امیدِ نیروهای سیاسی: حزبِ مشروطه‌ی لیبرال دمکراتِ زنده یاد داریوش همایون شانه به شانه، ن

دل هر نیروی سیاسی جدّی ایرانی بویژه در بیرون از کشور، هنگام اعلام تاریخ موجودیت شورای گذار، در این امید شادی بخش به سر می برد که حزب یادمان داریوش همایون، با توجّه به داده های کنگره‌ی پنجم بعنوان "عدم تمرکز و تفاهم ملّی ایرانیان" سد در سد یکی از شرکت کنندگان و از اعضای رهبری این شورا خواهد بود. چنین امیدی، بیهوده، خیالی و فرضی نبود. برپایه‌ی دلایل زیر این حزب باید جزو شورای رهبری شورا قرار می گرفت:

 

امیدِ نیروهای سیاسی:

حزبِ مشروطه‌ی لیبرال دمکراتِ زنده یاد داریوش همایون

  شانه به شانه، نخستین یار و یاور شورای گذار باشد .

دل هر نیروی سیاسی جدّی ایرانی بویژه در بیرون از کشور، هنگام اعلام تاریخ  موجودیت شورای گذار، در این امید شادی بخش به سر می برد که حزب یادمان داریوش همایون، با توجّه به داده های کنگره‌ی پنجم بعنوان "عدم تمرکز و تفاهم ملّی ایرانیان" سد در سد یکی از شرکت کنندگان و از اعضای رهبری این شورا خواهد بود. چنین امیدی، بیهوده، خیالی و فرضی نبود. برپایه‌ی دلایل زیر این حزب باید جزو شورای رهبری شورا قرار می گرفت:

۱ ـ درطیف شاهیان مشروطه خواه، این تلاش های سیاسی یادمان داریوش همایون بود که گام های نخستین را درراه یگانگی، همدلی وهمبستگی نیروهای سوسیال دمکرات هر جناح از سیاسیون ایران برداشت. در این راه نخستین کسی که از طیف جمهوریخواهان با دلیری تمام،  به این خواست ملّی پاسخ مثبت و جانانه ای داد، جناب مهندس حسن شریعتمداری بود که نخستین اعلامیه‌ی مشترک را با داریوش همایون بیرون داد.

۲ ـ در باره‌ی پیدا کردن راه حّلی سیاسی برای بهم پیوستن ملی گراهای اتنیکی و اقوام، با سازمانها و احزاب سراسری، این کنگره‌ی پنجم حزبِ داریوش همایون بود که با اعلام "عدم تمرکز و دادن حکومت های محلّی و پارلمان های داخلی" به همه‌ی اتنیک های ایران، آن کنگره را کنگره‌ی "تفاهم ملّی" اعلان نمود.حزب مشروطه‌ی لیبرال دموکرات، با داشتن چنین سند تاریخی ارزنده و آن چنان دل گشادگی و سیاستی که داریوش همایون از خود برای رهبری آن حزب  به میراث گذاشته بود،  می باید ازنخستین پیشواز کنندگان و پیشگامانِ این نیروی بزرگ سراسری و ملّی می گردید.

۳ ـ رهبری شورای گذار نیز با عملکردِ مثبتِ خود، چنین امیدی داشت که پیش ازپیوند با دیگران، نمایندگان خود را در لندن برای گفتگو و تبادل نظر و دیدگاها به سوی آنان روان کرده و طی گفتگوهایی با سرکارخانم توکلی دبیر آن حزب، فرستادند و حتّا پس از پایان کنگره، دو تن از برجسته ترین نمایدگان سیاسی و رهبری را در نشست آنان گسیل داشتند.

امّا دریغا که رهبری حزب، به جای ادامه‌ی سیاست های آشتی جویانه و ملّی آن جاویدان انسان اندیشمند سیاسی یعنی دارویش همایون، سیاستِ رقیب گرایانه و تنگ نظرانه ای را در پیش گرفته بودند آن چنانکه: آغازِ سخن نماینده‌ی حزب در تالارکنفرانس، برعلیه دیگر سازمانها و احزاب سیاسی لت و پارشده از سوی استبداد دینی بود. آنچنان مصرانه که حدود یک ساعت از برنامه را برعلیه حزب توده‌ی لگد مال شده گذراندند.

به این هم بسنده نکرده، مهارِ زبان غیر سیاسیِ آقای تقی زاده را آن چنان رها کردند که دبیر چنان شورایی را تا حدّ بچّه سقّایی پایین بیاورد و او را بچه ملّای بی ارزش و فاقد سواد بنامد وهتک

حرمت سیاسی بنماید. از آن بدتر که، هواداران حزب داریوش همایون، بنیان گذار "آشتی ملّی "درجنبش سیاسی و اپوزسیون کشور، به جای آنکه میکروفون را از دست وی باز ستانند، بر آن سخنان سخیف غیر سیاسی، کف های  ممتد شادمانه سردادند!

گیرم که حزب توده را خائن، مرده و از میان رفته میدانستند، امّا اکنون و در آن جاور اتحادهای سیاسی، چه جای اعمال چنین مخالفت ها و دشمنی هایی بود؟! افزون برین، شما که حزب توده  را

۲

مرده و ازمیان رفته می دانستید، زنده کردنِ مرده ای  که از آن بیزارید درین دمان، چه سود و کدامین دست آورد ارزنده ای را برای حزب رقم می زد؟!

دریغا که رهبری حزب مشروطه‌ی لیبرال دموکرات، زمان و لحظه ای حسّاس و تاریخی به سود خود را از دست داد و یا دارد از دست می دهد.

البته با سخنانی که جناب پاشایی عزیز و گرامی، در پنل سیاسی شهرام همایون ایراد نمود، هنوز فرصتی باقی است که تا حزب را درین باره و در همکاری با رهبری شورای گذار، به نقش تاریخی اش رهنمون شود.

چنین می اندیشم که شورای مدیریت گزار نیز، باید جایی دررهبری آن، برای حزب مشروطه‌ی لیبرال دموکرات بگذارد و از داده های سیاسی آن حزب، بویژه دست آوردهای کنگره‌ی پنجم آن  "به سود منشورِ شورا و جنبش ملّی" بهره ببرد و توان همبستگی و یک پارچگی اپوزسیون سیاسی را با این کارِ خود، افزونی بخشیده پرتوان تر سازد.

با توجّه به اعلان ارزنده و آشتی جویانه‌ی رهبری شورا که می گوید:

" ما وحی منزل نیاورده ایم و گوش شنوایی برای هر نقد نظر و افزونی راه حل ها داریم"، این دروازه‌ی زرّین، نخست برای حزب لیبرال دموکرات، با توجّه به دستخط کردمن عدم تمرکز، باز است و چنین همکاری و اتحاد عملی، نیاز بزرگ جنبش ملّی

اکنونی کشور می باشد. امیدواریم که کنگره‌ی ملّی ایرانیان نیز به رهبری جناب دکتر نصر اصفهانی،  گام به گام با حزب مشروطه‌ی ایران، درین راه گام برداشته و جنبش ملّی را به سوی مجلس موسسان  نزدیکتر گردانند. اگر این دو جریان سیاسی پادشاهی خواه،  چنین کنند و در جریانی که همه‌ی اتنیک های کشور را با شعار" ایران یک ملت یک کشور" متحد گردانیده، به چنین دست آوردی برسند ، پاره های دیگر اپوزسیون سیاسی مانند اتحاد چپ و بخش های جمهوریخواهان دیگر نیز دست کم در بیرون از کشور، بهم خواهند پیوست.

امیدواریم که رهبری حزب مشروطه و کنگره‌ی ملّی ایرانیان، با روی آوردن به سیاست های اندیشمندانه و همبستگی گرایانه‌ی یادمان داریوش همایون، باز گردند و جنبش ملّی را در راه تامین هر چه بیشتر این نیازمندی، یعنی "همبستگی فراگیر ملّی" به سوی مجلس موسسان رهنمون شوند.

درین باره، نقش شخصیت هایی چون جناب کورش زعیم با همه‌ی فشارهایی که از سوی رژیم بر روی است و نیز جناب امیر طاهری مفسر ارشد کشورمان، همچنین دیگر چهره های ملّی، بسی کارآی و سودمند خواهد بود.

درپایان، آرزو داریم که عقب ماندگانِ سیاسیِ از کاروان، از خشم و کینه های شخصی به سود ملت و کشوردست بردارند و بر توان بخشی همبستگی ملّی بیفزایند. در این راه، باید بر آن رهبران سیاسی ای درود فرستاد که این دمان حسّاس و ویژه‌ی تاریخی را دریافته، از قهرمان گرایی، چهره شدن و من منیّت های شخصی، به سود ملت و کشوَر، دست برمی دارند.

          با سپاس ها

                        ازیز دادیار  ۱۲ اکتوبر ۲۰۱۹

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: