قطع منابع مالی رژیم اسلامی (تحریم) وظیفه ملی ایرانیان است

سیاست مردمی نه افتادن در دام سیاست های جنایتکاران حاکم بر ایران، و نه همسوئی با ائتلاف ایران ستیزانه امریکا – عرببستان، بلکه اتکاء به جنبش های پیشرو، لائیک (سکولار) دمکراتیک سیاسی – اجتماعی، اقدام در خیابان، محیط کار و زیست برای خارج ساختن کنترل سرمایه کشور از دست حکومت و تغییر توازن قوا بسود ملت ایران است.

 

به گزارش خبرگزاری رویتر، جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا سه‌شنبه 13 نوامبر گفت که ایالات متحده در پی متوقف کردن صادرات نفت ایران است.

سیاست امریکا چند هدف را دنبال می کند:

1-تقویت ائتلاف امریکا – عربستان سعودی، تضعیف ایران، تبدیل کشورها به اقمار کوچک مطیع و تسهیل امنیت جریان نفت و گاز از خاورمیانه به غرب و همچنین امنیت سرمایه در این منطقه

2-تغییر چهره کریه، زمخت و انسان ستیز اسلام سیاسی سنی و شیعه به نظام های تحمل پذیر برای خاورمیانه ای که به پندار آنها ظرفیت هضم دمکراسی را ندارد.

3-بی خطر ساختن اسلام سیاسی برای غرب و منافع آن

موضع امریکا در قبال حکومت اسلامی ایران که بدون تردید دود آن به چشم ملت ایران میرود، ریشه در سه سمتگیری گفته شده دارد.

حال پرسش این است که تکلیف ملتی که برآنست تا حساب خود را از حکومت اسلامی در ایران جدا کند، چیست؟

نخست: جامعه ایرانی دیرمدتی ست که مرزهای روشن با حکومت اسلامی و سیاست های تجاوزکارانه، تروریستی، آشوب طلبانه آن داشته و می خواهد سیاست را روی ریل منافع و مصالح کشور و ملت قرار دهد. برای تحقق این هدف، باید از موجودیت نکبتبار، سیاست و ایدئولوژی حاکم عبور کند. یعنی اسلام سیاسی و ایدئولوژی اسلامگرایان بایستی از عرصه حکومت و سیاست در ایران کنار گذاشته شود.

دوم: حکومت اسلامی پایگاه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی در ایران ندارد و نظام مانند مرده نیمه جان فلجی ست که بر دو عصای 1)غارت ثروت ایران و 2)چند میلیون صدقه خور، کاسه لیس و مزدور متشکل در نهادهای سرکوب تکیه داده است. حکومت اسلامی به کمک این دو عصا ایستاده و آنگاه که ما این دو عصا را از آن بگیریم، سقوط آن اجتناب ناپذیر می شود.

راه حل موضوع 1)، فلج ساختن منابع مالی حکومت اسلامی می باشد، که هستی ایران و ایرانیان را هزینه اسلام سیاسی، مافیاهای شیعه، سرکوب ملت ایران، تقویت تروریسم دولتی در کشور و منطقه کرده و می کند.

سوم: یکی از اهداف امریکا، مهار پان اسلامیسم شیعه (تروریسم درنده خو و جنگ افروز) در منطقه می باشد. ملت ایران هم خواهان پایان دادن به حکومت اسلامی است. تحریمی که توسط امریکا اعمال شده، در واقع می بایستی توسط ما و در درون کشور سازمان داده می شد.

چهارم: سیاست مستقل، نه بازی در میدان امریکا، نه حکومت اسلامی و نه خزیدن زیر پرچم نهادهای “مستقل” بین المللی در سخن، همسوئی با رژیم خونخوار اسلامی در کردار، بلکه فلج کردن حکومت توسط مردم با سیاست گرفتن  دو عصای نظام است.

ما برای گرفتن نخستین عصای حکومت، باید تمام منابع مالی حکومت و بویژه نفت، گاز و آب را از دست نظام خارج کرده، شیرهای لوله های نفت، گاز و آب را ببندیم تا حکومت نتواند و با اتکاء به سرمایه ما، علیه ما و مردمان منطقه اقدام کند.

پنجم: ما با پیروی از سیاست مستقل، ملی و مردم محور، سرنوشت خود را تابع بازی و منافع امریکا و حکومت اسلامی نکرده، با خلع سلاح مالی رژیم (“تحریم” رژیم در داخل کشور)، زمینه های براندازی را تدارک دیده  و به بازی “تحریم” از بالا خاتمه داده تا سرنوشت ایران به ملت سپرده شود.

بدین منظور با تکیه بر جنبش اقدام مردم برای مردم، تسخیر سنگرهای رژیم در محیط کار و زیست، می توانیم توازن قوا را در خیابان تغییر داده و هر دو عصای حکومت اسلامی را از دست آن خارج کنیم.

سیاست تحریم حکومت اسلامی از سوی امریکا (علارغم همسوئی با سیاست براندازی حکومت اسلامی)، از خاستگاه ائتلاف عربستان – امریکا و کسب امتیاز بوده و ربطی به مصالح و منافع ملت ایران ندارد. از سوی دیگر ثروت غارت شده ایران توسط حاکمان و بویژه نفت و گاز کشور، هزینه اسلام و امت اسلام شده و ته مانده آن به مافیای های وابسته به حکومت می رسد.

سیاست مردمی نه افتادن در دام سیاست های جنایتکاران حاکم بر ایران، و نه همسوئی با ائتلاف ایران ستیزانه امریکا – عرببستان، بلکه اتکاء به جنبش های پیشرو، لائیک (سکولار) دمکراتیک سیاسی – اجتماعی، اقدام در خیابان، محیط کار و زیست برای خارج ساختن کنترل سرمایه کشور از دست حکومت و تغییر توازن قوا بسود ملت ایران است.

15.11.2018

اقبال اقبالی

منبع: 
تریبون ایران
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: