلاب روسیه برای سوسیال دموکراسی غربی خیلی خوب بود. سرمایه‌داری مجبور شد امتیازاتی واقعی بدهد. سقوط اتحاد جماهیر شوروی به بدترین نوع سرمایه‌داری غارتگرانه یعنی جهانی‌سازی منجر شد. اما سرمایه‌داری تا زمانی که جایگزینی ندارد زنده خواهد ماند. پیش‌بینی انفجار و فروپاشی خود به خودی سرمایه‌داری، واقع‌بینانه نیست.»

نیل فالکنر می‌گوید: «نظام سرمایه‌داری فوق‌العاده قدرتمند است و چند لایه دارد. بر خلاف شرایط تزار روسیه در سال ۱۹۱۷ که دولت و طبقه حاکمه بسیار ضعیف بودند، جوامع سرمایه‌داری مدرن بر لایه‌هایی از نهادهای جامعه مدنی ساخته شده‌اند.»

ابقا نظام سرمایه‌داری

بیشتر پروژه‌های آزادی‌خواهانه استعمارزدایی به استقرار رژيم‌های سرکوبگر انجامید. سیاست خارجی قدرت‌های غربی در دوران نو-استعمار (Neocolonialism) کمک به دولت‌های خریدار و تضعیف کشورهای سرکش شد و تجارت آزاد اقتصاد جهانی را تسهیل کرد. فرانسیس فوکویاما، اقتصاددان آمریکایی نیز این مدل اقتصاد بازار آزاد را در کنار دموکراسی لیبرال به عنوان پایان تاریخ اعلام کرد. سرمایه‌داری همواره ایدئولوژی پرطرفداری بوده و هنگامی که دیوار برلین برداشته شد، به نظر می‌رسید که سرمایه‌داری برای همیشه ماندنی شده است.

به بارور بسیاری از مفسران، سوسیال دموکراسی ثابت کرد که سرمایه‌داری نوعی از اصلاحات را که مارکس هرگز پیش‌بینی نکرده بود، به وجود آورد و توانست استانداردهای زندگی روزمره را برای جامعه خود فراهم آورد.

اقتصاد نئولیبرالیستی

دهه اول هزاره جدید با ۱۱ سپتامبر آغاز شد و پس از آن جنگ با ترور و جنگ عراق در گرفت. در همان حال نظریه‌های اقتصادی امتحان خود را پس می‌دادند. میلتون فریدمن، پدر نئولیبرالیسم به خلوص بازار آزاد اعتقاد داشت. اما دولت‌ها مانع تحقق این آرمان هستند. به نظر او اگر مقررات منحل می‌شد، بازار، خودش را تنظیم کرده و جامعه شکوفا می‌شود اما بحران مالی جهانی نشان داد که این نظریه اشتباه بود زیرا این بحران‌ها بنای کاپیتالیسم جهانی را متزلزل کردند.

در واقع باید گفت بیش از آن که دشمنی بنیادگرایی اسلامی و حکومت‌های استبدادی تمامیت‌خواه به لیبرالیسم ضربه بزند، پیوند اقتصاد بازار آزاد با لیبرال دموکراسی بود که نتوانست راه را برای بهره‌وری همگانی از اقتصاد باز کند.

بحران مالی، ورشکستگی ظاهری نئولیبرالیسم را به نمایش گذاشت. اما حوادث سال‌های اخیر از جمله بهار عرب و گسترش تروریسم و ناامنی به تعبیرهای ضد و نقیض از دموکراسی هم در راست و هم در چپ منجر شده و در تعابیر اقتصادی کاپیتالیسم نیز بحران ایجاد کرده است.

پیچیدگی وضعیت جامعه امروز به این محدود نمی‌شود. گسترش شبکه‌های اجتماعی به مردم دنیا به ویژه در کشورهای سرکوب‌گر اجازه می‌دهد تا اعتراضات خود را به شکلی وسیع‌تر بیان کنند. در عین حال نیل فالکنر می‌گوید این مسئله شاید در نهایت تأثیر بسیاری در تغییر اقتصاد جوامع نداشته باشد زیرا در سده‌های پیشین هم صنعت چاپ و روزنامه وجود داشته و مثلا بانکداری به راه خود ادامه داده است.

مدل‌های جایگزین برای نظام سرمایه‌داری

بر خلاف نظر آن عده از متفکران چپ که با امید به برخی خیزش‌ها در سال‌های اخیر می‌گفتند همه چیز ممکن است دوباره آغاز شود، انقلاب‌های رنگی در کشورهای مختلف خنثی شد. جدای از این، همین انقلاب‌های رنگی نشان دادند که اگر هم بنا به بازآفرینی انقلابی باشد، دیگر صحبت از طبقه کارگر یا طبقه دیگری نیست، بلکه اعتراضات سیاسی و اجتماعی بدون نیاز به هیچ طبقه یا فردی برای رهبری آن در سراسر جهان قابل اجراست.

به هر روی، بهار عرب، جنبش اشغال وال استریت و امثال آن که همگی مخالف وضع موجود بودند، هیچ‌گاه نتوانستند در مورد شکل و چگونگی تغییر، اجماعی تشکیل دهند تا بتوانند جایگزینی برای کاپیتالیسم پیشنهاد دهند. جنبش‌های بولیواری در آمریکای لاتین، کوربین در بریتانیا، ساندرز در ایالات متحده، ملانشون در فرانسه و پودموس در اسپانیا، هیچ کدام به جز مخالفت با نئولیبرالیسم، مدلی برای جایگزینی سرمایه‌داری ارائه نکرده‌اند.

همین نداشتن مدل جایگزین برای سرمایه‌داری، خود سرمایه‌داری را در موقعیت دشواری قرار داده است. زیرا در موقعیت بحران و برای جبران معایب خود، نمی‌تواند از محاسن نظریه دیگری الگوبرداری کند و این همان چیزی است که جستجو برای یک مدل جایگزین سرمایه‌داری را توجیه می‌کند. اگر سرمایه‌داری نتواند ضعف‌های خود در مقابله با بحران را (که خود در آفریدن آن نقش دارد)، بر طرف کند، جهان با گونه‌ای سیاست‌زدایی و خلأ سیاسی مواجه می‌شود که در نهایت به مرگ نئولیبرالیسم و سر برآوردن بنیادگرایی اسلامی و محبوبیت روزافزون راست افراطی می‌انجامد.

