پارلمان فکری

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که همیشه در انتظار پدر و رهبر فرهیخته و ناجی است. از سوئی دیگر در قرن بیست و یکم در جامعه ما متاسفانه خُرافات افزایش بسیار پیدا کرده است و نا آگاه نباید باشیم که در فضای خُرافات بیشتر از همیشه روشنفکر دینی رُشد پیدا می کند و می تواند یک بار دیگر جامعه را به قهقرا سوق دهد و بدین شکل است که باز هم وظیفه و مسوولیت کسانی که در جایگاه روشنفکری و تلاشگران سیاسی و جامعه شناسی و...، وجود دارد سنگین تر می شود.

معرفی کتابی از دکتر حسین لاجوردی :

سرمایه گذاری فکر و اندیشه - برای امروز و فردای ایران

با ارزش و احترام بسیار، تقدیم به 55 میلیون جوانان و نوجوانان کمتر از چهل سال کشورم که سازندگان امروز و فردای ایران هستند

آز آخرین فصل کتاب:

"اعتماد" تنها راه رسیدن به پارلمان فکری و ساختن امروز و فردای ایران

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که همیشه در انتظار "پدر" و رهبر فرهیخته و ناجی است. از سوئی دیگر در قرن بیست و یکم در جامعه ما متاسفانه "خُرافات" افزایش بسیار پیدا کرده است و نا آگاه نباید باشیم که در فضای خُرافات بیشتر از همیشه "روشنفکر دینی" رُشد پیدا می کند و می تواند یک بار دیگر جامعه را به قهقرا سوق دهد و بدین شکل است که باز هم وظیفه و مسوولیت کسانی که در جایگاه روشنفکری و تلاشگران سیاسی و جامعه شناسی و...، وجود دارد سنگین تر می شود.

واقعیت اینست که روشنفکر با مفهوم کلی اش در اصل نمی تواند از جامعه اش جدا باشد و تاثیر پذیری از جامعه اش نداشته باشد ولی اگر نتواند پیشرو و پیشقدم باشد نیز در اصل نخواهد توانست جایگاه واقعی خود را بدست آورد و به جامعه اش یاری رساند.

امروز مردم ایران بیش از هر پدر، رهبر، و از هر قانون اساسی و پروژه و طرحی نیازمند "اعتماد" است، چرا که اعتماد است که در جامعه دیگروجود ندارد. واقعیت این است که "سرطان بی اعتمادی" تمامی جامعه را فرا گرفته است و دارو و درمانش نیز "اعتماد" است.

آیا ما می توانیم "اعتماد" را به جامعه خودمان باز گردانیم؟

من در زمره کسانی هستم که چنین اعتقادی را دارم و آن را نیز تنها راه علاج می دانم. اعتقادم بر اینست که :

- اگرآینده بچه های مان برای مان بیشترین اولویت را داشته باشد؛

- اگر منافع جمعی ما اولویت بر منافع شخصی داشته باشد؛

- اگر دست یافتن به مقام و پست های کلیدی نخستین خواسته ی ما را تشکیل نداده باشد؛

- اگر تنها نخواهیم از یکدیگر ایراد گرفته و بخواهیم همدیگر را کامل کنیم؛

- اگر تنها "انتقام" برای مان مسئله نباشد و بخواهیم با تجربه از کینه ها امروز و فردای مان را بنا کنیم؛

- اگر با قهر کردن که بزرگترین اسلحه فرهنگی ماست نخواهیم از یکدیگر جدا شویم و هشیار باشیم که ممکن است سوء تفاهمی باشد و بخواهیم آنرا بر طرف کنیم؛

- اگر مفهوم و معنای واژه "خیانت" را درک کنیم و آن را مثل نُقل و نبات استفاده نکنیم؛

- اگر در انتظار ابر قدرت ها و غرب نباشیم و قبول کنیم که آنها هم روزی مانند ما بوده اند و با "فکر" و در یک "پارلمان فکری" از این مخمصه نجات پیدا کرده اند؛

و ما هم قبول کنیم و با ایستادگی در مقابل مشکلات، با اعتماد به نفس و اتکاء به توانائی های مان و با شناخت و استفاده از امکانات گسترده ای که برای مان وجود دارد از این فرصت بدست آمده استفاده کنیم و با قبول و احترام برای اختلافات فکری و تفاوت های عقیدتی "اعتماد" از دست رفته مان را باز یابیم و در یک "پارلمان فکری" به برنامه ریزی و ساختن آینده کشورمان بپردازیم

http://parlemanfekri.weebly.com/index.html

کلام آخر

من یکصد و پنجاه سالگی ام را می گذرانم، چرا که یکصد و پنجاه سال است که همچنان آرزوهایم را دنبال می کنم و همچنان هم دنبال خواهم کرد تا روزی به واقعیت و حقیقت بپیوندد.

بیشترین تاثیر پذیری، و سرمشق و سَمبُلی که از دوران نوجوانی تا کنون در زندگیم وجود داشته از بزرگ مرد تاریخ معاصر ایران "امیر کبیر" است، چرا که وطن پرستی اش، صراحت در گفتارش، شجاعت در اعمال و کردارش و نگاه و هدفش برای آینده نه تنها برای من که می تواند سرمشقی برای تمامی آنانی باشد که به امروز و فردای ایران می اندیشند.

میرزا تقی خان امیرکبیر از نادر شخصیت های با فکر و منطق و بدون هیجانی است که با آینده نگری می گوید:

"... راهی که من رفتم سرمشق حال و آینده است، مگر آدمی به چیست، چرا خود را فراموش کرده ایم؟... مگر ما سرزمین خاطره ها نبوده ایم؟ ما که نشئه حیات را ارج می گذاشتیم چگونه شده است که یکسره خود را فراموش کرده ایم..."

بی تردید دیدگاه و نگاه بزرگ مردی که "ایران" برایش بزرگترین و بالاترین بود همچنان زنده است و اطمینان دارم که بیشترین جوانان امروز ایران نیز ادامه دهنده چنین راهی هستند. تنها راهی که آینده ای روشن را برای ایران و ایرانی رقم خواهد زد.

اطمینان دارم با توجه به موقعیت امروز ایران که موقعیتی کاملن استثنائی است و به ندرت چنین فرصتی همه جانبه برای مردم فراهم می آید باید از آن بهره جست. مهمترین ویژه گی و عاملی که در این مرحله می تواند نقش آفرین و سازنده باشد ترکیب جمعیتی در ایران است که از هر چهار نفر سه نفر کمتر از چهل سال دارند، از انرژی بسیار و آگاهی بالائی برخوردارند و خواستار زندگی در جامعه ای هستند که برای ارزش هایشان احترام قائل باشد و بدین دلیل است که بر خواسته هایشان پافشاری میکنند و با چنین عزم و اراده و تصمیمی است که بدون تردید پیروزی را در آغوش خواهند کشید.

ایران ما فرزندانش را صدا کرده است، برای امروز و فردای بچه های مان دست روی زانوهای خودمان بگذاریم و برخیزیم که این تنها راه از میان برداشتن حاکمیت سیاه جمهوری اسلامی و جایگزین کردن حکومتی مردمی و دموکراتیکی است که پاسخی بر تمامی آرزوهای سال های دراز ماست.

http://parlemanfekri.weebly.com/index.html

 

انتشار از: