نسخه نویسی غرب برای قتل خاشقچی

بالاخره پس از نزدیک به سه هفته، نسخه سناریو نویسی برای قتل خاشقچی طوری تنظیم گردید که در آن قتل خاشقچی در کنسولگری استانبول از طرف دولت عربستان تایید میگردد، این جنایت به تعدادی افراد منفرد و خارج در خاندان خلافت عربستان سعودی نسبت داده میشود.

نسخه نویسی غرب برای قتل خاشقچی
بالاخره پس از نزدیک به سه هفته، نسخه سناریو نویسی برای قتل خاشقچی طوری تنظیم گردید که در آن قتل خاشقچی در کنسولگری استانبول از طرف دولت عربستان تایید میگردد، این جنایت به تعدادی افراد منفرد و خارج در خاندان خلافت عربستان سعودی نسبت داده میشود. بخشی از آنها دستگیر و مجازات میگردند، کشورهای غربی به انتقاد شدید پر سر و صدای جنگ زرگری مابانه از رفتار دولت عربستان ادامه داده و هرکدام از دولت های درگیر، از ترکیه اردوغان گرفته تا آمریکا و انگلیس در این رابطه امتیازات جدیدی از خلافت عربستان بدست می آورند، در این وسط عده ای دیگر از در عربستان قربانی میگردند. دوستی دولت های عربستان از یک طرف و غرب ( آمریکا و انگلیس) پس از جار و جنجال های پر صدا بدون خدشه بر جای خود همچنان استوار و پابرجا می ماند. دولت عربستان سعودی که به موازات جمهوری اسلامی ایران بصورت مرتجع ترین، دیکتاتورترین، خطرناک ترین و غیر انسانی ترین و وحشی ترین حکومت های تاریخ بشریت در شرایطی به زیست سیاسی خود ادامه میدهد که از از این عمل جنایتکارانه به سلامت سر بیرون آورده، همچنان از پشتیبانی کامل دولت های آمریکا و انگلیس در منطقه برخوردار میگردد.
حتما داستان گوساله های ملانصرالدین را شما هم شنیده اید. میگویند ملا دو تا گوساله داشت. هر دو را توسط طنابی به ستونی بسته بود. یکی از گوساله ها موفق میشود طناب خویش را به نحوی باز کرده و فرار کرده به مرتع برود. ملا که برمیگردد و متوجه قضیه میگردد، شروع میکند به تنبیه کردن گوساله ای که هنوز فرار نکرده بود. میپرسند ملا تو چرا این گوساله را تنبیه میکنی؟ ملا در جواب میگوید، شما نمیدانید، اگر این یکی طنابش را پاره میکرد، از آن یکی سریع تر فرار میکرد.
فکر نمیکنم این مثال بالا توانسته باشد منظور مورد نظر من را بازگو کرده باشد. پس بگذارید مستقیما بروم سر اصل مطلب. بگذارید نمونه مشخصی را اشاره بکنم. میدانیم که نیروهای چپ دموکرات ایران، نه تنها در مورد جنایات و کشتارها و اعدام های سیاسی جمهوری اسلامی ایران بصورت مستقیم، پیگیر و مستمری افشاگری نموده، با آن مقابله کرده اند، بلکه از طریق اطلاعیه ها، تظاهرات، مراسم ویژه، مصاحبه ها و دهها طریق دیگر افشاگری، مقابله و روشنگری نموده و می نمایند.
وقتی جنایت فجیعی مانند قتل منتقد سیاسی عربستان سعودی در کنسولگری کشور عربستان در استانبول صورت میگیرد، هر انسان آزاده ای، هر سازمان سیاسی دموکراتیک و آزادیخواهی بر پایه های پرینسیپ ها و الگوهای آرمانی خویش از یک طرف و در نظر گرفتن ماهیت ساختاری سیاسی تاریخی عربستان سعودی از طرف دیگر نمیتواند سکوت اختیار کند، لذا عکس العمل نشان داده به نحوی این عمل را افشا نموده و محکوم می نماید.
جالب است، در مقابل چنین پدیده ای، از یک طرف افرادی را که روزانه چنیدن بار در رسانه های مجازی قلم فرسائی نموده از دموکراسی وارداتی عموسام و اقمار منطقه ای شان ، از جمله وهابی های عربستان سعودی در مقابل ایران حمایت میکردند، سکوت کامل اختیار نموده اند. معمولا عکس العمل آنها نسبت به قتل خاشقچی در کنسولگری عربستان در استانبول، به مثال قضیه گوساله های ملانصرالدین بیشتر شباهت پیدا میکند. حرف آنها در این مورد این میباشد که "جمهوری اسلامی ایران به مراتب بیشتر از عربستان جنایت کرده است، عربستان به ما ربطی ندارد، چرا شماها از جنایات جمهوری اسلامی ایران صحبت نمیکنید؟"
البته در این مورد کسانی هستند از این هم فراتر میروند. همه ما خبرداریم که یکی دو سال پیش بود که هیاتی از نیروهای اپوزیسیون سیاسی غیر دموکراتیک ایرانی مستقیما با دولت و مقامات عربستان سعودی در مورد مقابله با جمهوری اسلامی ایران ارتباط برقرار کرده و نشست هایی بر گذار کرده و حتی مصاحبه هایی ترتیب دادند و بالاخره عملا از آنها تقاضای کمک نمودند. در مورد قتل خاشقچی، منتقد سیاسی خلیفه مسلمین عربستان محمد بن سلمان، تعدادی از فعالین سیاسی این احزاب را شاهد بودیم که مرتب، در رسانه های مجازی می نوشتند که "قتل خاشقچی باید کار جمهوری اسلامی ایران باشد".
درست است که این مساله باز هم من را به یاد مثال گوساله های ملا نصرالدین می اندازد، اما این سوال ها را هم ایجاد میکند که، آیا این موضع رسمی این سازمان های سیاسی میباشد؟ آیا آنها به جوسازی و جعل اخبار در دنیای مجازی دست نمی زنند؟ آیا آنها آنقدر از زاویه تنگ نظرانه نفرت نسبت به جمهوری اسلامی حرکت میکنند که نمیخواهند به هیچوجه ببینند که عموسام و اقمارش هم به موازات جمهوری اسلامی ایران در منطقه جنایاتی به مراتب عظیم تر و گسترده تری را مرتکب میگردند؟ این نفرت آنها تا آنجا پیش میرود که این حضرات جنایات عموسام و اقمار منطقه ای آنها را هم به اسم جمهوری اسلامی ایران مینویسند.
من مجبورم همینجا هم اگر هم تکراری بوده باشد، جهت مقابله با شانتاژهای آنها بنویسم که چپ های دموکرات کوشاترین و پیگیرترین نیروهای سیاسی در افشاء جنایات، کشتارها، دستگیری ها و اعدام های نظام ارتجاعی جمهوری اسلامی بوده و هستند. به همان نسبت هم آنها پیگیرترین مدافعین زحمتکشان و ازادیخواهان در رسیدن به حقوق طبیعی آنها بوده و میباشند. این فقط یک گفتار نیست، تنها کافی است به آدرس های اینترنتی چپ های دموکرات در رسانه های مجازی آنها مراجعه نمود. چرا نمایندگان سیاسی جریان های نامبرده نه فقط در مقابل قتل خاشقچی سکوت میکنند، بلکه حتی واقعیت ها را وارونه کرده و به جمهوری اسلامی ایران می چسباندند؟
از عموسام و اقمار منطقه ای آنها بگذریم و دوباره به تاکتیک گوساله های ملانصرالدین این بخش از اپوزیسیون خودمان برگردیم. خواستم در این مورد به یک نمونه دیگر هم اشاره کرده باشم. میدانیم "القاعده" و بن لادن را کدام قدرت جهانی در افغانستان از نظر مالی نظامی مجهز نموده و تشکیل داد. به موازات آن باز هم میدانیم که "داعش" ها و "جببه النصر" ها، "جیش الاسلام "ها را کدام قدرت های جهانی به کمک اقمار منطقه ای خویش در منطقه ما بوجود آورده، مجهز کرده، از نظر مالی نظامی تامین نموده و به جان مردم منظقه انداخته اند. میدانیم همان قدرت های جهانی و منطقه ای که "داعش" ها، "جبهه النصر"ها، را به راه انداخته بودند، با تظاهر به مبارزه و جنگ با آنها، همچنان و فقط به دنبال پیاده کردن پروژه های ژئوپولیتیک منطقه ای خویش برای تغییرات جغرافیای سیاسی منطقه خاورمیانه ای خویش در منطقه بودند. گرچه با آمدن دونالد ترامپ بر سر کار در آمریکا، اولویت های منطقه ای کمی تغییر کرده است، اما استراتژی منطقه ای قدرت های سیاسی نهادینه شده در غالب دموکرلت ها و جمهوریخواهان همچنان بصورت سابق بر چای خویش استوار باقی میماند.
تاکتیک تبلیغاتی سیاسی این حضرات در مورد افشاگری جنگ افروزی های منطقه ای عموسام و اقمارش نیز مشابه همان قضیه گوساله های ملا نصرالدین این بوده است. این تاکتیک بر آن استوار میباشد که، باید نه جنگ افروزان اصلی، آفرینندگان اصلی "داعش" ها در منطقه، بلکه آن یکی گوساله، یعنی روسیه و چین را ، بعنوان نیروهای تازه نفس وارد میدان شده کوبید، تا اینکه حق عدالت و مساوات رعایت شده باشد. از نظر این حضرات سوال بر انگیز است که چرا ما چپ ها اینقدر به افشاگری عموسام و اقمارش در مورد جنگ افروزی های منطقه ای آنها میپردازیم، در این مورد مساوات را رعایت نکرده و به افشاگری چین و روسیه نمیپردازیم.
به این سوال یک جواب مختصر داده و قضیه را خاتمه ببخشم. اگر ما چپ های دموکرات به دنبال تئوری آلترناتیو، جایگزین و آنتی تز نظام سرمایه داری جهانی میباشیم، دور تسلسل بعدی بحران های نظام سرمایه داری جهانی، مانند سال دوهزار و هشت و دوره های قبل ازآن، از بازارهای مالی و سهام نیویورک و لندن آغاز خواهند شد. شوک های اقتصادی جهانی این نظام، امواج طوفانی خویش را از این بازارها بصورت زلزله هایی به تمامی گوشه های اقتصاد جهانی منتقل خواهد نمود. هنوز شاخصه های بین المللی اقتصادی نظام سرمایه داری جهانی حاکم اینطور نشان میدهد که با قدرت میتوان گفت که امواج بحران های مالی اقتصادی جهانی، نه از بازارهای مالی و سهامی چین و روسیه، بلکه از بازارهای لندن و نیویورک آغاز و به اقصا نقاط دنیا سرایت خواهند کرد.
اگر صلح یکی از خواسته های اصلی بشریت امروز باشد، در جنگ های چند دهه اخیر گذشته، از جمله جنگ ایران و عراق، جنگ افغانستان، جنگ عراق و کویت، حمله آمریکا و غرب به عراق ، زاده شدن داعش و جنگ سوریه و موارد فراوان دیگر، دست های عموسام بعنوان جنگ افروز ترین قدرت بین المللی جهانی کاملا آشکار میباشد. واقعیت را باید همانگونه که هست بازگویی نمود. جنگ افروزان واقعی را باید افشا نمود. نیروهای بین المللی که در جبهه جنگ افروزی مشابهی در مقایسه با آمریکا و ناتو قرار ندارند، نه تنها برای به خطر انداختن صلح جهانی، به اندازه جبهه اولی خطرناک نمی باشند، بلکه پتانسیل های صلح جویانه آنها میتوانند در مسیر ممانعت از جنگ افروزی و تحکیم صلح جهانی بکار گرفته شده و مورد حمایت واقع گردند.
دنیز ایشچی
20 اکتبر 2018

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: