تاکتیک " رأی بی رأی" و مسایل خیزش آینده

علت عدم موفقیت دو خیزش پیشین " کمی جمعیت معترضان" در خیابان بود. خیابان وقتی میتواند اعمال اجبار موفقیت آمیز داشته باشد که حداقل سه چهارم جمعیت بزرگسال را به خیابان بیاورد.استعمال تاکتیک اعتصابات، و تاکتیک" سرپیچی مدنی" از امورو دستورات حکومت، میتواند این کمبود را رفع کند...

 

بعد از خیزش های دی 96 و آبان 98 اکنون جامعه تاکتیک "عدم شرکت در انتصابات حکومتی" را اجرا میکند.
در کل، همه جریانهای سیاسی مخالف حکومت، از راست تا چپ، این عمل درست را پیش می برند. هر چند دیرتر از مردمان معترض، ولی جای خوشحالی دارد.
بالاخره این جریانها کم کم دارند به گرد مردمان " کارد به استخوان رسیده" میرسند. 

خواست جامعه که در دو خیزش اخیر اعلام کرد کاملاٌ واضح است؛" جمهوری اسلامی نمی خواهد". و به جای دیکتاتوری، دموکراسی میخواهد.

به نظر میرسد ذهن جامعه عمدتاً در این جهت است که حاکمیتی چند حزبی، متشکل از همه جریانات سیاسی کشور، به جای حاکمیت تمامیت خواه یا به عبارت دیگر، یکدست خواه"حاکم، انتحاب شود.
و حل مسایل عمدۀ جامعه را از راه " دموکراسی و سکولاریسم، عدالت اجتماعی، عدم تبعیض، بهبود محیط زیست، همزیستی مسالمت آمیز با جهان" پیش ببرد. جامعه کنونی این توان را از همه لحاظ دارد. به شرطی که نزدیکی جریانهای سیاسی در برقراری دموکراسی بیشتر شود و حاکمیت نامشروع ج. اسلامی رخت بربندد.

جامعه خیزش سوم را پیش رو دارد.
 چگونه میتواند در خیزش آینده بر حکومت نامشروع غلبه کند؟
چرا در دو خیزش قبلی نتوانست پیروز شود؟ خیزش سوم برای موفقیت خود بهتر است چه نکاتی را مورد توجه قرار دهد؟
تاکتیک و سیاست حکومت در مقابل حرکت جامعه چگونه است؟

تاکتیک حکومت برای دفاع از قدرت نامشروع خود " کشتار" است.
و با نیروی کشتار نیز برسر کار است.
شیوه کشتار، تا وقتی که " تعداد معترضان کم" است، کاربرد دارد، ولی وقتی تعداد، بیشترو بیشتر شود، دیگر حکومت نمی تواند با این متد جامعه را ساکت کند. 
علت عدم موفقیت دو خیزش پیشین " کمی جمعیت معترضان" در خیابان بود.
چطور میتوان این مشکل را رفع نمود؟
برای گرفتن قدرت نامشروع حکومتها، معمولاً سه راه وجود دارد. اختیار، اختیار- اجبار، اجبار.
در حالت اول حکومت تحت فشار جامعه به اختیار کنار میرود( نادر). در حالت دوم فشار جامعه آمیخته با اعمال اجبار است، و حکومت مجبور به کناره گیری میشود. در حالت سوم حکومت توجهی به فشار جامعه ندارد و با کشتار میخواهد برسرکار باشد( اغلب). این همان شرایطی ست که جامعه ما در آن گیر کرده است. به ناچار لازم میاید که حکومت با اعمال اجبار کنار برود. احباری که از قدرت کافی برخوردار باشد.

 

محل اعمال اجبار خیابان است.
خیابان وقتی میتواند اعمال اجبار موفقیت آمیزی داشته باشد که حداقل سه چهارم جمعیت بزرگسال را به خیابان بیاورد.

این سه چهام اگر آمادگی داشته باشد میتواند خیزش پیروزمندی را رقم بزند.
آمادگی با استعمال تاکتیک اعتصابات، و تاکتیک" سرپیچی مدنی" از امور و دستورات حکومت ظالم، حاصل میشود.

همین تاکتیک " رأی بی رأی"، هم سرپیچی مدنی ست و هم نوعی اعتصاب عمومی.
اقشار اجتماعی میتوانند شیوه تحصن و اعتصابات عمومی را به کارگیرند، و در عین حال تاکتیک " سرپیچی مدنی" را مکمل آن سازند. این دو شیوه، تاکتیک کشتار حکومت را در این مرحله خنثی میکند.

رفتن به خیابان زمانی ست که سه جهارم جمعیت در طی مبارزه خوب آماده شده و قدرت اعمال اجبار پیروزمند را دارد. 

درست نیست بهربهانه و فرصتی، احساساتی شد و با نیروی "اندکی" به خیابان ریخت و طمعه ی حکومت گشت. و او را خوشحال نمود.

در برابر حکومت کشتار، بر خلاف حکومتهای دیگر، خیابان گام آخر است.

زمانی میتوان پا به خیابان گذاشت که بتوان کار حکومت را یکسره کرد.

 آمادگی سه چهارم جمعیت توسط تاکتیکهای فوق الذکر امکان پذیر است. و زندگی در کلیت خود این امکان را فراهم خواهد کرد. عدم شتابزدگی، کنترول احساسات خود، برداشتن گامهای سنجیده، لازمه پیروزی ست.
 
در راه بر قراری دموکراسی با استانداردهای جهانی، هیچ خطری جامعه را تهدید نمی کند. بزرگترین خطر برای جامعه و بشریت وجود خود ج. اسلامی ست. 

حکومت سیاست وحشت آفرینی و تفرقه پیش گرفته است و کسانی هم به دام او افتاده اند. نیازی به وحشت نیست. لازم است مبارزه عمومی سنجیده تر پیش رود.

در سطح جهانی، دو نوع سیاست، از سوی دول مقتدر پیش میرود. سیاست مماشات و حمایت از حکومت نامشروع ایران، و سیاست  طرد و ایزوله نمودن آن. سیاست طرد درست است و سیاست حمایت و مماشات، شرم آور.

نیروی تبعیدی و مهاجرجامعه در خارح، و جوامع خارجی دموکراتیک لازم است از پیروزی دموکراسی جامعه ایران بردیکتاتوی حمایت کنند. هر چند این دموکراسی ناقص باشد. جامعه، بعداٌ در طی حیات خویش آنرا تکمیل میکند. تلاش برای زندگی بهتر به آخر نمی رسد.

نقشه کشیدن برای زندگی آیندگان صحیح نیست.

گذاشتن پایه های دموکراسی برای حال و آینده تعیین کننده است. آیندگان بر این اساس میتوانند زندگی خود را بسازند و نیازی به طرحهای کهنه کنونی نخواهند داشت.  

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: