محصول چهار دهه سیاست خارجی ماجراجویانه

چاره اندیشی برای روزهای سخت ایران
با زمامداران عربستان سعودی وارد مذاکره مستقیم، با رعایت روابط حسن هم‌جواری و مصالح ملی و بدون پیش شرط شوند، رابعا این آموزه را آویزه گوششان کنند که حفظ استقلال هیچ ربطی به مذاکره ندارد. می توان با هر کشوری و هر کسی از زاویه منافع ملی مذاکره کرد. مذاکره با ترامپ آمریکایی هم از این اصل مستثنی نیست. اگر آقای خامنه ای حقیقتا خیرخواه ملت ایران باشد بهترین زمان دومین نرمش قهرمانانه‌اش فرارسیده و در غیر این صورت وقت کناره گیری جوانمردانه است. امری که اکثریت ملت ایران را شادمان می کند.

ایران روزهای سختی را می گذراند. سیاستهای انقباضی دونالد ترامپ رئیس جمهور غیرقابل پیش بینی آمریکا و تحریمهای کم سابقه جمهوری اسلامی که این بار اقتصاد ایران را نشانه رفته و آثار مخرب آن را در نصف شدن ارزش پول ملی در کمتر از یک ماه می توان دید، نمونه ای از این دشواری هاست. با توجه به اینکه اکنون تازه دوران تهدید به بسیاری تحریمها را می گذرانیم و اعمال تحریمهای اصلی چند ماه دیگر فرا می رسد می توان حدس زد فشار به اقتصاد ایران به چه میزان شدید است. نویسنده به عنوان یک شهروند نگران کشورش با صدای بلند فکر می کند و برای نزدیک شدن به هم اندیشی نظراتش را با هموطنانش درمیان می گذارد.
این یادداشت شامل پنج نکته به شرح زیر است: سیاست خارجی تهاجمی محاسبه نشده؛ سیاست خارجی نسنجیده از سه منظر دیگر؛ محاسبه، مسئولیت و مقدورات؛ استقلال منهای ماجراجویی بعلاوه آزادی؛ ایران منهای جمهوری اسلامی و رها از دخالتهای آمریکا.
سیاست خارجی تهاجمی محاسبه نشده
آنچه از رهبران جمهوری اسلامی از آغاز شنیده ایم و می شنویم یک دو راهی است. راه سراشیبی وابستگی به استکبار جهانی و از دست دادن استقلال و عزت ملی و در نتیجه آن رفاه کاذب ملی، و راه سربالایی استقلال و سربلندی ایران که البته با تحریم و فشار بین المللی همراه است اما نتیجه آن خودکفایی و عزت ملی است. مثال رایج راه اول عربستان سعودی و شیخ نشینهای خلیج فارس و کشورهای وابسته به آمریکا و دیگر قدرتهای غربی است. جمهوری اسلامی هم خود را سرآمد راه دوم و مستقل ترین کشور دنیا معرفی می کند.
در اینکه وابستگی سیاسی و اقتصادی امری مضر، و استقلال سیاسی و اقتصادی امری مطلوب است تردیدی نیست. اما جمهوری اسلامی چیزی بیش از استقلال را نظرا و عملا از لحظه اول پیشه خود کرده و امروز دارد محصول آنچه را که کِشته است درو می کند. جمهوری اسلامی خود را امّ القرای جهان اسلام دانسته و بقای انقلاب را در صدور آن و ریشه کن کردن حکومتهای وابسته در منطقه بلکه در جهان، به اهتزاز درآوردن پرچم الله اکبر بر فراز کاخ سفید، حذف غده سرطانی اسرائیل از روی کره زمین و قطع ید سلاطین و رؤسای وابسته معرفی کرده است.
این شعارهای آسمان کوب در قانون اساسی جمهوری اسلامی در دو محور زیر نهادینه شده است: یکی «دفاع‏ از حقوق‏ همه‏ مسلمانان» (اصل ۱۵۲) و دیگری «حمایت از مبارزه‏ حق‏ طلبانه‏ مستضعفین‏ در برابر مستکبرین‏ در هر نقطه‏ از جهان» ‏(اصل ۱۵۴). واضح است که تحقق این دو هدف باید «بر اساس‏ نفی‏ هر گونه‏ سلطه‏ جویی‏» «حفظ استقلال‏ همه‏ جانبه‏ و تمامیت‏ ارضی‏ کشور» و «خودداری‏ کامل‏ از هر گونه‏ دخالت‏ در امور داخلی‏ ملتهای‏ دیگر» (مفاد دو اصل پیشین) صورت گیرد. بدیهی است که تکالیف فوق باید با رعایت مصالح ملی و خصوصا تقدم این مصالح بر دو تکلیف فوق الذکر صورت گیرد.
جمهوری اسلامی برای تحقق این دو محور از بدو تاسیس «سیاست خارجی تهاجمی محاسبه نشده» پیشه کرد. این سیاست خارجی تهاجمی محاسبه نشده بیش از همه در سخنان عمومی بنیانگذار جمهوری اسلامی و جانشینش تجلی کرده است. مدتها طول کشید که این شعارها در قالب دیپلماسی، برنامه ریزی فرهنگی و از همه مهمتر عملیاتی شدن آن در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی جامه عمل پوشید.

شعارهای علنی ستیز با حکومتهای مرتجع منطقه، مبارزه با سلطه آمریکا در همه جای جهان، و حذف رژیم نژادپرست اسرائیل از کره زمین بلافاصله به چند واکنش سریع انجامید: جبهه گیری حکومتهای استبدادی منطقه و تهدید پنداشتن حکومت نوظهور جمهوری اسلامی، اقدامات متقابل آمریکا، کشورهای اروپائی و اسرائیل برای مقابله با پدیده انقلاب اسلامی. تصرف سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آبان ۱۳۵۸ تجسم عملی سیاست خارجی جمهوری اسلامی شد. صدام حسین دیکتاتورعراق به قصد سرنگون کردن جمهوری اسلامی در نیمه سال ۱۳۵۹ بخش مهمی از خاک ایران را تصرف کرد. کمکهای دول عرب، شوروی و چین و در مقاطع بعدی آمریکا و اروپا به صدام غیرقابل اغماض است. جمهوری اسلامی خیلی زود تحت تحریمهای متعدد غرب قرار گرفت. اگر هم در طول جنگ، تسلیحاتی به ایران فروخته شد با قیمتهای گزاف و به هدف اینکه جنگ فرسایشی برنده نداشته باشد صورت گرفت. جمهوری اسلامی کوشش خود را برای خودکفایی تسلیحاتی آغاز کرد.

جمهوری اسلامی که در دهه اول برای صدور عملی انقلاب واحد نهضتهای آزادی‌بخش را در سپاه تاسیس کرده بود، چند اقدام مهم دیگر را در دستور کار خود قرار داد. تشکیل حزب الله لبنان به عنوان شاخه سپاه در آن کشور و تعلیم و تجهیز و تکفل کامل هزینه آن، تشکیل گروههای متعدد مبارز در لبنان و فلسطین، حمایت از گروه مبارز حماس در اراضی اشغالی فلسطین، تشکیل سپاه قدس مستقل از بدنه سپاه و موازی با آن زیر نظر مستقیم فرمانده کل قوا، تشکیل هسته های مسلح حزب الله در میان اکثر قریب به اتفاق اقلیتهای شیعه کشورهای منطقه و بسیاری از مسلمانان اهل سنت خاورمیانه و افریقا، توسعه بی سابقه صنعت موشک سازی با برد دو هزار کیلومتر، و سرمایه گذاری در انرژی تسلیحاتی البته تحت نظارت آژانس بین المللی انرژی اتمی. جمهوری اسلامی کلیه این اقدامات را حق قانونی و تحقق عملی أصول ۱۵۲ و ۱۵۴ قانون اساسی خود تلقی می کند.
سیاست خارجی نسنجیده از سه منظر دیگر

اول. اما این اقدامات در جامعه جهانی به عنوان ماجراجویی جمهوری اسلامی، کوشش برای ناامنی منطقه، دخالت در أمور داخلی و تلاش برای سرنگونی دیگر حکومتها، اقدام برای حذف اسرائیل به عنوان یکی از کشورهای عضو سازمان ملل متحد، مبارزه با منافع ایالات متحده آمریکا در جهان و در مجموع تخریب نظم بین المللی تعبیر شده و می شود. از منظر سران کشورهای یادشده آنها نیز مجازند اقدامات مشابهی برای سرنگونی رژیم ایران کرده و أنواع کمکهای تبلیغاتی، مالی و تسلیحاتی در اختیار اپوزیسیون جمهوری اسلامی بگذارند. تجهیز و تقویت سازمان مجاهدین خلق ایران آشکارترین نمونه آن است. به شهادت مدارک منتشرشده سازمان‌های جاسوسی سیا، موساد و ... همّ و غمّشان مقابله با ایران و سپاه آن شده است.
دوم. این روند از ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی آغاز شد و در دوران زمامداری آقای خامنه ای خصوصا از سال ۱۳۸۴ وارد مرحله تازه ای شد. از سال ۱۳۸۸ شاهد اعتراضهای مردمی در داخل کشور به سیاست خارجی جمهوری اسلامی هستیم. این اعتراضها در دی ۱۳۹۶ به اوج خود رسید. اکنون بخش بزرگی از ملت ایران مدعی نظام است که چرا به جای رسیدن به داد مردم بیت المال را هزینه سوریه، فلسطین، لبنان، یمن، و ... می کنید؟ به عبارت دیگر اکنون تنها کشورهایی که جمهوری اسلامی به نحوی از انحاء علیه آنها نظرا و عملا مبارزه کرده در مقابله با سیاست خارجی تهاجمی محاسبه نشده جمهوری اسلامی تنها نیستند، بخش بزرگی از شهروندان ایران هم سیاست خارجی جمهوری اسلامی را برآورنده منافع ملی نمی دانند. موج اعتراضهای داخلی حتی بدون پشتیبانی خارجی رو به افزایش است. این اشتباه است که تمامی این اعتراضها به پای استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل نوشته شود.
سوم. از منظر دیگری هم می توان به معضل پیش آمده نگریست. در این منظر برحق بودن یک طرف و ناحق بودن طرف دیگر محاسبه نمی شود. بلکه مقدورات طرفین لحاظ می شود. صحنه سیاست واقعی صحنه عدالت و اخلاق نیست، صحنه زور عریان است. باید کلاهت را بچسبی باد نبرد و نهایت کوششت را بکنی که منافع ملی‌ات حفظ شود. در این جنگل بیرحم قدرت مقرراتی بین المللی و سازمانی بنام ملل متحد هم هست که قرار است مصوباتش رعایت شود. در شورای امنیت آن حق وتو کشورهای پرزورتر هم هست. بیشترین نقض مصوبات سازمان ملل هم توسط اسرائیل و امریکا صورت گرفته است. اما هر کشوری باید مقدوراتش را در نظر بگیرد و پایش را از گلیمش درازتر نکند، والا کشورهای پرزورتر دست به یکی کرده حسابش را می رسند! در این جنگ قدرت و زور ادعای برحق بودن شنونده ندارد.
محاسبه، مسئولیت و مقدورات

از منظر یادشده جمهوری اسلامی ایران بیشتر از اعتبارش حرف زده و بسیار افزون تر از مقدوراتش خارج از مرزهایش عمل کرده است. نتیجه منطقی این همه گنده‌گویی و اقدامات تحریک کننده زورمندان جهان چیزی جز این نیست که ترامپی پیدا شود که با وضع تحریمهای اقتصادی کم سابقه بخواهد خرید فروش نفت ایران را به صفر برساند و با بی ارزش کردن پول ملی، گرانی سرسام آور و فعال کردن گسلهای متعدد داخلی، نظام ماجراجوی جمهوری اسلامی را ساقط کند. ترامپ حتی در کشور خودش هم مورد انتقاد جدی روشنفکران، مدافعان حقوق بشر و بخش بزرگی از شهروندان آمریکایی است. به غیر از اسرائیل دیگر کشورها هم از او دل خوشی ندارند. اما اینها هیچکدام باعث نمی شود واقعیت نبرد نابرابر را در نظر نگیریم. سیاست خارجی آمریکا و نیز کشورهای اروپایی را سرمایه داران و صاحبان کمپانیهای بزرگ تعیین می کنند. کشوری که اقتصاد تک محصولی شکننده دارد وقتی می خواهد نظم جهانی را برهم بزند و با زورمندان سرشاخ بشود باید حساب مقدوراتش را قبلا کرده باشد.
جمهوری اسلامی از بدو تاسیس اهل محاسبه علمی و برنامه ریزی درازمدت بر أساس منافع ملی نبوده است. در غالب بحرانها زمانی که کارد به استخوانش رسیده و غالبا در بدترین أوقات مجبور شده جام زهر بنوشد و نرمش قهرمانانه کند! غیر از فقدان محاسبه علمی و برنامه ریزی، جمهوری اسلامی اکنون با یک مولفه جدید مواجه است: نارضایتی عمومی فزاینده رو به رشد از سیاست خارجی خلاف مصالح ملی. هیچیک از اجزای این «سیاست خارجی تهاجمی محاسبه نشده» در مجلس شورای ملی تصویب نشده است. بخش عظیمی از بیت المال که هزینه این سیاست خارجی نسنجیده، صنعت موشک و توسعه انرژی هسته ای می شود تحت نظارت نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی نبوده و نیست.
مقام رهبری مسئول مستقیم اتخاذ تک تک سیاستهای اتخاذ شده و هزینه های مصرف شده است. مقام مادام العمری که علیرغم اختیارات مطلقه تحت نظارت هیچ نهاد بشری (حتی مجلس خبرگان!) نیست. با توجه به سقوط شدید پول ملی که متاسفانه پیش بینی روزهای بدتری هم می شود فشار اصلی این سیاستهای نسنجیده بلندپروازانه بر گرده ملت ایران خصوصا اقشار آسیب پذیر وارد می شود. هر دولتی هم سرکار باشد، و مسئولین اقتصادی دولت واجد بالاترین تخصصها هم باشند، با خرده فرمایشات دم بدم مقام رهبری و دخالتهای نابجای غیرمسئولانه وی و منصوبانش در سیر تا پیاز مملکت از یک سو و مواضع و اقدامات نسنجدیده فرماندهان سپاه از سوی دیگر امکان برنامه ریزی منضبطی وجود ندارد.
استقلال منهای ماجراجویی بعلاوه آزادی

نکته بسیار مهم: در اتخاذ سیاست خارجی منطبق بر مصالح ملی، ما در مقابل «دوراهی» وابستگی و ماجراجویی نیستیم. سیاست خارجی غیروابسته منطبق بر منافع ملی بدون ماجراجویی امری ممکن است. ایران می تواند با یک دیپلماسی فعال و بدون نقض موازین حقوقی بین المللی تا اطلاع ثانوی صدور انقلاب را متوقف کند. به تربیت نیروهای معترض حکومتهای منطقه نپردازد. نیروی نظامی مستشاری و غیرمستشاری! به سوریه نفرستد. هیچ بودجه ای را بدون تصویب نمایندگان مجلس در لبنان، فلسطین، یمن و غیره مصرف نکند. به این ضرب المثل اصیل فارسی عمل کند «چراغی که خانه رواست مسجد حرام است.» تا درصد قابل توجهی از شهروندان ایران زیر خط مطلق و نسبی فقر زندگی می کنند حاکمیت مجاز نیست به فکر شهروندان دیگر کشورها ولو مسلمان و شیعه باشد. تا وقتی کشور با بحرانهای متعدد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی مواجه است قانونا، اخلاقا و شرعا نمی توان این بحرانها را به امان خدا رها کرد و به مبارزه با رژیم اشغالگر قدس و استکبار جهانی اقدام کرد.
نظام جمهوری اسلامی به جای اینکه مطالبات برحق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شهروندانش را مطابق همین قانون اساسی عمل کرده، غلط می کند بلندپروازانه دنبال درافکندن نظم جدید جهانی باشد. اکثریت مردم از چنین سیاست خارجی تهاجمی محاسبه نشده مخالف منافع ملی ایران به شدت ناراضی اند. نظام حاکم قبل از استیفای حقوق شیعیان لبنان و زیدی‌های یمن و اهالی غزه برای زلزلزه زده های کرمانشاه، کارگران خوزستانی که ماهها حقوق نگرفته اند، کشاورزان اصفهانی که به دلیل بحران بی آبی و سوء مدیریت توان کشت ندارند، و معلمان، کسبه، دانشجویان و ... چاره اندیشی کند.
تا زمانی که حکومت قانون محقق نشده و کلیه أصول فصل حقوق مردم در همین قانون اساسی معطل مانده، تا زمانی که به بهانه استقلال آزادی های قانونی مردم نقض می شود، تا زمانی که قوه قضائیه از زیرمجموعه قدرت سیاسی خارج نشده، تا زمانی که نظارت استصوابی شورای نگهبان منصوب رهبری لغو نشده ، تا زمانی که یک نفر با عنوان مقام معظم رهبری بجای یک ملت تصمیم می گیرد، تا زمانی که تصمیمات کلان کشور غیرمسئولانه اتخاذ می شود و تحت نظارت هیچ نهاد قانونی نیست، تا زمانی که أحزاب سیاسی، اتحادیه های صنفی، و تشکلهای اجتماعی فرهنگی مستقل آزاد نیستند، تا زمانی که روزنامه ها و رسانه های ارتباط جمعی نمی توانند آزادانه منتشر شوند، تا زمانی که نقد سیاستهای نابخردانه جمهوری اسلامی در داخل کشورهزینه فوق سنگین دارد، تا زمانی که نظام صدای مطالبات برحق مردم را نمی خواهد بشنود، اطمینان داشته باشیم هیچ گرهی از ابربحرانهای موجود باز نمی شود.
ایران منهای جمهوری اسلامی و رها از دخالتهای آمریکا

اصلاح ناپذیری جمهوری اسلامی معنایش برحق بودن تصمیمات ترامپ آمریکایی، نتانیاهوی اسرائیلی و بن سلمان سعودی نیست. راه برون رفت از این بحران «إصلاحات ساختاری درون زا» است. تحریمهای ترامپ و هم‌پیمانانش قطعا باعث آزار، آسیب و فشار بر ملت ایران است و هیچ ایرانی وطن‌خواهی از آن حمایت نمی کند. در عین حال نظام جمهوری اسلامی نشان داده که نمی تواند مصالح ملی، حکومت قانون و دموکراسی سکولار را سرلوحه تصمیمات خود کند. مردم با نفی هر دو (قدرتهای مداخله گر خارجی و خودکامگان جاهل داخلی) به دنبال ایرانی مستقل، آزاد و پیشرفته هستند. ایرانی که در آن نه جمهوری اسلامی جایی دارد، نه سیاستهای تجاوزگرانه آمریکا و هم‌پیمانانش. کار آسانی نیست، می دانم. اما راه دیگری هم نیست.
اگر زمامداران کم خرد جمهوری اسلامی قصد حفظ قدرت خود را هم داشته باشند، علاوه بر نکات پیش گفته داخلی برای پیشگیری از ضرر بیشتر به ملت ایران در نخستین قدم لازم است أولا از خط و نشان کشیدن برای دیگران خودداری کنند، ثانیا نگاهشان به سوریه و فلسطین و لبنان و یمن حادتر از مواضع خودشان نسبت به نسل کشی مسلمانان روهینگیا و بحران مسلمانان چچن نباشد! ثالثا با زمامداران عربستان سعودی وارد مذاکره مستقیم، با رعایت روابط حسن هم‌جواری و مصالح ملی و بدون پیش شرط شوند، رابعا این آموزه را آویزه گوششان کنند که حفظ استقلال هیچ ربطی به مذاکره ندارد. می توان با هر کشوری و هر کسی از زاویه منافع ملی مذاکره کرد. مذاکره با ترامپ آمریکایی هم از این اصل مستثنی نیست. اگر آقای خامنه ای حقیقتا خیرخواه ملت ایران باشد بهترین زمان دومین نرمش قهرمانانه‌اش فرارسیده و در غیر این صورت وقت کناره گیری جوانمردانه است. امری که اکثریت ملت ایران را شادمان می کند. اگر وی جرأت تصمیم‌گیری بر أساس منافع ملی را ندارد، این مهم را به مسئولان بعدی بسپارد. در غیر این صورت اگر از دست مردم کاری برنیاید باید متواضعانه برای قبض روح خودکامگان و نابخردانِ «هر دو سو» دست به دامان حضرت عزرائیل شد، که ز هر طرف شود مُرده سود اسلام است! نکات دیگری باقی است، بماند برای وقت مناسب‌تر.
۱۰ تیر ۱۳۹۷

منبع: 
سایت نویسنده
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: