شما هم به این لیست اضافه میشوید!

تابحال حدود 14 نفر تمایل خود را برای سفری کوتاه به اسرائیل ابراز داشته اند، شما هم به این لیست اضافه میشوید، شاید مسافرت گروه صلح و دوستی، تکانی برای دست راستیهای اسرائیل و فلسطین و هشداری برای سود جویان خارج از آن باشد که سنگ انداز برقراری صلح در آن منطقه می باشند.
"من از چندماه پیش که با ایران گلوبال آشنا شده ام به خوبی می توانم تغییری را که در نوشته هایم پیش آمده به چشم خود ببینم. احساس اعتماد به اینکه عقایدت سانسور نخواهد شد نه تنها باعث نمی شود که...

حبیب تبریزیان

تهران، محشر است!

و اما پیام داستان!!!

تصویر ی از خورد شدگی ، پوچی و میان تهیگی نسلی که قربانی خشونت بربرمنشانه رژیمی قرون وسطائی گشت و زندگیش در دربدری به تباهی کشانده شد. داستانی که خشونت و قصاوت جلاد را وانهاده، تحقیر امیزانه، به ترس و لرزمحکوم به مرگ پرداخته است و نمی داند که محکوم به مرگ هائی هم هستند که علیرغم عشق به زندگی و میل به زنده ماندن با گردنی فراز چون حلاج در برابر چوبه اعدام می ایستند تا مبادا لرزشی در زانوانشان و پریدگیی در رخسارشان میر غضب را شاد کند . چه خوب بود اگر خانم نویسنده به جای نشان دادن پیروزمندی رژیم بر قربانیانش، یا از منظر انسانی به قضیه مینگریست و یا به آنهائی که برغم سختیهای تبعید، به رژیم، مردانه نه میگویند، میپرداخت. چنین تضویر حقیری از تبعیدیان کشیدن میتواند انعکاسی در آینه تصور آدمی نیز باشد.

خرد شدن و به کرنش افتادن سیمای زشت ضعفی است که در شرایط ویژه ای گریبان هر کسی را میتواند بگیرد ولی زشتی این به زانو افتادن صد چندان میشود آنگاه که انسانِ ِ لهیده شده برای سجده حقارت خود توجیه سازی کر ده و با این توجیه سازی دژخیم را تبرئه کند.

آگر من روزی به زانو بیفتم فریاد میزنم، من افتادم، شکستم خرد شدم و یا خرد شدگی پنهان خود را برملا میکنم.]ر ادم به زانو درآمده ائی سندی است تاریخی بر علیه رژیمی که انسانهای با قامت ایستاده را بر نمیتابد. رژیم اسلامی رژیم زبون و ذلیل پرور است و بر آنست تا از ملت ما در کلیت خود امتی خود(انسان) انکار بسازد!

کیهانی

گفتگوی رویای صلح خاور میانه ( یک اسرائیلی ویک ایرانی)

هر کس به سهم خود و به اندازه ی توان خود اگر برای تبدیل کینه های بشری به مهر بشری تلاش کند به بشر و زندگی و نیز به فضیلت و عقل خدمتی گران کرده است. برخورد ساده و صمیمی این دو انسان از نوع همین تلاش کین زدا و مهر آفرین است، آن هم در شرایطی که حکومت های دو کشور دو مهور آفرینش کین و نفرت هستند. این تلاش بی ادعا را ارج میگذارم و به شما هر دو درود میفرستم و اگر مرا هم دعوت کردید میتوانم راهی سفر اسرائیل شوم و به سهم خودم نشان دهم، یهودی ها! شما میدانید که ما ایرانی ها بیش از هر ملتی شما را دوست داشته ایم. پس نیروی بیشتری صرف جلوگیری از ستیزه جویی و کین توزی دولت اسرائیل کنید. یهودی های ایران! کشورتان را ترک نکنید و به غربت سفر نکنید. ایران خانه ی شما است. ایران مال همه ی ایرانی ها و مال همه ی دنیا است. فارس ها بیشتر از همه از دیکتاتوری و سرکوب رنج میبرند. آیا نمیتوان این را دید؟ ما به همان اندازه که شمارمان بیشتع و شاعران مان بیشتر است سم مان از شر رژیم های شرور هم بیشتر است. زنده باد دوستی و مهر. زنده باد عشق.

ناهید حسینی

گفتگوی رویای صلح خاور میانه ( یک اسرائیلی ویک ایرانی)

آقای کیهانی عزیز!

تابحال حدود 14 نفر تمایل خود را برای سفری کوتاه به اسرائیل ابراز داشته اند، شما هم به این لیست اضافه میشوید، شاید مسافرت گروه صلح و دوستی، تکانی برای دست راستیهای اسرائیل و فلسطین و هشداری برای سود جویان خارج از آن باشد که سنگ انداز برقراری صلح در آن منطقه می باشند.

ایکس

تهران، محشر است!

انگار این همین ملتی نیست که 95 درصدش میروند ایران و میآیند؟ انگار همین ملت زبونی نیست که با آش نذری میخواهد زندانی سیاسی اش را آزاد کند. هر ملتی لیاقت همان حکومتی را دارد که بر سرش حکومت میکند. این ملت همان ملتی است که برای پناهندگی گرفتنش هزار ترفند میزند. بعد هم بدون هیچ شرم و حیایی برای ساخت و پاخت و گدایی عفو رهبری، این همه به دریوزگی افتاده است. این کجایش عیب دارد که کسی تصویر واقعی این ملت را در داستانی نشان بدهد؟

ARDESHIR-30

کارنامه زودرس "انتخابات"

با سلام ٠ آقاى تبريزيان آ يا شما مطلب نوشته شده كه بر آن كامنت دادى را نمى گويم به دقت بلكه سرسرى خواندى؟ اگر جواب بله باشد بخواندن سرسرى و دادن اين كامنت به نوشته مورد نظر بايد شك كنم كه بسيار كم هوش هستى و يا بسيار غير منصف ٠ اگر جواب بله باشد به خواندن بادقت بايد حتم داشته با شم كه شما آدم كينه اى بد ذاتي هستى٠ قسمت دوم برداشتم از شما با توجه به شناختى كه از شما از طريق نوشته ايت در همين سايت دارم يقين آن برام نزديكتر است٠ در آخر در مجموع شما را پرخاشگر و بد دهن هم شناختم و تا حدى جندش آور گنده گوز گو هم ٠ صد البته در اين نوشه سعى كردم با زبانى هم سنگ زبان ادبى تو بنويسم٠

حبیب تبریزیان

کارنامه زودرس "انتخابات"

جناب اردشیر !

لدر این کامنت ،لحن من تند و عصبی است ولی شما واعظ نامتعظ

از واژه های زشت و هحش گونه استفده کرده ای که با خوانندکن است که قضاوت کنند.

من نوشتار آقای پور نقوی را به دقت هم خواندم، هم فهمیدم و هم کینه توزانه برخورد نکردم. تحلیل ایشان تا آنجا که به بامبول گریهای اقتدارگرا یان حاکم مربوط میشود کاملا! درست است و لی این ایرادرا دارد که خواننده را در فضای صف آرائیهاو شرط و شروط شروطها و برنامه های جناهای در و حاشیه قدرت نگاه میدارد.

نگاه من به قضیه درچندسطر:

1 ـ منظور من از اپوزیسیون زمینگیر ، از چپ ِ چپ نا راست راست میباشد و معطوف به صرفا! سازمان نمیشود.

2 ـ وظیفه اپوزیسیون سکولار که از چپ تا راست از جمهوری طلب تا سلطنت طلب رادر برمیگیرد تنها تحلیل ژورنالیستی و منفعل حوادث نیست،دنباله روی از این یا آن جریان مذهبی درون و پیرامون حاکمیت نیست، تنها امید بستن به تضاد های درون جناحهای حکومتی نیست، بلکه اتخاذ موضع مستقل، فعال واثر گذار بر سیر حوادث در راستای اهداف استراتژیک است. و این امر مقدور نیست مگر از طریق:

اتحادهاو ائتلاف های موقتی و تاکتیکی(نقل به مضمون از لنین).

من سئوالم اینست که سازمان در جایگاه یکی از عمده ترین و نسبتا! سنتر ترین نیروهای اپو زیسیون در این راستا چه کرده است. خود داری از قراعت پیام داریوش همایون ـ بعنوان یکی از چهره های شاخص راست مدرن ایران ـ represetativ ـ در اخرین کنگره سازمان ، د ر حلیکه همه پیامهای دیگر خوانده شد در راستای این ضرورت وحدت عمل تاکتیکی ( بخوان حیاتی) بوده است؟

3ـ محمد رضا شاه مرد و لی راست مدرنی که در دوران رژیم او بر روی طبقه متوسط مدرن و همچون نماینده این طبقه فراروئید نمرده استو چیزی که مسلم است هیچ یک از سازمانهای سیاسی موجود نتوانسته اند جای آنرا بگیرند آیا این راست و نمایندگان آن جزء این نیروهای سکولار به حساب می آیند یا نه؟؟؟

4 ـ گفتنی زیاد است . سخن پایان اینکه لطفا! موادبانه تر کامنت گذاری کنید !

بهمن لو

همیشه به خود مشغول

دامن زدن به "حقوق ملی ملیت های ایران" به زیان حقوق شهروندی همه افراد ملت ایران و فروکاستن دمکراسی و عدم تمرکز و انسانگرائی به زبان مادری چند قوم وگروه زبانی معین، هم اکنون پیامد های زیانبارش را در برگرداندن مبارزه از جمهوری اسلامی، و تیز کردن آتش کینه زبانی و قومی در میان مردم ایران و دور تر ساختن نیرو های سیاسی از یکدیگر نشان داده است. (از نوشته داريوش همايون)

اين آقي همايون چرا فقط عليه مليت ها قلم مي زند نه عليه رژيم اسلامي؟ وحشت داريوش همايون از اين مليت ها در چيست؟چرا فقط بايد زبان مادري فارسي زبانان تو سعه وشکوفائي بيابد وديگر زبانها در زبان فارسي مضمحل بشوند! امريکا ئيها در حال حاضر از اينکه زبان وفرهنگ وتمدن سرخپوست ها را نابود کرده اند بسيار پشيمانند چرا که به جنايتي جبران ناپذير دست زده اند ولي داريوش هماين از تجربه امريکائيها پند نمي گيرد و کمر همت در نابودي همه غير فارسها گرفته است! هر چقدر او و شرکايش ديگر ملل را زير فشار بگذارند آن ملتها در نهايت به به جدائي از بقيه پيکر ايران روي خواهند آورد.پس دشمن تماميت ارضي ايران داريوش همايون است نه ديگر مليتها.بگذاريد همه اقوام وملل زبان وفرهنگ خود را بطور مساوي رشد وترويج دهند،چه ضرري براي فارس زبانها خواهد داشت؟فارس زبانها که معتقدند نابود شدني نيستند و 3000 سال سابقه فرهنگي دارند پس از چه مي ترسند؟بقول خودشان از زبان عقب افتاده ترکي وياکردي واهمه دارند؟ مشکل جاي ديگري هست و آن اين هست که داريوش سومکائي چشم ديدن ديگران را ندارد وبه بقيه مليت ها نفرت مي ورزد و نژاد پرست تشريف دارند1

ناصر مستشار

دوستان گرامي ،توکلي،قويدل،آيدين تبريزي به همه شما شاد باش مي گويم چون در راه رسيدن به قله هاي معرفت گام هاي بزرگي بر داشته ايد! قبل از آغاز سال نو ميلادي ،من آرزو کرده بودم که در سايت ايران گلوبال سالي بدون توهين وخشونت را آغاز نمائيم کم کم داريم به آن آرزو مي رسيم! من نوشته بسيار انساني و پر معناي آيدين تبريزي را در حافظه کامپيوترم ضبط نمودم و دلهره قويدل را هم مي فهم و شکيبائي کيانوش توکلي را هم ارج مي گذارم. اميدوارم براي ساختن يک ايران آباد وآزاد و بدور از هرستمي پيروز باشيم!

کیانوش توکلی

دوست گرامی قویدل عزیز!

نوشته کوتاه شما در باره سایت های اینترنتی؛ واکنش مثبت تعدادی از دوستان ایران گلوبال را بر انگیخت ؛ کامنت آیدین تبریزی در این بین خیلی پر معنی و زیبا بود ؛ دوباره با هم بخوانیم :

"من از چندماه پیش که با ایران گلوبال آشنا شده ام به خوبی می توانم تغییری را که در نوشته هایم پیش آمده به چشم خود ببینم. احساس اعتماد به اینکه عقایدت سانسور نخواهد شد نه تنها باعث نمی شود که از آزادی برای تخریب و ویرانی سوء استفاده کنی بلکه چشیدن مزه آزادی چنان لذت بخش است که بیش از پیش محتاطی تا از فضای آزاد موجود محافظت کنی. وقتی لحن تهاجمی و متمایل به ویرانگری برخی از مقالات پیشینم را می بینم و آن را با نوشته های امروزم مقایسه می کنم به منتقدانم حق می دهم که مرا متهم به دروغگویی و ظاهرسازی کنند و با مناسبت و یا بی مناسبت آن نوشته های پیشینم را دوباره در این سایت مطرح کنند تا مرا افشا کنند!؟ آنها تقصیری ندارند، بلکه این جادوی آزادی بیان است که این همه تغییر را سبب شده است. ..."

hamid

بزرگ ترین اهانت به ملت

گفتگو با "مريم فيروز" پيرامون آخرين لحظات حيات"نورالدين كيانوری!"

ميبدي: شما پا به پاي انقلاب پيش رفتيد تا آن شبي كه 8 هزار نفر از نيروهاي حزب را دستگير كردند. شما چه احساسي داشتيد؟

ببينيد! من آدمي بودم كه سنم هم ياري مي‌كرد. انقلاب‌هاي دنيا را خيلي خوانده بودم. از انقلاب بزرگ فرانسه، انگلستان، آلمان. بنابراين، اين برخوردها و اين تحولات خيلي طبيعي است در يك انقلابي كه زير و رو مي‌كند. شما مي‌دانيد انقلاب ايران چه كرده؟ مثل انقلاب بزرگ فرانسه زير و رو كرده!

ميبدي: فكر نمي‌كنيد كه دچار خوش خيالي شده بوديد در باره انقلاب اسلامي و بـه همين دليل دستگير شديد؟

مريم فيروز: من خيلي هم سربلندم كه به اين انقلاب علاقمند بودم، خدمت كردم و امروز هم هر كاري كه از دستم بربيآيد براي اين انقلاب مي‌

من كتاب زياد خوانده‌ام، بخصوص به تاريخ انقلاب‌ها خيلي علاقمندم. خواهش مي‌كنم از شما كتاب‌هاي مربوط به انقلاب‌ها را برويد بخوانيد. ملكه فرانسه و خانواده‌اش را گردن زدند، مال انگلستان را كشتند، چقدر خونريزي شد و تازه ناپلئون چون آمد. تا او برود و تا بخواهد دمكراسي به فرانسه برسد. برويد در ويتنام ببينيد چه خبر است. تحول كار يك روز و دو روز نيست. انقلاب مي‌شود، خون ريزي مي‌شود، يكبار بر مي‌گردد، دوباره بر مي‌گردد. من به شما توصيه مي‌كنم كه انقلاب ها را بخوانيد و ببينيد كه انقلاب ايران باز آرام‌تر بود. من عقيده‌ام اينست، نه خيال كنيد كه چون در تلفن حرف مي‌زنم اين را مي‌گويم. جانم را هم بدهم اين را مي‌گويم. بدبختانه اين حالت و طبيعت انقلاب

ناصر مستشار

آقاي قويدل

باور کنيد که بخش وسيعي از نيروهاي سياسي با پايوران رژيم اسلامي باجناق هستند يعني با دوخواهر ازدواج کرده اند يعني بسياري از نيروهاي سياسي و پايوران رژيم که قبلا دوشاوش يک ديگر در همه جا از زندان گرفته تا فلسطين و کنفدراسيون خارج کشور عليه شاه متحدانه مبارزه مي نمودند ،حالا همان خصائص قبلي را دنبال مي کنند.فرق اين نيروها در اين هست که در سال 57 بخش قوي تر ومسلط تر به قدرت رسيد و جناح بي نفوذ تر از دايره قدرت به بيرون پرتاپ گرديد.اينک 30 سال است که آن جناح اخراجي فرياد مي زند که منهم در سرنگوني شاه زحمت کشيدم پس سهم دارم ولي جناح حاکم گوشش بدهکار نيست.بنابراين باجناق ها در بسياري از زمينه ها همزاد يکديگرند.وقتي رژيم اسلامي مهندس عباس امير انتظام را به چهار ميخ کشاند نيروهاي سياسي خارج از دايره حکومت در پوستشان نمي گنجيدندو يا وقتي افسران ارتش اعدام مي شدند کمونيستها مي گفتند که قاتلين کودتاي 28 مرداد بايد معدوم شوند.ولي همان دستگيريها واعدام ها به سراغ کمونيستها آمد.قبل از جنگ جهاني دوم فاشيستهاي ايتاليا لايحه ضد بورژوازي را به مجلسي که فراکسيون کمونيستها به سر پرستي آنتونيو گرامشي در مجلس کرسي داشتند به مجلس بردند.گرامشي با آن لايجه ضد بورژوازي به مخالفت برخاست و آن لايحه راي نياورد.پس از راي گيري فاشيستها به سراغ گرامشي رفتند و علت مخالفت اورا در صدمه زدن به بورژوازي جويا شدند؟گرامشي به فاشيستها گفت شما امروز لايحه ضد ليبرالي مي آوريد و از من ضد بورژوازي تائيديه مي خواهيد ،اگر من آنرا تائيد نمودم ،شما فردا لايحه ائي عليه کمونيستها به مجلس خواهيد آورد تا ليبرالها در انتقام از کمونيستها به آن راي مثبت بدهند. ماداميکه نيروهاي سياسي بازيچه ديگر مراکز باشند هيچ کاري پيش نمي رود و نيروها فقط بر سر وکله يک ديگر مي زنند ورژيم تماشامي کند! همه تفرقه هاي نيروهاي رژيم را اپوزيسيون رژيم هم دارد چون اين دو باجناقند!

قویدل

نوشته کوتاهی در باره سایت های اینترنتی!

جناب ناصر مستشار با درودهای صمیمانه به شما ،

براستی آرزوی شما ستودنی و قابل درک است . متاسفانه فضای جامعه ما چنان مسموم شده است که تلاش ما را دو جندان میکند . من با نوشته خود خواستم به بعضی سایتها یادآوری کنم که خرابی ببار آوردن آسانترین کار است اما بنای چیزی را گذاشتن چنین هم آسان نیست و خواستم از اینان بپرسم دلیل اینکه اینهمه خوره ویرانگر در تن رنجور و ناتوان جامعه و کشورمان وارد کردید چیست ؟ و این همه بذر نفاق و دشمنی از کدام انگیزه نشئات میگیرد . آیا اینان میدانند که انسانها دو جیز را فراموش نمکنند خوبی را و دستکم گرفتن شعور آنها را .اینکه این محافل براستی نتیجه این سمپاشی را درک مکنند و اینکه اکر حقیقتا این جدائیها فراتر از این پیش برود چه فاجعه عظیمی در انتظار ماست ؟. در این فاجعه همه به یکسان قربانی خواهند شد . من در این نوشته خواستم نشان دهم از خود خواهی و برج آج نشستن ، کمی پائین بیائید که همه چیز آن نیست که شما می بینید و دنیا سیاه و سفید هم نیست . اگر سایتهای دیکر بتوانند بمانند ایران گلوبال روش نوینی را براساس دموکراسی و حقوق بشر درپیش گیرند شاید بتوان به تحولی در بخشی از جامعه دست یافت که من به آن باور دارم .

آقای ناصر مستشار برای شما شادی و خرمی آرزومندم

خسته هم نباشید

حبیب تبریزیان

کارنامه زودرس "انتخابات"

در این تفسیر که چندان هم بی ایراد نیست جناب پور نقوی باید چند جمله همد را جع به علیل و بیمار بودن شبه اپوزیسیون و صفوف وارفته آن که بیماری و ویروس جمهوری طلبی زمین گیرش کرده است مینوشتند.

بیشترین تقصیر افلیجیی نیروهای سکولار متوجه سازمانی است که آقای پور نقوی و پورنقوی ها دخیل هستی سیاسی خود رابه آن بسته اند. مشکل اپوزیسیون سکولار متوجه آن محتضران سیاسی است که نه میمیرندونه از بستر احتضار بیرون میآیند!برای این آقایان هپروت جمههوریت مقدم بر کمترین حرکت مشترکی است که الزامات سیاسی کنونی آنرا دیکته میکند. جمهوری طلبی سکتاریستی و اصرار تعصب آمیز بر پهلوی ستیزی، امروزه فقط در خذمت جمهوری اسلامی است و بزرگترین مانع وحدت عمل تاکتیکی (استراتژیکی سرمان را بخورد) نیروهای سکولار و دموکرات است.

اپوزیسیون سکولار نه تنها فاقد نقش مستقل و فعال در رویدادهای میهنمان است بلکه به علت زوار دررفتگی از یک اثر گزاری جزئی هم بر سیر رویدادهای کشور عاجز است و از این بد تر آنست که بعلت تشتت کامل صفوفش کم اتفاق نمی افتد که به تدارکات چی تبلیغاتی و یا تسهیل کننده سیاستای رژیم مبدل میشود.

قویدل

دوست گرامی آقای کیانوش توکلی ،

بادرود بر شما و همکاران شما ، من در اینجا باید مسئله ای را روشن کنم ، این نوشته کوتاه را وظیفه اخلاقی خود میدانستم و از اینکه میبنم این تنها من نیستم که چنین دیدی را دارد بلکه دوستان دیگری هم صحت نظر مرا تائید میکنند و ایران گلوبال را در بین سایتهای دیگر با مختصات دیگر و آغازگر روش نوین میدانند . ایران گلوبال توانست آرزوی بخشی از انسانها را که در جستجوی آن بودند تحقق بخشد و این آرزو چیزی نبود مگر میدان دادن به صداهای متفاوت ، عدم تبعیض در بیان نظرات متفاوت ، احترام و برابری برای همه ، به دور از هیجان و احساسات همدیگر شنیدن که این مهمترین شرط دموکراسی و رعایت حقوق انسان هم هست ، چیزی که حداقل بنده تاکنون در دیگران مشاهده نکردم.در عصر کنونی ادعا چیزی را اثبات نمکند بلکه عمل و نفس عمل مهم است که ایران گلوبال این عمل را در حال نشان دادن است .

آقای توکلی، تنها دغدغه من تغییر خط مشی ایران گلوبال از روش کنونی میباشد که امیدوارم ایران گلوبال همیشه در این مسیر کنونی به پیش رهسپار باشد.

با صمیمانه ترین درودها و پیروز و موفق باشید

حبیب تبریزیان

نوشته کوتاهی در باره سایت های اینترنتی!

قویدل گرامی هم درست و هم طبق مغمول زیبا نوشتهای.

من فقط یک تذکر میدهم و انهم اینست:

رژیم اسلامی بر آن بوده ،بر آن است و بر ان خواهد بود که کلیت اپوزیسیون را از درون تسخیر ، تا بتوند ته مانده آنها را منحل کند . در اجرای این هدف. از شیوه کلاسیک :

1 - INFITRATION

2 - DESINFORMATION

3 _ MANIPULATION

رخنه گری، تنقه اطلاعات غلط یا شبه اطلاعات و ادرس های عوضی سیاسی ، مسئله سازیهای مصنوعی، اختلاف افکنی و تشدید تفرقه، که همه اینها با مقداری فحاشی های بی مزه به رژیم و ژستهای اپوزیسیونی استتار میشود تا اصل قضیه به خورد ما سرگردانان وادی سیاست و سایر مردم عادی داده شود! لذا رازی نیست اگر سایتی مثل سایت پیک نت ، با تیتر درشت ژستهای تکراری ضد رژیم را کپی میکند تا در لابلای سطور خود ذهر تفرقه و غرب سبیزی را به من و شما ترزیق کند!!

المأمور والمعذور!!

قویدل

نوشته کوتاهی در باره سایت های اینترنتی!

دوست گرامی آقای کیانوش توکلی ،

بادرود بر شما و همکاران شما ، من در اینجا باید مسئله ای را روشن کنم ، این نوشته کوتاه را وظیفه اخلاقی خود میدانستم و از اینکه میبنم این تنها من نیستم که چنین دیدی را دارد بلکه دوستان دیگری هم صحت نظر مرا تائید میکنند و ایران گلوبال را در بین سایتهای دیگر با مختصات دیگر و آغازگر روش نوین میدانند . ایران گلوبال توانست آرزوی بخشی از انسانها را که در جستجوی آن بودند تحقق بخشد و این آرزو چیزی نبود مگر میدان دادن به صداهای متفاوت ، عدم تبعیض در بیان نظرات متفاوت ، احترام و برابری برای همه ، به دور از هیجان و احساسات همدیگر شنیدن که این مهمترین شرط دموکراسی و رعایت حقوق انسان هم هست ، چیزی که حداقل بنده تاکنون در دیگران مشاهده نکردم.در عصر کنونی ادعا چیزی را اثبات نمکند بلکه عمل و نفس عمل مهم است که ایران گلوبال این عمل را در حال نشان دادن است .

آقای توکلی، تنها دغدغه من تغییر خط مشی ایران گلوبال از روش کنونی میباشد که امیدوارم ایران گلوبال همیشه در این مسیر کنونی به پیش رهسپار باشد.

با صمیمانه ترین درودها و پیروز و موفق باشید

آیدین تبریزی

آقای قویدل گرامی،

با تشکر از مقاله زیبایی که نوشته اید. آزادی بیان درمان تمام دردهای ماست و به شکلی باورنکردنی مشکلاتی را که در نگاه اول غیرقابل حل می نمایند، بسادگی به سمت راه حل هدایت می کنند، تنها باید صبور بود و به صورت خستگی ناپذیر تلاش کرد. وقتی آزادی بیان یک انسان نقض می شود و عقایدش با تیغ سانسور مواجه می شود بدون آنکه پاسخی استدلالی در مخالفت با عقایدش به او داده شود، با دو عارضه مواجه می شود. اول اینکه واقعا باورش می شود که آنچه بدان اعتقاد دارد، حقیقت مطلق است چون کسی قادر به نقد کردن نظرش نیست (چون فکر می کند اگر کسی قادر به نقد نظرش بود آنرا سانسور نمی کرد، بلکه نقد می کرد!) دوم اینکه فردی که آزادی بیانش نقض شده به تدریج خود را بی نیاز از بحث با دیگران احساس می کند و هرچه بیشتر افراطی تر می شود و در جهت تخریب فضای فکری و سیاسی موجود (که او را سانسور می کند) قدم بر می دارد و نه در جهت بهبود و اصلاح آن چون آن را اصلاح ناپذیر می داند. من از چندماه پیش که با ایران گلوبال آشنا شده ام به خوبی می توانم تغییری را که در نوشته هایم پیش آمده به چشم خود ببینم. احساس اعتماد به اینکه عقایدت سانسور نخواهد شد نه تنها باعث نمی شود که از آزادی برای تخریب و ویرانی سوء استفاده کنی بلکه چشیدن مزه آزادی چنان لذت بخش است که بیش از پیش محتاطی تا از فضای آزاد موجود محافظت کنی. وقتی لحن تهاجمی و متمایل به ویرانگری برخی از مقالات پیشینم را می بینم و آن را با نوشته های امروزم مقایسه می کنم به منتقدانم حق می دهم که مرا متهم به دروغگویی و ظاهرسازی کنند و با مناسبت و یا بی مناسبت آن نوشته های پیشینم را دوباره در این سایت مطرح کنند تا مرا افشا کنند!؟ آنها تقصیری ندارند، بلکه این جادوی آزادی بیان است که این همه تغییر را سبب شده است.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.