مقایسه جملات سومری و ترکی 5

زبان انسان « نوعی کنش و واکنشِ رفتاری- آوایی-روحی به محیط» است.زبانها یک "منظره ی مشترک" را مختلف می بینند. هر زبانی از پنجره خود به محیط نگاه میکند و طبق دیدگاه خود آنرا بازتاب میدهد. زاویه دید آنها متفاوت است.
با متد مقایسه کلمات و جملات دو زبان مورد مطالعه، میتوان کلمات سومری را به لغات ترکی نزدیک یا تبدیل کرد. آیا کلمات فارسی یا انگلیسی و آلمانی غیره نیز از این متد پیروی میکنند؟ نه! تنها زبانهای هم خانواده با سومری و ترکی چنین امکانی دارند...

هنوز درعلم توافق عمومی پیرامون اینکه سومریان اتصالی زبان، کی و از کجا به میان رودان آمدند وجود ندارد. اما برطبق نظریه معروفی گویا از آسیای میانه، از مناطق " اورال-آلتای" در هزاره 6 قبل از میلاد، که به طریق " شکار» زندگی میکردند، از طرف آذربایجان، با توقف و زندگی بین راه، سرانجام، خودشان را به سرزمین جدید رساندند. در هزاره 5 ق.م. آنها در بین رودهای دجله و فرات ساکن اند. Uruk اولین شهر مشهور آنها در هزاره 4 ق.م. قد برمیافرازد. 
اما مسکونی بودن منطقه آنها گفته میشود حداقل به هزاره 11 ق.م میرسد. مسکونی بودن منطقه اورمیه با توجه به کاوش های اولیه، در گوی تپه ی(göy təpə) اورمیه، به  4500 ق.م میرسد.
همینطور با کشف شدن انسان پیش از نئاندتال در غار نزدیک رودخانه ی " نازلو"ی اورمیه، گفته میشود تاریخ سکونت منطقه، به حدود هزاره های 70 ق.م. میرسد. 

تمدن قدیمی دیگر، ایلام اتصالی زبان است. که در همان دوران سومر در جنوب ایران پدید آمده و رشد میکند. که بعدها پایه کل تمدن ایران را میسازد.
به تمدن سومی به نام " آرا تتا" نیز اشاره شده( در نوشته های سومری) که اهالی اش در مقابل سومریها به  تمدن خود می نازیدند. ولی متاسفانه هنوز  وجود عینی و چگونگی آن بر علم چندان روشن نیست.
« لولوبی - قوتی» ها  اقوام متحد و خویشاوند، و اتصالی زبان( خویشاوند با زبان ایلامی) هستند که در آذربایجان ایران و زاگروس ساکن اند. قوتی ها حدود 75 سال " اکد" را تحت تصرف خود داشتند. از 2191 ق.م. آنها در حمله و دفاع با هم کار میکردند. در عین حال هر قوم بزرگان و شاه خود را داشتند. 

بعد ها، از همسایگان نامدار آنها ( لولوبی - قوتی)، "هوری" ها و" اورارتو"یی های خویشاوند زبان هستند. که با توجه به اسناد باقی مانده از نوشته هایشان اتصالی زبان اند.
مقایسه این زبانها، به خصوص، سه زبان سومری، ایلامی، اورارتویی نشان میدهد آنها ضمن اینکه همه اتصالی اند، نزدیکی وپیوندهایی هم با هم دارند. از سوی دیگر بین آنها و «زبان ترکی قدیم و جدید» نیز « خویشاوندی زبانی» حاکم است.

اگر اصل علمی برابری ژن همه ی انسانها را بپذیریم و ریشه جمعیت کنونی زمین را مهاجرت گروههای کوچکی از انسانهای اولیه، از آفریقا بدانیم ، و ریشه زبان انسان را « نوعی کنش و واکنشِ رفتاری- آوایی-روحی به محیط» ببینیم، پیداست که در آغاز " زبان آن عده ی معدود" یکی بود. و بعدها با افزایش جمعیت و تغییر مکان سکونت ، طی نسل ها و هزاره ها، تعداد زبانها نیز افزایش یافته است. و نسبت به هم « دور و دور تر» شده اند. و در نقاط مختلف زبانهای مختلفی نیز پدید آمده است. 
انسانها و محیط، گوناگون شده اند، و طبیعتاً « واکنش آوایی به محیط» نیز " گوناگون" شده است. اما در همه زبانها « واکنشهای مشترک به محیط» نیز در کنار « واکنش های متفاوت» وجود داشته و دارد. که گره های « دور و نزدیک» زبانها را نسبت بهم نشان میدهند. گروه زبانهای هم خانواده و خویشاوند نزدیکی های تنگاتنکی نسبت بهم دارند. از سوی دیگر پیدایش انسان در چند نقطه مختلف هم باشد باز مشکلی در این اصل که زبان در کل « نوعی کنش و واکنش رفتاری- آوایی-روحی به محیط» است، ایجاد نمی کند.

زبانها یک "منظره ی مشترک" را مختلف می بینند. هر زبانی از پنجره خود به محیط نگاه میکند و طبق دیدگاه خود آنرا بازتاب میدهد. زاویه دیدشان متفاوت است. ضمن داشتن نقاط مشترک در نگرش خود، نقاط متفاوت نیز دارند. 
به این جمله از زبان آذربایجانی توجه کنیم: dalı yanmış gəldi ( معنی واژه به واژه: سوخته پشت آمد، یا کسی که پشت اش سوخته، آمد). اما کسی که آمده پشت اش سالم است و هیچ هم نسوخته است. یا در فارسی : پدر سوخته آمد.
ولی کسی که آمده پدرش اش سالم است و آسیبی هم به او وارد نشده است. اگر فرض کنیم اینجا منظور از " dalı yanmış پشت سوخته همان « زبر و رنگ» است، و همینطور منظور از پدر سوخته، « زبر و زرنگ»، می بینیم که این دو زبان یکی «پدر» را سوخته می بیند و دیگری« پشتdal» را. سوختن نیز در هردو مشترک است. گاهاً نیز جملات کلاً متفاوت اند و نقطه مشترکی ندارند. اما هر دو یک منظره را تماشا میکنند: 

منظره مشترک « محیط اجتماعی، دنیا»: دنیا خراب آباد است. در جمله زبان دیگر: bütün qan yaşdı dünya دنیا به تمامی اشک خونین است. زبان اولی خرابی را می بیند، زبان دیگر، اشک خونین را. 
صحنه:  پیدا کردن کار و نان مشکل است و فقر سلطه دارد. çörək ağacdı ( نان چوب است) یا çörək daş altındadır ( نان زیر سنگ است). در جمله زبان دیگر گفته میشود: « نان پیدا نمی شود».
این دو زبان هر کدام از پنجره ی خودشان به صحنه واحدی یا فنومنهای مشترکی می نگرند، ولی زاویه های حسی مختلفی را بیان میکنند. در حالی که منظورشان یکی ست. نان به سختی گیر میاید.

« پدرت را در میاورم» ترجمه واژه به واژه به ترکی: atayın çıxardaram ، در ترکی بی معنی ست. همینطور است جمله ترکی: dədəyin yandıraram پدرت را می سوزانم. این هم در فارسی بی معنی ست. از این رو مترجم مجبور است
منظور ها را ترجمه کند. یعنی چیزی که در جمله بیان شده لازم است به کنار رود، چون طرفین نمی توانند یکدیگر را حالی کنند. اما ترجمه تحت اللفظی چگونگی نگاه زبانها به پدیده ها و محیط را بازتاب میدهد. که نشان میدهد زاویه ی حسی متقابلاً  قابل درک نیست.
و هرزبانی از پنجره خاص خود می نگرد و حس میکند. یعنی زاویه حسی متفاوت است.
بنابرین مترجم پل میزند و « منظور ها را برابر گذاری» میکند که زبان و درک مشترکی بیابند. در زبانهای خویشاوند این مشکل به ندرت پیش میاید.

زبان سومری نیز از پنجره خود زوایای فنومنها را می بیند. همینطور است کار زبان ترکی. در مقایسه ی جملات سومری و ترکی « زاویه دید هر دو زبان در مورد فنومنها، کلاً یکی ست یا به هم نزدیک اند». در عین حال در برخی جاها و جزئیات تفاوت نیز دارند.
در این مقالات می کوشیم جملات سومری را به یاری برابرهای آنها در ترکی بخوانیم و درک کنیم. لازم است به ارتباطات کلمات دو زبان خوب دقیق شویم. میخواهیم ببینیم این روش تا چه حدی کاربرد دارد؟ آیا مسئله ما را حل میکند یانه؟ چون فکر میکنیم این دو زبان « خوشاوندی نزدیکی» دارند. اگر این تز درست باشد باید عملاً متد ما جواب مثبت بدهد. تا کنون این کار را در چهار مقاله دنبال کرده ایم و اینجا نیز ادامه میدهیم. 

آواها و کلمات:
 کلمات سومری برای اینکه به زبان ترکی برسند( یا ما آنها را در ترکی بیابیم) تغییراتی در صدای حروف خود پذیرفته اند. یک آوا( حرف) گاهاً حذف شده  و گاهاً نیز به حرف دیگری تبدیل شده است. در بعضی جاها نیز حفظ شده. و حتی خود کلمه سومری عیناً منتقل شده است. معنی کلمات سومری در ترکی در جاهایی حفظ شده
و درجاهایی هم کم و بیش عوض شده است. مخفف کلمات ترکی در سومری دیده میشوند. در گروهی از کلمات، بن های سومری و ترکی  مشترک اند.  گروهی از واژه های ترکی مرکب اند از دو بخش سومری-ترکی. و بخشها، گاهاً « هم معنی»اند. با توجه به این نکات یاد شده  آنالیز کلمات و جملات را پی میگیریم. 
برای اینکه خواننده فارسی زبان هنگام مطالعه نوشته در مورد کلمات ترکی دچار مشکل نشود میکوشیم معنی فارسی آنها را نیز قید کنیم. 

 متد مقایسه کلمات سومری و ترکی یا ترکی خوانی لغت سومری:

dar [SPLIT] wr. dar "to break up, crush, grind; to split, split up; to cut open" Akk. pênu; pêşu; salātu; šalāqu; šatāqu
[dar [SPLIT در این فعل dسومری  به y در ترکی تبدیل شده است. yar بن، از مصدر yar-maq شکافتن.

اینجا مجبوریم مسئله علامتهای مصدری ترکی را حل کنیم و بعد باز به موضوع ادامه دهیم:

m-ak- ترکی و ak- سومری

وندهای مصدری maq- و mək- ترکی که ظاهراً از آن زبان ترکی هستند ریشه در زبان سومری دارند. این دو علامت مصدری در واقع یک وند هستند. گفته ایم در ترکی قدیم q  را k تلفظ میکردند. با تبدیل q به k می بینیم که این دو وند یکی هستند.
ak- در سومری برابر علامت کسره مضاف است. در ضمن یک ak نیز داریم که فعل است به معنی« انجام دادن».
ak [DO] wr. ak; a "to do; to make; to act, perform; to proceed, proceeding (math.)" Akk. epēšu
در ترکی yaz( بنویس) و yaz-maq( نوشتن) داریم. وند maq- وقتی میاید که مراد ما  اشاره به خودِ«  انجام عمل iş» است. بدون اینکه امری یا فاعلی و مفعولی مطرح باشد. 
اگر بگوییم yaz فعل امر است و mak یا maq علامت مصدری، توضیح ما مشکلی را حل نمی کند. ak- اینجا چه چیزی را میرساند؟ بدیهی ست « انجام دادن» را. [ak [DO 
و m اضافه شده است. 

توضیح بیشتر:
ریشه علامت مصدری در ترکی: 
m-aq ; m-ak; m-ek; m-ək  
 x =k=q

ریشه علامت مصدری در ترکی ək , -aq , -ak- (با حالتهای مختلف آنها)، همان"ak" سومری به معنی to do یا  (ak(of- سومری برابر کسره مضاف ، میتواند باشد.
əm-ək یا əm-m-ək ترکی، استعمال عضو زبان ( به کار گیری عضو زبان)، اکنون در ترکی « به کار گیری عضو زبان جهت خوردن شیر از پستان» و « به کارگیزی عضو زبان جهت مکیدن».
ak =to do سومری
علامت مصدر در ترکی، در حالت های مختلف : 
m-ək ; mek; m-ak; maq; m-ax; m-əx می با شند.
m به ak- اضافه شده

ak=to do-وند ترکی نیز به انجام دادن یا شدن اشاره دارد.
 
حالتهای مختلف ak در ترکی:
ax=əx=aq=ak=ək =ekبرابر کلمه ak سومری ست. به معنی do
تغییر صدا ها: q/k/x ; a/ə/e
اکدی ها همه حروف صدا دار را نتوانسته اند منتقل کنند . حروف برای همه آنها نداشتند.

در "eme ak " سومری=«به کار گیری عضو زبان»، با تبدیل e به y در ترکی ye-mək «خوردن» حاصل میشود. 
که میتواند در آغار yeme-ak باشد.

کلمات قدیمی با اندکی تغییر در زبان مردم، کلمات جدید و شاخه های زبانی نوین پدید آورده اند.
əmək ; əmmək; yemək ; yem ...کلماتی هستند که ریشه در " eme "( زبان) و "eme ak" ( به کار گیری و استعمال زبان) در سومری دارند. 
ak- ترکی مساوی واژه ی ak- سومری ست. ak- اکنون در ترکی به عنوان وند استعمال میشود و ظاهراً معنی احتمالی قدیمی خود را از دست داده است. اما میکوشیم به مفهوم قدیمی نزدیک شویم.
gəl-m-ək ; al-m-ak , و k به x و q هم تبدیل شده: al-m-ax ; gəl-m-əx ; dur-m-aq( در زبان شفاهی xخ استعمال میشود).

--- از زاویه دیگر : (ak(of- سومری و ترکی ( هر دو برابر کسره ی مضاف)
در جمله سومری زیر mak به معنی of در انکلیسی ست. و کسره ی حالت مضاف -مضاف الیه را میرساند. 
.(c) [a(k)] between -C and -Ø, e.g., lugal-Úrimki-ma(-k) “the king of Ur” (absol)
حاکمِ اور ( یعنی شاه شده در اور). مهم برای کاوش ما همین « شدن و بودن» است.

در جمله ترکی: uşaq yaz-maq olmaz (  نوشتن بچه قبول نیست= نویساییِ بچه یا نویسندگیِ بچه، یا نوشته شدن توسط بچه قبول نیست. ) . maq-  شدن .
اینجا -maq- به جای « کسره مضاف of» نشسته است. 
یعنی mak- یا ak- در حالت کسره مصاف نیز باز اشاره به" انجام دادن یا شدن" دارد. در واقع مفهوم ol و et  ترکی را میرساند. 
در جمله ترکی  uşaq yaz-maq olmaz نوشتن بچه قبول نیست یعنی «نوشته شدن» توسط بچه قبول نیست. این به خوبی نشان میدهد که mak - مفهوم « شدن و بودن» یا انجام گرفتن و دادن را میرساند.
فرق نمی کند ak- ترکی  از  [ak [DO یا از (ak(of- نتیجه شده باشد . در هر حال و حالت mak ترکی اشاره به شدن یا ol و var دارد. و میتواند ریشه در زبان سومری داشته باشد.

برگشت به خوانش کلمات:

ebih [ROPE] wr. ebih2 "heavy rope" Akk. ebīhu
این واژه همان ip طناب، در ترکی ست. که به صورتهای 
ipih( تلفظ لهجه ای ipik (  نخ شده، یا نخ و تار)، iplih یا iplik( مواد برای نخ شدن، نخ، تار) نیز داریم. 
در ترکی b سومری به p تبدیل شده که قانمند است. و e به i . 
ip-ik مانند it-ik ( گمشده) itən.

garig [COMB] wr. ĝešga-rig2 "comb" Akk. mušţu
daraq یا taraq شانه  . g سومری در ترکی به d یا t تبدیل شده است. و i به a . گفتیم g سومری را q نیز میتوان تلفظ کرد وقتی که با تلفظ کلمه ترکی مناسبت داشته باشد. آوای مهم در اول همان تغییر g به d یا t است. 
garigak [COMB] wr. ĝešga-rig2-ak; ga-rig2-ak "carding comb"
ak- اینجا به لغت اصلی اضافه شده.  gar(ig)ak را به صورت tarak یا darak هم میتوان نوشت. در واقع همان شانه برای شانه زدن است. وند ak- که در لغت ترکی داریم در کلمه سومری نیز موجود است. در واقع همان لغت ak به معنی انجام دادن یا در ترکی et, elə, ol است . کلمه daraq ترکی به صورتی، کوتاه همان کلمه سومری ست.

ka'aDU [AGRICULTURE] wr. ka-a-DU "an agricultural classification"
این لغت مربوط به کشاورزی ست. باید در جمله دید که چه معنی میدهد. اما ما در ترکی واژه ای نزدیک به آن را داریم: kərdi  یا در فارسی « کرت» گفته میشود. زمین کشاورزی را به قطعاتی تقسیم میکنند و آنرا میکارند. هر قسمت را یک کرت یا در زبان آذربایجانی kərdi گویند.  چنین منطقه کشاوزی را yazı( سبزی خانه səviz xana شفاهی) گویند و مصدر آن yazı-ya-getmək است. 
درگروهی از لغات ترکی به جای u میشود i نیز آورد. quru یا qurı خشک.  و a , e, ə به جای همدیگر هم می نشینند. حال با توجه به این نکات میتوان نوشت kə'ədi ; این کلمه شکل کوتاه kərdi است. که r در ترکی افزوده شده.

kab [TEST] wr. kab2; kabx(|SAG×A|) "to test; test" Akk. latāku; litiktu
ما در ترکی واژه  qab (ظرف ، واحد اندازه ) داریم و qab-la اندازه کن، امتحان کن،  qab-lamq 
اندازه گیری کردن، امتحان کردن . 
در سومری kab نیز همین معنی اندازه بگیر یا تست کن و به صورت مصدر امتحان کردن است. تبدیل k به q قانونمند. 
qab-la ترکی، به مفهوم و منظور yoxla، امتحان کن. اندازه گرفتن و درستی و نادرستی چیز را مشخص کردن.

kana [DARK] wr. kana6; kana5; kana3 "(to be) dark, gloomy; gloom" Akk. adāru
قبلاً گفته ایم تبدیل n به r و k به q  قانمند است. پس kana سومری در ترکی همان qara است. سیاه. تاریک. 

dam 
dam [SPOUSE] wr. dam "spouse" Akk. aššatu; mutu
این کلمه در پایین در متن جملات آمده لازم است توضیح دهیم:

dam سومری  را به معنی همسر، زن، و  « انباری» نوشته اند. و در واقع به معنی « خانه و پناهگاه» است.  داستانی دارد.  چرا برای همسر کلمه dam را انتخاب کرده اند؟  بگذریم از اینکه سومریان در این مورد لغات دیگری نیز دارند.
dam در ترکی چه معنی هایی دارد؟ dam یعنی:خانه( ?dam tut-dun خانه گرایه کردی)، انباری( əl-damı)، پشت بام ، بام خانه ( dam üstü 

کلمه سومری در مورد انباری با مفهوم ترکی یکی ست. اما چرا همسر را dam نامیده اند؟ همسر زمانی « پناهگاه» بود. خانه بود. مرد در پیش همسر یا زن ساکن بود. « ایده و احساس و زاویه نگاه به زن تحت نام dam ریشه مادر شاهی دارد».
در حقیقت dam به معنی « خانه و پناهگاه و جایی برای "جان پناهی" ست. همانطور که اکنون در زبان آذربایجان یکی از معانی آن « خانه» است. و انباری را « əl-damı» گوییم. که کاملاً مفهوم جداگانه ای ست.

 2. dam an-ra ( ra به , dam : qadın)
en: the wife of An,
az: qadın, An-a 
Anın qadını

 روز ud ،آقاen،  خانمin(nin) ، زمین ki 

این چهار کلمه در زبان سومری خیلی استعمال می شوند. و ظاهراً خیلی هم غریبگی ایجاد میکنند. در حالی که با ریشه یابی می بینیم برایمان بسیار آشنا هستند و جزو زبان ترکی باستان و کنونی. حل مسئله:

ki
در ترکی قدیم: 
1-
 ki-r-lig یعنی palçıq و kirli ، torpaqlı
çirk: ki-r, و palçıq , torpaq 
 روشن است ki یعنی torpaq (خاک، زمین)  . در بخشهایی از آذربایجان به جای اینکه بگویند 
palçıqlı میگویند torpaqlı
palçıq: خاک آلوده با آب؛ kir : کثیفی پوست çırk ؛ torpaqlı چیز آلوده با گرد و خاک ( بدون آب).  خاک آلوده . 

2-
ترکی قدیم:
ked-ki یعنی sonraki ( اشاره به جا) 
son, axır: kid  ( جا)
KİD - son, nəhayət, arxada

axırda: kidin و qərb( جا)

KEDİN - 1. arxa, arxadan, qərb, qərbdən, 2. kətan, =kidin
ki = ke ( تغییر تلفظ)
ki-r-ig یعنی gi-r-mək , daxıl olmaq ( جا)
gir یا kir یعنی چه؟ امر به وارد شدن به جایی ، وارد شو. bir yerə getmək به « زمینی ، محوطه ای» داخل شدن.  
دو توصیح بالا نشان میدهند بن  ki در ترکی قدیم و جدید به معنی « جا، زمین، خاک» است. و gi و ki یک ریشه می باشند.  آوا های g ، k ، q نیز به هم تبدیل شونده اند. همینطور ke و ki جای همدیگر را میگیرند.
لازم نیست با ذره بین دنبال چیزی بگردیم، وقتی میگوییم:
orda-kı, burda-kı, sonda-kı
یعنی :
o,bu, son yer-də olan 
 ki یعنی yer زمین ، خاک ، مکان
ولی امروزه ما به جای ki سومری yer ترکی استعمال میکنیم. اما ki همچنان به معنی « جا  و خاک» باقی ست. 
ترکی قدیم:
KİGİRMƏK - soxmaq 
اکنون gir-dir-mək گفته میشود. bir yerə soxmaq. یعنی بن های gi و ki  به معنی yer و جا و مکان اند. KİDİRTİ - qərbdə, arxada 

---
(nin ( in و en
اینها دو کلمه سومری اند که برای خانم و آقا ، برای الاهه و خدا ، استعمال شده اند. en را برای خانم هم به کار برده اند. اما معنی آنها در ترکی قدیم و جدید وجود دارد. هر دو واژه به مفهوم « بزرگ böyük یا بن en در en-li گسترده، عریض  پهناور. in کوتاه nin  و هر دوی اینها تلفظی از همان en هستند. 
در ترکی قدیم en یعنی gen عریض یعنی genişlik, böyük پهناور . اکنون نیز در بن واژه هایی مانند:( کم عرض) en-li,   en-siz عریض و  بزرگ و پهناور داریم.
En-lil سومری که اسم خدای باد است یعنی لیلِ بزرگ(مرد). یا Nin-lil که نام خانم این خداست یعنی خانم لیل بزرگ.  xan را به nin و in اضافه کنیم، xan-nın, xan-ın , همینطور xan-en  که تبدیل n به m نیز رایج است.
xanım .خان بززگ ( زن) .  زن محترم و  قدرتمند. 

udسومری روز، در ترکی öd
در ترکی قدیم: öd زمان و وقت. دوره ای از زمان:  
ÖD-1. zaman, vaxt, 2. = öt, öd kolu - zaman, dövr, mərhələ, terk ödün - sürətlə, tezliklə
ud سومری که با خط لاتین نوشته شده و خط اکدی هم نتوانسته تلفظ دقیق کلمه را منتقل کند میتواند همین öd با شد. یعنی روز. دوره ای از زمان. اینکه زبان سومری روز را ud میگوید غریبه نیست.

Ur, Uruk 

نام شهر در سومر. بر طبق معانی  کلمات نزدیک به آنها، در ترکی قدیم،  به معنی « جای سکونت» یا yurt است. یعنی این نامها با زبان ترکی هیچ غریبه نیستند، برعکس بخشی از این زبان اند.
در ترکی قدیم:

ORUK - yol, çarə, imkan ORUN - 1. yer, məskən, məhəllə, 2. taxt, orun yurt - yer, məskən, orunnağ - yer, taxt, yığışlığ orun - qurbangah, orun töşək - yataq, altı kaçığ orunlar - altı hiss üzvü, yer orun - ölkə, diyar, kara orun - qara yer, qəbir, məzar
منبع واژه های ترکی قدیم: بخش لغت نامه.
NIZAMI XUDIYEV: QƏDİM TÜRK YAZILI ABİDƏLƏRİNİN DİLİ

mu-du3
en: he built
az: tik-di
(tü: MU-(LA)-DU(I 
با توجه به ترکی قدیم میتوان نوشت: ( 
MU-(LA)-DU(I به معنی növrə  goy du بنا کرد. جمله سومری la  ترکی ندارد، تنها بن mu استعمال شده. به معنی پایه و اساس.
فعل du3 هم به معنی  انجام دادن و ساختن است. همان وندهای  dı یا du در آخر فعلهای کنونی ست به مفهوم qoy-du, etdi یعنی eləmək, و همینطور بن ها در آغار بعضی ار فعلها :dü-zə(l)t-mək , du-r-maq

du [BUILD] wr. du3 "to build, make; to do, perform" Akk. banû; epēšu
 MU-LA : skr, təməl, kök

Utu 
نام خدای خورشید است. پسر خدای ماه Nanna ؛ خواهرش İnana ست که باهم دوقلو هستند. اینانا بعد ها با تبدیل شدن به İştar و شمس،  وجود و شخصیت utu را در سایه قرار داد. 
در کودکی به ما می گفتند ماه پسر است و  خورشید دختر. درست است. Nanna یا sin خدای ماه، پسر است( هنوز ازدواج نکرده بود). خورشید هم که بعد ها خود اینانا باشد دختر بود،  و تنها با 
Dumuzid ) ušumgal-ana) دلباختگی داشتند.  İnanaدر روایت های کودکی ما 
 با نام nana یا nənə ، مادر ،  الاهه آسمان، صاحب رنگین گمان بود. و هنگامی که هوا  نم-نم  می بارید، او 
 نخهای رنگی اش را دراز میکرد تا ما  کار بافندگی اش را خوب  تماشا کنیم. میگفتیم نگاه کن:«
nənə işi- ana irişi» کارمادر- نخهای مادر ( رنگین کمان ).

 در ترکی ( زبان شفاهی) روز را gün و خورشید را هم اغلب gün گوییم . در زبان کتبی خورشید را günəş می نویسیم. زبان سومری، روز و خورشید و آذرخش را ud  گوید:
ud [SUN] wr. ud "day; heat; a fever; summer; sun" Akk. immu; ummedu; umšu; šamšu; ūmu 
ما آذرخش، و آتشی را که ایجاد میکند ماهیتاً ud گوییم ولی برای خود آذرخش نام دیگری داریم.  زبان ترکی ud را برای آتش استعمال میکند. سومری آتش را izi گوید. 
ما این کلمه را issi تلفظ میکنیم و به معنی « گرمی و گرمای آتش».   
izi [FIRE] wr. izi; izi2 "fire; brazier" Akk. išātu; pendû

gu, qu

gu [BIRD] wr. gu2mušen "a bird"
qu-ş پرنده ( بن در سومری)
gu [VOICE] wr. gu3 "voice, cry, noise" Akk. rigmu
gu-laq گوش ( بن در سومری)
qu-demək صدا دادن، کردن ، سخن گفتن

gu de [SAY]
 wr. gu3 de2 "to say (addressing someone),; to call; to read out" Akk. ?; nabû; šasû
هم ریشه در مصدر qu-de-mək سخن گفتن. صدا دادن.


 جمله زیر را در قسمت 1 مقاله کار کردیم. اینجا نکته ای را اضافه میکنم:

lugal-ì-sa6

lugal=Ø ÷i -sa6.g -Ø

king =ABS VP-be.good-3SG.S/DO

‘The king is good.’ (MVN 1:164 6; L; 21)

lugal sah-dı

(lugal sağ (kişidir

yaxşı ) yaxçı kişidir ) 

اصطلاح، sağ;  sah adam یا sağlam adam  به معنی آدم خوب رایج است.

صرف استن، بودن:

i-mək ترکی و i-men سومری
از قسمت 4
سومری:

i.me.am he/she/it is 3rd sg

ترکی:
i.dir he/she/it is 3rd sg

در جمله ی lugal-ì-sa6
با توجه به توضیح بالا نکته جدید اضافه میشود که:
i سومری همان بن  i در i-mək ترکی ست به معنی is انگلیسی. 


اولین جمله ترانه ( زیرین). کلمات با ستاره جدا شده اند.
در قسمت آینده، 6، میکوشیم  همه جملات ترانه را آنالیز و با جملات ترکی مقایسه کنیم.

1. ga-sza-an-g* sza-ga-ba-ta* u4* zal-la-gu10-ne (_isz-tu am-sza-li i-na szum-s, u2-li -ya_)
1. ga-ša-an-ĝen* ša-ga-ba-ta* ud* zal-la-ĝu10-ne (iš-tu am-ša-li i-na šum-ṣu2-li-ya)
Yesterday, as I, the lady, was passing my time

.جمله به دو صورت نوشته شده ولی هر دو یک معنی دارند

(ga-ša-an: lady (cf., gašan
qaş
بالاو والا (دارای ارزش بالا ، ارزشمند) ، üzük qaşı) qaş) ، جواهر، سنگ قیمتی. qaş ابرو ( بالا).
qəşə , کاهن ، ( در ترکی آذربایجان روحانی مسیحی. به زبان سومری en ) ، کسی که « از زاویه معنوی ارزشمند است.» یا به صورت عام « خانم و آقا ست، کسی که آزاد یا غیر برده است. lord».
واژه ی qəşə را در نام Aşıq qəşə-m معروف هم داریم. به معنی نوازنده « والا»، آقا، en سومری. نوازنده روحانی( حق عاشیغی)" یعنی aşıq qəşə-m. که بعدها به اسم خاص تبدیل شده.
این « qaş بودن ، ارزشمند بودن با دوران مادرشاهی ارتباط دارد که ریشه پیدایش لغت میتواند باشد. آنجا زن qaş بالا و والا بود.
gašan سومری با qəşə, qaş رابطه دارد و همان
 
en , in, nin سومری ست.  یعنی lady .
qaş, qaşan, qəşə, en , فردی که « ارزشمند و بالا(والا)» ست.
بعدها کسی که آزاد است. برده نیست. بردگان ارزشمند و بالا و والا، خانم و آقا ، به حساب نمی آمدند. مثل اکنون.
بردگان  نمی توانستند 
qaş باشند. خانم آقا نامیدن فرد ، در یا با ، فرهنگ قدیم، یعنی اینکه او فرد آزادی ست  و برده کسی نیست. 

در ترکی قدیم:KAŞ - 1. təpə, 2. qaş, 3. qiymətli daş, çeç kaş - firuzə
با توجه به توضیحات مذکور qaş-qa یعنی qaş olan، فرد آزاد و بالا(والا)، فردی که نشانه بالایی(والایی) یعنی آزادی را با خود دارد.
از این روست که فرد یا حیوانی که در پیشانی ، میان دو ابر، « خال سفیدی» دارد ، علامت و نشانه، در ترکی qaşqa نامیده میشود(یعنی متفاوت با دیگری، توسط یک علامت و نشانه).
از سوی دیگر  qaş-qa adam کسی که « دارای نشانه رگ گویی»ست. آزادانه سخن و عقیده خود را بیان کننده است. چرا که او « آزاد است و برده نیست».
اصطلاح qaş olan- baş olan را نیز از همین جا داریم. کسی که والا(بالا)ست، سرور خود است.

QAŞQAYI
ایل qaş-qa-lı یا qaşqayı به معنی« خلق آزاد» است. خلقی که برده نیست. والا و سرور خود است.

  ĝe: I ,mən من
1Sp me, ĝá-e (older
ĝe26) I
(
ĝu10(MU : I

ša-ga-ba-ta یا
šaduga
šaduga [YESTERDAY?] wr. ša-dug4-ga "yesterday?" Akk. amšali 
 دیروز را با کلمات مختلفی نام می بردند

ša-ga-ba-ta روز گذشته : ge-çən gün
ud روز، خورشید (gün
 (günəş ,gündüz

 گفتیم ud  در ترکی قدیم: öd زمان و وقت. دوره ای از زمان: در سومری روز یا gün, gündüz را ud گفته اند.
ud zal-la-ĝu10-ne سپری کردن روز، وقت گذراندن در روز . من ĝu10، وقت(روزud) گذراندsal-landır-dım)zal)
ne- یا ni وند سوم شخص مفرد ( ud آفتاب ). مانند وند ni- در جمله ترکی Həsən-ni یا ( شفاهیud-ı(ud-u, o-nı ، برابر « را» در فارسی.

zal [PASS] wr. zal "to get up early; to finish, come to an end; to dissolve, melt, disintegrate, break 

u4-zal-la: day, morning, dawn ('day' + 'to flow, elapse' + nominative). 
u4-X zal-la: on the Xth day ('day' + 'to flow, elapse' + nominative).

 şıdırqı yağış در ترکی  رگبار باران. باران گذرنده. بارانی که زود میگذرد. şıdırqa-maq گذشتن، şıdırqa گذشته. تند. سریع.ša-ga-ba-ta یا šadugaبه معنی «روز گذشته» رابطه دارند با-şıdırqa.
ud zal-la-ĝu10-ne،  در ترکی mən ödü(günü) sal-lan-dır-dım 

gün sallandır-maq ، انتظارکشیدن. اتلاف وقت.  وقت گذراندن ،  سپری کردن وقت در روز. ( تحت اللفظی: خورشید را به پایین فرستادن. خورشید یا آفتاب را به غروبگاه رساندن(gün-ü batır-maq)
--
ga-ša-an-ĝen * ša-ga-ba-ta* ud *zal-la-ĝu10-ne
qızam* şıdırqa* öd* sal-la-na-nı
qızam dünən gün sallananı
gün sallananı وقت سپری کننده
--
mən bir xanım qızam
(dünən [bütün]
günü sallandırdım( keçirtdim
gün keçirdən وقت سپری کننده
من یک دخترم- دیروز[به تمامی] وقت گذراندم .

**

با این متد میتوان  کلمات سومری را به لغات ترکی نزدیک یا تبدیل کرد. آیا کلمات فارسی یا انگلیسی و آلمانی غیره نیز از این متد پیروی میکنند؟ البته که نه! تنها زبانهای هم خانواده با سومری و ترکی چنین امکانی دارند.
گروهی از کلمات سومری نیز تبدیل به کلمات ترکی نمی شوند چون اختصاصاً از آن خود زبان سومری هستند. بخشی از لغات ترکی نیز همین حالت را دارند. 
خوانش زبان سومری با کمک زبان ترکی نیاز دارد : با توجه به زبان قدیم و جدید ترکی، شفاهی و کتبی، و گرامر دو زبان مذکور ، و تغییرات آواها، انجام پذیرد. 
---
منبع : ePSD

 جملات:
 توضیحات زیادی لازم ندارند.

 

1. {d}namma
en: For Namma,
az: danqır Namma ( Namma-ya)

2. dam an-ra ( ra به , dam : qadın)
en: the wife of An,
az: qadın An-a
Anın qadını. 

3. lugal-kisal-si
en: Lugalkisalsi,
az:Lugal-kisal-si ( ad)

4. lugal unu{ki}-ga
en: king of Uruk
az:Luqal Uruk-a

5. lugal uri5{ki}-ma* (ki: yer, yurt, şəhr)
en: and king of Ur,
az: lugal ur-a
az:lugal ur-um-a (Ur-i-mə)

6. e2 {d}namma
en: the temple of Namma
az: ev **{d} Namma (-ya)

7. ***mu-du3
en: he built.
az: tik-di
az:bina qoy-du( düzəltdı, BÜTÜR-DU)
tü: MU-(LA)-DU
---

:منبع

CDLI no. P431224

***سومریmu: 
:با توجه به ترکی قدیم داریم
BUN : əsas, təməl, növrə (binövrə)
MU-LA : skr, təməl, kök
BÜT-MƏK : 1. bitmək, sona yetmək, qurtarmaq, tamamlamaq, 2. inanmaq, inam, 3. doğulmaq, dünyaya gəlmək
 بن سومری mu=BÜترکی=MUترکی=bünövrə 
 b به m  تبدیل آوای  
MUNTADA - 1 . bundan, 2. burada

* am, mu: özü--n, ام- در فارسی
 وند مالکیت، اول شخص مفرد 
**{d}: danqır , tanrı
e: ev, ocaq, məbəd

1. en-an-ne2-pa3-da
en: Enanepada,
az: Enanepada,*

2. en {d}nanna
en: the en-priestess of Nanna
az: Nanna en-rahibə (en: ağa, bəzən xanım, burada xanım)

3. zirru *
en: and the zirru-priestess
az: və Zirru-rahibəsi ( zirru :ad)

4. dam? {d}nanna
en: and spouse of Nanna,
az: qadın {d} Nanna-ya

5. dumu ur-{d}ba-ba6
en: daughter of Ur-Baba,
az: Ur-Baba qızı ( dumu: bala , uşaq, burada: qız)

6. ensi2
en: the ruler
az: hökmdar ( ağa-sı)

7. lagasz{ki}-[...]**
en: of Lagash,
az: Lagaş-a

rest broken
---

منبع
CDLI no. P431934
---
* adاسم
**sz: ş, sh ش

 

تصویر منتصب به innana الاهه عشق و مبارزه و عدالت، بعدها معروف
به Ishtar

 

ترانه از ادبیات سومری

 

Mən, bir qızam

 

Mən bir qızam

Dünən elə

Bütün üzümü tovlandırdım.

Mən 
İnanna!

Dünən elə

Bütün üzümü tovlandırdım.

Tovlandım, rəqs etdim.

Səhərdən axşama qədər

Günü bütün oxudum.

*

O, onda

Mənimlə üz-bə-üz oldu!

Ağa, Anın dostu

Mənimlə üz-bə-üz oldu!

*

Uşum-gal-ana

Qolunu saldı boynuma

Məni bağrına basdı.

*

-Sevgim, əlimi burax 

Qoy mən evə dönüm.

Enlilin  dostu!

Əlimi burax!

Qoy mən evə dönüm.

Mən evə dönməliyəm.

*

Anama

Nə yalan söyləyə bilərm mən?

Anam Ningala

Nə yalan söyləyə bilərm mən? ...»

----

:منبع

A tigi to Inana (Dumuzid-Inana H)
etcsl.orinst.ox.ac.uk

 


 


الاهه ی Nin-sumun
مادر Gilgamesch

 

 

من یک دخترم

من یک دخترم
 دیروز به تمامی وقت گذراندم
ایناننا! من  دیروز
به تمامی وقت گذراندم

وقت گذاراندم
از بامداد تا شامگاه
رقصیدم
تمام روز آواز خواندم.

او بدانگاه با من روبرو شد
آقا، دوست « آن»1» با من روبرو شد.
اوشوم گال-آنا2
دست بر گردنم نهاد و
مرا در آغوش گرفت.

عزیزم، دستم را رها کن،
بگذار به خانه بروم.

 دوست انلیل!3  دستم را رها کن
بگذار به خانه بروم.

چه دروغهایی میتوانم برای مادرم بگویم ؟7
برای مادرم نینگال5 چه دروغهایی میتوانم بگویم؟6

 -----

1- AnیاAnu خدای آسمان. مهم ترین خدایان، فرزندان او هستند:
Enlil , Enki , Nikikurga, Nidaba , Baba  , Inanna
ایناننا هم در برخی روایتها فرزند An  است.

2-Ušumgal-ana یا Dumuzid-ušumgal-ana, Dumuzi, دوست Anu و Enlil خدای باد است.
او خدای دامداری و با ایناننا عاشق و معشوق اند. اکنون اسم او با نام ماه « تموز» همراه است.
 
3-Enlil خدای باد و فرزند An.  و شوهر Ninlil الاهه ی باد .

4- مشکل دختر و خانواده و دیر آمدن ها، چشم براهی ها، آوازها و غم و شادیها، انگار چند ساعت پیش اتفاق افتاده است...

5- Ningal دختر خدای آبهای شیرین و صنعت و کشاورزی و خرد Enki است. مادرش الاهه Ninḫursanga . 
Ningal همسر خدای ماه Nanna است.  پسرش Utu خدای خورشید، و دختر دوقلویش İnanna ست. 
دختری که در ترانه درد دل میکند، دنیای روحی اش را این فرهنگ تشکیل داده است.
6-متن دنباله دارد که اینجا قسمتی از آن آمده است.
7- بسازم

--- در پیوند
آرشیو: 
http://iranglobal.info/taxonomy/term/81

1- مقایسه جملات سومری و ترکی 1
http://www.iranglobal.info/node/66984
 
2- En-ḫedu-ana نخستین شاعره شناخته شده
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خوانندگانی که میخواهند کپی مقالات را داشته باشند، لطفاً همیشه آنها را بعد از اینکه مقاله از صفحه اول خارج شد و در آرشیو قرار گرفت، بردارند؛ تا آخرین متن تصحیح شده و تکمیلی را داشته باشند. یا بهتر است فقط لینک را بردارند.
لینک آرشیو: http://iranglobal.info/taxonomy/term/81
میکوشیم، در پایان، همه مقالات به صورت pdf یکجا، منتشر شوند.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشته باز بینی شد.