امروز هویت فرهنگی جای هویت طبقاتی را گرفته است و رویدادهایی همچون برکسیت و رأی آوردن دونالد ترامپ گواه آن است. در چنین شرایطی، ساختارهایی چون سندیکاها و احزاب از بین می‌روند.

الگوی چین همچنان جوابگوست

با وجود آن که رشد اقتصادی چین به مانند گذشته آهنگ تندی ندارد، بسیاری معتقدند الگوی چین هنوز می‌تواند در سده بیست و یکم راهگشا باشد. چین پرجمعیت‌ترین کشور جهان است که دولت آن تاکنون در زمینه توسعه موفق عمل کرده است. این کشور با هزینه‌های نظامی نسبتا کم، واجد بزرگترین پرولتاریا در جهان هم هست و با این همه به یکی از برترین قدرت‌های جهانی بدل شده است. شاید سرمايه‌داری به جای آن که در قرن حاضر به سوی ورشکستگی سوق یابد روزی مجبور شود که با کمک اقتصاد حمایتی و تحت کنترل دولت و نیز بدون اعتنای زیاد به موازین دموکراسی، خود را نجات دهد. آینده چین در دو سه دهه دیگر، تصویر درستی از عملکرد اقتصادی این کشور به دست خواهد داد.

آیا پایان سرمایه‌داری، پایان تاریخ است؟

فروپاشی کمونیسم دکترین مارکسیستی را تضعیف کرد که البته این یک امر گریزناپذیر تاریخی بود. سرمايه‌داران نیز می‌خواهند به ما بگویند این که در کوتاه مدت سرمايه‌داری سراسر جهان را بگیرد یک امر گریزناپذیر است. به این ترتیب باید گفت که نه تنها ما به پایان تاریخ رسیده‌ایم، بلکه به جای کلان‌روایت تاریخ، شاهد استیلای نظریه هرج و مرج و هاویه و نیز شکست پست‌مدرنیسم خواهیم بود.

اکنون درسی که تاریخ به ما می‌دهد شاید این باشد: تنها امر گریزناپذیر تغییر است. مسئله تنها این نیست که سرمایه‌داری در نهایت به یک الگوی ساختاری جدید متوسل بشود، مسئله این است که چه چیزی جایگزین آن خواهد شد.

به باور بسیاری از اندیشمندان چپ، ما اکنون در نوک گنبد، یا به قول رابرت براونینگ شاعر «روی لبه خطرناک اشیا» قرار داریم. نورمن دیویس مورخ زمانی گفته بود: «تغییر تاریخی مانند بهمن است. نقطه شروع آن یالی از یک کوه پوشیده از برف است که به نظر جامد و محکم می‌نماید. همه تغییرات در زیر سطح قرار دارند و نامرئی هستند. به هر روی، چیزی در جریان است، فقط ما نمی‌دانیم کی به راه می‌افتد.»

منبع: 
یورو نیوز
انتشار از: 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان.... زنده یاد مهاتما گاندی قبل از اینکه مبارزه برای استقلال هند را شروع بکند میبایستی جواب یک سوال مهم خودش را پیدا میکرد تا به این مبارزه شکل و سامان بدهد. ایشان همیشه از خود می پرسید که (( چطور یک جزیره به کوچکی انگلستان توانسته است صاحب بیش از نصف کره زمین باشد )).. ایشان جواب سوال خویش را در مدت کوتاه پیدا کرد.جوابش هم خیلی ساده بود .(( حکومت دموکراسی پارلمانی انگلستان ))...در ضمن { سلطنت طلبان ...در انگلستان حکومت شاهنشاهی و سلطنتی نیست و حزب رستاخیز هم وجود ندارد ..خیلی برایتان متاسفم}.. مهاتما گاندی زود متوجه شد که اگر در جامعه ,آزادی بیان, فعالیّت احزاب سیاسی, آزادی مطبوعات , جدای دین از دولت , انتخابات آزاد, و...... نباشد , این جامعه محکوم به فناست. ایشان تنها با این عقاید توانست هندوستان را به بزرگترین دموکراسی روی زمین تغیر دهد. پاکستان و هندوستان در یک زمان به

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تبریزی عزیز، باز هم قرائت آیاتی چند از کلام الله کارل مارکس رضوان الله علیه، و روایاتی از امام موسی کاظم و ولادیمیر ایلیچ لنین ارواحنا لهم الفدا
طبیعتا علت قطور بودن کتابها و طولانی بودن مقالات و کامنتهای مذهبیون و ایدئولوژیستها در ارتباط با درج نود و نه درصدی از روایات رهبران و امامان می باشد، یعنی خود حرفی برای گفتن ندارند، و امروزه کوپی پیس کارها را راحت کرده.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(دنباله) ..... و این همان فرمول کارل هاینریش مارکس است که می گوید سیستم برده داری برای پیشرفته تر شدن ابزار کار و بیشتر شدن و ارزانتر شدن فراورده های ساخته شده به دست برده ها خودش با دست خودش گورش را کند و دهداری جای برده داری را گرفت! سیستم دهداری نیز برای پیشرفته تر شدن ابزار کار و بیشتر شدن و ارزانتر شدن فراورده های ساخته شده خودش با دست خودش گورش را کند و سرمایه داری جای دهداری را گرفت! سیستم سرمایه داری نیز برای پیشرفته تر شدن ابزارهای کار و اتوماسیون و روباتیزه شدن و ..... خودش با دست خودش گور خودش را خواهد کند و کمونیسم جای سرمایه داری را خواهد گرفت! (برای شونصدمین بار می گویم که سرمایه داری دولتی مانند شوروی برابر با کمونیسم نیست!)
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پرسش: سرمایه داری چیست؟

پاسخ: بهره برداری گروه انگشت شماری از مردم یک سرزمین که دارای ابزار کار (سرمایه) هستند از دارائی های آن سرزمین و تهیدست ماندن و گرسنه ماندن انبوه میلیونی مردم آن سرزمین سرمایه داری است!

پرسش: کمونیسم چیست؟

پاسخ: بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است!

پرسش: چه کسانی دشمن سرمایه داری هستند؟

پاسخ: انبوه میلیونی مردم تهیدست و گرسنه دشمن سرمایه داری هستند!

پرسش: چه کسانی دشمن کمونیسم هستند؟

پاسخ: سرمایه داران، زرسالاران و وابستگان به آنها مانند پیروان آخوندیسم و ناسیونالیسم دشمن کمونیسم هستند!

دوستان گرامی، در شهری ده کارخانه ماکارونی فراوری می کنند، دستمایه این کارخانه ها چیست؟ دستمایه کارخانه های ماکارونی سازی آرد است، فراورده این کارخانه ها چیست؟ فراورده این کارخانه ها نیز ماکارونی است، اگر از ده کارخانه
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، من نمی توانم در یکی دو یادداشت (کامنت) همه سخنان کارل هاینریش مارکس را درباره جستارهای اقتصادی یکایک بازگو کنم و به درست بودن و نادرست بودن آنها بپردازم، از این روی کوشیدم به زبانی ساده برخی از دیدگاه های مارکس را برای کسانی که در این باره ها پژوهشی نداشته اند روشن کنم، پیشاپیش نیز چند بار گفتم که رژیم شوروی یک رژیم کمونیستی نبود و فروپاشی رژیم شوروی از میان رفتن کمونیسم نیست بلکه از میان رفتن سرمایه داری دولتی است! اما باز هم کسی پیدا شده و می گوید چون در شوروی چنین و چنان شد پس کمونیسم نیز چنین و چنان است! بی آن که ویژگی های سرمایه داری را روشن کرده باشد!

سرمایه داری چیست؟ پاسخ: بهره برداری گروه انگشت شماری از مردم یک سرزمین که دارای ابزار کار (سرمایه) هستند از دارائی های آن سرزمین و تهیدست ماندن و گرسنه ماندن انبوه میلیونی مردم آن سرزمین سرمایه داری است!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه... و چهار ماه تمام کرده بودند. بدان جهت کارگران هر روز به کارخانه آمده و هشت ماه بدون تولید هیج جنسی در این کارخانه بایستی استراحت میکردند تا برنامه پنج ساله بعدی از طرف کمیته مرکزی صادر میشد..
دوستان... هیچ وقت از یاد نبریم که شوروی از نظر پیشرفت علم و دانش مخصوصآ علوم فضائی از امریکا به مراتب پیشی گرفته بود ولی بخاطر سیاستهای غلط , اقتصاد بدون رشد و دیکتاتوری تک حزبی , از هم پاشید. یکی از مولّد اقتصاد سالم که همیشه رشد میکند Competitive markets است که به سود (( مصرف کننده )) می باشد و دیگری هم فضای باز سیاسی که انسان با آزاد اندیشیدن و بدون وابستگی تنها به به یک نوع فکر و افکار , رشد و تکامل می یابد . اگر مدل اقتصادی این کمونیست ها وطنی را در قرن 21 دنبال بکنیم همان بلائی که به کشور شوروی آمد , به سر ما هم خواهد آمد....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... بعضی ها واقعآ فکر میکنند که قوانین ( اقتصاد ) درست همانند افکار ایده آلیستی است.. به این جمله نظری بیندازیم تا ببینیم عمق فاجعه اقتصاد دانان کمونیست ها وطنی تا چه حدی است. بعد من مثالی عینی از همین نوع اقتصاد که دوستم از شوروی دیدن کرد خواهم زد..... ((ده کارخانه از صد کارخانه خودروسازی هنگامی که یکپارچه شده و کارخانه ای را می سازند که در سایه یکپارچگیشان هم مزد کارگران بیشتر می شود و هم بهای کالا ارزانتر می شود و هم شماره خودروهای ساخته شده بیشتر می شود و هم سود به دست آمده بیشتر می شود ))... این جمله غیر واقعی درست با اولین قانون اقتصاد (( عرضه و تقاضا )) مغایرت دارد.
1- موقعی که چند کارخانه با هم ادغام میشوند , بخاطر (( باز دهی کم و یا بیشتر و نحوه تولید )) یکی و یا چند تا از این کارخانه ها بایستی با بازدهی جدید ( کلی و نحوه تولید کلی ) میزان بشوند. این به وقت و انرژی و
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
(دنباله) ..... پیوستن ده تائی کارخانه ها برای به دست آوردن درآمد نیست روشن است که این روش به کار گرفته خواهد شد! پس تا اینجا به جای صد کارخانه خودروسازی ده کارخانه خودروسازی به جا ماندند!

اما برای افزایش دستمزد کارگران و پیشگیری از ناخرسندی آنها و برای پائین آمدن بهای خودروی ساخته شده و برای به دست آوردن سود بیشتر در کشاکش با کارخانه های خودروسازی کشورهای دیگر، ده کارخانه نیز چاره ای جز یکپارچگی نخواهند داشت و سرانجام از صد کارخانه نخستین تنها یک کارخانه بر جای خواهد ماند!

کارخانه های خودروسازی کشورهای گوناگون نیز برای افزایش دستمزد کارگران و پائین آوردن بهای کالای ساخته شده و به دست آوردن سود بیشتر ناچار از به هم پیوستن هستند و برای این کار ناچار از پذیرش صدها میلیون سهامدار هستند که در آغاز بسیاری از این سهامداران کارگران و سرانجام همه این سهامداران کارگرانی .....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، مر شما را گفتم پیش از این که جهان به سوی سوسیالیزه شدن سرتاسری می رود و هر کس که در برابر این روند بایستد میان چرخدنده های سوسیالیزه شدن جهان خرد و نابود خواهد شد! البته سوسیالیسم حقیقی نه سوسیالیسم دروغین و یا همان سرمایه داری دولتی آن چنان که در شوروی دیده شد! و چون من رژیم شوروی را رژیمی کمونیستی نمی دانم و خواسته من بر سر کار آوردن رژیمی مانند شوروی در ایران نیست تا من سخن از کمونیسم می گویم کسانی که ضد کمونیسم هستند نمی توانند با دستاویز کردن فروپاشی شوروی الم شنگه به پا کنند! (شوروی بی شوروی!) از سوی دیگر برای کسانی که پژوهش های گسترده ای درباره اندیشه های سیاسی گوناگون نداشته اند چگونگی رسیدن به کمونیسم جهانی و برپائی کشوری به نام کره زمین در فرجام تاریخ در سایه تک میهنی (اینترناسیونالیسم) را به زبان ساده می خواهم روشن کنم .....
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پرسش: یک کارگر از سرزمینی که در جنوب دریاچه سوپریور بود با دستان پینه بسته و تنی خسته از کار چند بسته بیل و کلنگ و داس و چکش آورد و آنها را در قایقی بار کرد و به سرزمینی که در شمال دریاچه سوپریور بود برد، هیچ پلیس و مرزبانی هم دیده نشد! نام دو کشوری که یکی از آنها در شمال دریاچه سوپریور و دیگری در جنوب دریاچه سوپریور جای دارند چیست؟

پرسش: سرمایه داری چیست؟ پاسخ: بهره برداری گروه انگشت شماری از مردم یک سرزمین که دارای ابزار کار (سرمایه) هستند از دارائی های آن سرزمین و تهیدست ماندن و گرسنه ماندن انبوه میلیونی مردم آن سرزمین سرمایه داری است!

اگر می خواهید درباره ویژگی های سرمایه داران بیشتر بدانید و همچنین سخنان ناسیونالیست ها را که راست گراترین راست گراهای جهان و وکیل مدافع سرمایه داران و زرسالاران هستند را بخوانید به این لینک نگاه کنید

http://iranglobal.info/node/58244

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب نتیجه، اگر در تهران دوتا ماشین با هم تصادف بکنند، بلافاصله از ماشین پیاده می شوند و تمام فک و فامیل مونث طرف مقابل را به فهش و ناسزا می بندند، خاله، عمه، مادر، خواهر، زن و دختر که از هیچ چیز خبری ندارند مورد تجاوز کلامی واقع می شوند، این فرهنگ را در سایت ایران گلوبال هم می شود مشاهده کرد، بحث در مورد سیستم های ممکن برای آینده بشری می باشد، یعنی یک بحثی کلی و جهانی است، این چه ربطی به باکو و ترکیه دارد؟ فکر نمی کنید که این مسائل را همانند فحش خاله و عمه بکار می بندید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ادامه کامنت "" lachin عزیز و گرامی‌ ""، باید به این واقعیت نیز اشاره کرد که با ترامپ، قانون مهاجرت هأیتی‌ها به آمریکا، لغو شد و ده‌ها هزار هائیتی با پای پیاده، از راه زمینی‌، از آمریکا وارد کانادا شدند، این باعث شده "" گفتمان امنیت بیشتر مرز‌ها "" در کانادا وارد بحث روز شود، همچنین با بیرون کشیدن آمریکا از نفتا، امنیت بیشتر مرز آمریکا و کانادا، وارد فاز جدید خواهد شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" کارآفرینی، بدون عقلانیت، شکست جامعه را تشدید می‌کند "" ابتدا این "" پیش فرض "" را وارد مباحثه می‌کنم که "" جوامع‌ای که به کمونیزم اعتقاد دارند تا حدی قانون گریز "" هستند، در وحله بعدی، این فاکتور را برجسته می‌کنم که به نگاهی‌ به تحولات منطقه، کدام فاکتور ها، جایگاه اتحاد منطقه‌ای را، در منطقه ما، افزایش میدهند "" ۱- اوروسیا ایزیم ۲- خط لوله گاز جریان ترک ۳- ماشین " نیسان قشقائی " . اگر با دقت نگاه کنیم، در مرکز و هسته تمام این تحولات سیاسی / اقتصادی / تکنولوژیکی عنصر ترک و هویت ترک نهفته است، این در حالی‌ است که هویت فارسی‌ با مذهب شیعه شعوبی در مرکز اقتدار ایران، عربستان سودی را از جایگاه محافظه کارانه، به جایگاه فرصت طلبانه، تهاجم گونه ارتقا داده است. در مورد ارتباط قانون گریزی و افکار کمونیستی، باید دقت کرد که شیعه از نوع فارسی‌، همیشه به روسیه، ارمنستان، فیدل کاسترو، چاوز، اریتره نز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نگارنده عزیز.... لطفآ اسم دو مرز زمینی امریکا و کانادا که از میان رفته است را برایمان مشخص کنید. چون چند سال پیش با ماشینی که از امریکا برای پسرم در کانادا میبردم بایستی تمام مراحلات قانونی هر دو کشور را که « وظیفه یک شهروند » بودن می بود را مثل هزاران شهروندان دیگر در مرز انجام میدادم. هرچند که در مرز این دو کشور سیم ها خار دار , توپ و تفنگ و سرزمین پوشیده از مین نیست ولی نگهبانان مرزی تنها با اطلاعات پاسپورتی و یا گواهی نامه راننده گی و یا با شماره ماشینی که دارید و بایستی در مرز نشان بدهید می توانند شما را شناسائی کرده و بعد از شناسائی برای شما اجازه ( ورود ) بدهند. در ضمن اگر یک امریکائی به کانادا برود و یا یک کانادائی به امریکا بیاید تنها با لهجه زبان انگلیسی فهمیده خواهد شد که این شخص امریکائی است یا کانادائی...میدانم که شما زبان را تنها وسیله ارتباط می دانید و بس ولی داشتن لهجه
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من با فرودگاه ها کاری ندارم، حتی اگر در درون یک کشور دو شهر در دویست کیلومتری هم باشند و یکی از شهروندان این کشور بخواهد با هواپیما از یکی از این شهرها به شهر دیگر برود با کنترل های سفت و سختی روبرو خواهد شد، برای چه؟ برای پیشگیری از آدمکشی و آدم ربائی و هواپیماربائی و بمب گذاری در هواپیما و ..... روشن است که اگر کسی هم در کانادا بخواهد سوار هواپیما شده و به آمریکا برود با همان کنترل ها روبرو خواهد شد! اما اگر کسی مرز زمینی میان آمریکا و کانادا را در شمال آمریکا و جنوب کانادا دیده باشد خواهد دید که این مرز تنها بر روی کاغذ و نقشه های جغرافیائی دیده می شود و مرز میان آمریکا و کانادا از میان رفته است! هزاران راه آسفالت و راه خاکی را می توان میان آمریکا و کانادا یافت که هیچ کنترلی بر روی آنها نیست و هر کس به سادگی می تواند با ماشین و یا پیاده از این راه ها به آمریکا یا کانادا .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ادامه....بازرسی از ماشین ایکس ری کرده بودم. اگر وقت کردید سری به مرز کانادا و امریکا بزنید ببنید مشکل مرزی چیست. اگر وقت اضافی هم داشتید لطفآ سری هم به مرز آمریکا و مکزیک هم بزنید. چون هنوز دیوار آقای دونالد ترامپ ساخته نشده است و فعلآ می توانید چند ساعتی در این مرز معطل باشید . اگر دیوار مرزی ساخته شود به جای چند ساعت , چند روز معطل خواهی ماند..

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... همانطور که متوجه هستیم تعریف جدید از نوع (( خیال بافی )) از مکتب کمونیسم « بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است » این روزها در این سایت بیشتر بچشم میخورد. هرچند این تعریف خیلی (( جلوه گر و خوشایند تر )) از آن تعریف کمونیسم از طرف دکترین این مکتب بنظر میرسد و لی این کمونیسم از نوع ایرانیش درست همان نوع ( آلمانی و روسی, کوبائی, آلبانی و.... ) است که هیج تفاوتی باهم ندارند .. بقول ترک ها (( بیر بزین قیراغی دیر.... سر و ته یک کرباس هستند ) به این خاطر که نه تنها این کار شدنی نیست بلکه (( عملی هم )) نمی تواند باشد. این تعریف برای ایرانیان از این لحاظ خوشایند است که ایران دارای ذحایر (( نفت و گاز )) است , و بهره برداری مشترک عقیده خوبی میتواند باشد. ولی نگارنده از یادشان رفته است که یک آخوند مرتجع در این چند دهه معاصر نه تنها پول
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان گرامی، مر شما را گفتم پیش از این که برابر دانستن کمونیسم با رژیم شوروی لغزشی دهشتناک است و حتی می توان گفت فروپاشی رژیم شوروی راه را برای پیاده شدن کمونیسم حقیقی در جهان هموارتر کرد زیرا آن چه که در شوروی از میان رفت کمونیسم نبود و سرمایه داری دولتی بود! اما بدبختانه کسانی که فهم درستی از کمونیسم ندارند تا کسی سخن از کمونیسم می گوید فروپاشی رژیم شوروی پیشین را مانند گرزی بر سرش می کوبند! کمونیسم چیست؟ پاسخ: بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است!

دوستان گرامی، فرجام تاریخ جهان از میان رفتن مرزهای به جای مانده از زمان برده داری میان انسان ها، از میان رفتن ناسیونالیسم، به جا ماندن یک کشور در همه جهان به نام کره زمین و رسیدن به تک میهنی (اینترناسیونالیسم)، از میان رفتن سرمایه داری و رسیدن به کمونیسم جهانی است! جهان به سوی سوسیالیزه شدن .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا کمنت و توضیح - کارل کورش- سانسور شد ؟ توضیحی بود در باره ترجمه یک کتاب در ایران. یا اینکه گم شد در بلبشوی تنظیم کمنت ها ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
https://www.youtube.com/watch?v=q5O6gqjrybo
آقای تراب ثالث ،در لینک فوق ،تعاریف جالبی از فلسفه مارکسیسم نموده و ادعا کرده که مارکس مخالف فلسفه بوده چون آنرا ایدئولوژی میدانسته.و انگلس ،فلسفه را رشته ای پیشا علم ،میدانسته که بعد از مارکس ارزشی ندارد و تنها فایده اش جمعبندی از سایر علوم در گذشته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در نظام ترکی "ساراخیسم " در آنکارا و باکو، نظام چند حزبی توانسته چنان موجب شکوفایی اقتصادی گردد که اگر اروپا و امریکا رفع ویزا کنند، نیمی از جمعیت مسلمان این دو کشور فرار را بر قرار ترجیح خواهند داد و جلو ادارات سوسیال ؛ در اروپا و امریکا شب را بیتوته حواهند نمود.تئوریها و سواد پانترکیسم مدافع سرمایه داری و ناسیونالیسم قومی، چنان صادقانه است که افراد این گروه ناچیز ، حاضر نیستند اکنون به یک کشور ترک زبان رفته و در آنجا زندگی کنند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان...در دوره زندگی دانشجوئیم در انگلستان , با یکی از اعضای سندیکای کاگران معدنچیان ذغال سنگ اسکاتلند آشنا شدم. موقعی که این معدنچیان در زمان خانم تاچر به رهبری (( آرتور اسکارگیل)) , رهبر سندیکای معدنچیان کشورانگلستان به مدت نزدیک یک سال اعتصاب کردند, این شخص , توسط یک سندیکای کارگری کشور ( شوروی) به این مملکت دعوت شده بود. ایشان اولین بار بود که به کشور (( شورا ها )) میرفت..تجربه و دیدن کشور شوروی بوسیله این شخص , برای ما ایرانیها که آن زمان همه چیز را (( سیاه و سفید )) میدیدیم , شگفتی داشت. آنچه که ایشان از نزدیک دید و لمس کرد و آنچه ما در روزنامه های پروپاگانداهای چپ مشاهده کرده بودیم از زمین تا آسمان فرق داشت. این کشور به اصطلاح ( بهشت کارگران) به یک رکود اقتصادی چنان گرفتار شده بود که نه (( پروستریکا )) علاجش کرد و نه (( سیاست گلاسنوست )). این جوک که متاسفانه گویای حقیقت

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سالام _ این تبریزی ما که ستاره سرخ نیزدارد،تفکرجالبی دارد،
ایشان نه درحال بلکه دراین هشت ونه سالی که باسایت آشناشده ام نظرات بکری را ارائه میکند.
ازطرفی خودراطرفدارسرسخت کمونیست نشان داده وازطرفی ازسره نویسی واستفاده ازکلمات پیش تراز حدادعادل ومحمودافشار واقبال آشتیانی مارابا کلمات غیرمتعارف آشنامیسازد.
نه به این تفکرچپی اش اعتمادی است ونه به سره نویسی اش،تورک ستیزی اش پیش کش تبریزی بودنش مثل جناب سیداحمدی کسروی!!!!
این آقااسما همزبان ما،کاتولوک ترازپاپ شده ازبزرگترین تئوریسن های غربی و دنیای کمونیست حاکم هفتادساله هم کمونیست ترمیشود.
یعنی انگارکه بزرگترین پیروان مارکس وانگلس درشوروی.غرب وانگلیس وآلمان همه کشک می سابندوآقای تبریزی ماآنهارامیخواهدآموزش مارکسیسم دهد!!!عجیب نیست؟
بزرگ ترین کارحانه ها و عالمان کمونیست،سندیکاها،اتحادیه،احزاب انگار کشورهای غربی هیچ چیزنمی فهمند،ماکه هنوز

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کارل کورش ،یک کمونیست آلمانی بود ،و با چندین کتاب خود کوشید تا ثابت کند که مارکس فیلسوف نبود و مخالف فلسفه بود. به این دلیل او را از حزب کمونیست بیرون کردند . مارکس در زمان خود ،با دیدی به فلسفه مینگریست که آن موقع رواج داشت یعنی فلسفه را یک رشته ایده آلیستی خرافاتی میدانستند که در بحث یا سفسطه گری میکرد ، یا نقش الهیات را بازی می نمود و میخواست ثابت کند که دین پاسخگوی همه مشکلات است. پیش از آن مکتب ایده آلیسم آلمان، باعث شد که انگلس کتاب ایده ئولوژی آلمانی را بنویسد.بعدها لنین ایست ها ، فلسفه کمونیسم و فلسفه مارکسیستی را ، همان "دیالکتیک ماتریالیستی تاریخی" دانستند.
کتاب کارل کورش را ، در ایران حمید وارسته ترجمه نموده و رسانه ها ی آخوندی با خوشحالی جشن گرفتند چون میگفتند مارکس فیلسوف نبود و کمونیستها فاقد فلسفه هستند و اسلام پاسخگوی همه مشکلات غرب است.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوست گرامی ما که با نام Karl Korsch یادداشت (کامنت) شماره 95700 را در این بخش نوشته است از یک سو می گوید: ( ..... مارکس خود را فیلسوف نمی دانست و حتی با فلسفه مبارزه می کرد چون او فلسفه را ایده آلیستی و حرف هایش را جامعه شناسی علمی - تاریخی دیالکتیکی می دانست، او فلسفه را یکی از عناصر فرهنگ بورژوائی می دانست! ..... ) از سوی دیگر دوست ما این چنین می گوید: ( ..... مارکس خواهان وحدت میان فلسفه و پرولتاریا بود چون طبقه کارگر برای مبارزه نیاز به یک فلسفه آینده نگر دارد! ..... ) با سخنانی که دوست ما نوشته است سرانجام روشن نشد که آیا مارکس خواهان فلسفه بود یا نبود؟ ***** دوستان گرامی، بیش از نود درصد سخنان کارل مارکس درباره جستارهای اقتصادی است، کتاب سه هزار صفحه ای کارل مارکس به نام: "سرمایه" نیز درباره اقتصاد است، جستارهائی مانند .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
...مارکس خود را فیلسوف نمیدانست و حتی با فلسفه مبارزه میکرد چون او فلسفه را ایده آلیستی و حرفهایش را جامعه شناسی علمی تاریخی دیالکتیکی میدانست.او فلسفه را یکی از عناصر فرهنگ بورزوایی میدانست
مارکس اهمیت تاریخی دورانساز ماتریالیسم فویرباخ را در رابطه آن با قطع رابطه ایده آلیسم هگل میدید . ماتریالیسم پیشین غیردیالکتیکی و غیرتاریخی بود . طبق نظر مارکس دیالکتیک علم قوانین تمام حرکات درونی و بیرونی تفکر بشری است . این جنبه انقلابی تفکر فلسفی هگل یعنی دیالکتیک را مارکس گرفت و تکامل داد .
فلسفه کمونیستی از آنجا قوی است چون به انسان یک جهانبینی متحد و کامل ، منطقی و علمی میدهد . فلسفه سوسیالیستهایی مانند مارکس ، انگلس و لنین علیه دانش بورژوایی ؛ چه رسمی و چه لیبرال و دانشگاهی ، دست به مبارزه زد . ماتریالیسم طبیعی و تکمیل شده مارکس به بشریت مخصوصا به پرولتاریا وسایل شناخت عظیمی را اهداء نمود .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... این همان دیکتاتوری به اصطلاح پرولتاریائی است که نوشته میشود....((دیدگاه دیگر آن است که سخنان کارل مارکس را باید مانند آیه های قرآن قرائت و تلاوت کرد و هیچکس کوچکترین اما و اگری درباره سخنان مارکس نباید به کار ببرد))...WOW .موقعی که در دین اسلام , انسان خود را (( تسلیم به اطاعت و فرمانبرداری )) کرد دیگر جائی برای فکر کردن و از همه مهمتر (( پرسیدن)) نخواهد ماند و رشد فکری و مغزی را همانطور که در 57 کشور مسلمان مشاهده میکنیم «درجا» خواهد زد. اگر کسی این فتوا را بدهد که هیچکس کوچکترین اما و اگری درباره سخنان مارکس نباید به کار ببرد, این همان تسلیم به اطاعت و فرمانبرداری است که روی دیگر سکه دیکتاتوری است. در اینجاست که (( استالینیزم از نوع ایرانی و آقای تبریزی )) رشد می کند و هر کسی که « مکتب مارکس »را به چالش بکشد , یا کشته شده و یا از « گولاگ های سیبری » سر در می آورد. بزرگترین
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چند دیدگاه درباره سخنان کارل هاینریش مارکس در جهان یافت می شوند، یک دیدگاه دشمنی آشکار با مارکسیسم از سوی سرمایه داران و زرسالاران و کسانی مانند آدولف هیتلر ناسیونالیست است، آدولف هیتلر ناسیونالیست بارها گفته بود که مارکسیسم طاعونی است که باید از سرتاسر جهان ریشه کن شود! دیدگاه دیگر آن است که سخنان کارل مارکس را باید مانند آیه های قرآن قرائت و تلاوت کرد و هیچکس کوچکترین اما و اگری درباره سخنان مارکس نباید به کار ببرد! دیدگاه دیگر عقب نشینی از مارکسیسم و تحریف و به لجن کشیدن آن با واژه هائی مانند سوسیالیسم و دموکراسی و کارگر و رنجبر و دهقان و ..... است که به این دیدگاه رویزیونیسم گفته می شود! دیدگاه دیگر آن است که مارکسیسم کلاسیک و کهن کاستی هائی دارد و سخنان کارل هاینریش مارکس باید ویرایش، بازنگری و بهسازی شوند و با مارکسیسم کهن و کلاسیک رسیدن به کمونیسم شدنی نیست و برای .....

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب تبریزی -
این حرفها را قبل از شما ،دهها گروه دیکر قبلا زده بودند. تمام حرفهای مکتب فرانکفورت از 80 سال پیش ،در این مورد است. مارکسیتسهای به اصطلاح امریکایی . اویرو مارکسیسم یعنی اروپایی ها. تروتسکیست ها. و قس علیهذا. حتی لنین و استالین و مائو هم میگفتند مارکس حرف آخر را نزده و نظراتش سوره و آیه مقدس نیستند. هر مارکسیست یا کودن چپی میگوید مارکسیسم را باید با شرایط خاص هر کشوری وفق داد.
از اینکه استالینیست های روس کوشیدند مارکسیسم را ابزار و تئوری سیاست خارجی خود کنند. اشتباه بزرگی یود و 50 سال ضرر آن ادامه خواهد داشت.
مارمسیم چنان جنبه عای علمی در علوم اجتماعی دارد که اکنون بعد از پایان جنگ سرد نه تنها در مراکز علمی و دانشگاهای غرب از آن برای تحلیل جهان کلوبال استفاده میشود، حتی در ایران ، استادان هایدگری و نیچه ای فلسفه ،همه با اسم مارکس لاس میزنند و ژست های روشنفکری میدهند و مثل

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
""" جناب تبریزی سره نویس و ابهام پیرامون ( لغت فرآوری ) """ اگر "" تولید همان فرآوری "" در زبان دری شما باشد پس تکلیف مابقی لغات را برای من روشن کنید. در عربی‌ "" تولید، مولد، تولد، ولید "" فکر کنم از یک بن مشتق شده باشند. اگر من قصد گفتن به فرض "" بخش مهم و (مولد ) کشاورزی "" را داشته باشم، در اینجا با استفاده از " فرآوری " چگونه کلمه جایگزین برای " مولد " بسازم؟ اهورا مزدا پشتیبان شما و فرهنگستان زبان فارسی‌ / دری باشد. .... آیا "" تولید محصولات کشاورزی "" می‌‌شود >> "" فرآوری کشاورزی ؟ """
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مارکسیسم کهن و کلاسیک پر از کاستی های ریز و درشت است و این که از دل واژگانی مانند سوسیالیسم و کمونیسم بدترین چهره سرمایه داری یا همان سرمایه داری دولتی در شوروی پدیدار شد برای کاستی هائی بود که مارکسیسم کهن و کلاسیک داشت، بدون ویرایش مارکسیسم و بدون داشتن دیدگاه هائی نوین و هماهنگ با آن چه که در جهان انسان ها می گذرد رسیدن به کمونیسم ناشدنی است و فرجام کار رسیدن به سرمایه داری دولتی مانند شوروی است! کمونیسم چیست؟ پاسخ: بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است! و رسیدن به کمونیسم با مارکسیسم کهن و کلاسیک ناشدنی است! از این روی مارکسیسم نیاز به بازنگری و ویرایش بنیادین دارد! و کسانی که خواهان پیاده شدن کمونیسم در سرتاسر جهان هستند به جای ترس از برچسب هائی مانند (رویزیونیست) باید برای ویرایش و بازبینی مارکسیسم کهن و کلاسیک بکوشند!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان.... کارل مارکس بهترین تشخیص دهنده بیماری های جامعه است ولی نسخه و دوائی که برای این بیماری ها می نویسد اشتباه و (( بی اثر )) است......
چرچیل می گوید.....(( من هم میدانم حکومت از نوع پارلمانی « دموکراسی پارلمانی » که ما داریم, از بدترین نوع حکومت هاست, ولی بهتر از این را تا بحال ندیده ایم )).....بهترین را را برایتان آرزومندم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" کالبد شکافی عدم درک ژرف جناب تبریزی سره نویس پیرامون آینده تکنولوژی و کمونیزم "" فاکتور‌های برجسته ۱- با جایگزینی روبات‌ها بجای کارگران، طبقه کارگر جای خود را به طبقه ( نخبگان با لشگری از روبات‌ها ) می‌‌دهد، برخلاف مارکس و دیدگاه کمونیستی، طبقه از بین نمیرود، کاپیتالیزم فرای دیدگاه پیش پاا افتاده کمونیستی، پوست اندازی می‌کند. ۲- برای اولین بار در طول تاریخ، نیروی کارگر به کلی‌ از جامعه حذف می‌‌شود، این یعنی‌ کارگران دیگر با ( اعتصاب سراسری، اتحادیه‌های کارگری ) در روند تولید اخلالی به وجود نخواهند آورد و هیچ قدرت تغییری را نخواهند داشت. ۳- در این مرحله، جوامع به دو دسته ( جامعه دیجیتالی / جامعه غیر دیجیتالی ) تقسیم خواهند شد، آن دست از کارگران که خود را با قوانین جامعه دیجیتالی وفق ندهند به ناچار خود را در جامعه غیر دیجیتالی خواهند یافت.
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
( ..... اين سرمايه دارى خواهد بود كه جوامع بشرى را قادر به روباتيزه كردن و اتوماسيون در سطحی فراگير خواهد كرد ..... ) و سرمایه داری پس از اتوماسیون و پس از پیشرفته کردن و روباتیزه کردن ابزار فراوری، خودش با دست خودش گور خودش را خواهد کند و همگان به کمونیسم خواهند رسید! کمونیسم چیست؟ پاسخ: بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است! اتوماسیون، روباتیزه شدن و پیشرفت ابزار فراوری در زمینه های گوناگون از کشاورزی گرفته تا فراوری پوشاک و دارو و خوراک و ..... برابر با رسیدن به بهره برداری مشترک و برابر مردم از دارائی ها و کنده شدن گور سرمایه داری به دست خودش است! ***** اینها سخنان (تبریزی) نیستند بلکه اینها سخنان کارل مارکس فیلسوف نامدار آلمانی هستند! و شگفت آور است کسی که می گوید ضد کمونیسم است همان سخنانی را می گوید که مارکس گفته است! ***** فراوری = تولید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" اشتباه ديدگاه جناب تبريزى سره نويس پيرامون كمونيزم كجاست؟ """ جوامع پيشرفته و توسعه يافته بزودى بايد به اين پرسش هياتى جوابى بييابند >> چرا آتوماسيون بايد به شكلى وسيع همه گير شود و "" كدام سيستم جوامع بشرى, قادر به عملى كردن ان است؟ "" برخلاف افازات جناب تبريزى، اين سرمايدارى خاهد بود كه جوامع بشرى را قادر به روباتيزه كردن و آتوماسيون در ستهى فراگير خاهد كرد نه سيستم كمونيستى، سيستم كمونيستى مانع انباشت سرمايه در آمريكايه لاتين شد و اين جوامع توان مالى / تكنلوژيكى روباتيزه كردن جامعه را نخاهند داشت. با روباتيزه شدن امر توليد، ماليات بستن به روبات ها وارد مراهل قانونى خاهد شد و جوامع وارد پروسه "" Universal Basic Income "" خاهند شد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لینک زیر تعقیب انقلابیون زمان شاه توسط ساواک را بیان میکند.صدا را بی سیم مجاهدین و سازمان پیکار ضبط کزده اند.
https://www.youtube.com/watch?v=ityFvr5kltg

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
لنین کلاسها و بحث کومونیزم را به میان دهقانها ی روسیه که دست چپ و راستشان نمیشناختند کشاند اما اروپا به دانشگاه ها. 50 سال طول نکشید کومونیزم در روسیه بزانو نشست و علتش را کومونیستهای ما هیچ موقع نفهمیدند , چون کومونیزم را نه آکادمیکی بلکه طوطی وار یاد گرفته اند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
دوستان... بهترین جواب سئوال « کمونیست بودن » را وینیستون چرچیل با این سخن مشهور این طور پاسخ میدهد.
" اگر در بیست سالگی کمونیست نباشی «قلب» نداری , اگر در چهل سالگی کمونیست باشی «عقل» نداری.....
ماشالله کمونیست های ایرانی از خود مارکس و لنین بیشتر میدانند..
سخن مشهور مارکس.... ( اسم من مارکس هست ولی من « مارکسیست » نیستم )......
همانطور که بعضی ها معنی واقعی ( اسلام ) را به ایرانیان نشان دادند, بعضی ها هم سعی میکنند معنی واقعی ( کمونیزم ) را هم به ما نشان بدهند....Good Luck
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
پرسش: کمونیسم چیست؟ پاسخ: بهره برداری مشترک و برابر مردم یک سرزمین از دارائی های آن سرزمین کمونیسم است! پرسش: آیا با فروپاشی رژیم شوروی کمونیسم در جهان از میان رفت؟ پاسخ: با فروپاشی رژیم شوروی که رژیمی کمونیستی نبود و رژیمی بر پایه سرمایه داری دولتی بود نه تنها کمونیسم در جهان از میان نرفت بلکه راه برای پیاده شدن کمونیسم حقیقی در سرتاسر جهان هموارتر شد! ******** در فرجام تاریخ مرزهائی که میان انسان ها از زمان برداری کشیده شده اند از میان خواهند رفت و یک کشور در جهان بر جای خواهد ماند، کشوری به نام کره زمین! و همه انسان ها از دارائی این کشور یگانه به گونه ای برابر و مشترک بهره خواهند برد و این رسیدن به کمونیسم حقیقی است! و پایان تاریخ برابر با از میان رفتن ناسیونالیسم و رسیدن به اینترناسیونالیسم و از میان رفتن سرمایه داری (چه دولتی و چه غیر دولتی) و رسیدن به کمونیسم جهانی خواهد بود!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
"" پایان اقتصاد‌های پتردولار، پایان کمونیزم نیز بود "" ببینید دوستان یک تحلیلگر باید دست کم قادر به درک پیچیدگیهای دنیای معاصر ما باشد، آیا یک تحلیلگر نمیتواند چند فاکتور ساده را، کنار هم بگذارد و به یک نتیجه گیری کلی‌ برسد؟ کمونیزم در جنگلهای کلمبیا، با تجارت تریاک، و تلفات انسانی‌ زیاد، بعد از ۵ دهه، از جنگلها بیرون آامد. در همسایگی همان کلمبیا، ونزوئلا تشریف دارد، فیدل کاسترو، با استعمار کردن ونزوئلا در لباس کادر‌های ورزشی، دکتری چند دهه با نفس نفتی‌، به سخنرانی‌های آتشین پرداخت، ونزوئلا نفتی‌ کمونیستی، در حال مرگ / زندگی‌ به نوسان ادامه می‌‌دهد و هتی روسیه نفتی‌ و چین غیر نفتی‌ نیز نمیتوانند این کشور را از تباهی اقتصادی بیرون بیاورند. وقتی‌که شما قادر به ساخت روباتی هستید که پشتک می‌‌زند بدون اینکه تعادل خود را از دست بدهد بهشت کارگران دیگر به سر رسیده >> لطفا به فیلم این روبات پشتک

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در هر حال جامعه بدست انسانهای نخبه اداره خواهد شد، چه بشکل دولتهای متمرکز و چه بشکل شرکتهای غول پیکر، در هر حال این انسانها هستند که هدایت جامعه را در دست داشتند و طبیعا در آینده هم همینطور خواهد بود، دیگر نه پیامبری ظهور خواهد کرد و نه مارکسی با ایدئولژی کمونیستی پدیدار خواهد شد، به نظر من احتمالا ابزار آلات الکترونیک و در کنار آن مهندسی ژنتیک به حدی تکامل خواهد یافت که هدایت جامعه بدست آنها سپرده خواهد شد و با اصلاح ژنتیک دی ان ای تدریجی کلیه معایب جسمی و روحی حذف خواهد شد، البته در مراحل بستن جنین در رحم مادر، شما تصورش را بکنید که در آینده انسان بدون انتقال ژن های معیوب وراثتی بدنیا بیاید و همه صد در صد سالم باشند، مثلا بعد از یک قرن دیگر نه آدم معلولی متولد شود و نه زشت و نه روانی، طبیعا جامعه ائی بوجود می آید که حقارت و فقر و عقده و عقده گشائی بطور قطع و یقین از بین خواهد رفت.

افزودن نظر جدید

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA ی تصویری