در پیچش انتخاب

سیاست تحریم صرف و فردی کردن رقابتها دو سوی اکسترم منشی هستند کە یکی ضربە وارد می کند اما نمی تواند ضربە را ادامە بدهد، و دیگری حذف می کند برای اینکە مشارکت مردم را بیشتر تامین کند. هیچکدام از اینها در واقع نمی توانند مجلس آیندە را بعنوان نمادی هرچند ضعیف از رقابت میان اقتدراگرائی و غیر اقتدارگرائی ترسیم کنند.

با توجە بە فضای عمومی کشور، نظر سنجی ها و سخنان برخی از مسئولین و فعالان سیاسی در ایران هفتاد تا هشتاد درصد مردم در انتخابات مجلس اسلامی شرکت نخواهندکرد. در این میان سخنان محمد عطریانفر سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی جلب توجە می کند کە معتقد است ماجرای اصولگرایان و اصلاح طلبان تمام شدە است و آنان در کل دارای رای پایین تر از دە میلیون در میان مردم هستند و هشتاد درصد مرد ایران در حقیقت خواهان تحول و تغییراند.

با این حساب جریان تحریم در انتخابات فردا نقش اول را بازی می کند، و باید منتظر بود کە انتخابات با حداقل مشارکت مردمی برگزار شود.

اما اگر ماجرای اصولگرا و اصلاح طلب تمام شدەاست، پس چە کسی برندە انتخابات مجلس خواهدبود؟ بی گمان کرسی های مجلس در هر صورت از سوی کاندیداهائی چند اشغال خواهندشد؛ اما آیا می توان گفت کە تحریم، برندە نهائی انتخابات خواهد بود؟

مشارکت حداقلی بە معنای شکست قدرت حاکم خواهدبود، اما این شکست نمی تواند روند انتخابات را بە شکست بکشاند و مانع شکل گیری مجلس آیندە شود. رژیم از این لحاظ ظاهرا مشکلی ندارد، اما نبود نیروئی کە بتواند در صورت پیروزی تحریم میوەهای آن را بچیند فضای سیاسی در ایران را با معضل تاثیرگذاری خاص و مشخص بعد از انتخابات روبرو می کند. حتی بە نظر نمی رسد کە در فضای کنونی سیاست در ایران تحریم بتواند منجر بە تغییر در سیاستهای حاکم بویژە در رابطە با سیاست خارجی بشود و روندهای آن را تغییر بدهد.

حاکمان جمهوری اسلامی کە ید طولانی در عدم جوابگوئی بە رفتارهای سیاسی مردم دارند، در این دورە نیز بە همان مشارکت حداقلی اکتفاء خواهندکرد و ظاهرا بە سیاستهای خود بویژە در بعد خارجی ادامە خواهند داد.

بنابراین سیاست تحریم در ادامە خود فاقد عناصر لازم و ضروری دیگر برای تاثیرگذاری قاطع بر شرایط کشوراند. سیاست تحریم اگر می خواهد بە سطح کنش فعال با خصوصیت ادامەدار فرابروید، باید حاملان آن دارای برنامەهای مکمل باشند. همانگونە کە اصلاح طلبی در ایران تاثیرات مقطعی داشت و نتوانست بە یک روند تاثیرگذار قاطع تبدیل شود، بە نظر می رسد نگاە تحریم و تقابل صرف هم از همین معضل برخوردار است و نمی تواند کنش خود را دامنەدارتر از تحریمهای مقطعی کند.

از طرف دیگر محمد عطریانفر ظاهرا برای برون رفت از شرایط موجود نسخە پیچیدەای دارد و از ضرورت غیرحزبی بودن و یا غیرحزبی شدن انتخابات می گوید، یعنی رقابت حزبی جایگزین رقابت حزبی شود تا شاید از این طریق بتوان بن بست موجود را شکست. و این در شرایطی است کە بر خلاف نظر او حزب و رقابت حزبی بە معنای واقعی خود در کشور شکل نگرفتەاست. اما آیا فردی شدن رقابتها میزان تاثیرگذاری نهادهای اصلی قدرت را بر کاندیداها بمراتب افزایش نخواهدداد؟ آیا فردی شدن رقابتها بە شفافیت نیم بند آراء و مواضع سیاسی در کشور ضربە سنگینی وارد نخواهدکرد؟

سیاست تحریم صرف و فردی کردن رقابتها دو سوی اکسترم منشی هستند کە یکی ضربە وارد می کند اما نمی تواند ضربە را ادامە بدهد، و دیگری حذف می کند برای اینکە مشارکت مردم را بیشتر تامین کند. هیچکدام از اینها در واقع نمی توانند مجلس آیندە را بعنوان نمادی هرچند ضعیف از رقابت میان اقتدراگرائی و غیر اقتدارگرائی ترسیم کنند.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: