پاسخ گروه حاکم کشتارگر چیست ؟ سه فاز مبارزه

اگر گروه حاکم با اعتصابات و تظاهرات سراسری، دست از قدرت نکشید و باز متد « دستگیری و زندان و شکنجه و کشتار» پیشه کرد، مردم چاره ای جز دفاع مشروع از جان و خواسته خود ندارند. این دفاع مشروع میتواند مقابله به مثل نیز باشد. یعنی در آخرین فاز مبارزه، مردم ناچار و مجبوراند برای حفظ جان خود به « مقاومت مسلحانه» نیز بپردازند. و این حقی ست که جهان آن را به رسمیت میشناسد. مانند انقلاب بهمن 57 که اعتصابات و تظاهرات مسالمت آمیز سراسری در آخرین فاز خود توسط حکومت کشتار شد...

 

روش جلوگیری از کشتارگری گروه حاکم در ایران چگونه است؟

مبارزه علیه گروه حاکم در ایران دارای سه مرحله است:

1- فاز روشنگری و تشکل و سازمان یابی
2-فاز  تظاهرات و اعتصابات سراسری
3- فاز مقابله به مثل ( در صورت لزوم) برای حفظ جان و سلامتی خود.

- گروه خمینست حاکم، که در پی انقلاب منحرف شده 57 ایران، توسط خمینی، به یاری تصمیمات دولتهای قدرتمند در گوادلوپ ، سرکار آمد، از همان آغاز با «قتل عام انقلابیون» سراسر کشور، که تحقق اهداف انقلاب بهمن را خواستار بودند، دیکتاتوری خود را محکم کرد. این عمل خمینی در واقع « کودتا علیه انقلاب بهمن» بود. به تمام معنی.
-در جنبش موسوم به سبز، سال 1388، مردم را که مسالمت آمیز میگفتند« رأی من کو؟» شکنجه و کشتار کرد. و جنبش را خواباند. 

-در سال 1396 خیزش دی را  که مسالمت آمیز میگفت « جمهوری اسلامی نمی خواهیم نمی خواهیم؛ کار نان آزادی» توسط زندان و شکنجه و کشتار سرکوب کرد و خواباند.( ویدئو 1 در پایین نوشته)
بیش از 25 نفر کشته و هزاران نفر به زندان شدند. اکنون جنبش آشکار، بار دیگر به آتش زیر خاکستر تبدیل شده است. سئوالی که برای رهایی طلبان از اسارت گروه حاکم کشتارگر، مطرح شده این است که:
چه متد و روشی باید در جلوگیری از کشتارگری گروه حاکم، اتخاذ کرد؟ روش جلوگیری از کشتارگری گروه حاکم چه روشی میتواند باشد؟

-گروه حاکم علیه مردم شعار میدهد: شورش تمام شد.  اگر مردید مسلح شوید و به میدان بیایید.
( میخواهد زود هنگام، در همان فاز اول مبارزه، گروهی از مردم را مسلحانه، به میدان کشد و چنان نابود کند که کسی قدرت خیزش نداشته باشد و به جهان اعلام کند، اینها چنین و چنان اند. نام «تروریست» خود را به مردم گرسنه بدهد. یعنی به قدرت نظامی خود مینازد و آنرا به رخ فرودستان میکشد.)
-متد حکومت « شکنجه و کشتار» است. و به نیروی سازمان یافته و مسلح خود می نازد. تلاش میکند از همان فاز اول آنرا به کار گیرد و در مواردی و تا حدودی نیز از آن استفاده میکند.
ولی مردم تا به خوبی آماده مبارزه نشده اند، تا سه چهارم نیروی جامعه را به میدان نیاورده اند، نمی توانند وارد میدان رو در رو شوند. که شکست میخورند.

- در جنبشها سه متد برخورد کلاسیک وجود دارد:
1- پاسخ آتش، آتش است. قهر انقلابی در مقابل قهر ارتجاعی.
2- مبارزه مسالمت آمیز- اعتصابات و تظاهرات سراسری- تا خلع ید از قدرت حاکم.
3-در فازاول و دوم، مبارزه مسالمت آمیز - در فاز سوم ، در صورت لزوم و بناچار - دفاع مقابله به مثل .
توضیح متد سوم:
این، سنتز دو متد بالاست: یعنی: اگر گروه حاکم با اعتصابات و تظاهرات سراسری، دست از قدرت نکشید و باز متد « دستگیری و زندان و شکنجه و کشتار» پیشه کرد، مردم چاره ای جز دفاع مشروع از جان و خواسته خود ندارند. این دفاع مشروع میتواند مقابله به مثل نیز باشد. یعنی در آخرین فاز مبارزه، مردم ناچار و مجبوراند، درصورت لزوم، برای حفظ جان خود حتی به « مقاومت مسلحانه» نیز بپردازند. و این حقی ست که جهان آن را به رسمیت میشناسد. مانند انقلاب بهمن 57 که اعتصابات و تظاهرات مسالمت آمیز سراسری در آخرین فاز خود توسط حکومت کشتار شد و مردم به ناچار به دفاع مسلحانه برخاستند. و رژیم سقوط کرد.

روشن است که همه آرزو میکنیم گروه کشتار گر حاکم صدای مردم را بشنود و مسالمت آمیز کنار برود. و این نیز روشن است که در ادامه شکنجه و زندان و کشتارگری ، مردم به ناچار دفاع مشروع خود را نشان خواهند داد. تا میتوان نباید مقابله به مثل کرد، تا میتوان باید جلو خشونت را گرفت. اما در صورت لزوم هر انسانی مجبور است هر طور که میتواند، با واکنش مناسب، از جان خود دفاع نماید. 
برای ادامه مطالعه بهتر است این فیلم را دید :    http://www.iranglobal.info/node/64210

عمل ارتجاعی و ضد انسانی ناقض حقوق، که از سوی کشتارگر اعمال میشود، سلامتی و جان حق طلب را میگیرد، فرد برطبق "حق طبیعی" حفط سلامتی و جان خود، عکس العمل مناسب انجام میدهد؛ نتیجه ی منع این واکنش مناسب، به معنی دادن حق کشتار یا شکنجه ، به کشتارگر است. و هیچ ارتباتی با « عدم خشونت» ندارد، بل برعکس، طرفداری از «اعمال خشونت» ناب است. ایستادگی در مقابل کشتارگر، با واکنش مناسب، خود جلوگیری از اعمال قهر و خشونت و « خشونت طلبی»ست . عدم خشونت به معنی تسلیم بر کشتارگر نیست، بل نفی عمل اوست. با واکنش مناسب. که میتواند صورت « مقابله به مثل» نیز داشته باشد. گاها صلح با جنگ ایجاد میشود، و عدم خشونت با « مقابله به مثل». اینکه « خشونت خشونت میاورد»، چیز مطلقی نیست. بستگی به شرایط دارد و سه جواب « آری و نه» دارد. بجای یک یا دو پاسخ.

تقصیر حکومت است که « مقابله به مثل» را به جنبش تحمیل میکند. 
افراد گروه حاکم کشتارگر مجبور نیستند از دستور بالایی ها فرمانبری کنند و به کشتار مردم بپردازند. مأمور باید از دستور ضد انسانی سرپیچی کند. در غیر این صورت مسئول عمل خود است . 

این آن توضیح کلی ست که معمولاً پیرامون متد سوم، در فلسفه سیاسی ، از سوی اهل فن، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. اهمیت متد در آن است که بدون توجه به نظریه های « مخالف و موافق»،
حادثه ی « برخورد با کشتار حکومت»، عملاً چنین روندی را طی نموده است؛ که نمونه روشن آن مقابله با حکومت کشتار در بهمن 57 بود.
امید است مسیر مبارزه در ایران تا به آخر مسالمت آمیز و خشونت گریز پیش رود، ولی بعید به نظر میرسد. چنین پیداست که علی رغم آرزو و امید ما طبق متد سوم پیش خواهد رفت. 

سه فاز مذکور در طی پروسه جنبش عمومی، میتوانند عملاً « تو در تو و با هم تداخل» داشته باشد، از اینرو  ضرورت دارد، « عنصر آگاه و عمل آگاهانه»، پارامتر و فنومن« زمان رشد مراحل» را مورد توجه قرار داده و « زود هنگام» اقدام نکند. عدم توجه به زمان و رشد کافی «یک مرحله» شکست آفرین است. و برعکس اقدام دیر هنگام نیز همینطور.

**
ویدئو1 : مرحله اول بازجویی:
همه مانده اند در اینکه جواب این جنایتها چیست؟
آیا معترضین اینطور خود کشی میکنند؟!
آیا با این جنایتها، کهریزک دومی به بزرگی ایران نمی سازند؟!

http://www.iranglobal.info/node/64210

----

ویدئو : وای به روزی که...

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: