به تنهائی درنظر دارم و می خواهم اسلام را در جهان بر اندازم

سخنرانی یک خانم سوریه ای از خانواده اسلامی، علیه اسلام
تعداد مشاهدات: 
699
Wafa_Soltan
نخست باید عادت به مطالعه داد و نهایتا بی سوادی سیاسی و اجتماعی را از میان برداشت و مردمان را یاد آور شد که هر اتفاقی در هر گوشه ای ازمملکت بیافتد، بی تفاوتی را کنار بگذارند، زیرا این اتفاق به همه مربوط است. مانند زلزله کرمانشاه.
بعلاوه به رهبران مردم توصیه کرد که درخدمت خلقها بودن بزرگترین خوبی است و نام نیک در تاریخ به جا گذاشتن از صدها وعده توخالی بهشت که درجهان اسلام قول می دهند، بهتر و منطقی تراست.
 
ویدئو سخنرانی یک خانم سوریه ای از خانواده اسلامی، علیه اسلام
 
این تیتر فوق، گفته خانمی استاد دانشگاه، از خانواده اسلامی و سوریه ای است. او مطالعات زیادی درمورد اسلام داشته است و دارد و می گوید در تمام عمرش چیز دیگری غیر از اسلام نشنیده است. ایشان مبارزه و جنگی را علیه اسلام آغازکرده اند که بسیار رادیکال است. آرزو می کنم که مسلمانان افراطی او را بگذارند و نکشند. مگر سلمان رشدی چه کرده بود که آیت الله خمینی فتوا به قتلش داد و جایزه دلاری برای سرش گذاشت؟ این خانم بزرگوار سوریه ای برای اسلام خطرناک تر از سلمان رشدی است. ایشان که مانند سلمان رشدی به زنان پیامبر و سلمان فارسی درکتاب خود آیات شیطانی، توهین نکرده اند، بلکه او درسخنرانیش به سند رجوع می دهد. مطالبی که او را از سلمان رشدی هندی متمایز می کند. اولا او عرب است و دقیق بزبان مادری تسلط دارد و قرآن مجید را با دقت خوانده است. گر چه ترجمه های قرآن به فارسی، انگلیسی و آلمانی که نگارنده مقایسه کرده است هیچ ایرادی ندارد  ونه به آن اضافه شده و نه کم. دوما او زنی عرب است که اکثر زنان درکشورهای عربی باید تابع مردهای خود باشند. بنابه سوره نسا آیه 34 درقرآن مجید. بهمین دلیل آنها خطرناک و قتلشان واجب است.
بهرحال اگر من بجای این بانوی فرهیخته می بودم، می گفتم؛ نخست باید عادت به مطالعه داد و نهایتا بی سوادی سیاسی و اجتماعی را از میان برداشت و مردمان را یاد آور شد که هر اتفاقی در هر گوشه ای ازمملکت بیافتد، بی تفاوتی را کنار بگذارند، زیرا این اتفاق به همه مربوط است. مانند زلزله کرمانشاه یکی از استانهای ایران. بعلاوه به رهبران مردم توصیه کرد که درخدمت خلقها بودن بزرگترین خوبی است و نام نیک در تاریخ به جا گذاشتن از صدها وعده توخالی بهشت که درجهان اسلام قول می دهند، بهتر و منطقی تراست. اگر اینها بطور سیستماتیک عمل شود، همه چیز اتوماتیک حل می شود و نیاز نبود و نیست، احساساتی شویم و بگوئیم:“بله من می خواهم 3،1 میلیارد مردم را در اسلام عوض کنم”! من این را می‌گویم “یک شیوه رادیکالیسم و تندروی در هر زمینه ایست”. همین تندروها هستند که ناخود آگاه پیروزی جنبش برحق راکه خود نماینده بجا و درست آن اند، عقب می اندازند. آنها می خواهند یک شبه همه چیز بر وفق مراد عوض شود. طبیعی است، این راهمه می خواهند و خواست درستی است. اما ب اتأسف فراوان، اگرما بخواهیم با منطق کار پیش برود، بیش از حوصله انسانهای فرهیخته، طول می کشد. آنچه که به نابودی خرافات، مربوط می شود، ما نیاز مبرم به عادت به مطالعه داریم. بویژه خواندن دقیق کتب آئینی و هیچ نیازی هم به مقلد نیست. کسی که قلم بدست است ومی نویسد، گرچه بی آزار ترین انسان می تواند باشد، اما برای مذهبیونی که اعتقاد به کشتن هرقلم بدستی، به باورآنها کافر دارند، در رأس برنامه تهدید به قتل قرار گرفته است. برای نمونه خود بنده که فکر می کنم، آرام ترین و در این زمینه میانه روترین موجود هستم، با این وصف، بارها از طرف اسلامیون ایران علنا تهدید شده ام که به 5،1 میلیارد پی روان اسلام توهین کرده ام! در حالی که، من فقط به این کتب، برای مؤمنین، مقدس، استناد کرده ام، نه توهین. در این کتب به همه انسان ها توهین می شود، و آن ها را غیر مستقیم گوسفند می دانند و نیاز به چوپان دارند. من بجز استناد به این کتب، اصلا توهین نکرده ام، اگر جملات من و استناد به کتب مقدس توهین آمیز است، من ازهمین جا عذرمی خواهم، زیرا واژه توهین در فرهنگ نامه من وجود ندارد. تهمت توهین زدن به من؛ نشانگر سه مطلب است. یا این عزیزان، آنطورکه اشاره شده، اهل مطالعه نیستند، یا قصدی در کار است و یا این که یک مشت پیرو می‌خواهند که گوسفندوار تابع باشند! اخیراً بعد از انتشار مقدمه کتابم که “آیا قرآن مجید وحی خداوند یا گفته پیامبر است”، نامه هائی دریافت کرده ام، مبنی بر این که چرا پس از انتشار مقدمه کتاب، از درج بقیه کوتاه آمده ام؟ آیا ازتهدید این آقایان می ترسم؟ پاسخ یک نه است. من از همین جا از حضور علاقمندان و به ویژه نگارندگان نامه ها عذرخواهی می کنم. نه! بهیچ وجه، من ترسی از تهدید و مرگ ندارم، بلکه کارم فراوان است. آخر آدمی که خود را واقع بین می داند و با اطمینان هیچ ریگی در کفش ندارد، چرا باید بترسد؟ من نه ضعف ریال دارم و نه سودای مقام که مانند سران رژیم همه چیز را فدایش بکنم و از خوش باوری مردمان ملیت ها، حداکثر سوء استفاده راببرم! بهرحال ارسال متن کتاب برای روزنامه ها، بویژه روزنامه، هفته نامه و ماهنامه اینترنتی، نیاز به دسته بندی دارد و بصورت مقاله درآوردن و الی بقیه کارها خیلی ساده است با یک کلیک ارسال کردن و کمتر نیاز به صرف وقت است. بچشم، به محض این که کمی سرم خلوت شد و کارم کمتر شود، به ادامه درج خواهم پرداخت.
لایق ذکر است من د ر کنفرانسی در کلن آلمان از طرف یک مسلمان واقع بین مورد پرسش و سئوال قرارگرفتم که ایشان گفتند: “من از خوانندگان مقالات شما هستم و آن‌ها را خیلی واقع بینانه و مستند می بینم. اما می دانم که شما از خانواده یارسانی هستید و این باعث می شود که مسلمانان مطالب شما را نخوانند. برای مثال اگر من مسلمان زاده عین این مطلب شما را بنویسم که همه اش به کتب مقدس استناد شده و من برای اطمینان بیشتر، مقایسه کرده ام، می گویند: این آقا خودش ازخانواده اسلامی است و حتما درست می گوید”. من ضمن این که به این خواننده عزیز و مهربان حق دادم، در ادامه گفتم: آن کسانی که با دیدن نام نویسنده که دارای عقیده غیر اسلامی است ازخواندن مقاله خودداری می کنند، اولا عادت نکرده اند به مطالعه و این بهانه است. دوما مانند شمای عزیزم واقع بین نیستند وگرنه مطالب“دشمن” که من خود را دشمن هیچکسی و بوِیژه هم میهنان عزیز، دارای هر عقیده و پیرو هر ایدئولوژی، بجز “برتری طلبان و نژادپرستان”، باشند، نمی دانم. آنها حداقل مطالب را می خواندند که بدانند این باصطلاح دشمن درباره عقاید آنها چه نوشته است؟ ایشان با گفتن یک جمله، مرا قانع کرد. گفت دقیق هدف شما این مسلمانان مایل به مطالعه و یا حداقل تمایل به نگاه کردن به روزنامه ها هست، مگر نه؟ او درست می گفت، به این دلیل من این مطلب را در باره سخنرانی علیه اسلام، ازیک بانوی رک و رو راست و فرهیخته و با سواد و مسلمان زاده عرب و استاد دانشگاه می نویسم. ایشان نه این که به زبان عربی قرآنی تسلط کامل دارند، بلکه به زبان انگلیسی هم روان حرف می زنند، (سخن رانی اش بازیر نویس فارسی، به زبان انگلیسی است).
 
هایدلبرگ، آلمان فدرال 16.12.2017      
دکتر گلمراد مرادی
 
 
منبع: 
email
انتشار از: