گفتگو با چند جوان ایرانی بعد از فالوی چهارده میلیونی "تتلو " قسمت هشتم


بچه ها از سر ظهر پیداشون میشه چای و قهوه ای می خورندو قلیان می کشند راجع به همه چیزصحبت می کنند .اما صحبت سیاسی ممنوع که البته اگه ببینند جمعشون خودی است اونم صحبت می کنند .مگه می شه چن تا ایرانی کنار هم بنشینند و از سیاست صحبت نکنند.
بچه های چپ هم عمدتااز همین بخش متوسط جامعه هستند. تعدادشان زیاد نیست آن ها را بیشتردر کتاب فروشی ها واز نوع کتاب هائی که می خرند یادر برنامه های کوه می توان دید.نوع لباس پوشیدن شان هم متفاوت

گفتگو با چند جوان ایرانی بعد از فالوی چهارده میلیونی "تتلو "
قسمت هشتم

بچه ها از سر ظهر پیداشون میشه چای و قهوه ای می خورندو قلیان می کشند راجع به همه چیزصحبت می کنند .اما صحبت سیاسی ممنوع که البته اگه ببینند جمعشون خودی است اونم صحبت می کنند .مگه می شه چن تا ایرانی کنار هم بنشینند و از سیاست صحبت نکنند.
بچه های چپ هم عمدتااز همین بخش متوسط جامعه هستند. تعدادشان زیاد نیست آن ها را بیشتردر کتاب فروشی ها واز نوع کتاب هائی که می خرند یادر برنامه های کوه می توان دید.نوع لباس پوشیدن شان هم متفاوت است وساده.
توهر پاتوقی مطمعنا یک یا چند نفری اطلاعاتی یا خبر چین است. تعدادی از این پاتوق ها مال خودشون است. بیشتر صحبت پسر ها سر دخترها، دختر ها سر پسر هاست.سر فوتبال، چیز های الکی وقت پر کن.
هرکی دستش یه گوشی داره همین طور که صحبت می کنه مشغول گشتنه . آن واحد با چند نفر چت میکنند. خبری باشه به هم دیگه می گند، قرار مدار هاشون را می گذارند وباز تو تلفنشون می چرخند. موسیقی گوش می کنند و گاه سازی می نوازند.این جوان ها عمدتا متاثر از جوانان غربی هستند .ساده لباس می پوشند .اهل دعوا و زد وخورد نیستند.
انواع گرایش ها می توان داخل این بخش از جوانان طبقه متوسط دید. گرایش هائی ملهم از نوع زندگی ،فامیلی، افراد دور وبر، نوع دسترسی به اطلاعات، مایه جیبشان و ارتباطی که با جوان های بالا شهری و یا پائین شهر دارند ! در نوع نگاه ، تحلبل وگرایش آن هابی تاثیر نیست. اما این جوان ها از خودشان مایه نمی گذارند.بیکاری ،خوابیدن تاسرظهر و نشستن سر سفره آماده و گرفتن پول جیبی در این سن وسال سخت تنبلاشان کرده است. دوست دارند گوشه ای لم بدهند،با دختر یا پسری لاس یزنند چای و قهوه بخورند پول مفت بدون زحمت بدست بیاورند وروزشان را سپری کنند.
دنبال انقلاب و این جور چیز ها نیستند. اگر آزادی های معینی با اندگ گشایش مالی در زندگی آن ها ایجاد شود برایشان فرق نمی کند که حکومت دست کیست. چون به هیچ کس اعتمادی ندارند و تو دنیای خودشون هستند.
داستان پاتوق های بچه های جنوب شهری چیز دیگه است .بیشتر همان قهوه خانه است وهمان چای ودیزی. بستگی به این داره که پاتوق کی ها باشه .یکسری قهوه خانه ها پاتوق لات ها وزور گیرهای محله که کمتر جوانی میره سراغ این قهوه خانه ها جای نا امنی است .همه کار تو این قهوه خانه ها میکنند مرکز اصلی رد ودل کردن جنسه اکثرا هم معتادن.
انگلی ترین بخش جامعه .که بیشترشون هم تو هیت ها و مسجد هاهستند زیرعلم آقا سینه می زنند.هر کدامشان خنجری یا قداره ای با خودشون دارند با بدن های تا تو شده که از طریق تمرین زیبائی اندام هیکل های درشتی بهم زده اند.این ها بیشترشون تو دسته ها زیر نظر سپاه و خود نیروی انتظامی سازماندهی شده اند. وقتی لازم باشه جائی را به هم بریزند یا جمعیتی را لت وپار کنند سر وکله شان پیدا میشه.
همه کف خیابانی و اکثرا معتاد و منحرف از نظر اخلاقی .
جوان هائ دیگرجنوب شهر نیز وضع جالبی ندارند. توشون همه رقم هست از کارگر تا بچه محصل، از شاگرد نانو تا رفته گر.عمدتا بیکار. متاسفانه بیشترین میزان اعتیاد ، میزان چاقو کشی ، خودکشی ومسائل ناموسی هم بین همین جوان هاست.اعتراض به حکومت و در گیر شدن با نیرو های دولتی هم بیشتر از طرف همین جوان ها صورت می گیرد. جوان های نا آرام! دنبال ماجرا.
جوان هائی که نوع زنگیشان طوری است که آن را بطرف همان ادا اطوار لات های محله شان وطرف خلاف کاری سوق می دهد .بخصوص جوانهای حاشیه نشین .جوان های بیکار آمده از شهرهای دیگر برای یافتن کار! کودکان ونوجوانان کار ولو در خیابان ها. که همین طور در هم می لولند .چند نفری در یک اطاق کوچک فاقد هر امکان زندگی می کنند.از هیچ کار خلاف روی گردان نیستند.هیچ مرزی را رعایت نمی کنند.متاسفانه بیماری هائی مانند ایدزدر این بخش از جوان های فقیر و حاشیه نشین بیشترقابل رویت است.
قهوه خانه ها پاتوق دائمی اکثر این جوان هاست . که معترض به همه چیزاند ! چون زندگیشان سگی است. بدون کوچکترین چشم اندازی. تحقیر شده به خاطر فقرشان! نوع زندگیشان!اکثر معترضین نود شش از همین ها بودند. برای خودشان محدوده دارند . سخت زیر فشارمالی عاصی شده اند!
دست به همه کار می زنند که پولی در بیاورند از کار ماشین شوری ،عملگی ! زندگی بسیار سختی دارند. اکثرا پدر بیکار است. مادر خانه دار با چند بچه قد ونیم قد که این جوانها باید پولی به خانه ببرند. کار نیست لذا رو به کارهای خلاف می آورند. کیف زنی ،جیب بری ، موبیل دزدی،زور گیری ،پخش مواد ،قاچاق بری ،تن فروشی. بیشتر توسط این دسته از جوان ها صورت می گیرد.
هنوز در این محلات حضور دختر ها کم است و محدودیت بسیار.اما نکته جالب این که در همین محلات هم عمدتا همان کانال های تلوبزیون های خارج از کشوری دیده می شود که اقشار میانی جامعه و اقشار بالائی می بینند.به همین خاطر هم هست که در مورد خیلی چیز ها نظرشون شبیه همه با تفاوت هائی.
فرضا همشون سریال های ترکی را ، تلویزیون های خارج از کشور و من و تورا نگاه می کنند .این جوان ها رفتارشان با وجودی که ضد قانون اند اما هنوز متعصب اند و درعین حال مخالف با آخوند ها.
مخالف آخوند بودن مانع از این نمی شود که بن مایه مذهبی شان در محرم آن ها را بطرف هئیت های عزاداری نکشد!هنوز تو محرم پای اصلی سینه زنی و هئیتهای عزا داری اند .
برخلاف جوان های طبقه متوسط که مسائل نطری را دنبال می کنند،کتاب می خوانند و می شود گفت حضور دختر ها در تمامی عرصه ها در کنارشان کاملا عادی است و تلاش می کنند مانند جوان های خارجی در یک رابطه آزاد با دختر ها باشند."چیزی که امروز بنام ازدواج سفید گفته می شود نیز عمدتا در بین همان طبقات متوسط جاری است."این مسائل هنوز در جنوب شهر هضم نشده. در ظاهررگ گردن می کشند وکتک کاری راه می اندازند. در خفا فکر و ذکرشان دختر هاست. حد اقل در محله ها !چون کم نیستند دختر و پسر هائی از جنوب شهر به خاطر همبن مسائل پا توقشان تو محلات وسط شهر است .
از طرف دیگرهنوزعمده نیروی بسیج ،سپاه ونیرو های انتظامی نیز از همین جوان های اقشار کم در آمد جنوب شهر و حاشیه نشین ها تامین می شود! چرا که اساس این ارگان ها از همین بخش جامعه هستند.این جوان ها یک مورال فکری ثابت ندارند ! هم محتاجند و هم بنوعی محرومیت های خود را با قرار گرفتن در یک ارگان قدرت واسلحه پاسخ می دهند.
اوضاعی است .باور می کنید که تمیز ترین وپاستوریزه ترین جوان های امروزایران جوان های بهائی هستند.بسیار کم تو پاتوق ها می آیند ویا بهتر است بگویم نمی آیند و من معتادی توشون ندیدم .با وجودتمام فشارها و محدودیت هائی که رویشان هست ونا گزیر از پنهان کردن هویت دینی خود هستند اما اعتماد به نفس عجیبی دارند. بطرف اعتیاد کشیده نمی شوند و هنوز روابط خانوادگی واحترام بین آن هابه خوبی حفظ شده.جوان هایشان فقط با درس مشغولند وبس .
.یکی دیگه از جوان ها میگه بحث طولانی شده صحبت ما از جوان ها مربوط میشه به متولدین دهه شصت که زمان اعتراضات هشتاد و هشت بیست سالی داشتند و در آن اعتراضات فعال بودند.حالاشده اند سی سال ببالا.نسل جدید امروزهجده ساله ها و بیست ساله ها چیز دیگری هستند! ادامه دارد ابوالفضل محققی

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: