روزِ در راهِ ما و شبِ تلخ امامِ والا!

(( در محکومیت هرگونه تروریسم، و پیش از همه تروریسم دولتی اخیر ولایت در کردستان، ای بسا اهواز، بسان تاریخ 40 ساله ی سراسر خونین و سیاهِ ایرانِ ویران گشته ی ملاها))

(( در محکومیت هرگونه تروریسم، و پیش از همه تروریسم دولتی اخیر ولایت در کردستان، اهواز و بسان تاریخ 40 ساله ی سراسر خونین و سیاهِ ایرانِ ویران گشته ی ملاها))
روزِ در راهِ ما و شبِ تلخ امامِ والا!
+++
بنا به وعده هستی!
شبِ بیمار، لنگان به آخرِ زمانش می رسد
روزِ درد و درمان نیز به آغازش پا می نهد.
در خرابه های بی حرمت زمستان بی ایمانی
زور و زر و زوزه های هر روحانی،
در پی ترس از انتقام گرسنه ها
اینجا و آنجا با فتنه و ریا
نوحه های شرنگ مستی، در عزای عاشورائی می سراید.
در این رزمگاه!
شبسوار لجوج، برابر پگاه بانان، تیغ تاریکی برکشیده!
رهائی یخ زده هم، کوس گرم رستاخیز می نوازد!
در دور دستِ شب، تاج و تخت هیولا، نعره خوشنامی می زند.
ستیزِ روزکُشی هم، دعاهای مقربان را می خواند
و آن نجوای پوچ،
بسان آیه های بی نشانه ای ست
که آنرا گریان بخوانی و کسی دردِ رنج ات را نبیند.
تلاوتِ کهنه و گنگی که
والائی، قرن ها سرمی کشد
و همو
در ناکجاهای تاریکی ها شمشیر آز برکشیده
در خودِ طمعِ خویش فرورفته،
و پناهکده کهکشانی بر روی چشمانت گرسنه و تشنه ات برپاساخته است
در این هول و هراس بلند، یادی اگر باشد، دیگر حکایت مرگ شب است
که روزبانان در صف فردا، به طوفانِ زندگی گره بسته اند
جائی که:
نبرد با بی آبروئی، پرچمداری آرمان هاست
جنگ با جلادپروری، سرود همبستگی هاست
آهای یکه سوار رسوا!
ای نیرنگ پرستِ تاریک پناه
شبِ روسیاهت به آخرِ زمان رسیده است
روزگار تیره و تنگ خناقت بپایان رسیده است.
بهنام چنگائی یکم مهر 1397

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: