تفاوت یا تقابلی کە سرچشمە تحول و تغییر است و یا خود ناظر بر تغییر است

مصاحبە ایران گلوبال با فرخ نعمت پور
ببینید در تئوری پارادایم کوهن ما با منطق دیالکتیکی تغییر روبرو نیستیم، در واقع پیش کوهن منطق تغییر پارادایم ریشە در یک تصادف و ناعقلانیت خاصی دارد، در حالیکە در دیالکتیک یک روند همبستە وجود دارد. بە نظر می رسد جامعە ایران نە این است و نە آن. انقطاع بین نسلی در ایران یک فاجعە است کە از هیچ تئوری خاصی پیروی نمی کند.

 

۱-شکاف نسل ها از دید شما چگونه است ؟

شکاف نسلها وجود دارد و باید هم وجود داشتەباشد. این یکی از موتورهای محرکە تغییر در جامعە و در همان حال بیانگر این تغییر است. اما در ایران این شکاف از خصلتهای دیگری بە علت شرایط خاص کشور بهرەمند است کە در بیشتر کشورها حاکم نیست. برای همین بجای اینکە بیشتر بە یک محرک برای تغییر مبدل شود، متاسفانە بە یک محرک برای درجازدن تبدیل شدەاست! البتە نمی توان از درجازدن مطلق گفت، اما از یک روند تکاملی هم نمی توان گفت. متاسفانە شکاف بین نسلی در ایران از یک خصلت انقطاعی برخوردار است تا یک خصلت دیالکتیکی.

الف /پدیده طبیعی است؟

بشیوە موجود طبیعی نیست. زمانی می توان از طبیعی بودن آن صحبت کرد کە شرایط نرمال و عادی بر جامعە حاکم باشد. ایران تاریخا از انقطاع بین نسلها بە علت سیستم دیکتاتوری رنج بردەاست. سیستم دیکتاتوری هم بە بستەبودن جامعە منجر شدە است و هم بە بستەبودن دنیای روحی و فکری انسانها. در واقع وجود دوگانە سرکوب خارجی و سرکوب درونی، انسان ایرانی را با مشکل ادامە منطقی روندهای تاریخی روبروکردەاست.

ب/عجیب بنظر می رسد؟

بر مبنای تحلیل بالا عجیب نیست آنقدر کە قابل تحلیل است. در واقع آنجا پدیدە با اعجاب تماس برقرار می کند کە فرد یا انسانها خود بخواهند و اما انجام ندهند، در صورتیکە در تاریخ ایران ما کمتر با چنین پدیدەای روبرو هستیم.

۲- آیا در ایران ما «تفاوت نسل ها »و یا «تقابل نسل »ها مواجه می دانیم؟

تفاوت نسلها پدیدەای طبیعی است و حتی گاها این تفاوت بە تقابل هم می رسد. کوهن فیلسوف در یک تحلیل فلسفی از طریق ارجاع دادن بە پدیدە پارادایم بخوبی این تفاوت و یا تقابل را توضیح دادەاست. تفاوت یا تقابلی کە سرچشمە تحول و تغییر است و یا خود ناظر بر تغییر است. در ایران چنین تفاوت یا تقابلی وجود دارد اما بخوبی شکل نگرفتەاست. در واقع روندها بە شکل نهائی خود نرسیدەاند و یا هیچوقت نرسیدەاند. و این برای تمام دورەها در کشور ما بویژە در تاریخ مدرن صادق است. بنابراین ما با درهم آمیختگی دورەهای مختلف در جامعەامان روبرو هستیم. یک خصلت پست مدرنیستی کە در واقع کاریکاتوری از پست مدرنیسم است، زیرا پست مدرنیسم اساسا در جوامعی بوقوع می پیوندند کە مدرنسیم بە خصلت بالندگی خود دست یافتە باشد.

 

۳–نقش جوانان در تحولات سیاسی ده سال اخیر را چگونه ارزیابی می کنید؟

جوانان متاسفانە علیرغم دارابودن بعضی خصلتهای پارادایمی جدا از پارادایم موجود در ایران، اما کمتر در حوزە سیاست کە هم اکنون گرهگاە اصلی تحول در ایران است، تماس برقرارکردەاند. همین خصلت بە این منجر شدەاست کە حضور آنان در سیاست گاها خصلت انفجاری بخود بگیرد (نمونە قیام آبان ماە سال گذشتە). در صورتیکە حضور در سیاست بیشتر از آنکە خصلت انفجاری داشتەباشد، از خصلت مداوم برخوردار است. پس وظیفە جوانان فرارویانیدن حضور مقطعی در سیاست بە حضور مداوم است. بدون چنین کاری، امر تحول در ایران غیرممکن می شود. می توان گفت نقش جوانان رو بە فزونی گرفتە، اما کماکان حضوری مشروط است.

                                                                                           

۴-چرا اپوزیسیون سنتی خارج از کشوردر کارش موفق نبوده، دیگر مورد اعتماد جوانان نیستند؟

بعلت عدم حضور مستقیم و آزاد آنان در جامعە، بعلت اینکە اپوزیسیون خارج کشور عمدتا متعلق بە پارادایم دیگری است (آنان آرمانخواە هستند و جوانان پراگماتیک)، بعلت اینکە نسل جوان کنونی اساسا نسل هزینە دهی نیست و از آرمانخواهی دور است. و شاید بە این علت کە امکان سفر بە خارج و یا پناهندەشدن در کشورهای دیگر، راههای گریز دیگری را بر خلاف گذشتە فراهم آوردەاند! و یا شاید اینکە سازمانهای خارج کشور بعلت امنیتی کە دارند و خود مستقیما هزینە نمی دهند، نمی توانند از جذابیت سابق برخوردار باشند. در واقع رهبر باید کنار مردم باشد و نە در فاصلەای دور.

 

۵-چه مسایلی در تفاوت سنی و فاصله نسلها تاثیر دارد؟

تفاوت سنی خود بە خود یک تفاوت مستقل است و در نتیجە کار تاثیر مستقیم دارد، درست بعلت تغییر در شرایط زندگی. معمولا از نسلی بە نسل دیگر مسائل تغییر می یابند و این هم در حوزە اجتماعی خود را نشان می دهد و هم در حوزە روحی. بویژە با بەمیدان آمدن دنیای دیجیتال و گلوبال، تاثیرگذاری های و تاثیر پذیری ها آنچنان متنوع شدەاند کە احاطە بر آنان تقریبا غیرممکن و از این زاویە پیش بینی ها مشکل تر. بە نظر می رسد نسل قبلی از این لحاظ کمتر تحرک و انعطاف پذیری نشان می دهد و کماکان بر همان ارزشها و دیدگاههای قدیمی خود پای می فشارند در حالیکە جوانان بیشتر دینامیک هستند.

الف —کندکاری در استفاده از تکنولوژی دیجیتالی؟

می توان دلیل خوبی باشد. دنیای دیجیتالی یک دنیای دینامیک با سرعت و امکان تغییر و ارائە بالاست و نسل قدیمی کە در خارج کشور بسر می برد باید خود را با این سرعت و توان ارائە بالا وفق بدهد، وگرنە قافیە را بیشتر می بازد.

 

ب—زبان نسل قدیم با جوانان فرق میکند. ادبیاتی که امروز استفاده میکنند با ادبیات ما فرق دارد؟

منطقا باید فرق بکند. مثلا خشونت و عمل گرائی بر مبنای خون و یا بر مبنای نفی مطلق دیگری در چنین زبانی کمتر حضور دارد. آنان می فهمند کە در چنین دنیائی کە از لحاظ مکانی و زمانی بشدت در هم تنیدە شدە دیگر نمی توان بە حذف مطلق دیگری دست زد، برای همین ادبیات آنها از ظرفیت بیشتری برخوردار است، ظرفیتی کە بە زدن لبەهای تیز خواست تحول انجامیدەاست، اما در همان حال خواست درونی تحول را هم بە فراموش نسپردەاست. آنان در میان این دو پدیدە ماندەاند و فکر می کنم کە سرانجام راهی برای آن پیدا خواهندکرد.

۶آیا کاملا طبیعی است که نسل انقلابی ها نتوانند با جوانان ارتباط بر قرار کنند؟

کاملا طبیعی نیست زیرا نسل انقلابی بشیوە سابق نە می تواند در جامعە فعالیت کند و نە می تواند تجارب خود را بە شیوە مطلوب منتقل کند، اما بە نظر من نسل کنونی نسلی کاملا متعلق بە واژە انقلاب نیستند و بیشتر از این لحاظ پلورال و چندگانە هستند. و متاسفانە بخش مهمی از اپوزیسیون کمتر با این رابطە برقرار می کنند.

۷بنظر شما تفاوت در سن نسل هاست و یا تفاوت در عملکرد و دیدگاه‌ ها نسل ها؟

در همە. اینها یک مجموعە هستند. هیچکدام از دیگری متفاوت نیست و نمی تواند فاصلە بگیرد. پدیدەهای اجتماعی در ذات خود در یک پیوند دیالکتیکی قراردارند و این مفهوم هگلی بخوبی بیان کنندە این واقعیت است.

ببینید در تئوری پارادایم کوهن ما با منطق دیالکتیکی تغییر روبرو نیستیم، در واقع پیش کوهن منطق تغییر پارادایم ریشە در یک تصادف و ناعقلانیت خاصی دارد، در حالیکە در دیالکتیک یک روند همبستە وجود دارد.

بە نظر می رسد جامعە ایران نە این است و نە آن. انقطاع بین نسلی در ایران یک فاجعە است کە از هیچ تئوری خاصی پیروی نمی کند.

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: