مذاکره حکومت اسلامی با امریکا آری یا نه؟

ما در میان این گردو خاک جنگ طلبی اسلامگرایان ایران و امریکا، با صدای بلند می گوئیم که؛
مسئله ما نه پرسش “مذاکره حکومت اسلامی با امریکا آری یا نه؟” بوده، بلکه برون رفت از ریل سیاست برسمیت شناختن نظام جنایت پیشه اسلامی و تدارک عملی سرنگونی آن است.
 

حکومت اسلامی در تجربه تاریخ 40 ساله خود نشان داد که هیچ ربطی به ایران، ایرانیت و انسانیت نداشته و اساسن هویت آن با عناصر متضاد و آشتی ناپذیر با هر سه (ایران، ایرانیت و انسانیت) تکوین یافته است. رژیمی که کمر به نابودی ایران، ایرانیت و انسانیت بست، در دل آن جنبش عظیمی برای برافراشتن پرچم ارزش های جامعه ایرانی زاده شد که ستون اصلی تغییر، براندازی و ساختن ایرانی نو هستند. این جنبش عظیم هنوز نتوانسته در عرصه سیاسی خود را متشکل کند. از همینرو سیاست در ایران، جولانگاه محافل و گروه های سیاسی شده که این بخش عظیم را نمایندگی نمی کنند.

در چنین شرایطی درگیری های لفظی میان دولت امریکا و حکومت اسلامی تشدید شده است.

امریکا بیش از هر زمان دیگر برای تحقق اهداف استراتژیک خود در منطقه و بالطبع، تعیین تکلیف با حکومت اسلامی آماده می شود. اپوزیسیون پشتیبان آزادی، داد و دمکراسی ناچار است به پرسش های زیر پاسخ دهد که؛

1) هدف امریکا چیست؟

2) تاکیتک های آن کدام است؟

3) حکومت اسلامی کجا ایستاده است؟

4) تکالیف ما بعنوان نیروی مستقل از دو سوی کشمکش، یعنی امریکا  (قدرت های خارجی) و حکومت اسلامی کدامست؟

نیروهائی دل به ناجی گری امریکا بسته و بر این باورند که می توان حکومت اسلامی را از طریق تهاجم نیروی خارجی، محاصره اقتصادی، تسلیح نیروهای واپسگرای قومی و .. سرنگون و قدرت را به معتمدین امریکا منتقل کرد. پروژه آنها برای استقرار سکولار “دمکراسی” بر بنیاد کمک نیروی خارجی می باشد. آنها می پندارند که جامعه ایرانی نمی تواند نمادی انتخابی – چرخشی (ناموروثی) در انتخاباتی آزاد و دمکراتیک برگزیند، پس دست بدامان کسی می شوند که خون پادشاهی در تن اوست، تا در مقام شاه، پدر ملت صغییر و … نقش آفرینی کند.

به زبان ساده، امریکا حکومتی دست نشانده با ظاهر سکولار دمکراتیک برای ایرانیان به ارمغان خواهد آورد و وحی تحقق این سیاست هم به ترامپ و رضا پهلوی رسیده است.

بی دلیل نیست که توهم به ترامپ و رضا پهلوی، حتا بخشی از نیروی بالقوه جنبش جمهوریخواهی را فلج کرده و آنها که تا دیروز به اصلاح طلبان حکومتی متوهم بودند، اکنون برای ترامپ و رضا پهلوی سینه چاک می کنند و اندر فوائد این دو نماد فلسفه می بافند.

هر انسانی که از حداقل شعور سیاسی و عرق ملی برخوردار باشد، می تواند بفهمد که  اهداف ترامپ و خانواده پهلوی، ربطی به دمکراسی و آزادی باشندگان ایران ندارد. هر دو برای منافع از دست رفته شان می جنگند و انشاء خوانی های آنها در باره آزادی مردم ایران، معطوف به موج سواری پوپولیستی بر جنبش های مردمی است. به نظر می رسد خانواده پهلوی پول های سرقت کرده ملت ایران را هزینه کرده و اکنون برآنند تا خیزی دوباره برای چاپیدن جامعه ایرانی بردارند و اقای ترامپ هم در رویای تامین منافع خود در منطقه و سر کار آوردن یک حکومت دست نشانده ست تا چون بز اخوش برابر او سر خم کند.

سیاست خردگرایانه، همانا عزیمت از خاستگاه منافع ایران، جامعه ایرانی و آزادی، دمکراسی، استقلال و جمهوری خودمدیریت برای باشندگان کشور است. این اهداف نه توسط خیرخواه ترین نیروی خارجی و نه توسط تتمه شاهزاده های قاجار و پهلوی، و نه توسط پیروان اسلام سیاسی میسر است. زیرا هر سه جریان ذکر شده شاسنامه دار بوده و شناسنامه های سیاسی آنها در ایران باطل شده اند. بازگشت به عصر نوکری امریکا، روسیه و هر قدرت خارجی پایان یافته  و ما می خواهیم بعنوان ایرانی مستقل و پایبند به موازین جهانشمول حقوق بشر در جامعه جهانی برابر حقوق در خدمت رشد، پیشرفت و ابادی ایران قرار گیریم و نسبت به صلح، محیط زیست و تعهد به ساکنان این دهکده جهانی، مسئولانه عمل کنیم.

از اینرو، با هرگونه تعیین تکلیف کشورهای خارجی برای کشورمان مخالف هستیم و این امر را وظیفه ملی – مردمی جامعه ایرانی می دانیم. البته انتظار ما از جامعه جهانی دفاع از ارزش های لائیک دمکراتیک و حقوق بشر در کشورمان بوده و نفی فوری رسمیت حکومت اسلامی در جامعه جهانی بعنوان نماینده ملت ایران است. حکومت اسلامی باید مانند رژیم آپارتاید افریقا بایکوت شود و علاوه بر آن، بجرم جنایت علیه بشریت در ایران، از همه نهادهای بین المللی اخراج گردد تا هنگامی که باشندگان ایران خود بتوانند در آزادی و دمکراسی، رژیم سیاسی منتخب خود را به جامعه جهانی معرفی کنند.

در ارتباط با نوع رابطه حکومت اسلامی با کشورهای دیگر، سیاست درست اپوزیسیون ایرانی نه افتادن در دام جنگ طلبی حاکمان ایران و امریکا ویا توافق های آنها، بلکه خلع نمایندگی حکومت اسلامی در نهادهای بین المللی، تدارک سیاسی – اجرائی باشندگان کشور برای انهدام رژیم اسلامی و استقرار جمهوری خودمدیریت ایران است.

ابعاد فاجعه قدرتگیری اسلام سیاسی در ایران و منطقه آشکارتر میشود. حکومت اسلامی در هیچکدام از عرصه های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اخلاقی منطقه سالم باقی نگذاشته و آثار ویرانگری های کمرشکن آن در چهره ایران فریاد می زند. این نظام شایسته سرنگونی و فرستاده شدن به زباله دان تاریخ است و لاغیر!

خلاصه کنم؛

ما سیاست های جنگ افروزانه حکومت اسلامی و دولت امریکا را محکوم کرده، و یقین داریم که اخراج حکومت اسلامی از مجامع بین المللی بخاطر آپارتاید دینی، جنسی و جنایت علیه بشریت در ایران، موثرترین، انسانی ترین و متمدنانه ترین سیاست جامعه جهانی علیه سلطه  توحش و بربریت در ایران می باشد که ارتقاء جنبش آزادی، داد و دمکراسی در ایران را در پی خواهد داشت.

ما هوشیار هستیم که 1) در جریان شاخ و شانه کشیدن های ترامپ و لمپن های حاکم بر ایران، 2) در جریان سیاست امریکا برای تقسیم منطقه، 3) در جریان تدارک ملت ایران برای تعیین تکلیف با اسلام سیاسی در ایران؛

کلکل کردن حکومت با ترامپ نمی تواند یکی از مسائل اصلی جامعه ایرانی که همانا خلع حق نمایندگی ملت ایران توسط حکومت اسلامی در جامعه جهانی را در گردو خاک بپا شده پنهان نماید.

ما با ترسیم مرزهای روشن سیاسی خود با اپوزیسیون نماهائی که در جستجوی ناجی در دو قطب ترامپ و حکومت اسلامی هستند، می توانیم صف مستقل پشتیبانان جمهوری ایرانی (جمهوری لائیک مبتنی بر داد و دمکراسی) را تشکیل داده و امر روشنگری و سازماندهی قدرت نوین را در روند براندازی رژیم اسلامی پیگیری کنیم و در میان این گردو خاک جنگ طلبی اسلامگرایان ایران و امریکا، با صدای بلند می گوئیم که؛

مسئله ما نه پرسش “مذاکره حکومت اسلامی با امریکا آری یا نه؟” بوده، بلکه برون رفت از ریل سیاست برسمیت شناختن نظام جنایت پیشه اسلامی و تدارک عملی سرنگونی آن است.

http://www.tribuneiran.org/%D8%A7%D9%82%D8%A8%D8%A...

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: