کشور آنتن ها

رابطه ای نبود
جز انگشتهای اشاره
که مثل الف ابتدا
آسمان را از نو می خواستند بنویسند

کشور آنتن ها

آینه های پیش رو
جفت جفت
پریشانی های پیش رو را رصد میکنند
واقعه را گفته بودند
نکتۀ بذر چشیده شده بود
مدعیان خود ساخته،
از خود برخاسته،
جز به طلب درسهای گرفته، نیآمده بودند

کوهان وعده ها
چون خیمه های باد روان
از پای نحیف وعده گران می گریختند
رابطه ای نبود
جز انگشتهای اشاره
که مثل الف ابتدا
آسمان را از نو می خواستند بنویسند

تهدید یا اجازت؟
یا پس وپیش کردن فنر های قلب
که موش های تله
در آن دیری آماسیده بودند

زیر خرمن انگشتان
کاسه های سر
همه صاف شده
باد شده
زیر بغل شیادان می رفتند

در کشور آنتن ها
و تهدید های سر به بالا
آینه ها پشت و رو خوابیده
رویای صندوقخانه های کهن را
در دل می لرزاندند

عریضه ای که تقدیم نشده مانده
نقش پیرزنی که از کتیبه های کهن،
دست گرفته
چون ستمی پیاده می کردند*
______________________________________
*
اشاره به شعر: پیرزنی را ستمی در گرفت دست زد و دامن سنجر گرفت
کای ملک آزرم تو کم دیده ام وز تو بسی جور و ستم دیده ام

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: