انقلاب زنان: آتشفشان آزادی ایران

“شکسپیر” در “ریچارد دوم می نویسد: “نفرت عمیق به زخم هایی بیش از حد عمیق می انجامد.”
آن چه جمهوری اسلامی از نخستین روزهای قدرت خود در قبال زنان ایران اعمال کرده،امروز تبدیل به آتشفشانی شده که بر اساس پیش بینی تحلیلگران امور ایران، در نهایت بساط “ولایت فقیه” را در هم می پیچد و منتهی به آزادی مردم ایران خواهد شد.

“روح الله خمینی” که در ۳۹ سال قبل در مقام رهبری انقلاب اسلامی قرار گرفت،اولین مقام جمهوری اسلامی بود که سابقه زن ستیزی داشت.او در سال ۱۳۴۱ در برابر اصلاحات شاه که قصد داشت حقوق زنان را ارتقا دهد، به شدت ایستاد و هواداران خود را برای شورش‌های خیابانی تحریک نمود. بعد از به قدرت رسیدن در سال ۵۷،خمینی حتی یک ماه هم تحمل نکرد و در فاصله دو هفته پس از به قدرت رسیدنش دستور داد که زنانی که کارمند دولت هستند باید با حجاب به محل کار خود بیایند. این امر نحستین چالش را بین خمینی و زنان بر انگیخت، لذا بر اساس گزارش های منتشر شده بین ۵ تا ۸ هزار زن به خیابان ها آمدند و شعار “ما انقلاب نکردیم تا به عقب برگردیم” را سر دادند؛ زنان معترض به جلوی دفتر نخست وزیری رفتند تا پاسخ خود را از “مهدی بازرگان” نخست وزیر دولت موقت بگیرند. بازرگان به میان تظاهرکنندگان آمد و ضمن این که خانواده خود را معتقد به حجاب معرفی کرد، افزود که هیچ اکراه و اجباری در دین وجود ندارد.

دستور خمینی بدین ترتیب با شکست مواجه شد؛اما گروه های “حزب الله” در فرصت هایی که به دست می آوردند با شعار “یا روسری یا توسری” به زنان حمله ور می شدند. مقاومت زنان در برابر حجاب اجباری تا پاییز و زمستان سال ۵۹ ادامه یافت؛ نخست زنان کارمند از هراس از دست دادن شغل خود مجبور شدند حجاب مورد قبول حکومت را رعایت کنند و سپس فضای کشور به دلیل شروع جنگ و مراسم عزاداری چنان سوگوار شد که اگر یک زن بدون حجاب در خیابان دیده می شد، آن چنان مورد لعن و نفرین زنان طرفدار انقلاب قرار می گرفت که ترجیح می داد با انداختن یک روسری به روی سرش از تعدی و ناسزاها در امان باشد.

حکومت اسلامی در واقع به مدد جنگی که خودش زمینه ساز شروع آن بود،هم مخالفان را سرکوب می کرد و هم زنان را از حقوق گذشته خود محروم می کرد. در اسفند ماه سال ۷۲، دکتر “هما دارابی” عضو برجسته “حزب ملت ایران” به عنوان اعتراض به استبداد حاکم، دست به خود سوزی زد. این حرکت اعتراض آمیز در شرایطی صورت گرفت که شبکه های اجتماعی وجود نداشتند و رسانه های داخلی خبر فوق را سانسور کردند و فقط چند رایو خارجی به پوشش خبر اقدام کردند. رادیو “بی بی سی” در ۵ اسفند ماه گفت: “خانم دکتر هما دارابی استاد دانشگاه تهران که ۵ سال پیش به اتهام آن چه بدحجابی خوانده می شود از دانشگاه اخراج شد، پریروز خود را در خیابان ولی عصر آتش زد و فوت کرد.”حرکت این مبارز ملی، سال ها بعد به بار نشست؛ سال هایی که دختران جوان در برابر فشار ماموران به اصطلاح “گشت ارشاد” شجاعانه ایستادند و با فریادهای خشمگین خود به جهانیان نشان دادند که زیر بار حجاب اجباری نخواهند رفت.

جمهوری اسلامی و ارگان های آن در وادار کردن زنان به پوشش دستوری خود، به کلی شکست خوردند؛ اما نمی‌خواهند چنین واقعیتی را به سادگی بپذیرند.گزارش ۲۰ صفحه ای مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری در مورد حجاب، می‌گوید: “نگرانی ‌ها در خصوص وضعیت حجاب، با گذشت ۹ سال از زمان تصویب قانون،هم چنان بابت آن چه که گفته می‌شود عدم اجرای کامل قانون و مسوولیت ‌ناپذیری دستگاه‌‌های مربوطه است، وجود دارد، مطالبه اجرای الگوهای مطلوب و رسمی پوشش زنان در جامعه‌ ای که حداقل ۴۱ تا ۵۰ درصد آن، حجاب را امری فردی و اختیاری می‌داند، بسیار دشوار است.” هر چند در محتوای این گزارش دیده می شود که گویی اکثریت مردم، حجاب اجباری را قبول دارند، اما شکست سیاست های دولتی و کاهش اعتقاد مردم به قانون حجاب مشهود است.

یک بانوی روزنامه نگار در رابطه با جنبش اعتراض زنان علیه حجاب در روزهای اخیر که به “دختران خیابان انقلاب”معروف شد،می‌گوید:”در جامعه ای که به زن اجازه دیده شدن و فریاد زدن نمی‌دهد او تنها با گردی صورت، نمایش کارناوالی راه می اندازد که نتیجه اش عمل های نازیبای زیبایی است! وقتی مدیریت جامعه،هنجارها را می‌شکند حداقل‌ها را از بخش اعظم جامعه دریغ می‌کند،آن ها نیز هنجار دیگری را می‌شکنند. انسان آزاد آفریده شده و تنها مانیفست او “حق” و “انصاف” است. مانیفست زن مسلمان هم جز نص صریح قرآن نیست و تفاسیر اضافه دین را کدر خواهد کرد.وقتی در دین اکراه و اجباری نیست در فروعات و زیر مجموعه‌هایش هم نیست.”

مساله حجاب و گشت‌های خیابانی به ابزاری برای تبلیغات کاندیداهای ریاست جمهوری مبدل شده و تاکنون افرادی چون”خاتمی”،”میرحسین موسوی”،”روحانی” و حتی “احمدی نژاد”،صرفا برای جذب رای زنان،در اظهارات انتخاباتی خود،مخالفت شان را با اعمال زور در این امر اعلام کرده‌اند اما بخش دیگری از حاکمیت نه تنها به سرکوب بیشتر زنان اصرار دارند بلکه جنبش اعتراض آمیز علیه حجاب را تخطئه می‌کنند؛ از جمله “محسنی اژه ای” سخنگوی قوه قضاییه،می‌گوید: “دخترانی که روسری‌های خود را برداشتند از مواد صنعتی استفاده کرده اند، آنها شوهر گیرشان نمی آید!” بدیهی است که این گونه مواضع بی معنا، نمی تواند در سرکوب جنبشی که ریشه در ۳۹ سال قبل داشته است، موثر باشد.

یک دختر جوان نویسنده، در مورد تجربه شخصی اش از حجاب اجباری،می‌گوید: “من خودم مشکلی با حجاب اختیاری ندارم.همین پوشش مانتو و روسری را برای خودم خوب می‌دانم ولی به شدت از حجاب اجباری بیزارم. خود من یکبار با یک پالتو زرشکی بیرون رفتم، مثل یک قاتل جانی من را بردند، توی پایگاه پلاکارد می انداختند گردن مان و از ما عکس می‌گرفتند. منی که اگر حجاب اختیاری بود، باز هم همین پوشش را برای خودم انتخاب می کردم؛ ولی از این جنبش اعتراضی زنان خیلی خوشحال شدم و توی دلم به ایشان احسنت گفتم که در برابر اعمال زور این‌ها،قد علم کرده اند. حجاب اجباری در هیچ دین و آیینی پذیرفته نیست و کار جمهوری اسلامی خیلی اشتباه است و چه سیاستی پشت این ماجراست، خدا می داند. تحمیل باعث دلزدگی می شود.”

چرا به عقیده بسیاری از تحلیلگران سیاسی،جنبش زنان ایران می تواند مقدمه ای برای آزادی ایران و سقوط جمهوری اسلامی باشد؟هر چند تحلیل و پاسخ جامع به این پرسش در چند سطر نمی گنجد،معذلک حرکت ضد حجاب دارای مختصات قابل توجهی به این شرح است:

  1. این حرکت نمادین به سرعت جهانی شد.
  2. این حرکت تابوی وحشت و ترس را در جامعه به شدت شکست. تصویر دختری بدون روسری در مقابل دادگاه انقلاب نمونه بارز این ویژگی بود.
  3. این حرکت بدون خشونت و به صورت مدنی انجام شد.
  4. جنبش ضد حجاب می تواند مقدمه درخواست دیگر مطالبات ۴ دهه ی گذشته زنان باشد.
  5. حرکت مورد نظر، تابع و وابسته به زمان و مکان خاصی نیست و در هر نقطه ای می تواند در چند ثانیه اتفاق بیافتد اما به کمک تکنولوژی در عرض چند دقیقه جهانی شود.
  6. تداوم این حرکت می تواند به توده های ناراضی روحیه دهد و جسارت مردان را در قبال مبارزه با رژیم افزایش دهد.
  7. مقامات امنیتی و اطلاعاتی از افزایش این جنبش اعتراضی گیج و سردرگم هستند و به تناقض گویی و گزافه گفتن افتاده اند. از جمله آمار ۲۹ زن بازداشت شده را اعلام می کنند اما به دلیل بی اساس بودن این ادعا، اسامی بازداشت شدگان و محل نگهداری آنان منتشر نمی شود.

در نتیجه جمهوری اسلامی حتی در صورت یکپارچه شدن در مهار جنبش زنان،هیچ شانسی برای اجرای قوانین خود نخواهد داشت زیرا سال هاست که زنان ایران مرحله خروج از دالان های سیاه تفکر ارتجاعی را پشت سر گذاشته اند و قدرتی قادر نیست که پوشش زن امروز را به دوران قجر بازگرداند.

 

منبع: 
دماوند
بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: