رفتن به محتوای اصلی

● کامنت‌های پیشین کاربران تا 25 ژوئن 2022 برابر با 4 تیر 1401

نوشته شده توسط: مرحوم مسؤل سابق کامنتهای ایران گلوبال

جناب بی نام اگر از این به بعد نام نویسنده را تغییر دهید و آن را به مسخره بگیرید، کامنتتان منتشر نخواهد شد. این بار نام را تصحیح کردیم و مسلما بار آخر خواهد بود.

نوشته شده توسط: ناشناس

اقای کرمی ضمن احترام به نظر شما باید بگم این باور وبرداشت شما از اسلام اما باور یک فرد مسلمان به اسلام این نیست از نظر شیعه علی نماینده قریش یا اعراب نیست او انتخاب خداوند برای جانشینی پیامبرش است واساسا عرب یا غیر عرب بودن مطرح نیست شیعه انها رو نه به عنوان یک خانواده عرب بلکه به عنوان خاندانی انتخاب شده از سوی خدا تقدیس میکند واساسا دنبال ملت سازی نیست شیعه هویت خودش رو درارتباط با خالقش تعریف میکنه ودنبال منافع نیست بلکه صرفا به دنبال انجام وظایفش برای رضای خالقش ورسیدن به رستگاری است اودوست داشتن واطاعت از خاندان علی رو موجب رضایت پیامبر ودر راستای اطاعت ازخالق وجهت ساختن رستگاری ابدی خود می بینه وانجا که در زیارت عاشورا یا هزاران دعای دیگر شیعه به صراحت میگه درصلحم با هرانکه باتودرصلح است ودر جنگم باهرکس باتودر جنگ است رسما منکر هر مرزی بین انسانها است چه ملیت چه تاریخ یازبان

صرفا یک چیز یک ارتباط معنا دارد ارتباطش با خالق ودراین راستا تعریف میشود روابطش بادیگران میشود امامان شیعه به صراحت رستگاری رو در رستگاری پس از مرگ تعریف کرده وان را ملزم به اطاعت از از12 امام نه همه فرزندان علی ودر نزد خدا بین پیروان علی چه فرزندش باشند چه غیر او تفاوتی نیست برتری نیست خود علی هم در قبال خداوند به سبب شایستگی در بندگی قرب یافته وگرنه او هم مجاز به عبور از هیچ یک از قوانین قران نبوده درواقع اساسا ارتباطی فراتر از نژاد وقوم است واین ادعای اهل سنت است که هرگز قادر به درک رابطه عاطفی واتحاد منسجم شیعه باهم وبا امامان معصومشان نشدند وهرگز هم نفهمیدند چرا اکثریت پیروان علی برخلاف انتظار انان غیرعرب هستند اساس مشکل اینجاست که شما پیامبر را یک مصلح یک رهبر می بینید وبراساس قوم وتاریخ به قضاوت می نشینید اما شیعه او را به عنوان یک انسان انتخاب شده از سوی خدا میبیند شما اسلام رو یک چیزی درحد سایر مکاتب بشری می بینید شیعه اسلام رو سرنوشت خویش در دنیای پس از مرگ وفراموش نکنید که حداقل 30 سال این تفکر همچنان برایران غالب است وتا سقوط نکرده نمی توان از شکست ان گفت مگر درحد ارزو نه واقعیت شیعه به دنبال صلح نیست به انتظار ظهور برای جنگ است با تمامی انسانهای دیگر از نظرش یا تابع قران پیامبر وعلی به فرموده پیامبر ویا کافر به حکم پیامبر ودرنتیجه خدا وهمه غیر از شیعه 12 امامی به صراحت از سوی امامان شیعه به گمراهی دچارند یک حدیث معروف داره از پیامبر پس از من ملتم 73 قوم میشود وفقط یک قوم به بهشت میرود از نظر شیعه یا دررکاب مهدی یا در مقابل مهدی تنها وتنها انتخاب این سپاه تعین کننده جایگاه شما در نوع ارتباط با اوست وبس وسرنوشت خودش رو که وابسته به این انتخاب میدونه هرگز با تاریخ قوم و...عوض نمیکنه واین مربوط به سرنوشت ابدی من نوعی شیعه است نه یک جریان متعلق به زمان خاص یا ملتم چیزی فراتر از هرانچه که فکر میکنید دوست داشتن یک سنی ولو پدر خودم سبب طرد شدن من از سمت امام شیعه وجهنمی شدن من میشود به این دلیل امکان نداره مثلا به مشارکت سیاسی هموطن سنی خودم چه کرد یا فارس تن بدم این فراتر از حتی نسبت خونی من با خانواده ام است چه برسه به هموطن شیعه رو از دید شیعه ببینید نه یک غیرشیعه تا درک کنید علت رفتارها رو سکوت ملت درقبال اعدام وهابی ها ویا تبعیض علیه اهل سنت
نوشته شده توسط: ناشناس

ببخشید چرا دلیل مشکلات اقتصادی رو دزدی اکثریت ایرانی ها از ساعت کاری وتقلیل یافتن ساعت مفید کار به زیر نیم ساعت نمی بینیم چرا ریشه اش رو درهزاران رشوه پرداخت شده وگرفته از رشوه به معلم برای نمره تا ریس بانک برای وام علی الرغم تمام دستورات ضدرشوه دین اسلام ووجدان انسانی ووظیفه ملی نمی بینیم اگه امروز برای فرزندم رشوه میدم نمره میگیرم چرا از اینکه فردا به عنوان ریس جمهور همچون فرزند منی رشوه بگیره تعجب بکنم اینا به مراتب بیشتر ضرر دارند برای اقتصاد تا فرضا 17 رکعت نمازی که کلا 15 دقیقه وقت میگیره یا دینی که کسب حلال رو جهاد در راه خدا معرفی میکنه وانفاق جز برترین عبادات ودزدی رو حرام

نوشته شده توسط: ناشناس

عربستان در استانه فروپاشی وبمب اتم هم براش چاره ساز نیست اون هرگز قادر به جنگ رودرو با ایران نیست این واقعیتی که چون بهش واقفند تمام هزینه های وابستگی به غرب رو پرداخت کردند تا همواره از حمایت غرب درقبال ایران برخوردار باشند اما این حمایت به مرور روبه فروپاشی است درضمن برخلاف ایران قادر به ایجاد اتحادی منظم ورهبری اون در جهان سنی نیستند کاری که به راحتی در بین شیعیان کل جهان جهان توسط ایران انجام میشه واین اتحاد یکپارچه فراملی نژادی قومی شیعه سبب قدرت گرفتن ایران شیعه این تنها نماینده رسمی این اقلیت قوی به ظاهر پراکنده امادرواقع متحد در جهان اسلام میشه

نوشته شده توسط: ناشناس

آخه جناب شامقازان الان دوره قرون وسطا نیست که دارید تفتیش عقاید میکنید . جناب شاملی نیازی به جواب دادن به سوالهای بی سر و ته شما ندارند. منو یاد نمایندگان مجلس رژیم میندازید که به وزرای روحانی میگفتند موضع خودشان را نسبت به فتنه معین کنند. در ضمن شما جز تخریب حرکت ملی و توهین بهفعالین حرکت ملی آزربایجان کار دیگری هم انجام داده اید که همه را نسبت به خودتان پاسخگو میدانید. از جناب شاملی هم تقاضا دارم با انرژی و با اراده در مسیر دستی که انتخاب کرده اند حرکت کنند و فکر در حرکت ملی تزریق کنند تا در برابر افکار پوچ و انحرافی حرکت واکسینه شود

نوشته شده توسط: ناشناس

بدون شک جناب شاملی خودشان تشخیص خواهند داد که به این سوالات جواب بدهند یا نه، ولی‌ من نیز پرسش هائی از جناب شامقازان دارم. ۱- آیا شما از اقتصاد کوپنی حمایت می‌کنید، لطفا در صورت حمایت از اقتصاد کوپنی، ذکر کنید سهم هر فرد چند کیلو برنج و سیب زمینی‌ در هفته خواهد بود. ۲- آیا شما از سیستم گدا پروری حمایت می‌کنید؟ لطفا ذکر کنید چند هزار گدا در ماه تولید خواهیم کرد تا از کرهٔ شمالی‌ و کوبا عقب نمانیم. ۳- آیا شما برنامه‌ای برای صادرات گدا به کشور‌های همسایه دارید؟ لطفا ذکر کنید چه کشور هائی در لیست قرار دارند.

نوشته شده توسط: ناشناس

فقط یک سوال دارم چرا فکر کردید حق دارید جوان رودروی جوان ایرانی بجنگید جوانی که به دفاع از کشورش به جنگ صدام امده حتی بر فرض که طرفدار خمینی باشه اگه شما به جرم انتخابش واینکه خمینی رو به مسعود شما ترجیح داده مستوجب مرگ میدید ودر خاک اهدایی صدام این قاتل هزاران ایرانی برای کشتنش با صدام همکاری میکردید چرا نباید انتظار میداشتید که او نیز شما رو به نه فقط به جرم انتخابی متفاوت با خودش بلکه به خاطر حضور درکنار صدام به جوخه اعدام نسپارد چرا از مادران وفرزندان خودتان میگید اما چشم به روی مادران وفرزندان ان جوانان ایرانی چه در لباس سرباز پاسدار بسیج که حتی پس از پای جنگ در راه بازگشت به خانه مجبور شدند جلوی حمله نظامی شما به خاک ایران روبگیرند وکشته شدند یا انان که امده بودند تا از میهن دفاع کنند ولو دوستدار خمینی اما به کمک یک ایرانی به نام مجاهد اسیر صدام شدند نمیگید جرم اون خانواده ایرانی

چیه انتخابش با شما متفاوت تو مسعود رو قهرمان میدونستی واون خمینی رو همین اگه مسعود انتخاب اکثریت بود چه نیازی به فرار داشت واگه نه چه منطقی که با زور اسلحه بخوای انتخاب خودت رو به اکثریت تحمیل کنی تو اون لحظه ها به کودکی که در بازگشت ازمدرسه با خانه ای ویران شده ازبمباران صدام روبه رو میشه فکر میکردید که دست دادن مسعود رو با صدام تاب اوردید چرایکبار فکر نکردید شاید به راستی این ملت مبانی شیعه رو باور ووجود امام زمانش رو به حقیقت قبول داره واز ته دل مرجعیت رو حمایت میکنه چرا فکر نکردید برای شاید برای این ملت حفظ هویت شیعه در گرو رهبری مشترک مرجعیت از هر هویتی مهم تر شاید برای این مردم علی ولی الله اذان مساجد ایران باارزش ترین موجودی ایران باشه ایا این جرم اگه اکثریت یک ملت هویت تازه ومتفاوت ازگذشته خود بپذیره وراهش رو به گونه ای دیگه تعریف کنه اگه بچه یک بسجی کشته شده از شما بپرسه به چه جرمی پدرم رو که برای جنگ با صدام ودفاع ازخاک ایران رفته بودید کشتید میگید صرفا به خاطر اینکه به جای مسعود خمینی رو قبول داشت پس اگه پاسخ بده با همون منطق امروز من حکم اعدام صادر میکنم برای کسانی که هنوز از مسعود که کنار صدام قاتل هزاران ایرانی است ایستاد نه فقط به جرم اینکه به جای خمینی من به مسعود اعتقاد داره بلکه برای اینکه من در مقابل صدام ایستادم واو درکنار صدام من برنامه هسته ای رو برای کشورم پیش بردم چه صلح امیز ویا حتی نظامی که درهرصورت یک توان برای کشور و او جاسوسی برای غرب ولو دادن تلاش من برای ارتقای قدرت کشورم وتحمیل هزاران تحریم برایران من در ایران ماندم با محرومیت ها ساختم وبرای ساختنش وپیشرفت تکنولوژی نانو هوافضا دست یابی به چرخه سوخت و.....تلاش کردم واو در این کشور وان کشور گشت وخرد وحرف زد کنفرانس داد وجاسوسی برای بیگانه دیگر هیچ برای کشور چرابهحکم اعدام اعتراض میکنید تو پدرم رومستحق مردن دیدی چون خمینی قبول داشت که تو نداشتی ومن تو رو چون مسعودی روقبول داری که قبول ندارم خمینی وعده ایرانی اسلامی داد وپیروان شیعه اش به این هویت جدید رای دادند ورسمیت بخشیدند هویتی که قرنها بود درتاروپود جامعه شکل گرفته ومحکم شده و57 بروز یافت همین همین قدر ساده وسی سال با کمال قدرت ماندگار شده توارمانم رو مرتجع میخونی چون خودت نمی پسندی اما بدون من هم به یک ایدئولوژی پای بندم که ارتباطم رو نه با فرد که در رابطه با خالقم تعیین میکند ومقدس ترین افرادش هم ادعای برتری ندارند وبا من درقبال فرمان خدا که همان روح حاکم بر این این سیستم وقوانینش است یکسان اند توبه ایران فکر میکنی ومن به کل جهان تو برای زندگی 70 ساله میجنگی ومن برای زندگی ابدی برای رستگاری خودم ونه تنها ملتم تو برای وظیفه ات در قبال خاک ومن در قبال خالقم دیگران اسیر ارتباط خود با تاریخ اند وگذشته وخاک من اسیر ارتباط خود با خالق خودم گذشته وخاکم واینده ام این انتخاب اکثریت ملت تو بود نه خمینی نه یک فرد خمینی خمینی شد چون از علی وحسین میگفت چون ازمهدی میگفت سربند رزمنده ها یازهرا بود نه یا خمینی یا هرکس دیگه تواوناروبه جرم انتخاب هویت شیعه اشون به جای ایرانی کشتی چون ارتباط با خالق خاکشون رو بر ارتباط با خاک خودشون ترجیح دادند وعجبا که اونا ازخاکشون دفاع میکردند وتودرکنار متجاوز به اون خاک بودی
نوشته شده توسط: ناصر کرمی

به خانم ..... یا ...آقای.... درسا.... من مخالف دین و مذهب مردمی نبوده ونیستم، مخالفت یا انتقاد من با دین سیاسی و ایدئولوژیک و یا با هر دین و مسلکی هست که ظرفیّت دمکراتیزه شدن همسو با زمان و ادامهء حیات بدون کشتار و خونریزی را ندارد. ● دیدگاه شما از زاویهء یک مسلمان مُدرات(میانه رو) درون ساختار نظام جمهوری اسلامی هست که این دیدگاه برای چندمین باردیگر در تاریخ و در همین نظام جمهوری اسلامی با شکست قطعی روبرو شده است

. ● ملّت سازی بر پایه دین و مذهب مربوط به ماقبل تاریخ هست و امروز نمیشود جوامع را بر اساس باورمندی و بر پایهءِ شیعه و سنی طبقه بندی کرد و منافع آنرا برآورده کرد ● اگر بازگشت به تاریخ امری واپسگرایانه هست، شیعه گری (حزب علی) که اوّلأ باید در قبیلهء قریش باشد، دوّمأ باید در خاندان علی بصورت موروثی باشد غیر دمکراتیک و بدونِ پرنسیپ دیکتاتوری دوران ماقبل تاریخ است، از همه مهمتر دمکراسی ها و شکوفایی جوامع متمدن امروز مدیون بازگشت به همان دوران آنتیک و بسیار دور گذشته است.● سنی گری آن هم نکات برتری بر شیعه گری ندارد. اصولآ اسلام قبل از اینکه یک دین باشد یک ساختار حکومتی اعراب هست که در سال 1284 میلادی بوسیلهء مغولان در جهان بر چیده شد● امّا در قرن 15 تُرک تباران پرچم سنی گری آنرا عثمانیان و پرچم شیعه گری آنرا صفویان تُرک تبار در ایران برپا کردند. که بزرگترین ضربه را بر جهان شرق وارد کردند و باعث عقب ماندگی جهان شرق از غرب شد.// مردمان تُرک بدون اسلامگرایی در تاریخ و تمدن محو و ناپدید خواهند شد.
نوشته شده توسط: ناشناس

اتفاقن خانم دهقان عزیزاگر ساواک بی عرضه نبود و سیاست مشت آهنین توسط شاه در قبال شماها اجرا میشد مملکت عزیز ما به این روز نیفتاده بود من در عجبم که شماها با چه رویی بعد این همه اشتباه و خیانت به وطن صحبت میکنید................

نوشته شده توسط: ناشناس

وقتی "جرج بوش پسر" به بهانه «سلاح کشتار جمعی یا WMD » خاک عراق را با بمب و B-52 و موشک کروز شخم میزد، مدعی بود که بذر "دموکراسی" را بعنوان الگو و نمونه ی برای "خاورمیانه بزرگ" در آنجا میکارد... پرواضح است که دولت فرقه گرای فعلی عراق، هرچند با ملاهای ایران "دنبه" میخورد و همزمان برای مردم عراق "گریه" میکند، ولی بهرحال تحفه دمکراسی و دست نشانده غرب و عموسام برای آن دیار میباشد.المالکی اکنون رودرروی مردم ایستاده وآنها را روزانه کشتار میکند

نوشته شده توسط: ناشناس

"اوباما" از همان اول هم نه با ما که با اونا بوده است

نوشته شده توسط: ناشناس

امریکا حامی حکومتهای مذهبی ودیکتاتوریست

نوشته شده توسط: ناشناس

مرگ بر خامنه ای و لعنت بر خمینی واصحابش و نابود باد حکومت آخوندی

نوشته شده توسط: ناشناس

در مورد اعدامهای دیگه نظر خاصی ندارم گرچه گاهی به نظرم لازم اما راجع به قصاص اقای محترم در قران قصاص اجباری نیست بلکه گذشتن بدون دیه یا در قبال گرفتن دیه ویا نهایتا قصاص سه راهی است که به ولی دم پیشنهاد میشود تا جلوی خشونت وخونخواهی پی درپی گرفته شود وقتی ولی دم بدون دیه یا درقبال دیه راضی به گذشت نیست اگه قانون قصاص نکند خودش اقدام میکنه وشاید راهی سخت تر از اعدام برای کشتن طرف انتخاب بکنه وباید بگم به شخصه در قبال گرفتن هیچ پولی از کشتن کسی که عزیزم رو کشته باشه صرف نظر نمیکنم گرفتن حق حق حیات در قبال حق حیاتی که قاتل گرفته عین عمل خود طرف وکاملا عادلانه است خانواده محکوم همان رنجی رو میکشند که خانواده مقتول با این تفاوت که انها تاوان بدتربیت کردن فرزند خودشان رو متحمل میشوند اما خانواده مقتول قربانی کوتاهی انها در قبال درست تربیت نکردن فرزند خودشون وتحویل دادن یک قاتل به جامعه شدند

در مورد برخی اعدامهای دیگه هم اگه فرضا شما هم هنگام برگشت از مدرسه شاهد خانه ای ویران شده در بمباران و جنازه های به جا مانده عزیزان وزندگی در پرورشگاه میشدید با کمال میل داوطلب اعدام مجاهدینی میشدید که در همان زمان در خاک اهدایی صدام مشغول خوش خدمتی به صدام بودند و....خیلی هم بد نیست بلکه گاهی انسانی ترین مجازات است و صرفا به عنوان یک ایرانی به اندازه حق خودم امیدوارم همیشه در قوانین کشورم وجود داشته باشه وتا پای جان برای باقی ماندن این حکم برای قصاص قاتلان یا کسانی که درخاک دشمن وزیر پرچم اون زندگی میکنند یا انان که با سودجویی هزاران جوان وخانواده ایرانی رو به اعتیاد میکشند ایستادگی میکنم
نوشته شده توسط: ناشناس

اقای کرمی یک واقعیت رو بپذیریم من و دیگران همه میدانیم که کردها جز اصیل ترین اقوام ایرانی هستند حتی پیش از ما فارس ها ساکن این سرزمین بودند وبعد از ورود ما هم از همان اغاز در قبال اشور متحد شدند و... اما دوست عزیز تاریخ مال گذشته است قرنها است ملت ایران هویت اسلامی رو به ملیت خودش افزوده و شیعه و سنی تفکری است که در ریشه با هم متفاوت وهرگز نمیتواند هردو همزمان درست باشد یکی مدعی است که پیامبر جانشین تعیین کرده دیگری مدعی است که خیر و جانشین رو مردم تعیین کردند این نگاه تفاوت های اصلی واشتی ناپذیر در این دوفرقه ایجاد کرده جامعه ایران بین هموطن کرد شیعه خودش با دیگران فرقی نمیدازه اما ازکرد سنی همونقدر دوری میکنه که از فارس سنی وطبیعی زمانی که یک شیعه منتظر ظهور امام اش هست تا به جنگ با پیروان عمر برود نمی تونه به صرف تاریخ با یک سنی احساس همبستگی بکنه هویت شیعه هویتی زنده وپویا در زندگی

مردم چون تعریف شده در رابطه انها با خدایی است که هرروز با او مناجات میکنند وامامانی که برای هرمشکلی بهشون متوسل میشوند و...نه هویتی در صفحه های تاریخ لذا به مراتب قوی تر از هویت ملی است هویتی که با اینده همین انسانها در ارتباط است چه درمورد توسل به امامان یا ظهور امام یا سرانجام خودشان پس از مرگ ونه هویتی در ارتباط با اجداد درگذشته وندیده ومدفون شده در تاریخ که جز چند بنای معماری به جا مانده ویا چند متن چیزی ازشون باقی نمونده هیچیک از اجداد ایرانیان به اندازه یک صدهزارم یکی از امامان شیعه ارتباط روحی وعاطفی با ملت ایران ندارد بپذیریم گذشته مال تاریخ است هویت غالب امروز در ایران شیعه است واین هویت مرز زبان نژاد قوم نمی شناسد اما اینکه ترکیه سنی کردهای سنی رو نمی پذیره برمیگرده به اینکه اهل تسنن چنین ارتباط منظم و زنده بین پیروانش و رهبرانش وجود نداره اونا نه رهبری مستقل وواحد مذهبی دارند ونه اعتقادی به پیشوای زنده وانتخاب شده الهی در واقع دینی به یادگار مانده وباقی مانده از گذشته همچون تاریخ نه زنده وفعال ودارای رهبری واحد با برنامه ای مستقل برای اینده ای مشترک تعریف شده برمبنای مذهب و اعتقاد به رهبری زنده موردحمایت الهی ونواده پیامبر
نوشته شده توسط: ناشناس

نگاهی دلنشین با نگارشی خوب از یک کتاب ، نویسنده این مطلب تلاش کرده تا
مستقل از همگرائی ها یا تفاوت‌ها در تمایلات سیاسی ........

نگاهی دلنشین با نگارشی خوب از یک کتاب ، نویسنده این مطلب تلاش کرده تا
مستقل از همگرائی ها یا تفاوت‌ها در تمایلات سیاسی ، زهره تنکابنی رادر
کتابش بر پایه جنبه‌های احساسی و انسانی مورد ارزیابی و نقد قرار دهد و
از برخورد های گروهی ، نکته بینی های غیر ضروری و انتقادهای کلیشه ای بر
پایه برخی ضعف‌های ویراستاری و نگارشی فاصله گیرد و الحق نیز در این رابطه
موفق بوده است .
واقعیت این است که زهره تنکابنی با تجربه‌ای دوازده ساله از سه دوره
زندانیش بسار چیزها برای گفتن و نوشتن دارد ، بنا بدلایل عدیده شاید کمتر
کسی در شرایطی چون زهره تنکابنی قرار داشته باشد که بتواند آنچه را که در
رندانهای سیاسی ایران طی چند دهد گذشته است را به این درستی ترسیم کند و
بخصوص در تشریح آنچه که تحت عنوان بایکوت عملآ رندانی در زندان را به
بخشی از زندانیان سیاسی تحمیل کرده بود قابل اتکا باشد ، برهمین پایه بر
این باورم که هردو ، زهره تنکابنی و حسن محسنی باید بازهم بنویسند چراکه
اولی بسیار چیز برای گفتن و نوشتن دارد و دومی خوب مینویسد
نوشته شده توسط: ناشناس

جناب شاهین شعبانی این افسوس شما زمانی دردناک تر میشود که به یاد بیاریم چند قرن قبل از کوروش در زمان فره ورتیش فروهر اریایی ها زمانی که خواست برای اولین بار دوباره اقوام اریا رو متحد کند برای تامین امنیت اقلیت تازه زرتشتی شده گفت هر کس هر جور میخواهد خدای خود را بپرستد مهم این است که همه با هم برادریم در اوج دنیای وحشی قدیم اجداد ما به خاطر برادری متحد شدند اما اکنون فرزندان انان فاقد این قدرت اند

نوشته شده توسط: ناشناس

ناصر مستشار با کمبود سوؤه مواجه شده است. جنابعالی خودت در انقلاب اسلامی ضد امپریالیستی مگر شرکت نکرده بودی و عضو سازمان انقلابی راه کارگر که در واقع چاه کارگر بود _ نبودی؟....خوب چرا امروز حاشا می کنی؟

نوشته شده توسط: ناشناس

این اتفاق نیافتاده مگر به دلیل هوشمندی صبر وحدت ملت ایران مردمی که رسیدن به خواسته هاشون رو در پناه صبر وتلاش وتغییر تدریجی پی میگیری میکنند نه در قیامهایی کور وبی هدف وعصیانگر صرف مردمی که حفظ تمامیت ارضی و وحدت در قبال بیگانه خط قرمز مشترک اکثریت اش است و اعتلای ایران هدف تمام گروها ایران هرگز عراق سوریه مصر یمن و... نخواهد شد ما در صلح با کمترین خونریزی ودر طی زمان با حفظ تمامیت ارضی بدون جنگ داخلی هم در داخل به خواسته های خود می رسیم و هم به برترین قدرت علمی واقتصادی وسیاسی منطقه تبدیل خواهیم شد

نوشته شده توسط: ناشناس

درود بر مبارزات ضد امپریالیستی شرکت کیسون !

نوشته شده توسط: ناشناس

اگه واقعا به ایران فرستاده شدند امیدوارم به خونخواهی تمامی شهدای ایران که در دفاع از خاک ایران به دست صدام و همکاری مسعود شهید شدند اعدام شده باشند وهمین طور بقیه اعضای این گروه که بزرگترین افتخارشون همکاری با صدام وجاسوسی از برنامه هسته ای ایران برای کشورهای بیگانه است

نوشته شده توسط: ناشناس

خوب که چه ؟ راه رشد غیرسرمایه داری یعنی چی ! شما هم از بی مطلبی همیشه سراغ نگهدار میروی . شالگونی چرا وارد نمیشود .

نوشته شده توسط: ناشناس

برای فهم بهتر مسلەی ملیتهای ایران لازم است ، ظلم و تبعیض و تحقیر و بالاتر از آن یعنی در بند کشیدن انسان ها را زیر عناوین مختلف تاریخی , آئینی و ... بە تصویر کشید و با این دادە ها بە پاسخ های مجهول و مغفول دست یافت . ضمن تأیید دیدگاه آقای لرستانی ، تأکید میکنم کە آزاد بودن شرط اولیە انسان بودن است ، انسانهای آزاده می توانند حق تعیین سرنوشت را محقق و یا بە آن روایی بدهند.

نوشته شده توسط: ناشناس

""" مهمترین رویدادهای سال ۲۰۱۴ """ جنگ سرد و قطب بندی بلوک شرق و غرب "" قفقاز و آسیای مرکزی "" از ادغام در اقتصاد جهانی‌ به دور نگاه داشته بود، در سال ۲۰۱۴ "" خط آهن باکو، تبلیس و کارس "" تکمیل خواهد شد، خط آهنی شرق ترکیه را به غرب و اروپا اتصال خواهد داد، هزینه این خط آهن با قطار سریع السیر ۳۴ بیلیون دلار برآورد شده که طرف چینی‌ این وام را در اختیار ترکیه قرار خواهد داد، هدف چین "" احیای جاده ابریشم "" است، با افزایش تنش‌ها در اقیانوس آرام بین ژاپن، چین، ویتنام و کره تمرکز چین به سویه آسیای مرکزی و قفقاز سوق پیدا خواهد کرد. عقب نشینی ارمنستان از اراضی‌ اشغالی آزربایجان به احتمال زیاد عملی‌ خواهد شد، کشور قزاقستان به ارمنستان هشدار داده است که ارمنستان نمیتواند وارد اتحادیه گمرگی اوروسیا شود مگر اینکه از اراضی‌ آزربایجان عقب نشینی کند.

نوشته شده توسط: ناشناس

جناب ه . لیله کوهی/ طنزشما زیاد خنده داری نبود ؛ توصیه شما این بود که تحریم ها ادامه یابد ، چون کمر رزیم را شکاند. در حالی هشتاد درصد مردم بسیار بیشتر از حاکمیت ،زیان دیده اند.

نوشته شده توسط: آ. ائلیار

بله با سرشت نظر شما موافقم. من شخصاً « پیدا کردن راحلهای مشکلات را از طریق دیالوگ عمومی، آزمایش، تکمیل نمودن، و تغییر دادن» درک میکنم و هیچ نظری را بدون طی پروسه ی «آزمایش و تغییر» نمی پذیرم. به چبود عمل و نتیجه آن میاندیشم.

نوشته شده توسط: ناشناس

ائلیار عزیز، عصر پست مدرن عصر سیالیت تعریفها و معناهاست. همانگونه که گفتید هم مارکسیسم و هم فمینیسم مشمول "تحول گفتمانی پست مدرنیستی" شده اند، و از دید من این اصلا چیز بدی نیست. علیرغم وجود خوانشهای مختلف از فمینیسم، این تئوری دو رکن اساسی خودش را همچنان حفظ کرده است: یک- مبارزه بر علیه ستم جنسی؛ دو- مبارزه بر علیه سیستمهای مردسالار. خلاصه کردن فمینیسم به «اعلان جنگ بر علیه مردها» روایتی ست کاپیتالیستی و نئو لیبرالیستی، که متاسفانه خانم اشرف دهقانی فریبش را خورده اند. در مورد مارکسیسم نیز وضع

در مورد مارکسیسم نیز وضع به همین منوال است. علیرغم وجود تفاسیر و خوانشهای مختلف، اولویت مبارزه بر ضد استثمار طبقاتی جای مرکزی خودش را در تئوری مارکسیستی حفظ کرده است. به علاوه، مارکس خودش به دلیل نگرش ژرفی که به مسائل داشته، در مورد سرشت جامعه آینده کمونیستی-تقریبا- هیچ چیزی نگفته است. به باور من، مارکس مسئله "چگونه ساختن" جامعه بعد سرمایه داری را به عهده خود انسانها وا گذاشته است تا جامعه مطلوبشان را آنگونه که خود میخواهند، بسازند. همین مسئله نیز مقوله های خلاقیت و سیالیت را در مارکسیسم تقویت میکند و در پیوند گفتمان مارکسیستی به دیسکورس پست مدرنیستی بسیار مؤثر است...
نوشته شده توسط: آ. ائلیار

گرامی، Anonymous ؛ کامنت شما را به کامنت خود منتقل کردم و پاسخ اش را نیز اینجا مینویسم.:
کامنت شما:
« جناب آ.ائلیار, در جوامع غربی هیچ کس مجبور به تن فروشی نمیشود. متاسفانه باید بگویم, اکثر تن فروشها در غرب از کشورهای بلوک شرقی گذشته هستند که هنوز هم هنوز است در دوره نقاهت پست کومونیستی( Postkomunist) بسر می برند. در باره ایده اولوژی فمینیزم با شما موافق هستم بشرطی که به جای کلمه سرمایه داری کلمه استعمار داخلی, به کار برید.». ***پاسخ: 1-در جوامع غربی برای تن فروشی« هم اجبار هست و هم انتخاب از روی ناچاری- که باز اجبار است» .انتخاب خود شخص، برای تن فروشی ، جهت رفع« احتیاج» ، اجبار است. همینطور « برای زندگی در اروپا» تن به تن فروشی دادن هم نوعی اجبار است. همینطور برای زندگی بهتر افتادن به دست تجارت و برده داران جنسی هم خود اجبار است.

همه اینها از روی «احتیاج» است. و آن نیز در انسان «اجبار» تولید میکند. شغل کردن هم نوعی اجبار است و شخص دستش از همه جا قطع میشود و به ناچار بدان روی میاورد. بله از بلوک شرق خیلی صادر میشوند- انسانهای بی پناه و فقیر و دربدر. و این را تجارت جنسی این جامعه به اصطلاح پیشرفته سازمان میدهد. و همه اینها بر اساس « بهره کشی» جنسی و کاری از انسان است که در ذات نظام سرمایه داری ست. در اروپا از وجود 3 میلیون برده ی نیروی کار حرف میزنند. و تجارت بردگان جنسی هم که جای خود دارد. متاسفانه دنبال آمار دقیق اش هنوز نرفته ام که میدانم زیاد است. اینها سوای آن است که اصلا خود هر انسانی در این سیستم برده و شی است.
با این حرفها بی اختیار به یاد جامعه آذربایجان خودمان بعد از - رفع تبعیض و کسب حقوق -میافتم که باز این «سیسم جهنمی استثمار انسان از انسان » خواهد بود و جوانان ما را دچار «اجبار» کرده و به تباهی و تن فروشی خواهد کشاند. که تنم میلرزد و اشک بر چشمانم می نشیند...3- جواب «استعمار و مستعمره» را در مقاله داده ام.ولی تا این حد موافقم که این حکومت از قوطی گوادالوپ در آمده و به انقلاب مردم حقنه شده، سرتاسر ایران را« شبه مستعمره» کرده است.
نوشته شده توسط: آ. ائلیار

بهروز گرامی، مشکل این است که فمنیسم اصلاً تعریف ندارد. آن نه مکتب است و نه تعریف دارد. «هرکس» برای خودش « تعریفی» ساخته است. و ساز خود را میزند. هر گرایشی در آن یافت میشود. مثل ادیان شاخه شاخه شده و پر از آیه ها. سر گذشت فمنیسم مثل سر گذشت دینها و ایده لوژیهاست. آن را در مبارزه ی « برابر حقوقی زن و مرد» ساختند و بحساب این مبارزه هم رسیدند. همانطور که به حساب نظریات مارکس رسیدند. از یک اندیشمند که تنها خواسته بود نظریات خود را مطرح کند و دیگران سبک سنگین کنند که چه چیز از آنها مشکلشان را حل میکند؛ دین درست کردند. و باآن -ستمدیدگان را که قرار بود این اندیشه ها در خدمت آنان باشد- قتل عام کردند. «مبارزه ی برابر حقوقی» را هم چنین کردند. این مبارزه که لازم بود توسط همه انسانها پیش برده شود و بخشی از مبارزه ی انسان برای بهزیستی بود، چنان منحرف اش کردند که به اندیشه« جنس برتر و پست تر» تبدیل شد.

نوشته شده توسط: ناشناس

چیز جدیدی نیست امریکا حامی حکومتهای مذهبی ودیکتاتوریست

نوشته شده توسط: ناشناس

زلزله افشای شبکه پولشويی و فساد مالی رژيم آخوندی - کابينه ترکيه......
رجب طيب اردوغان نخست وزير ترکيه 10تن از وزيران کابينه خود را تغيير داد. وی پس از ديدار با عبدالله گل رئيس جمهور ترکيه و کسب موافقت او در يک کنفرانس خبری در آنکارا اسامی 10تن از وزيران جديد کابينه را اعلام کرد. سه نفر از وزيرانی که نامشان در شبکه پولشويی و فساد مالی رژيم ايران در ترکيه فاش شده بود، روز چهارشنبه استعفا داده بودند. وزيران اقتصاد، کشور و محيط زيست در اين پرونده خود يا بستگانشان ميليونها دلار از دلال رژيم ايران رضا ضراب رشوه دريافت کرده بودند. تنها وزير اقتصاد ترکيه 50ميليون دلار رشوه گرفته بود.

نوشته شده توسط: ناشناس

az nazre hoghoghi khanevadehaye lo raftehayi ke koshte shodand,mitavanand dar keshvare mahl eghamat in shakhs shakayat konand. ghabele paygirist,ta bad az azadi in shakhas va sazemane aksariat ra dar iran be dadgah khahim bord.

نوشته شده توسط: ناشناس

جناب آالیار, در جوامع غربی هیچ کس مجبور به تن فروشی نمیشود. متاسفانه باید بگویم, اکثر تن فروشها در غرب از کشورهای بلوک شرقی گذشته هستند که هنوز هم هنوز است در دوره نقاهت پست کومونیستی( Postkomunist) بسر می برند. در باره ایده اولوژی فمینیزم با شما موافق هستم بشرطی که به جای کلمه سرمایه داریکلمه استعمار داخلی, به کار برید.

نوشته شده توسط: ناشناس

ائلیار گرامی؛ به نظر من برداشتهای خانم دهقانی و شما از تعریف فمینیسم زیاد دقیق نیستند. فمینیسم «برعلیه مرد» نیست بلکه بر علیه «سیستم مرد سالاری» ست؛ همچنانکه مارکسیسم/مبارزه طبقاتی بر علیه «سیستم سرمایه داری» و مبارزه آنتی راسیستی بر علیه «سیستم نژاد پرستی» هستند. چالش اینجاست که مبارزین بر علیه این سیستمهای متجاوزگر به حقوق بشر چگونه میتوانند با هم متحد شوند؟ اتفاقا اینجا نیز تئوری فمینیستی با مطرح کردن متد "انترسکشنالیسم" یکی از مناسبترین راه حلها را ارائه داده است.

نوشته شده توسط: آ. ائلیار

زنان کشورهای پیشرفته در مقایسه با زنان جوامع عقب مانده به حقوق خود رسیده اند. مثلاً در اروپا و آمریکا. آیا واقعاً در اروپا زنان « آزاداند »؟ در این جوامع جسم زنان و حتی مردان به عنوان «کالا» بفروش میرسد. مثل «نیروی کار» هر دو جنس. در جامعه سرمایه داری پیشرفته ی جهانی «زن و مرد» هردو به عنوان «بردگان نوین» در خدمت سیستم قرار دارند. فمنینسم ایده لوژی ست. با همه ی نکات ضعف ایده لوژی ها. از دیدگاه علمی عصر ایده لوژی ها پایان یافته است. آنان که مبارزه ی برابرحقوقی زنان را به «ایده لوژی» تبدیل نمودند آنرا از درون پوساندند. آنان که مبارزه ی زنان را از مبارزه برای عدالت اجتماعی جدا نمودند آنرا پوساندند. آنان که مبارزه ی زنان را بجای مورد حمله قرار دادن سیستم به طرف « مرد، که خود برده ی » سیستم است منحرف کردند، آنرا به شکست کشاندند.

و در نهایت آنهایی که به جای انسان گرایی« یک جنس گرایی» را مذهب خود ساختند مبارزه ی زنان را به نوعی« راسیسم جنسیتی» تبدیل نمودند. بر این اساس با اندیشه « ژان آذربایجان»، اشرف دهقانی عزیز، یادگار صمد و بهروز - که در زیر میاورم همصدا هستم:
« رسالت فمينيسم انصراف نظر زنان ستمديده و مبارزی که برای تحقق خواستهای بر حق خويش و در جهت رفع هرگونه ستم بر زنان به‌پامی‌خيزند از شناخت عامل اصلـی ستمديدگی خود و به هرز بردن نيروی عظيم و انرژی انقلابی آنان در حمله به سيستم ظالـمانه سرمايه‌داری است.


آنجا که فمينيسم خشم انقلابی زنان را از کليت نظام سرمايه‌داری با همه کثافات و گنديدگی‌های درون آن و از جمله فرهنگ مردسالارانه‌اش به سوی تنها يک عامل روبنائی از آن، آنهم به گونه‌ای انحرافی و گاه تمسخرآميز که ذکرش رفت، منصرف می‌سازد، مارکسيسم زنان ستمديده را برای رهائی از بردگی و بندگی‌ای که حاصل تحميل نظامهای طبقاتی است و برای کسب استقلال و آزادگی خود به مبارزه‌ای متحد و دوشادوش با مردان (مردانی که خود تحت ستم قرار دارند) برعليه کليت نظام گنديده سرمايه‌داری فرامی خواند».**

درست است رخداده ها در طی زمان به تاریخ می پیوندند. اما آنچه از آنها جاودانه میماند و در جانهای گرانقدر از نسلی به نسل دیگر میرسد، اندیشه ی رهایی از ستم است. عشق به مبارزه جهت تأمین حقوق نقض شده است. و شور و شوق و اخلاق و فرهنگی ست که شیفتگی به آزادی و سعادت انسان ستمدیده را ندا میدهد. فداکاریها، پاکیها، محبت و دوستی ها، وفاداریها، و کاردانیها و از جان گذشتگی هاست. فرجام، فرهنگی ست که بدون آن، مبارزه آزادیخواهانه به شکست منجر میشود. و همه اینها در جنبش فدایی بخاطر حضور جوانان شایسته سرشار بود. در آذر بایجان فرهنگ جنبش فدایی بطور کلی، میراث دار فرهنگ فولکلوریک ، انقلابیون مشروطه ،جنبش خیابانی، و جنبش دموکراتیک آذربایجان بود. و همنطور با فرهنگ دیگر انقلابیون در ایران و جهان خود را غنا بخشیده بود.
نه، این بخشی از فرهنگ عمومی بشری ست و تا انسان هست این اخلاق و فرهنگ نیز زنده است. فرهنگ جنبش فدایی در همه ی گلهایش شکوفا بود. در مادران و پدران ، در جوانان ، و در زحمتکشانی که به آن پیوسته بودند. و حتی در نویسندگان و شاعرانی که با این جنبش همدلی و پیوستگی داشتند. این فرهنگ دریایی ست که مبارزان در ایران همیشه به آن برای پیروزی نیاز دارند.
زندگی یک یک این مادران و پدران و جوانان شرشار از آموختنی ها ست -برای مبارزه و انساندوستی و بنای زندگی بهتر. آدم برای صداقت و پاکی و استقلال فکر، محبت و انساندوستی این جوانان فدایی- بهمراه دهها خصلت زیبای انسانی دیگر، براستی رشک می برد. مطالعه آثار این دختر زحمتکشان آذربایجان را که در مورد فدایی ها نوشته- برای کوشندگاه مبارزه ی رفع تبعیض - از زاویه شناخت فرهنگ فدایی- توصیه میکنم.
نوشته شده توسط: ناشناس

بابا شما دیگه چقدر ،،،،،،،،، که اخبار مالکی را پخش می‌کنید ! تا کنون ۳ نفر کشته و دها نفر مجروح شده اند ! کاش کینه شتری را به رژیم هم داشتید !!

نوشته شده توسط: آ. ائلیار

دوستان گرامی، از نظر من موضع" مبارزۀ رفع تبعیض" در آذربایجان» نسبت به « دولتهای » جمهوری آذربایجان و ترکیه درست آن است که « بر پایه ی صلح و دوستی » باشد. اما با « حفظ نقد عمل کردهای آنها در قبال دموکراسی، حقوق بشر و تبعیضات و عدالت اجتماعی و مانند اینها». اما جایگاه مبارزه ی رفع تبعیض در آذربایجان در کنار این « دولت » ها نیست، بل در کنار «جنبیشهای اجتماعی» در آن جوامع است. مبارزه در آذربایجان برای سالم سازی خود، برای رشد و حفظ خصایل دموکراتیک و آزادیخواهانه خود ضرورت دارد « همیشه خود را در کنار جنبشهای اجتماعی» ببیند. و از اهداف انسانی آنها حمایت کند.

نوشته شده توسط: ناشناس

اشرف عزیز، ما آذربایجانیها به شما و برادرت بهروز و صمد عزیز از صمیم قلب بعنوان انسانهای پاک احترام قائلیم، ولی باور کنید که دیگر زمان عوض شده و سال پنچاه و حماسه سیاهکل به تاریخ پیوسته دیگر اتحاد جماهیر شوروی و چین و مبارزات طبقاتی در عمل در تمام نقاط جهان کارائی خود را از دست داذه، رائول برادر فیدل کاسترو حاظر است دست اوباما را ببوسد و امروز یک سیاهپوست رئیس جمهور امریکاست، دمکراسی دیکر اجازه ساختن مرزی بین انسانها را محدود کرده، امروز دیگر همه انسانها حق اظهار نظر دارند و گروههای جپ دیگر انحصارگر قشر روشنفکر جامعه محسوب نمی شوند، امروز ٥٠ در صد جامعه یعنی زنان برای اعاده حقوق خود مبارزه می کنند و ملتهای غیر فارس از جمله ملت ترک آذربایجان برای حفظ هویت و زبان مادری خود مبارزه می کند، آیا شما متوجه هستید که در چه برهه ائی از تاریخ واقع هستید؟

بعد از یک هفته سال ٢٠١٤ شروع می شود و آرمان گرائی از بین رفته و خاطرات سیاهکل سالهاست که فراموش شده، آیا وقت آن نرسیده است که شما هم یک کمی رئالستیک به دنیای پست مدرنیسم امروز نگاه گنید و گرد و غبار افکار تاریخ گذشته را از ذهنتان بروبید، و بعنوان یک شیر زن از حقوق زنان دفاع کنید؟
نوشته شده توسط: ناشناس

""" تز‌ استعمار و مستعمره روایت معکوس تز‌ کزائی کنترل جهان به وسیلهٔ یهودی‌ها توسط هیتلر است """ هیتلر از بعد استراتژیکی و روان شناختی‌ به این مسالهٔ مهم واقف بود که "" یک ملت میتواند از نظر زمانی‌ فقط با یک دشمن خاص بجنگد "" به همین جهت هیتلر تلاش کرد این روایت را بین مردم آلمان رواج دهد که یهودی‌ها در همه سیستم‌های کشور‌های همجوار و دنیا نفوذ کرده‌اند، و جنگ آلمان با همه فقط جنگ مردم آلمان با یهودی هاست که در همه جا نفوذ کرده اند. کفن پوشان تز‌ "" استعمار و مستعمره "" نیز تلاش دارند چنین القا کنند "" امپریالیزم "" در همه کشور‌های همجوار و دنیا نفوذ کرده و به کشور‌های همجوار و دنیا اعلان جنگ میدهند، این چیزی جز به "" دنبال نخود سیاه فرستادن ملت‌های تحت ستم ایران "" نیست، هدف هیتلر ایجاد تمرکز بر روی یک دشمن مشترک بود، هدف کفن پوشان و حامیان تز‌ استعمار و مستعمره پراکنده کردن دشمن مشترک

ما است تا بجای مبارزه با سیستم مرکزی ایران، با سیستم امپریالیستی که دشمن رفقاست وارد جنگ در کشور‌های همسایه و دنیا بشویم.
نوشته شده توسط: ناشناس

دوستان عزیز، سوالات اساسی اینها هستند: چرا عوامل رژیم ترکیه با حق تعیین سرنوشت ملت آذربایجان دشمنی می کنند؟ چرا این عناصر با اندیشه استقلال وطنمان آذربایجان سرجنگ دارند و متدهای رسیدن به چنین استقلالی را مسخره و تخطئه می نمایند؟ چرا اینان با مشخصه های هویت آذربایجانی سر جنگ دارند و می خواهند همه چیز را به ترکپرستی و ترکیزم محدود نمایند؟ به نظر من برای همه این پرسشها یک پاسخ ساده وجود دارد: برای اینکه ارباب اینها که دولت ترکیه باشد با همه خواستهای مترقی

مترقی و حقوق بشری خلقهای زیر ستم در خاورمیانه مخالف هستند. تصورش را بکنید، کشوری که خودش مجسمه راسیسم و نژادپرستی ناب است، چگونه می تواند با مبارزات ضدنژادپرستانه مردم ما در ایران دشمنی نورزد؟ برای همین خاطر هم هست که عواملش را وا داشته است تا شعارها و گفتمان مبارزه دمکراتیک در جنبش آذربایجان را از درون خالی نمایند و جایشان را با یک مشت شعار ارتجاعی مانند تورکیه پرستی، ترکپرستی افراطی ، عثمانلی پرستی، پان ترکیسم و پان تورانیسم مزخرفی که تاریخ مصرفشان حتا در خود ترکیه هم تمام شده است، پرنمایند. برای رسیدن به این منظور، اولین اولویتشان لکه دار کردن و منزوی نمودن روشنفکران و صاحب نظران مترقی و شرافتمند آذربایجانی ست.
نوشته شده توسط: ناشناس

جناب توکلی با احترام
نمی دانم این مطلب را اسمش را شعر بگذارم یا یک هزیان! در هر صورت مطلبی بود که ناخودآگاه به ذهنم رسید و آنرا نوشتم و خواستم با دیگران به اشتراک بگذارم تا نظر سایرین را هم بدانم.
در بالاترین که برخی دوستان نوشته بودند پنبه چنین اتحادی را از گوشتان خارج کنید و برخی هم گفته بودند این بیشتر شبیه به روضه است و برای مردم در شان مردم در حال انفجار ایران نیست که چنین با گریه و اشک سخن بگویند.
چیزی که شاید مد نظر من بود این بود که با هر تفکر و عقیده ای همه ایرانی هستیم و وجه اشتراک همه ما ایرانی بودن ماست و مهمتر از هر چیزی در وحله نخست آزادی ایران است.
اما نتیجه ای که گرفتم این بود که اتحاد در زیر پرچم ایران در حال حاضر غیر ممکن است زیرا هر کسی مدعی است که بهترین است.
می توانم بگویم متاسفم برای ایرانی که از اجدادمان به ارث بردیم زیرا هر کس می خواهد گوشه ای از آن را بکند!

نوشته شده توسط: ناشناس

""" سخنی با ملت‌های تحت ستم ایران """ عده‌ای در حرکت ملی‌ آزربایجان "" دشمنی با غرب و ترکیه "" را از دوران جنگ سرد به ارث برده اند، دشمنی با غرب و ترکیه جزئی از مبارزات ملت آزربایجان برای رهائی از سیستم مرکزی ایران نیست، جنگ سرد تمام شده، اجازه ندهید این افراد تمرکز شما را به جاهای دیگر سوق دهند، ترک‌های اویغور با دولت چین مشکل دارند نه با ترکیه، ما ترک‌های آزربایجان نیز با سیستم مرکزی مشکل داریم نه با ترکیه

نوشته شده توسط: محسن کردی

عزیزم.. اختیارش دست آخونده هست.. برو ازش بگیر.. حال من هم اینجا حمایت کنم چه کسی واسه این حرفهای من و شما ارزش قائل هست؟ شماها چرا این درگیری های لفظی را جدی میگیرید؟ همچی حرف میزنید که انگار پیچ ازادی و پیچ جدایی استانهای کشور دست من یا دیگرانی که مثل من می اندیشد است. ما یه نظری داریم که میگیم کشور مثل سوریه نشود. برای شما مهم نیست.. خب بروید لشکر جمع کنید و کشور را به آشوب بکشید. شاید پس از دادن صدها هزار کشته کاری کردید که بچه هایتان در مدرسه ها به زبان مادری تان حرف بزنند. فرض کنید همین الان چند سالی است به هدف تان یعنی جدایی آذربایجان یا کردستان رسیده اید. حالا باید به خودتان پاسخ دهید که آیا به این خسارت جانی و مالی در ابعاد چندصدهزار میارزید؟ پاسخ فردا را همین امروز بدهید و تصمیم بگیرید.

نوشته شده توسط: ناشناس

""" پرسش اساسی‌ """ جنگ شما با کیست؟ آیا آزربایجان جنوبی را ترکیه مستعمره کرده یا رژیم مرکزی ایران؟ اگر آزربایجان جنوبی را رژیم مرکزی ایران مستعمره کرده، پس شما چرا سوراخ دعا را گم کرده‌اید و به جای اعلان جنگ به رژیم مرکزی ایران، به ترکیه اعلان جنگ میدهید؟ آیا آزربایجان جنوبی ارتش مجهز به توپ و تانگ دارد که همزمان با دو کشور منطقه وارد جنگ جنگ شود؟

نوشته شده توسط: ناشناس

توف بّر طالبان نفت و دلار خودش باعث جنایت است و خودش هم محکوم می‌کند عجب روزگار غریبی است . اینها حاضر شده اند خودشان هزینه سفر را بپردازند ولی سازمان دلتها (ملل ) هیچ کاری نمیکند . مالکی نوکر ملا و ملا اسیر اقتصادی یانکی‌ها .

نوشته شده توسط: ناشناس

شیفتهٔ آزادی بودن در واژگان جناب "" Behrooz "" به این معناست همه پلها را خراب کن، به همه اعلان جنگ بده، کاری کن که از شمال، جنوب، غرب و شرق خواستار نابودی تو شوند، معادلات جهانی‌ را نادیده بگیر، آیا گاندی نیز به همه اعلان جنگ داد؟ آیا نلسون ماندلا نیز به همه اعلان جنگ داد؟ با این وضعیت شما بازی بخت را در شطرنج سیاسی منطقه به ما تحمیل می‌کنید، همه می‌بینند که تنها فکر و ذکر شما از صبح تا شب هول این میچرخد که از کدام زاویه سرنگونی و واژگونی دیگران فراهم بیاورید، با این طرز تفکر شما "" Behrooz"" بهروز هیچ نیازی به "" پلان ب "" ندارید، کار ما با امثال شماها ساخته است.

نوشته شده توسط: ناشناس

با سلام خدمت همه دوستان ، من یک پارسی زبان هستم ، از افتخاراتم همجواری با عزیزان ترک ، لر ، بلوچ ، کرد ، ترکمن و اعراب ایرانیست ، نه اینکه بخواهم بگویم پارسی زبانان مالک اصلی ایران هستند و مابقی اقوام همجوار با پارسها ، مالک ایران ، ایرانیها هستند یعنی تمام عزیزان ، هر بخش ایران تکه ای از بدنه ایران است که بدون آن تکه ایران واقعی وجود نخواهد داشت پس دست به دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد

نوشته شده توسط: ناشناس

نامه به محمد پسر عبدالله معروف به پیغمبر اسلام.
ای محمد .... مروجان دین تو پس از مرکت تا کنون جهان را به جهل و جهالت و جنون و وحشسیگری کشاندند.از جنگ ها و یا غزوات خلفا سخن نمیگویم از همین 30سال گذشته تسلط دین تودر کشور من ایران مینویسم.رهروان تو کار ی جز جنایت دزدی قتل و خیانت به مردم ایران نکردند.ای محمد تو در روز قیامت از این امت خود چگونه دفاع خواهی کرد؟ دین تو یکسر ائین دروغ و تزویر و مروجان دینت جانیانی بیش نیستند. ای محمد امروز هیچ مسلمانی را جز به چشم تروریست نگاه نمیکنند. رهروانت و مروجانت پس از سال 57 ایران را نابود کردند.همه را اواره خارجه کردند.از استاد دانشگاه تا کار گر ساده به دامن کفار پناه بردند و بسیاری به دین تو پشت کردند و به دین عیسی و موسا در امدند.ای محمد پیام تو پیام دوستی و اشتی نبود بلکه پیام جنگ و خشونت و بربریت مطلق است.

نوشته شده توسط: ناشناس

X یعنی سرزمینی فاقد استقلال سیاسی و اقتصادی که در همه شئون کاملاً تابع دولت استیلاگر است. این دولت و انحصارات امپریالیستی آن از X به عنوان مواد خام و نیروی کار ارزان بازار فروش کالاها و عرصه سرمایه‌گذاری‌های پرسود و همچنین به مثابه پایگاه‌های نظامی و سوق الجیشی استفاده می‌کنند.حال X کجاست؟
الف ــ آذربایجان
ب ـ خوزستان(عربستان)
ت ـ کردستان
ج ـ بلوچستان
پ ـ فارسستان

نوشته شده توسط: ناشناس

سرنوشت درخت آزربایجان را به تبر (ایران) نسپارید و به فکر حفاظت و آبیاری آن باشید.