گامهای براندازی

هیچکس نمی خواهد و نمی تواند جنایاتی را که شماها مرتکب شده اید تکرار کند. میخواهیم همه ستمگری ها پایان یابند هم برای شما ها و هم برای مردم. مردم جامعه میخواهند هم خود از فاشیسم رها شوند و هم شما را از چنگ آن رها کنند. میخواهند هم خود سعادت واقعی داشته باشند و هم شماها. به قلب بخشنده وبزرگ مردم ستمدیده خود اعتماد کنید. رهایی همه جامعه ، از جهنمی که شماها درست کرده اید در این است..
 
زحمتکشان، تبعیض دیدگان، و دموکراسی خواهان ایران، متحد شوید
 
گامهای براندازی 
------
سرتاسر جامعه ایران اسیر امواج اعتراضی ست. این امواج گاهی آشکاراند و گاهی نهان. اما در هر حالتی جریان دارند. 
رهبری این امواج به صورت طبیعی، در شرایط قلع و قمع احزاب و سازمانهای سیاسی توسط حکومت، به عهده ی جوانان ستم دیده ، زحمتکشان گرسنه، انسانهای تحت تبعیض، مردمان زندگی برباد رفته، نهاده شده است. چاره ای جز این نیست که هسته های مخفی رهبری را تشکیل دهید. و آنها را از دید و دسترسی عوامل سرکوبگر دور نگاه دارید. لازم است اصل «رهبری غیر متمرکز» به کار گرفته شود. 
 
کسی نمی داند امواج تغییر چگونه حرکت خواهند کرد و چه سرنوشتی خواهند یافت. اما کلیاتی وجود دارد که آغاز و انجام کار  را اندکی میتواند روشن سازد. و احتمال اینکه چنین مسیری طی شود وجود دارد. برای شناخت بهتر مسیر، گامها جداگانه ذکر میشوند:
 
گام اول
تسخیر مدنی همه جای جامعه ، هر جا که زندگی جریان دارد، توسط «صحبت ، دیوار نویسی ، تجمعات و اعتصابات و اعتراضات خرد و کلان» . به هر شکل مدنی و مسالمت آمیزی که ممکن باشد. در صورت لزوم حتی پشت بامها را. به طوری که حداقل سه چهارم مردم جامعه آماده ی حرکت و عمل جمعی شوند. اکنون این گام  با افت و خیز  در جریان است.
 
گام دوم
اعتصابات سراسری و اعتراضات سراسری . با سه چهارم نیروی جامعه.
در اعتراضات سراسری دی 96 نیروی مردم  به اندازه ی کافی در میدان نبود. و اعتصابات به مرحله سراسری نرویید.
 
گام سوم 
حرکت جمعی اکثریت مردم جامعه برای تسخیر ارگانهای « سرکوب، تبلیغات، و ادارات مهم ».
 
در گام سوم که میتوان آنرا گام «اجبار» نامید، در صورت لزوم مردم مجبورند برای حفظ جان خود دفاع مشروع  انجام دهند. در این گام باید ابزار سرکوب را از چنگ نیروی حکومت گرفت و به ابزار دفاعی خود تبدیل کرد. 
با حرکت سه چهارم مردم جامعه برای تسخیر ارگانهای حاکمیت، گرفتن ابزار از دست آنها کاری ممکن و عملی ست. با توجه به این مسئله که در روند حرکات، حتماً بخشی از نیروی حکومت نیز، چون کار اربابان خود را تمام شده خواهند دید، به نیروی تغییر خواهند پیوست.
 
گامهای اول دوم عملا میتوانند با هم تداخل داشته باشند. و کم و بیش هم زمان انجام گیرند. اما گام سوم جداگانه است و سقوط حاکمیت را رقم میزند. میدانی برای  رو در رویی، و سرنوشت ساز. در این گام است که نظام سقوط میکند. 
 
حالت تحقق سه گام، زمانی ممکن است که به همراه شهرهای پیرامونی، نیروی کافی در تهران به حرکت دربیاید، و شهر سقوط کند. پیروزی زمانی حاصل میشود که مرکز فاشیسم حکومتی تسخیر شود.
اگر  مرکز سقوط نکند، لازم است شهرهای پیرامونی، مناطق خود را آزاد کنند و بعد  روی به سوی مرکز بگذارند. تهران با «نیروی پیرامونی و داخلی خود» سقوط میکند. 
 **
 
 با نیروهای سرکوب گر :
با فرض اینکه ویدئوی بالا واقعاً متعلق به نیروهای سرکوبگر است: 
- در ویدئو یکی از سرکوبگران به دوستانش اطمینان داده و گوید « اگر کوچکترین ضربه ای، کوچکترین خدشه ای به نظام وارد بشه، هیچ اثری از ما باقی نخواهد ماند. ما دیگر تو کشور امنیت نخواهیم داشت، نه خودمون، نه خانواده مون.»
-  این جناب سخت در اشتباه است و اگر طبق معمول دروغ نگوید.
خانمها و آقایان، 
مطمئن باشید در فردای سرنگونی نظام فاشیستی حاکم ، هم شما امنیت واقعی خواهید داشت و هم خانواده یتان.
جرمی علیه مردم مرتکب نشده باشید هیچکس نمی تواند با شما کاری داشته باشد. اگر کسی از شما ها جرمی هم مرتکب شده باشد در دادگاه عادلانه با استاندارد های جهانی به جرم اش رسیدگی خواهد شد. بدون اینکه شکنجه، اعدام، دارو خوراندن، توهین و غیره در کار باشد. چاره شما آن است که به آغوش مردم بازگردید. به مردم اعتماد کنید. دادگاه عادلانه با استانداردهای جهانی ، مطمئن باشید حقوق شما را رعایت خواهد کرد. مطمئن باشید قلب بزرگ مردم بخشنده و مهربان است. 
 
مردم بعد از نزدیک به چهل سال حکومت « ابر فاشیستی» حاکم، اعمال ضذ انسانی شما را تکرار نخواهند کرد و نمی توانند هم بکنند. بنابرین امنیت واقعی در چنین شرایطی برای همه حاصل خواهد شد. 
آیا شما ها که اکنون تبدیل به مهره های این حکومت شده اید امنیت دارید؟ شرایط شما یک امنیت واقعی ست یا کاذب؟ امنیت واقعی وقتی حاصل میشود که همه در آسایش باشند. اکنون نه شما راحتی دارید نه مردم.
صدای شما نشانه نهایت ترس و عذاب و تشویش و احساس ناامنی ست. چرا نمی خواهید از این بی امنیتی که برای خود و دیگران درست کرده اید خارج شوید. چرا نمی خواهید آسایس واقعی برای خانواده خود فراهم کنید؟
مطمئن باشید امنیت و آسایش خود و خانواده یتان تنها در آغوش مردم تأمین میشود. به قلب بزرگ و مهربان و عدالت گرای مردم جامعه خود اعتماد کنید. هیچکس نمی خواهد و نمی تواند جنایاتی را که شماها مرتکب شده اید تکرار کند. میخواهیم همه ستمگری ها پایان یابند هم برای شما ها و هم برای مردم. مردم جامعه  میخواهند هم خود از فاشیسم رها شوند و هم شما را از چنگ آن رها کنند. میخواهند هم خود سعادت واقعی داشته باشند و هم شماها. به قلب بزرگ مردم ستمدیده خود امیدوار باشید. رهایی همه جامعه ، از جهنمی که شماها درست کرده اید در این است.
 
 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مغالطه یا سفسطه:
مغالطه شکلی از « دروغ و درغگویی»ست. آگاهانه یا ناآگانه. که میتواند « تفسر مطابق واقع» نیز نباشد. که تفسر «نادرست از واقع» گفته میشود.

-مثال تپیک که در فلسفه ی یونان هم فیلسوفان قدیم به آن اشاره کرده اند مثال « حلقه زرین» است.
حلقه زرین روکش طلا دارد و درونش از مس تشکیل شده است. فروشنده آگاه یا ناآگاه به این امر حلقه را به عنوان اینکه تمام و کمال از « زر» ساخته شده به خریدار قالب میکند.
-مثال دیگر که مردم عادی دارند همان « رنگ کردن گنجشک و فروختن آن به جای قناری» ست. که اینجا عمل مغالطه آگاهانه است.

- عمل مغالطه در«بحث ها» کار رایجی ست.شخص آگاهانه یا ناآگاهانه میکوشد با اتکاء به بخشی از واقع کل یک چیز را حقیقت جا بزند.که با کل واقعیت تطابق ندارد.

مثلا گفته شود « دروغ انقلاب به وجود میاورد».و کوشش شود آن اثبات شود.اینخا معمولاً یک مغالطه ناآگاهانه صورت میگیرد.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جایگاه و عملکرد دروغ:

آقای توکلی میگوید مواظب باشید « گنجشک را بجای بلبل برایتان نفروشند، با دروغ و تبلیغات اینکار به راحتی آب خوردن است» این است که کارش روی موضوع دروغ بسیار ارزنده است:
«مردم یا مردمان»هر جامعه براساس«تصورات شان»در حرکات جمعی کوچک و بزرگ شرکت میکنند.
تصورات مردم را در کامنت قبلی سه بخش کردم:1-قسمتی که بازتاب تجارب عینی زندگی سرسخت است. 2- قسمتی که اخبار واقعی دارد، 3- قسمتی که از اخبار دروغ، غلوآمیز ، یا "تبلیغات" حاصل میشود.
از این سه بخش معمولا«تجارب و اخبار راست»،تعیین کننده اند و پایه و جهت حرکت را نشان میدهند.
بر این اساس«روشنگری»میکوشد این دو قسمت را حتی با توضیح بخش«دروغ یا تبلیغات» قوی سازد. و مردم آگاهانه حرکت کنند.
اما با توجه به اینکه انسان عموماً عادت دارد«ساده اندیشی»کند چون کاری«راحت»است. و«پیچیده اندیشی»چون «سخت» است «کم تر»طرفدار دارد.