مصاحبه با دکتر حسین باقرزاده: برخی سیاسیون ما از انتخابات ازاد می ترسند

جا انداختن اصل دموکراتیک و اساسی رأی مردم در اداره جامعه و فرهنگ دموکراسی در فضای سیاسی ایران، و ایجاد یک زمینه مشترک برای همکاری همه نیروهایی که این اصل بنیادین دموکراسی را پذیرفته باشند - صرف نظر از اختلاف در عقیده، گرایش، مرام و آرمان‌های سیاسی و اجتماعی.

انتخابات آزاد- يکي از مهمترين مسايلي که اين روزها با ان درگير هستيم مسئله چگونگي گذار به دموکراسي و ضرورت مجو و طراحي استراتژي گذار است . نظر جنابعالي در اين باره چيست و آيا تاکنون گروههاي مختلف سياسي استراتژي خاصي ارايه داده اند يا خير و اصولا ضروزت وجود چنين استراتژي چيست؟

در باره «چگونگی گذار به دموکراسی» سخن زیاد گفته شده است. امروزه نظریه غالب در فرهنگ اپوزیسیون این است که این گذار باید تا حد امکان مسالمت‌آمیز باشد. قید «تا حد امکان» به این دلیل است که مسالمت‌آمیز بودن این تحول به عمل دو طرف، پوزیسیون و اپوزیسیون، وابسته است. یعنی تا آنجا که به اپوزیسیون مربوط می‌شود، اکنون قاطبه نیروها راهکار مسالمت‌آمیز را پذیرفته‌اند. ولی رفتار حکومت ممکن است مانع از این شود که مرحله گذار بدون خشونت به انجام برسد.

گروه‌های مختلف سیاسی هریک استراتژی خاص خود را برای تأمین این هدف دنبال می‌کنند که توضیح آن‌ها خارج از حوصله این گفتگو است. ولی اجماع عمومی و وجه مشترک این استراتژی‌ها ظاهرا این است که از طریق اهرم‌های داخلی و بین‌المللی فشار بر حکومت جمهوری اسلامی را افزایش دهند تا سرانجام حکومت مجبور شود به رأی و نظر مردم، که از طریق صندوق رأی می‌تواند ابراز شود، تن دهد.

انتخابات آزاد-ايده رفراندوم مورد قبول عده ايي از سياسيون است . اولا به نظر شما چرا يک بار اين استراتژي شکست خورد و امکان کارايي چنين استراتژي هنوز موجود است يا خير؟

و اصولا فرصت ها و تهديدهاي اين استراتژي چيست؟

رفراندوم یکی از راه‌های ابراز «رأی و نظر مردم از طریق صندوق رأی» است، با این تفاوت که رفراندوم به هدف تغییرات بنیادین در یک نظام صورت می‌گیرد. به همین دلیل قبولاندن آن به جمهوری اسلامی، در مقایسه با انتخابات آزاد، به مراتب سخت‌تر است. استقرار دموکراسی البته بدون تغییرات ساختاری در ایران عملی نیست، ولی جنبش دموکراسی‌خواهی ایران ضعیف‌تر از آن بوده (و هست) که بتواند خواست رفراندوم را به رژیم بقبولاند/تحمیل کند. از طرف دیگر، شعار رفراندوم فرمول مشترکی (سؤال رفراندوم) را می‌طلبد که در سطح ملی مورد قبول باشد. و پیدا کردن این فرمول مشترک کار ساده‌ای نبوده است - بر خلاف شعار انتخابات آزاد که فرمول خاصی لازم ندارد. شاید به همین دلایل شعار رفراندوم نتوانسته فراگیر باشد و این استراتژی موفق نبوده است.

انتخابات آزاد-ايده ديگر انتخابات آزاد است . ايا امکان کمپين سازي با اين ايده وجود دارد؟

ايا اين کمپين ميتواند بين نيروهاي اپوزيسيون همگرايي ايجاد کند؟و اصولا ميتوان حول چنين کمپيني ديالوگ ملي ايجاد کرد؟

بله، انتخابات آزاد چون فرمول مشترکی را نمی‌طلبد توان بالقوه زیادی برای همه‌گیر شدن دارد. انتخابات آزاد به هر کس اجازه می‌دهد که به هر فرد و گرایشی می‌خواهد رأی بدهد. یعنی لازم نیست شرکت‌کنندگان در این حرکت آرمان‌های مشترکی داشته باشند و یا حتا در لزوم یا عدم لزوم تغییرات ساختاری به توافق برسند. کافی است که افراد به حق خود و دیگران بر اساس «هر فرد یک رأی» به توافق برسند و برآمد صندوق رأی را بپذیرند. به همین دلیل ما شاهد این هستیم که جنبش سبز (که حول کارزار انتخابات آزاد شکل گرفته) طیف وسیعی از نیروها، از ساختارشکن تا اصلاح‌طلب و حتا برخی از اصولگرایان را در بر گرفته است. کارزار انتخابات آزاد بیشترین توان را در ایجاد یک حرکت ملی و در برگیری همه نیروهای اپوزیسیون که مدعی احترام به رأی مردم هستند دارد. البته اگر نیروهایی هستند که به رأی مردم کاری ندارند در این حرکت طبیعتاً جایی نخواهند داشت.

انتخابات آزاد-مهمترين فرصت هايي که چنين کمپيني ميتواند ايجاد کند چيست؟

جا انداختن اصل دموکراتیک و اساسی رأی مردم در اداره جامعه و فرهنگ دموکراسی در فضای سیاسی ایران، و ایجاد یک زمینه مشترک برای همکاری همه نیروهایی که این اصل بنیادین دموکراسی را پذیرفته باشند - صرف نظر از اختلاف در عقیده، گرایش، مرام و آرمان‌های سیاسی و اجتماعی.

انتخابات آزاد-شما به کمپين انتخابات ازاد به مثابه استراتزي نگاه ميکنيد يا تاکتيک و چرا؟

این کارزار یک حرکت استراتژیک است برای جا انداختن اصل دموکراتیک «رأی مردم» در فرهنگ سیاسی ایران. فرهنگ سیاسی ما، هم در پوزیسیون و هم در اپوزیسیون، به شدت پدرسالار و آمرانه است. بسیاری از سیاسیون ما شدیدا از رأی مردم می‌ترسند، و می‌اندیشند که آنان صلاح مردم را بهتر از خود مردم می‌دانند. در واقع آنان می‌ترسند که در یک انتخابات آزاد از طرف مردم نفی شوند. این امر در مورد پوزیسیون روشن است. ولی در بین اپوزیسیون هم کم نیستند کسانی که در تعهد خود به دموکراسی تعارف می‌کنند و وقتی مثلا گفته می‌شود که تعیین نظام آینده سیاسی ایران باید به رأی مردم گذاشته شود دست و پایشان می‌لرزد!

در عین حال، کارزار انتخابات آزاد برای دموکراسی‌خواهان و ساختارشکنان یک حرکت تاکتیکی است. آنان امیدوارند که در یک انتخابات آزاد سلطه سیاسی و فرهنگی نظام حاکم شکسته شود و فضا برای یک دیالوگ ملی در باره نظام حکومتی و لزوم تغییرات ساختاری در آن آماده گردد. مردمی که طعم انتخابات آزاد را بچشند طبعا برای حفظ این حق و نفی سلطه انحصارطلبانی که به خود حق می‌دهند نه به اتکای رأی مردم و بلکه با استظهار به اقتدار مذهبی یا غیر آن بر مردم حکومت کنند مبارزه خواهند کرد، و زمینه برای تغییرات ساختاری آماده‌تر خواهد شد.

انتخابات آزاد-اصولا بزرگترين مانع همگرايي نيروهاي اپوزیسيون را در چه ميبينيد و بهترين راه حلي که ميتوان براي برون رفت از وضعيت موجود براي اتحاد اپوزسيون ارايه داد چيست؟

در یک کلام: عدم اعتقاد راستین به دموکراسی. و راه برون رفت آن نیز چیزی جز به چالش کشیدن آنان برای پذیرفتن ملزومات دموکراسی (که غالبا مدعی آن هستند) و از جمله انتخابات آزاد و اصل «هر فرد یک رأی» نیست.

انتخابات آزاد-دست اوردهاي جنبش سبز چه تاثيراتي بر روي اتحاد ميان اپوزیسيون خارج از ايران و ايجاد ارتباط با داخل ايران داشت؟

بزرگترین دست‌آورد این جنبش، پیوند میان اپوزیسیون ساختارشکن و تحول‌خواه (که عمدتا در خارج کشور مستقر است) و اصلاح‌طلبان داخل کشوری بوده است. جنبش سبز بر روی انتخابات آزاد تأکید می‌کند، و همان طور که در بالا آمد، این خصوصیتی است که نیروهای با گرایش‌های مختلف را به راحتی به هم پیوند می‌دهد، و تا وقتی که این نیروها به اصل انتخابات آزاد پایبند باشند و آماده باشند که نتایج آن را بپذیرند این پیوند ادامه خواهد یافت.

 

برگرفته از: 
سایت انتخابات آزاد
انتشار از: