تاثیر اختشاشی، مخرب و انتزاعی روشنفکر ایرانی در جامعه

وظیفه یک روشنفکر متعهد روشن کردن لامپ سئوال در مغز مردم عادی می باشد، نه تاباندن نور افکن مغز خود در چشم آنها،

تاثیر اختشاشی و مخرب فرا اجتماعی انتزاعی روشنفکر ایرانی در جامعه

وظیفه یک روشنفکر متعهد روشن کردن لامپ سئوال در مغز مردم عادی می باشد، نه تاباندن نور افکن مغز خود در چشم آنها،
به همانگونه که ما اشکال هندسی را برای زیبائی در نقوش فرش و قالی بافی بکار می بردیم، اروپائیان آنرا برای طراحی ماشین آلات و سیلندر و پیستون بکار می بردند، در زمینه های دیگر اجتماعی و سیاسی هم برخورد انتزاعی روشنفکران ایرانی مشاهده می شود، در کل، جامعه ایران بر انتزاعات استوار است و شعر و شاعری و گل و بلبل و در عالم خلسه بسر می بریم
روشنفکر ایرانی در قالب صمد آقا، قبل از آنکه چیزی بخواهد به مردم بیاموزد، در فکر مطرح شدن خودش در جامعه شهری می باشد او می خواهد، خود را برخ جامعه شهری بکشد و برتریت خود را در جامعه به اثبات برساند او به روستائی چیزی یاد نمی دهد، او لباس اسم و فرهنگ روستائی را خرد و خمیر می کند و به مسخره می کشد، این روشنفکر شهری حتی در شهر هم دست از سر روستائی مهاجر به شهر بر نمی دارد، و در شهر هم کراواتی پهن و با سبیلی قیتونی و با نامیدن عین الله باقر زاده به مسخره اش ادامه می دهد، و شهری ها را می خنداند و اسباب شادی آنها را فراهم می کند، برای او تنها چیزی که مطرح است خنداندن شهری هاست و سرنوشت روستائی تحقیر شده برایش اصلا اهمیتی ندارد، روشنفکر ترکیه در جامعه محلول است، فیلم های کمدی کمال سونال با نام شعبان بر خلاف فیلم های صمد آقای پرویز صیاد روستائیان را مسخره نمی کند، آنها را به فکر کردن وا می دارد، آنها را به منافع خود آگاه می سازد، و نتایج ساده لوحی و فاناتیکیسم را به آنها نشان می دهد، ( فیلم ذولفیه و دیگر فیلمها ) و به آنها روش مبارزه با فاناتیکیسم را یاد می دهد البته همراه با فرهنگ مردمی در قالب خنده و کمدی که به دل روستائیان می نشیند، و مدرنیسم را با خنده به آنها می آموزد نه با تمسخر،
روشنفکر ایرانی در قالب صمد آقا به کسی چیزی یاد نمی دهد، او همانند جوکر هائی مثل سید کریم و ماهی صفت، با تمسخر فرهنگ و لهجه روستائیان، شهری ها را می خنداند، و خوشی شهری ها را فراهم می آورد، و احمد کسروی ها بجای برخورد منطقی با مذهب، آنرا بباد مسخره می گیرد، بجای رفتن به مسجد و همراهی با مردم و توضیح تدریجی و آگاه کردن مردم، با خواندن ناقص نصف و نیمه ائی از چکیده یک کتاب ترجمه نقل قولی از یک نویسنده ایرانی از یک فیلسوف غربی، بلافصله با ژست روشنفکر، خود را از جامعه بکنار می کشند و با توهین به قرآن و نماز خوانها، تنها در فکر مطرح کردن خودشان می باشند، که البته با رفتارشان در جامعه، مردم را بیشتر به بیزاری از مدرنیسم سوق می دهند و مدرنیسم را معادل شرک و دوری از مذهب و خدا در جامعه و خانواده ها معرفی می کنند، که نتیجه اش این شد که از تویش خمینی و حکومت ماقبل تاریخی ولایت مطلقه فقیه جمهوری اسلامی در آمد.
در ترکیه روشنفکران در جامعه و در کنار مردم هستند و حتی اگر کسی به مذهب کسی توهین بکند، روشنفکران و حتی کمونیستها شدیدا به آنها اعتراض و گوشزد می کنند، و آنرا توهین به اعتقادات فردی و تجاوز به حریم خصوصی دیگران می دانند
روشنفکر ایرانی بجای نشان دادن و تشریح واقعیات مندرج در قرآن ( مثل سوره الواقعه ) و توضیح المسائل دینی و رساله و فتوای مجتهدین و مراجع تقلید، ( مثل وطی از دیر زن حائض کفاره ندارد آیت الله خمینی ) در تاریخ بدنبال عمر و عثمان و عرب ستیزی و نفرت پراکنی برعلیه نژاد عرب می گردند و آنرا پیشه خود کرده اند و سرنا را از سر گشادش فوت می کنند،، و با مسخره کردن لباس آخوندها به جنگ فاناتکیسم و به پیشواز مدرنیسم می روند، غافل از اینکه عبا و عمامه لباسی است کاملا ایرانی که از پارسیان زرتشتی هند بیادگار مانده و دقیقا همانند لباسی است ملی دری و فارسی که فردوسی و حافظ و سعدی و دیگر شعرای ایران بر تن داشتند،، با گفتن عرب در بیابان ملخ می خورد، سگ اصفهان آب یخ می خورد، ( البته با مشاهده فیلم های خرید و فروش ملخ در جتوب ایران، تحقیر بیجای عربها بخاطر ملخ خوری در ۱۴۰۰ سال پیش بی انصافی است ) و یا با یاد دادن تف انداختن بر عربها در سر کلاس و تف باران کردن کلاس درس و مدرسه، با اشعاری چون:
ﺯ ﺷﯿﺮ ﺷﺘﺮ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺳﻮﺳﻤﺎﺭ
ﻋﺮﺏ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺎﯾﯽ ﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﺎﺭ
ﮐﻪ ﺗﺎﺝ ﮐﯿﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ ﺁﺭﺯﻭ
ﺗﻔﻮ ﺑﺮﺗﻮ ﺍﯼ ﭼﺮﺥ ﮔﺮﺩﻭﻥ ﺗﻔﻮ
روشفکر ایرانی با سیفون کشیدن به افکار فاناتیک می خواهد حقانیت خود را به ثبوت برساند، او بدنبال اثبات خود است او بدنبال انگشت نما شدن و تمایز فردی است، نه بدنبال تحول واقعی در جامعه، من برای آنها مهمتر از اجتماع است، رفتار او از نظر تشبیهی، شبیه دیگر رفتار های اجتماعی، مورد قبول جامعه مترقی نمی باشد،، او سفره غذا را از پنچره در کوچه عمومی می تکاند؟ او چراغ اتاقی را که روشن می کند خاموش نمی کند، بعد از خوردن مربا بدون آنکه درش را خوب ببندد به یخچال می گذارد و برای نفر بعدی فاجعه می آفریند، بدون توجه به ردیف تاریخ مصرف مواد غذائی و میوه، آنها را در یخچال می گذارد، و اگر خودش با تخم مرغ و یا کالباس گندیده ائی رو در رو شود تمام خانواده و اهل اتاق را به عقب ماندگی متهم می کند، حق یا ناحق او همیشه طلبکار است، نصف شیشه ویسکی را خورده و دوباره سرش را با چائی سرد همرنک پر می کند و برایش مهم نیست که بر سر شخص بعدی چه خواهد آمد و حتی با اینکارش بیشتر شارژ می شود بقول معروف حال می کند، او انرژی خود را از خراب کردن شخصیت دیگران می گیرد، و این عین یک دیدگاه ضد سوسیال می باشد، ولی در کلمات از همه سوسیالتر است،
روشنفکر ایرانی به ظاهرسازی بیشتر اهمیت می دهد تا به تغییر بنیادین، او تصور می کند بزرگی میکروب و باکتری به اندازه سوسک است، و اگر با یک دستمال بظاهر تمیز بر روی میز بکشد، آلودگی را از بین می برد در حالیکه آلودگی را بیشتر پخش می کند
در واقع همه این رفتارها ریشه در فرهنگ دوگانگی شعوبیه دارد، او عرب را دشمن می داند، ولی در روز عاشورا سرش را بخاطر احترام و عشق به عرب می شکافد، روشنفکر ایرانی زائیده چنین خانواده هائی و شرایط هچل هفی است، که دوگانگی و عدم احساس مسئولیتی در مقابل تفکر و اندیشه خود ندارد، و با پول باد آورده نفت به فرهنگ بیخیالی عادت کرده، و شعار ای بابا زیاد سخت نگیر بی خیال می شود.
این ترسیمی است از زندگی واقعی روشنفکر ایرانی. حالا زندگی و فرهنگ مردم عادی که دیگر هیچ!؟

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر محسن کردی

عنوان مقاله: 
تاثیر اختشاشی، مخرب و انتزاعی روشنفکر ایرانی در جامعه
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
طبق معمول گز نکرده پاره کرده و یک مطلب پر از غرض. دلم میخواست باهم جایی می نشستیم و از تو میخواستم اون عین سیاه نمایت را برداری و دوباره فیلمهای صمد را نگاه کنی. تفاوت نگاه من و تو به فیلمهای صمد تفاوت نگاه یک غرض ورز و یک قاضی منصف مثل من است. در هیچ یک از فیلمهای صمد مشاهده نمیکنی که در پایان شهری بخاطر شهری بودنش بر دهاتی پیروز شده. در همه فیلم نشان میدهد که دهاتی علیرغم بیسوادی، بی اطلاعی از مشرب شهری، و حتا گرفتاری درست کردن برای خودش این دهاتی است که شهری و ارشهای پوچ او را به سخره میگیرد. تمسخر کراوات عین الله تمسخر ارزشهای ظاهری شهری است و دارد نشان میدهد که صرف بستن کراوات دلیل بر روشنفکر بودن نیست. طنز صمد یک طنز صادقانه و خالی از غرض است که هیچ روستایی از دیدن آن ناراحت نشده و هیچ منتقد سینمایی در ایران آنرا انتقاد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مدیر محترم سایت ایران گلوبال آقای کیانوش توکلی عزیز، من مقاله جدید و دیگری داشتم با این عنوان: ((( قطع ارتباط و امتناع از مذاکره روی در رو نماینگر فرهنگ تکامل نیافته عشیرتی است،))) ولی بخاطر رعایت نوبت و عدم عجله در انتشار، به آینده موکول کردم، تا همانند مقاله قبلیم: ((( چرا در صد سال اخیر نتوانسته دمکراسی در ایران پا بگیرد؟ و هر دولتی که سر کار آمده به یک دیکتاتور تمام عیار تبدیل شده؟ ))) به بایگانی ارسال نشود،
با تشکر
سازاخ