دمِ شیر

شعری در وصف شیر و دمش

 

 

آ ترامپ، ای کسگم با دم شیر بازی نکن

اینقده عشوه نیا، هر دقّه لجبازی نکن

اسمتو گذاشتی مَرد و ادعّا داری زیاد

سینه هی جلو میدی میندازی تو غبغبه باد

 

گرچه ما لاتیم و گنده، لیک در اِندِ مرام

لوطی و لات قدیمی، خدعه میدارد حرام

داش حسن فرق میکنه، نزار بشه وارد گود

کارد ِ دسته زنجونو میکنه تو کُلیّه زود

نعره ی لاتیو بشنو، جانِ مولا واجبه

نوکِ تیزی که دیگه انگار نفس کِش لازمه

شیخ حسن به عربده گوید که من شیر ِ نَرم

مو قشنگ کجاست دیگه که من براش سینه دَرم

خنجرم بین! کُو در این میدان حریف؟
تا خودم لُولِش کنم، بچه مزلف، بور ِ قیف!

 

و اما پرده دوم، شرح مصیبت و نصیحتی به مقتول ِ آینده:

 

کنون دیگر ترامپ جانم بکن فکر

اگر هم که نشد تا صبح بگو ذکر

ملانی با ایوان هر دو جوانند

نباشد رسمش این تنها بمانند

تو راهی میشوی در قعر دوزخ

برای شیخ حسن صادر میشه نخ

حسن خان هم که داره نیزه ای تیز

بخواند صیغه ای، هر دو کند جیز

چو کوبد میخ اسلامی به کاخت

تو داری طاقتِ شرح ِ وخامت؟

غلط کردم بگو کارو بکن راست

که لوطی آحسن، جَرّی ِ دعواست

 

امیرعلی متولی

 

بخش: 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: