موضع چپ: امری ندارید تیمسار!؟

برخی فعالان و سازمانهای چپ از جمله راه کارگر که به آمریکا اعتراض کرده اند که چرا سپاه را نیرویی تروریستی نامیده و تحریم کرده است. من از میزان سکتاریسم این حضرات در حیرتم. راستش اخیرا دیگه زیاد هم تعجب نمیکنم! آخه روشن فکر یعنی کسی که افکارش با توجه به زمان تغییر میکنه با تهمت هایی مانند «بریده، بریده مزدور»که ورد زبان مجاهد هست و «رویزیونیست و..» که ورد زبان چپها هست و غیره عقب نشینی نمیکند و آنچه که صحیح می پندارد را انجام میدهد. و البته باید

و البته باید فحش خورش هم ملس باشد. 

 اول یک پیش خوراک:

 حتما شما که اهل سیاست هستید این ویدیوی مسعود بهنود را دیده اید اما بازگفتنش خالی از شیرینی نیست. البته نقل به مضمون می آورم.  مسعود بهنود در خاطراتش اشاره میکند که در اواخر سالهای 50 که تیمسار مهدی رحیمی (یکی از 4 نفری که اول انقلاب با هویدا اعدام شد) رئیس شهربانی شده بود من و چند خبرنگار دیگر را دعوت کرد که از کلانتری ها بازدید کنیم. یکی از خبرنگاران گفت لابد کلانتری دستچین میبرید. تیمسار رحیمی گفت نه، هرکدام که خودتان انتخاب کنید میبرم. یکی از خبرنگاران گفت برویم به کلانتری شهرنو تهران. در راه تیمسار رحیمی توضیح میداد که از هنگامی که رئیس شهربانی شده به همه کلانتری ها ابلاغ کرده و با جدیت دنبال میکند که با همه شهروندان با احترام رفتار شود و به احدی توهین نشود و وشگونی نباید از کسی بگیرید و همه شهروندان برابر هستند و بسیاری توضیحات دیگر که وضع بهتر شده. وقتی به کلانتری شهر نو رسیدیم در داخل راهرو صدای سروصدا و فحاشی می آمد. داخل اتاق که رفتیم دیدیم افسر نگهبان به چند زن و یک مرد  که خونین و مالین بودند با فریاد فحاشی میکرد. رحیمی برآشفت و پرخاش به افسر نگهبان که مگر من بخشنامه نکردم که این رفتارها نباید باشد و با مردم باید با احترام رفتار شود؟  برو بازداشت هستی. افسر نگهبان از اتاق بیرون رفت و در راهرو ایستاد. تیمسار رحیمی شروع کرد به دلجویی از آن افراد و این که کار افسر نگهبان درست نبوده و شما شهروندان قابل احترام هستید و حق و حقوق دارید و در همین هنگام آن زنان و لات همراه شان یکی یکی داخل صحبتهای تیمسار رحیمی شدند و به دفاع از افسر نگهبان پرداختند که به شما چه ربطی داره دخالت میکنید او مثل برادر ماست و ما مسائل مان را باهم حل میکنیم. باز هرچه تیمسار رحیمی توضیح میداد با این وجود باید با شما با احترام رفتار شود آنها جری تر میشدند و کم کم فحش هم مخلوط حرفهای شان به رحیمی تحویل میدادند. کار به جایی کشید که فحشها آنقدر رکیک شد که تیمسار رحیمی با ان دستهای مردانه کشتی گیر یک سیلی محکم به گوش لات همراه آن زنان خواباند. در اینجا افسر نگهبان داخل شد و با احترام زد بالا و گفت: تیمسار امری ندارید؟ 

پیش خوراک دوم:

در سال 56  حدود شش سال بود که بعنوان یکی از اعضای کادر رهبری «سازمان فدائیان دهقان و کارگر و خانه دار» بجرم فعالیت مسلحانه و بمب گذاری در ساواک و زندانهای شاه شکنجه شده بودم و حالا دوران حبس بیست ساله ام را میگذراندم. سال 1356 کارتر به تهران آمد و ایران را جزیره ثبات خاور میانه خواند. با بچه ها گفتیم اگر یک دلیل میخواستیم که شاه نوکر آمریکاست همین یک حرف کارتر کافیه! وقتی کارتر به آمریکا برگشت خیلی از خورشت قورمه سبزی ایرانی ها که شاه به او خورانده بود تعریف کرد. گفتیم فاتحه صیفی کاری در ایران خوانده شد و دیگر تره و جعفری و شنبه لیله مثل نفت از سفره ایرانی حذف خواهد شد و همه را آمریکا بالا خواهد کشید. تا این که کارتر با پرچم حقوق بشرش جلو آمد و شاه را تحت فشار گذشت و بیانیه ای صادر کرد و در آن ازجمله آمده بود: «درست است که ما از خورشت قورمه سبزی اعلیحضرت حظ وافر بردیم اما در بند نگه داشتن اعضای سازمانهای مبارز در راه احقاق حقوق «دهقان، کارگر و خانه دار» اصلا خلاف اصول حقوق بشری است و آنها باید فورا آزاد شوند! آقا ما رو میگی! انگار به ما فحش رکیک داده و توی گوش مان خواباندند. از همان داخل زندان با سایر نیروهای زندانی ائتلافی تشکیل دادیم و اعلامیه ای به این مضمون صادر کردیم: « اسارت و شکنجه شدن ما در زندان و زیر پا له کردن دهقان و کارگر و خانه دار توسط رژیم ستمگر و مزدور شاه یک مساله داخلی است و شیطان بزرگ آمریکا لازم نکرده برای ما دل بسوزاند. کارتر اگر خیلی بیل زن است فکری به حال کارتون خواب های محله هارلم بکند.» خلاصه اعلامیه طولانی بود زیاد یادم نیست اما تقریبا تو همین مایه ها بود.  کارتر حسابی خورد تو ذوقش و گروههای حقوق بشری سازمان ملل که سالها برای کشیدن این حرف از دهن کارتر زحمت کشیده بودند حسابی سنگ رو یخ شدن. اخه ما میدونستیم که همه شون زیر سلطه امپریالیسم جهانی بوند. 

اصل ماجرا: 

 خیلی خلاصه آمریکا سپاه را تروریستی میداند و تحریم کرده است. خون برخی رفقا و نیز سازمان راه کارگر بجوش آمده که آمریکا هرکجا رفته نتیجه اش ویرانی آن کشور بوده لذا لازم نکرده سپاه را تحریم کند. 

در پاسخ باید گفت اول این که آمریکا با ایران به جنگ بر نخواسته. نیروی تروریستی سپاه را تحریم کرده. مگر سپاه یک نیرویی است که نفع فعالیتهای آن به مردم ایران میرسد؟ تحریم های آمریکا شامل غذا و دارو نمیشود اما سایر اقلام را در نظر میگیرد تا رژیم و نیز سپاه تحت فشار قرار بگیرند. پولی که سپاه بدست می آورد صرف بیگانگان میشود یا میلیارد میلیارد از کشور خارج و به حساب آقا زاده ها ریخته میشود. 

اما جای تعجب بیشتر آنجاست که نیروی چپ تبعیدی که در زندانهای رژیم شکنجه شده و همین سپاه تا بیرون دروازه های ایران دنبالشان کرده اینجا در خارج نشسته اند و برعلیه آمریکا برای سپاه سینه میزنند و به آمریکا بد و بیراه میگویند! به آمریکا، (تیمسار رحیمی) فحش میدهند که سپاه (افسر نگهبان) برادر ماست و ما مساله مون رو خودمون حل میکنیم تو خودت رو داخل نکن! 

اگر این فرقه گرایی نیست پس چیست؟ شماها سوراخ دعا را گم کرده اید. یک چپ مخالف آمریکا میتواند بگوید که اگرچه امریکا را کشوری امپریالستی و ضد بشری میداند اما تحریم سپاه به نفع مردم ایران است و ما استقبال میکنیم. یا این که موضعی نگیرد! کسی از حرف نزدن نمرده!  من مطمئنم در این گروه ها هستند اکثریتی که واقعا مخالف اعلامیه در دفاع از سپاه هستند اما از یکدیگرخجالت میکشند. عمری ضد آمریکایی بودن و حالا حتا یک کلمه مثبت برای آمریکا گفتن خب راحت نیست. بدبختی اینجاست که اینها با دوتا جزوه ضد آمریکایی شده اند. اگر امروز کسی به آنها این دوتا جزوه را میداد آنرا به سطل آشغال میانداختند. اما امروز در پیرانه سری آن دو سوره قرآن شان را در کوله بارشان حمل میکنند...و چه سنگین است این دو جزوه بر کوله بار ذهن اینان. 

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: