اوجگیری اعتراضات و اعتصابات کارگری

طی هفته ها و روزهای اخیر شاهد تجمع اعتراضی کارگران کاغذ سازی پارس، تجمع اعتراضی کارگران کیان کرد مقابل این کارخانه، اعتراض کارگران شهرداری بندر ماهشهر، اعتراض کارگران راه آهن در نقاط مختلف ایران، تجمع اعتراضی کارگران پیمانکاری پتروشیمی فجر، تداوم اعتصاب غذای کارگران پتروشیمی بندر امام، اعتصاب و تجمع کارگران قراردادی مترو تهران، تداوم اعتصاب و تجمع کارگران تراورس، تداوم تجمع کارگران کاشی نیلو در اصفهان، تجمع کارگران اداره راهداری و حمل و نقل کهگیلویه و بویراحمد، اعتراض کارگران شرکت فولاد آلیاژی

« مقدمه »

اینها فقط نمونه هایی از ده ها اعتراض و اعتصاب کارگری در مراکز گوناگون تولیدی و خدماتی در ایران هستند. واقعیت این است که، تشدید بحران سرمایه داری ایران، و پیامدهای عملی سیاست اقتصادی نئولیبرالیستی و ریاضت اقتصادی، و حملات هر روزه ی کارفرمایان و دولت اشان به حقوق کارگران که آثار و تبعات مخرب و بغایت ویرانگری بر کار و معیشت و حیات طبقه ی کارگر داشته اند، عوامل اصلی و واقعی رشد و گسترش اعتراضات و اعتصابات کارگری در اغلب کارگاهها و کارخانه ها، و اماکن خدماتی در کشور هستند.

« اعتصابات کارگری سلاحی علیه سرمایه »

اعتصاب راهکاری جهت مقابله با تعرضات کارفرمایان و خریداران نیروی کار است. اعتصاب ابزاری بسیار کارآمد برای تحمیل و دستیابی به مطالبات و خواست های صنفی، و حتی « سیاسی » به سرمایه داران و دولت اشان به شمار می رود. اعتصاب و دست کشیدن از کار که مؤید درجه ایی از سازمانیافتگی کارگران در محل های کار و تولید می باشد، بدنبال شکل گیری طبقه ی کارگر مدرن در بطن وجه تولید سرمایه دارای و شروع کشمکش طبقاتی میان پرولترها و بورژواها، همیشه به مثابه سلاحی برنده در پیکار علیه استثمارگران بکار رفته است.

اعتصاب پاسخی محکم به تعرضات سرمایه است، و همچون مدرسه ایی به رشد و ارتقاء آگاهی کارگران یاری می رساند. با شروع یک اعتصاب، کارگران اعتصابی تضاد منافع طبقاتی خود با صاحب کار یا کارفرما را بهتر از هر زمانی درک می کنند. وقتی نیروهای سرکوبگر نظامی و انتظامی برای دفاع از کارفرما و شکستن اعتصاب وارد عمل می شوند، کارگران به ماهیت طبقاتی دولت و امر آن که همانا پاسداری و حراست از منافع سرمایه داران و اعمال دیکتاتوری طبقاتی است، پی می برند. اعتصابات کارگری در عین حال بستر بسیار مناسبی را برای امر تشکل یابی طبقه ی کارگر مهیاء می سازد. در واقع، تشکل یابی طبقه ی کارگر رابطه ی مستقیم و تنگاتنگی با چالش های کارگری دارد و هیچگاه این امر در خلاء مادیت نخواهد یافت. مضاف بر اینها، اعتصابات و یا اعتراضات کارگری باعث می شوند تا فعالیت های تبلیغی و ترویجی کارگران کمونیست و پیشروان رادیکال کارگری در راستای انتقال آگاهی سیاسی – طبقاتی بدرون توده های کارگر، بهتر جواب دهند. قدر مسلم حصول و گسترش آگاهی سیاسی – طبقاتی به آماده شدن توده های کارگر برای در پیش گرفتن مبارزات ضد سرمایه داری، انقلابی و آشتی ناپذیر منجر خواهد شد.

نکته ی درخور تأمل دیگر این است که کارگران اعتصابی فارغ از نژاد و زبان و جنسیت، عقاید مذهبی، و … بازو در بازوی همدیگر تصویر شعف انگیزی از اتحاد طبقاتی اشان را در برابر سرمایه داران و دولت اشان به نمایش می گذارند. کارگران اعتصابی و معترض می دانند، چنانچه تا پایان کار و تا تحقق مطالبات مطروحه اتحاد خود را حفظ نکنند، اعتصاب اشان بسادگی با شکست مواجه می گردد. آری، در میدان جدال و مبارزه علیه سرمایه داران، این درس و تجربه ی بس گرانقدر یعنی رل وفاق و اتحاد در کسب پیروزی، فرا گرفته می شود. چنین اتحاد و همبستگی ایی که در پرتو اعتصاب و اعتراض در محیط های کار و زحمت نمود می یابد و کارگران آنرا به نحو احسن در معرض دید همگان می گذارند، بطور قطع در یک یا چند رشته ی تولیدی و خدماتی، در چندین شهر، و نهایتاً در کل کشور با تلاش و جدیت کارگران کمونیست و پیشروان و رهبران رادیکال طبقه ی کارگر برای بیرون کشیدن جدال های کارگران از پراکندگی، امکان پذیر است.

از سوی دیگر، اعتصابات و اعتراضات کارگری نقش مهمی در تشدید فشار سیاسی بر هیأت حاکمه دارند زیرا خیلی سریع نظر توده های مردم فرودست و رنجدیده ی جامعه را به سوی خود جلب می سازند و زمینه ی پشتیبانی آنان را از کارگران معترض و مطالباتشان فراهم می آورند. بنابر این، می توان گفت، هزینه ی سیاسی اعتصابات کارگری برای سرمایه داران و حکومت آنها بمراتب بیش از هزینه ی اقتصادی اشان خواهد بود.

« تأثیر اعتراضات و اعتصابات کارگری بر فضای سیاسی جامعه »

اعتصابات کارگری به ترک برداشتن دیوار سرکوب و اختناق، و بیرون کشیدن جو سیاسی جامعه از رخوت و سستی کمک می کنند. تجربیات تاکنونی در جهان بر تأثیر بسزای اعتصابات کارگری در مراکز تولیدی و خدماتی بویژه اعتصابات سراسری _ که آزمون بزرگ و با ارزش متشکل و متحد شدن طبقه ی کارگر و عرصه ی بروز ابتکارات انقلابی و بسط آگاهی سیاسی – طبقاتی کارگران بشمار می آیند _ بر فضای سیاسی جوامع و تغییر توازن قوا به نفع توده های فرودست و ستمدیده، و ایضاً پیروزی و غلبه ی ایشان بر ستمگران و استثمارگران دلالت دارد. با نگاهی اجمالی و گذرا به مقطعی از تاریخ ایران، این اثر گذاری را کاملاً آشکار می نماید.

در قیام سال 1357 خورشیدی کمیته های اعتصاب از کارگران مبارز و انقلابی تشکیل گردید. آن کمیته ها از دل محافل کارگران پیشرو بوجود آمدند که خود آن محافل کارگری در اصل یگانه شکل سازمانیابی مستقل کارگران در آن دوره به حساب می آمدند. همزمان با این، تعداد زیادی از اماکنِ مهمِ کارگری کشور از جمله گمرکات، آب و برق، بنادر و کارخانه های مختلف در تبریز، تهران، قزوین، اراک، اصفهان، رشت و سایر شهرها به صحنه ی مبارزه علیه حکومتِ استبدادی – سرمایه داری پهلوی کشیده شدند. کارگران آن مراکز به طور هماهنگ به اعتصابی سراسری دست بردند. در آن اعتصاب شکوهمند خواست آزادی زندانیان سیاسی، لغو حکومت نظامی، و سرنگونی حکومت پهلوی مضمون واحد مطالبات کارگران اعتصابی بود. آن اعتصاب دستگاه حاکمیت را شدیداً به هراس انداخت. در همین گیر و دار، دیری نپائید که اعتصاب فراموش نشدنی کارگران شرکت نفت که با آن حرکت کمر رژیم محمد رضا پهلوی را شکستند و بدین ترتیب رهبری قیام توده های بپاخاسته را عملاً از آن خود ساختند، سازماندهی شد. وقایع یادآوری شده، نقش و جایگاه بس با اهمیتِ اعتصابات سراسری در به پیروزی رسیدن قیام 57 را به خوبی نشان می دهند.

در این دوره هم، افزایش چشمگیر اعتراضات و اعتصابات کارگری، علی الخصوص در این دو _ سه سال، نه تنها حاکی از عدم مهار جنبش کارگری توسط رژیم سرمایه داری جمهوری اسلامی است، بلکه خود این چالش ها و پیکارهای کارگری به زنده نگهداشتن، تقویت و پویایی فضای مبارزاتی کشور خدمت شایانی کرده است. خیزش و برآمد شورآفرین توده های ستمدیده ی ایران در دی ماه سال جاری، و روزهای گذشته ( بهمن ماه ) مهر تائیدی بر این واقعیت است.

برآمد اعتراضی توده های محروم و فقر زده ی جامعه علیه فقر و گرسنگی و بیکاری، و تمامی تبعیضات و بی حقوقی های موجود که جدال و مبارزه برای سرنگونی رژیم بورژوا – اسلامی و به زیر کشیدن نظام سرمایه داری را وارد فاز جدیدی کرده، تحت تأثیر اعتراضات و اعتصابات بدون توقف کارگری این موقعیت را یافته است. خیزش و تظاهرات اخیر در شهرهای کوچک و بزرگ ایران، ثابت نمود که چگونه تشدید کشمکش و تضاد‌های طبقاتی میان کار و سرمایه، روی توده‌های تحت ستم اثر می گذارند و به چه نحو جوانان، زنان، لشکر بیکاران، و گرسنگان و فقر زدگان جامعه برای تعیین تکلیف با وضعیت فلاکتبار کنونی وارد میدان نبرد می شوند. صد البته انسانهایی که با شعار « کار و نان و آزادی » به نبرد و رویارویی با رژیم ضد کارگری حاکم اهتمام ورزیده اند، همان میلیون ها کارگر بیکار و اخراجی‌، همان جوانان تحصیل کرده و بیکار، و همان توده های مردم تهیدستِ حاشیه‌ ی شهرها هستند که رژیم را وحشت زده کرده اند. این جنبش که جنبش بی چیزان، و در اصل جنبش اعتراضی بخش ‌هایی از طبقه ی کارگر ایران است، با بورژوازی لیبرال و لایه‌ های مرفه خرده‌ بورژوازی، و نیز جناح‌ اصلاح طلب رژیم، مرزبندی دارد و مطالباتش با خواست های طبقات بالایی و میانی جامعه کاملاً متمایز است. بدون اندک تردیدی، این جنبش در پی تعیین تکلیف‌ نهایی با کلیت رژیم سرمایه داری حاکم و تحول در وضع موجود است.

با این تفاصیل، پیشروی های بعدی این جنبش به جوش زدن و ایجاد پیوند با برآمدهای کارگری بستگی دارد. هر اندازه این جنبش اعتراضی توانمند باشد، اما توانایی مقابله ایی همه جانبه با نیروهای سرکوبگر و جنایتکار رژیم بورژوا – اسلامی را ندارد. از اینروی، بایستی ضمن کار و فعالیت به منظور متصل کردن آن با جدال های کارگری، به اشکال مؤثرتر مبارزه همچون اعتصابات عمومی و سراسری روی آورد. از این طریق میشود جلوی نیروهای نظامی و انتظامی رژیم ایستاد و ظرفیت سرکوب آنان را از کار انداخت. از این راه می توان توازن قوا را به ضرر نظم اقتصادی – سیاسی حاکم تغییر داد و ضربه ی نهایی را بر پیکرش وارد کرد.

چهارم فوریه ی 2018

 

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: