بیانیه‌ی رفراندوم؛ از تجزیه‌طلبی تا بی‌سوادیِ سیاسی

تعداد مشاهدات: 
690
ایران با اصولِ چهارچوبِ ملی‌اش، تعریف شده و معنا پیدا می کند. اگر کسی این اصول را قبول نه‌دارد، یعنی ایران را قبول نه‌دارد. دستِ‌کم یک‌سومِ این افراد، بر خلاف آن چه در بیانیه آمده ست، ایران را قبول نه‌دارند؛ چرا که اصول ملی‌اش را به رسمیت نه‌می‌شناسند. آنان با هواداری از فدرالیسم، اصلِ نخست (بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ national sovereigntyایران) را زیر پا می‌گذارند و با بکار بُردنِ واژه‌یِ جعلیِ «ملیت‌هایِ ایرانی»، در واقعِ «ملت ایران» را منکر می‌شوند و اصل دوم را زیرِ پا می‌گذارند.

گفت‌و‌گویِ سیروس شرفشاهی با آرمان چاروستایی در تلویزیون پارس ۱ اسفند ۱۳۹۶ برابر با ۲۰ فوریه ۲۰۱۸.
بیانیه‌یِ رفراندوم؛ از تجزیه‌طلبی تا بی‌سوادیِ سیاسی/عذرخواهی خامنه‌ای، برجام۲ و ۳، رفراندوم روحانی و مذاکره با امریکا، و رفعِ حصر.

آرمان چاروستایی: در بیانیه‌یِ رفراندوم از «ملتِ ایران» نام برده شده است و امضاکنندگان در مصاحبه‌هایِ تلویزیونیِ خود مدعی شده‌اند که این طرحِ رفراندوم، از تجزیه‎‌یِ ایران جلوگیری خواهد کرد. شگفتی‌آور ست، که دستِ‌کم یک-سوم امضاکنندگان بیانیه، نه‌تنها «ملتِ یگانه‌یِ ایران» را قبول نه‌دارند، بلکه با تجزیه‌طلبان همکاری کرده و از سیستمِ فدرالیسم –یعنی هموار کردنِ تجزیه‌یِ ایران- دفاع می‌کنند.
پیش از این که، از نظرِ سیاسی یک موضع‌گیری یا یک حرکتی را بررسی کنیم، باید ببینیم که با دستگاهِ ارزشیِ ما هم‌خوانی دارد یا خیر؟ دستگاه ارزشیِ ما، نخست باید جانِ وجودیِ ایران باشد.
جانِ وجودیِ ایران (اصولِ چهارچوبِ ملی ایران):
۱. بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ (national sovereignty) ایران
۲. یگانگیِ ملی‌ِ ایران (ایران؛ یک کشور، یک ملت، یک ملیت)
۳. تمامیتِ ارضی ایران
۴. استقلالِ سیاسیِ ایران.

ایران با اصولِ چهارچوبِ ملی‌اش، تعریف شده و معنا پیدا می کند. اگر کسی این اصول را قبول نه‌دارد، یعنی ایران را قبول نه‌دارد. دستِ‌کم یک‌سومِ این افراد، بر خلاف آن چه در بیانیه آمده ست، ایران را قبول نه‌دارند؛ چرا که اصول ملی‌اش را به رسمیت نه‌می‌شناسند. آنان با هواداری از فدرالیسم، اصلِ نخست (بخش‌ناپذیریِ حاکمیتِ ملی‌ِ national sovereignty ایران) را زیر پا می‌گذارند و با بکار بُردنِ واژه‌یِ جعلیِ «ملیت‌هایِ ایرانی»، در واقعِ «ملت ایران» را منکر می‌شوند و اصل دوم را زیرِ پا می‌گذارند.

از سویِ دیگر، در بیانیه از واژه‌یِ «دموکراسی‌ِ سکولار» به عنوانِ نوعِ نظامِ سیاسیِ آینده‌یِ ایران یاد شده است. این در حالی ست که در هیچ واژه‌نامه‌یِ آکادمیکِ علومِ سیاسی، چیزی به نام سکولاردموکراسی یا تِرمی به نامِ سکولاردموکراسی وجود نه‌دارد. لیبرال-دموکراسی داریم اما سکولاردموکراسی نه‌داریم. به کار بردنِ سکولاردموکراسی همان قدر مضحک ست که بگوییم: آبِ هیدروژن‌دار! در حالی که آب از اکسیژن و هیدروژن تشکیل شده است.
دموکراسی بدون سکولاریسم معنی نه‌دارد. از این‌رو، ما نه دموکراسیِ دینی داریم و نه دموکراسیِ سکولار. استفاده از سکولاردموکراسی تنها مشروعیت دادنِ به دموکراسی دینیِ سیدِ محمدخاتمی و نشانه‌ی ِ ناآگاهی از علوم سیاسی ست.

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: