واگویه ها !

پویائی ،قلم ، و نیروی فکری این اندیشمند فرزانه او را به هر سویی که تخصص‌اش اجازه دهد می کشاند - تا بسهم خود برای بهبود حال ملک و ملتمان تلاش کند - کتاب «ایران بر لبه تیغ» آخرین اثر و حاصل تأملات او میباشد ،شاید این کتاب هم یکی از سندهای جرم ایشان برای اخراج بوده باشد.
توصیه اینکه همگی این کتاب را بخوانیم

 

در اغاز بمناسبت :

* دربارۀ شادروان  بازرگان و زندگی او از فضای مشروطه تا اعزام محصلین به خارج  ،ملی شدن صنعت نفت تا  نهضت آزادی،  دانشکدۀ فنی تا فعالیت‌های علمی -اجتماعی،  تشکیل دولت موقت و اتفاقات بعد - ناخواسته تاریخ معاصر را باید نوشت ...... همه این هنر و جسارت را ندارند که یکی از متدین‌ترین و ملی‌ترین رجال معاصر  را ذیل مجموعۀ «نیمۀ پنهان» و «معماران تباهی» قرار دهند ..... چرا که این چهره پاک دست ،نیک پندار منزه از هر گونه انحراف  هیچ نیمۀ پنهانی نداشت و مثل شیشه شفاف و زلال بود.

*ابراهیم یزدی در ستاد انتخابات شورای شهر نهضت آزادی گفت: بازرگان به نوفل لوشاتو آمد و به خميني گفت: " شاه میگوید پیام را شنیدم که نوعی اقرار به اشتباه .... بیا و بپذیر! نگذار این سیستم از هم بپاشد اگر پاشیده شود معلوم نیست چه چیزی از درونش بیرون آید! در درون دولت معتدل منتخب بعدی !آرام آرام به اصلاح آن میپردازیم و اگر دیدیم کارساز نشد با همه پرسی نظام مشروطه را به جمهوری تغییر میدهیم!" ......یزدی پس از این واگویه خود را بسختی سرزنش کرد و گفت "من آن زمان نفهمیدم که این پیرمرد فرزانه بخرد چه میگفت!!"

* در ادامه دهها هشدار پیشین نگرانی خود را از ادامه تضییقات و فشارها بر همه زندانیان سیاسی و عقیدتی خاطر نشان باید کرد، راه رسیدن جامعه ما به سرمنزل توسعه ،عدالت و دمکراسی و  خروج نظام حکمرانی از بحران های کنونی جز از دروازه به رسمیت شناختن حق انتقاد و اعتراض و پاسخگو شدن مسئولان امر ممکن نیست.                                                       *تاکید اینکه فعالان سیاسی و عقیدتی نه تنها تهدید نیستند که سرمایه های ملت برای آینده ای بهتر هستند

وظیفه حاکم عادل و صالح ؟!ارج نهادن به این سرمایه های ملی و شنیدن صدای آنان است تا به جای ادامه حرکت در مسیر سقوط و فروپاشی راه بهروزی و پیشرفت ملت را در پیش گیرد.                                                                                                                                               * از نام کیوان صمیمی هراس دارند، میدانند که گر چه تنش رنجور و محبوس - اما روحش تسخیرناشدنی ،این چهره ملی تربیت یافته مکتبی میباشد  که میگوید :ارزش هر فرد به میزان هزینه ای است که در راه مردمش می پردازد.                                                                                                                                                                                                                                                             *دکتر محمد فاضلی میگوید :  صرف‌نظر از آنچه خواهد گذشت – تحلیل‌گری، نقد و نوشتن اصلاح‌جویانه  را همراه با کار علمی، و تلاش برای بهبود سیاست عمومی ادامه خواهم داد.....

فکر ،قلم ،جوانی و نیروی این اندیشمند فرزانه او را به هر سویی که تخصص‌اش اجازه می‌داد میکشید تا به سهم خود برای بهبود حال ایران تلاش کند - کتاب «ایران بر لبه تیغ» آخرین اثر و حاصل تأملات او درباره ملک و ملتمان میباشد ،شاید این کتاب هم یکی از سندهای جرم او برای اخراجش بوده باشد.

توصیه اینکه همگی این کتاب را بخوانیم تا با یکی از جرائم این چهره اجتماعی انهم در این وانفسا ، جامعه‌شناس دانشمند و دغدغه‌مند آشنا شویم. او در این کتاب تلاش ارزشمندی دارد برای شناسایی دردهای ایران و ارایه‌ نسخه‌هایی برای درمان آن. همه‌مان باید دردهارا دقیق‌تر بشناسیم و راه درمان آن را بدانیم تا دیگر فریب‌مان ندهند.

*طبق آمارهای بانک مرکزی زمان  روحانی از  آغاز تحریم‌ها ی ۹۷ تا پایان سال گذشته  ۳۰۰ هزار میلیارد تومان پول چاپ شد .ضمنا در ۴ ماه نخست امسال و قبل امدن رئیسی نزدیک به ۶۰ هزار میلیارد تومان دیگر ،تبعات تورمی تا ماه‌های آینده بر مردم تحمیل می‌شود.    ... این گزارش یادتان باشد 

* ‏از (به اصطلاح ) نماینده مجلس پرسیدند برنامه سال بعد دولت برای ‎بورس چیست ؟

گفت :  فشار ‎تورم و افزایش قیمت‌ها بر مردم به اندازه ای زیاد می‌شود که بحث بورس یادشان می‌رود!

و اضافه کرد :مشکل عدم استخدام‌، تشدید بیکاری ، ادامه هرج و مرج و نابسامانی ها همینطور حدف ارز  ۴٢٠٠ تومانی و  گرانی ها ی غیر قابل تصور را قرار است ناشی از کارشکنی مجلس با همه ویژگیها مطرح سازند !!؟

* در سال ۱۲۹۶ تا ۱۲۹۸ بدلیل جنگ جهانی اول در ایران قحطی آمد احمد شاه دستور داد تمام آذوقه گندم ،جو ،حبوبات ،قند ،شکر و چای را در انبار احتکار کنند و به قیمت روز به مردم بفروشند آن هم در صف وقتی دلیل آن را پرسیدند گفت:   اگر این مردم را به صف ، فقر و گرسنگی عادت ندهی خودت باید در صف فرار  از کشور منتظر باشی.

**تحلیل گر بخرد احمد  زید ابادی در رابطه با رخ دادها - مینویسد ( نقل به اختصار ):

1)آیا کسی این روزها از انتقاد یا مخالفت کشورهای غربی با دیداررئیسی از روسیه، خبری خوانده یا شنیده ؟ با همه  جستجو کردم چیزی در این باره ندیدم و نشنیدم.

.... سفیر جماعت  در مسکو روی چه حسابی گفته است: "دست و پا زدن غربی‌ها نشان دهندۀ تأثیرگذار بودن سفر رئیسی به روسیه است"!منظور  جلالی کدام غربی‌ها و کدام دست و پا زدن‌هاست؟

ظاهراً برخی  عادت کرده‌اند سلسله عبارات کلیشه‌ای را تکرار کنند بدون آنکه زحمت ارائۀ مصداقی در آن مورد را به خود راه دهند!

2)اگر آقای رئیسی واقعاً نگرانِ افزایش طلاق در جامعه شده‌، راه‌ حل آن سنگ‌اندازی در مسیر طلاق توافقی نیست، بلکه پیشگیری از تولید انواع ناامنی‌های روانی توسط ارگان‌های حاکم و بهبود شرایط زیستی و معیشتی جوانان ، زوج‌ها و خانواده‌هاست.

3)حدود ۱۱۰ سال است که روز زن در جهان، هشتم مارس است. در این دوران  زادروز حضرت زهرا(س)  .....تفاوت اصلی  مناسبت تاریخی آن نیست. در نوع برگزاری آن باید تعمق کرد . روز زن در جهان، فرصتی است برای بازنگری وضعیت زنان در حوزه‌های حقوق و توسعه (بهداشت ، اشتغال  و قوانین مدنی مربوط به زنان ) و آمارهای جهانی دربارۀ زنان کارگر، بی‌سرپرست، خیابانی و خشونت‌دیده، و هر مسئله‌اي كه به جنسیت ربط دارد.

.....در اکثر کشورهای جهان، در روز هشتم مارس، کارشناسان می‌نشینند و دربارۀ اين مسائل گفت‌وگو می‌کنند و هشدار می‌دهند و از راه‌حل‌ها می‌گویند ، از تلویزیون میلی ! جز متن‌های ادبی و شعر دربارۀ زن و مادر نشنیدیم؛ بگذریم که متن‌ها یا تکراری بودند یا سطحی و شعاری. موضوع متن‌ها هم یا عفاف بود یا فداکاری زنان.

.....اگر کسی  رسانه‌ها را ببیند، قطعا می‌پرسد : چه اتفاقی افتاده  که عفت و بی‌عفتی، مسئلۀ نخست زنان در رسانه‌های رسمی متعلق به جماعت شده ؟

** برای رفع خستگی : به دوستی گفتم: چرا ديگر خروس‌تان نميخواند؟

گفت: همسايه‌ها شاكی بودند كه صبح‌ها ما را  بيدار می‌كند، ما هم سرش را بُريديم.

آنجا  فهميدم هر كس مردم را بيدار كند سرش را خواهند بُريد.

در دنیایی كه همه از مرغ تعريف می‌كنند نامی ازخروس نيست، زيرا همه بفكر شکمند تا  بيدار شدن !

**ملانصرالدین را گفتند : چگونه چهل بهار بدون  جدال با همسرت  سر کردی ؟

 گفت : ما با هم عهدی بستیم -  اگر من آتش خشمم زبانه کشید به جای جدل به مطبخ رود تا کشتی طوفان زده من به ساحل آرامش و سکون برسد ، و اگر رگ غضب او متورم شد، من به طویله روم و کمی ستوران را رسیدگی کنم و وارد بیت نشوم تا ایشان با تبریک روزشان ! خونش از جوش بیافتد !

و اینک  شکر خدا، بیشتر عمر را در طویله زندگی می کنم...

**و بالاخره نوعی هشدار :آهنگری با وجود رنج‌های متعدد و بیماری‌عمیقاً به خدا عشق می‌ورزید. دوستش که اعتقادی  نداشت ،  پرسید: تو چگونه می‌توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیبت می‌کند، دوست داشته باشی؟

 آهنگر گفت: وقتیکه میخواهم وسیله آهنی بسازم ، آهنی بعد کوره  -  روی سندان  می‌کوبم تا به شکل دلخواه درآید ،اگر به صورت دلخواهم درآمد ،  وسیله مفیدی خواهد بود، وگر نه آن را کنار می‌گذارم. همین موضوع باعث شده  همیشه دعا کنم که خدایا : مرا در کوره‌های رنج قرار ده ، اما کنار نگذار…

برگرفته از: 
رسانه ها در شبکه های مجازی ، شنیده ها ، استنباط شخصی و مطبوعات

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: