یکشنبه 21 تیر 1405 - Sunday, 12 July 2026
● یادداشتها و مقالات ابوالفضل محققی
ابوالفضل محققی
روزی تلخک از خانه بیرون آمد غربالی پیش در بود .پای بر غربال نهاد .غربال بر جست بر زانویش خورد ضربتی سخت تر زد عربال بر جست بر پیبشانیش خورد .آنقدر زد و خورد که نهایت به کنجی نشست وفریاد بر آورد که…
ابوالفضل محققی
نسیم به آرامی شاخه های نرم بید مجنون تازه ازخواب زمستانی بر خاسته رادر هوا می رقصاند.اندکی دورترچنارهای کهنسال به تنبلی خم
یازه می کشند.دو سنجاب کوچک بابازی گوشی تمام از شاخه ای به شاخه می…
یازه می کشند.دو سنجاب کوچک بابازی گوشی تمام از شاخه ای به شاخه می…
ابوالفضل محققی
درحالتی میان خواب وبیداریم .حالتی که هنوز ذهن به تمامی از دنیای خواب بیرون نیامده ، حقیقت ورویا از هم جدا نشده اند.
زمان نیمه هشیاری که بخشی از خواب هایت را هنوز میتوانی بخاطر بیاوری
زمان نیمه هشیاری که بخشی از خواب هایت را هنوز میتوانی بخاطر بیاوری
ابوالفضل محققی
سفرکه همیشه باجسم وبا پا نیست.بیشترین سفر آدمی نشستن بر توسن خیال است وجولان دادن دررویا وخاطره. بخصوص برای آنان که دور از وطن هردم وبازدمشان هوای سرزمین مادری می کند.
ابوالفضل محققی
مقاله ای" مبسوط "در هفت هزار سیصد کلمه، زیر عنوان" درباره جبهه اصلاحات ایران" که متاسفانه قادر به دریدن پرده پندار نیست . پرده ای بافته شده از سخت ترین الیاف مغزی که قادر نیست حتی…
ابوالفضل محققی
بیشتر شب تا دمیدن سحر را در بالکن خانه گذراندم. نسیمی خنک همراه صدای باران، تن سپردن به خنکای بهاری و عطر ملایمی که از درختان غرق در شکوفه در فضا پیچیده است.صدای موذن ،صلای بیدار باش روزه گیران در…
ابوالفضل محققی
سرما، اگر غلاف کند تازیانه را
غرق شکوفه می کنی ای عشق! خانه را
با سرخ گل بگوی که تیغی به من دهد
تیغی چنان که بگسلد این تازیانه را حسین منزوی
سر انجام تازیانه سرما با تیغ…
غرق شکوفه می کنی ای عشق! خانه را
با سرخ گل بگوی که تیغی به من دهد
تیغی چنان که بگسلد این تازیانه را حسین منزوی
سر انجام تازیانه سرما با تیغ…
ابوالفضل محققی
عجیب بود اصلا متوجه بازشدن شکوفه های گیلاس روبروی پنجره اطاقش نشده بود. وقتی پنجره اطاق را باز کرد عطر ملایمی در فضا پیچید. عطری پیچیده در نسیم صبحگاهی. بیرون همه چیز در آرامش بود. از گوشه…
ابوالفضل محققی
زمان ما که چنین بود.در قدم های آغازین یک نوجوان که با خواندن چند کتاب که می توانست ازسه تفنگ دار شروع شده به بینوایان ، پاشنه آهنین جاک لندن و ژان کریستف رومن رولان برسد.این نوجوان، بهتر است بگویم…
ابوالفضل محققی
صحنه فیلم برداری ،یا عکس گرفتن آخوندکی را در یک درمانگاه از یک مادر جوان که در گوشه ای نشسته وسر گرم شیر دادن کودک خود هست تماشا می کنم . ادامه این تعرض آخوندی منجر به اعتراض بالا گرفتن مشاجره،…
ابوالفضل محققی
این ا فسون گر شب با پیراهنی از حریر درون باغ می گردد
چونان پادشاهی در گردشی شبانه
چونان پادشاهی در گردشی شبانه
ابوالفضل محققی
نامت چیست؟
نامم کنجکاویست
شهامت نافرمانی است
نامم کنجکاویست
شهامت نافرمانی است
ابوالفضل محققی
سال 1348 بود که یکی از نزدیکانمان آقای" جعفر جوادی "که رئیس دبیرستان پهلوی زنجان بود. دفترچه ای را به من داد که در آن عکس چند ماشین پیکان بدون رنگ چاپ شده بود. ایشان از من خواست در مسابقه…
ابوالفضل محققی
اانتخابات دوازدهمین مجلس شوای اسلامی روز گذشته بپایان رسید .
انتخاباتی که بر کارنامه نزدیک یه نیم قرن عملکرد جمهوری اسلامی و ولی فقیه مستبد ،با عدم شرکت ورای ندادن وبرخی رای سفید دادن .مهر…
انتخاباتی که بر کارنامه نزدیک یه نیم قرن عملکرد جمهوری اسلامی و ولی فقیه مستبد ،با عدم شرکت ورای ندادن وبرخی رای سفید دادن .مهر…
ابوالفضل محققی
مرد یقه پیراهن خود را باز کرد، چنگ در موهای خود زد و آنها را بالا کشید. موهای غرق کرده اش مانند چسبی لزج زیر انگشتانش ماسید و کلافه گی اش را بیشتر ساخت. بزیر بغلهای خود دمید، کفشهای صندل روباز…
ابوالفضل محققی
نامش را بیاد نمی آورم؛ بیائید نامش را " ملاله " بگذاریم، نامی مرسوم در افغانستان. زنی سیه چُرده با صورتی استخوانی و چشم هائی قیرگون. هیکل نحیفی داشت شاید چهل سال. گیس های جلوی پیشانی اش…
ابوالفضل محققی
چند روزی از کم شدن نعره های تهدید گر زمستان نمی گذرد. لشگر سرما هنوز جان سختی می کند میخواهد راه نفس بربندد.اما توانش به آخر رسیده است .سرما با آن قندیل های نیزه گون خود عقب می نشیند.ناگزیر از تسلیم…
ابوالفضل محققی
او دیگر رفته است . غریبانه وبی صدا. چونان فرو افتادن برگی از درختی . او حتی برگی بر درختی نبود .چرا که ریشه ای در این خاک نفرین شده نداشت ! در سرزمین مادریش که نفرین شده تر از این خاک بود هم ریشه ای…
ابوالفضل محققی
متهم نمیکنم ! اما باور ندارم که از صمیم قلب، از درون جانی آتش گرفته که هیچ چیزی جز سرنگونی این حکومت جانی کودک کش . قادر به فرو نشاندن قلب آتش گرفته ملتی عزادار در عزای زیباترین فرزندان سرزمین مادری…