رفتن به محتوای اصلی

درعصرما و برای ما در ایران دو مسئلهء عمده در دنیای ایدئولوژیها برجسته است. این را می توان از سه مثال ناسیونالیسم، کمونیسم واسلام در اینجا آورد. یکی سرنوشت کشور خودمان و دیگری وضعییت کشورهای پیرامونی را در خود گنجانیده است. ایدئولوژیها در مواردی برای فرد ویا گروه خاصی می توانند راهنما و یاری دهنده باشند، اما برای کشوری با تنوعهای بسیار می توانند بسیا رویرانگر باشند. برای فرد هم در مواردی ایدئولوژی می توان خطرناک باشد و فرد را یک بعدی و بسیار متعصب بار بیآورد.
پلیس عکس هایی که در محل هتل و هنگام خرید پاکت نامه در اداره پست از او گرفته بود را همراه با اثر انگشت به اینتر پول می دهد که در پلیس بین الملل اثر انگشت او ثبت نشده بود تا اینکه دیروز خبر رسید که مربی بوکس مستر X در بلزیک او را شناسایی کرد و مشخص می شود که نام حقیقی او لورس دوکیا Lors Dukajev اهل چچن که در سال 2002 به بلزیک آمد .12 ساله بود که یک پایش را د رمعدنی در چچن از دست داده بود با این وجود قهرمان بوکس و چندین مدال آورده بود. اگر در کشورهای استبدادی با زور و شکنجه وحشیانه...
به نظر می‌رسد فردیت و هویت اجتماعی جدید زن ایرانی که در وهله نخست بیشتر گروه‌های شهری طبقه متوسط و بالا را در برمی‌گرفت به سرعت به فرهنگ هنجاری‌شده دختران و زنان جوان در شهر و روستا تبدیل می‌شود. با وجود موانع رسمی و برخی سیاست‌های بازدارنده دولتی، بسیاری از کارهای میدانی جامعه‌شناسانه حکایت از تغییر جدی موقعیت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی نیمه دوم جامعه ایران می‌کنند.
خامنه ای افکار عمومی جامعه در مورد رذالت و حقارت اوباشان بسیج را به دشمنان نسبت می دهد. این موضوع برهمگان آشکار است که دشمن حکومت اسلامی مردمان ایرانند و خامنه ای سخنگوی اقلیتی ناچیزی ست که در برابر اراده اکثریت مردم ایستاده است و به هیچ قاعده اجراء مکانیزم های دمکراسی در جامعه پایبند نیست.
جناب حسین بر، با سلام! من نگاه شما را در مجموع باز و بی تعصب می بینم، ولی بعضی وقتها در مطالب شما هم قضاوتهایی صورت می گیرد، که نشان می دهد تبلیغات چپ انترناسیونالیست، تجزیه طلب نژادپرست و اسلامیست ضد ملت گرایی تا بکجا در ذهن روشنفکران این آب و خاک نفوذ و رسوخ کرده است. فرموده اید: «فارس ها همیشه دو خصوصیت داشته اند: مذهبی کردن دولت و متمرکز کردن نظام». در کل تاریخ نزدیک به 6 تا 7 هزارساله جغرافیایی که از زمان ساسانیان ایران نامیده می شود، تنها و تنها...
این عمل طالبانی نه تنها به چالش کشیدن این حکم، بلکه به نوعی آن را فاصله گرفتن با مجازات اعدام هم می توان قلمداد کرد. اما متاسفانه از بخش دوم جمله رد امضای حکم توسط آقای طالبانی، به چنین استنباطی نمی توان دست یافت، چرا که ایشان اضافه می کند که “صدور حکم اعدام باید به کسانی محدود شود که در حال حاضر مرتکب جنایت می شوند و توسل به این مجازات باید به حداقل ممکن کاهش یابد.”
همینکه بیشتر نویسندگان دست اندرکاردر امور مسائل ایران در باره جنبش سبز نظر می دهند و تاکید می کنند که جنبش یاد شده ادامه راه آزادیخواهی انقلاب مشروطیت و57 هست ،پس بخوبی می توان نتیجه گرفت که جنبش سبزبه لحاظ تاریخی تلاش می نماید تا همچنان در چهارچوب واسلوب های انقلابات بورژوا دمکراتیک به دمکراسی و آزادی دست یابد.
در سال ۱۳۲۳ سید روح الله خمینی، از علمای رده میانی وقت در قم، کتابی نوشت به نام کشف الاسرار که باعث شهرت او شد. این نوشته پاسخی مفصل بود به کتاب مختصری با عنوان اسرار هزارساله به قلم علی اکبر حکمی زاده، فردی با تجربه تحصیل در حوزه علمیه قم که عبا و عمامه فروگذاشته و به نقد بینش و منش ملایان رو آورده بود. در صفحه ی اول اسرار هزار ساله آمده که این جزوه به سال ۱۳۲۲ خورشیدی با شماره ۱۲ هفته نامه پرچم در تهران به چاپ رسیده است. ناشر پرچم، احمد کسروی، نامدارترین منتقد شیعه گری در آن دوره بود.
خود مدیریتی دمکراتیک، یک سیستم اتونوم کردهاست. نیمی از این کار بر عهده‌ شهرداران است. بنابراین پنجاه درصد مبارزات خود مدیریتی دمکراتیک بر دوش شهرداران می‌افتد. تلاشها جهت تدوین قانون اساسی خود مدیریتی دمکراتیک را آنها می‌توانند انجام دهند . بای‌دمیر و شهرداران دیگر می‌توانند در این ارتباط کار کنند. قول خود مدیریتی دمکراتیک را که ‌در سال 1924 داده ‌بودند، وجود دارد. سال 1922 قانون خود مدیریتی کردها تصویب شد، از آن صحبتی نمی‌کنند، اما باید این موضوع بطور گسترده‌ای مورد ارزیابی قرار گیرد.
نامه سعیدی سیرجانی به علی خامنه‌ای پیش از قتل توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی - شانزدهمین سالروز قتل زنده یاد سعیدی سیرجانی - چهارم آذر برابر است با سالرزو قتل ناجوانمردانه «علی اکبر سعیدی سیرجانی» نویسنده آزاداندیش و شیرین قلم ایرانی که در در چهارم آذر 1373 توسط ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در زندان کشته شد. یادش به خیر و روان اش شاد سعیدی سیرجانی که خود قتل قریب الوقوع اش را پیش بینی نمود و هرگز پاپس نکشید.