نفت و چپ

بی گمان رسیدن اولین کشتی حامل نفت بە سواحل ونزوئلا در شرایط تهدیدهای ترامپ و بی قانونی های وی در اعمال قدرت بر جهان و دور زدن سازمانهای جهانی، پیروزی بزرگی برای ایران و ونزوئلا است، اما این پیروزی نە منجر بە تقویت چپ در ایران می شود و نە منجر بە زدودن ماهیت پیشامدرن ضدامپریالیست بودن نظام جمهوری اسلامی.
اولین کشتی نفتی ایران از پنج کشتی اعزامی، علیرغم تهدیدهای دولت ترامپ، بە سواحل ونزوئلا رسید و در سکوت معنی دار ترامپ دو کشور ایران و ونزوئلا آن را پیروزی بزرگ نامیدند.

در مبارزە علیە آمریکا، جمهوری اسلامی از همان اوائل بە قدرت رسیدن خود بە انحاء مختلف تلاش داشت کە نظر و پشتیبانی جناح چپ را جلب کند کە البتە توانست بخش چپ متاثر از اتحاد جماهیر شوروی را بە سوی خود بکشاند و این چپ در هیئت سیاست پشتیبانی و انتقاد از جمهوری اسلامی با تاکید بر گرایشات ضدامپریالیستی نظام جدید در ایران و تلاش برای تقویت جنبەهای مستضعف گرای آن (از جملە در قالب اجرای بند ج و د) بقول کیانوری بر تردید نیروی خردەبورژاوی بەقدرت رسیدە در ایران غلبە کردە و آن را بە سوی اتحاد شوروی، نیروهای چپ و دوری از نظام بورژوائی بکشاند. تئوری کە در عمل شکست خورد و جمهوری اسلامی بە سرکوب خشن حزب تودە و فدائیان اکثریت دست یازید کە در جریان آن هزاران تن را دستگیرکرد، صدها تن از کادرهای آنها را اعدام کردە و صدها تن دیگر را ناچار بە کوچ از کشور کرد.

اگر در صحنە داخلی ایران، داستان همکاری مشروط و گرایش محدود و متقابل رژیم ایران و بخشی از چپ مدتهاست بە پایان رسیدە، اما در صحنە خارجی کماکان کشورهای منتسب بە چپ، از چین گرفتە تا ونزوئلا و کرەشمالی، کماکان مورد توجە جمهوری اسلامی اند و این نظام از پتانسیلهای ضد آمریکائی آنها بە نفع خود استفادە می کند. البتە این استفادە دو سویە است و این کشورها هم بە نوبە خود از پتانسیلهای جمهوری اسلامی برای مقابلە و رقابت بیشتر با آمریکا و سیاستهای تعرضی آن بهرە می برند.

اینکە در صحنە خارجی همکاری و همیاری کشورهای منتسب بە چپ تا چە حد از منظر پرنسیپهای دمکراتیک و چپ قابل توجیە است خود بماند. در چین و کرەشمالی آزادی و دمکراسی وجود ندارد و این امر توسط چپ منتسب بە دیدگاههای جهان سوسیالیستی فروریختە هیچگاە بەشیوە جدی مورد نقد قرارنگرفتەاست. همچنین جمهوری اسلامی امکان آن را ندارد کە بعد از سوء استفادە از پتانسیل ضدامپریالیستی نیروهای چپ با همکاری سازمانهای امنیتی همان کشورهای امپریالیستی بە سرکوب خشن آنها بپردازد! چپ در قدرت لااقل در دسترس سرکوب نیروهای ولائی نیستند تا بعد از پایان نقش آنها جمهوری اسلامی دست بە سرکوب آنها بزند!

گمانی در این نیست کە در دنیای کنونی همکاری های سیاسی و اقتصادی میان کشورها تنها بر اساس هویت ایدئولوژیکی شکل نمی گیرد، و نفس برجستەبودن دشمن مشترک نقش اساسی در آن ایفاء می کند. نمونەها در تاریخ در این مورد بسیاراند: همکاری شوروی و کشورهای غربی در مقابلە با فاشیسم آلمانی، و یا روابط گستردە متقابل غرب با چین کنونی.

پس با این حساب نمی توان کشورهای چپ گرا را مورد سرزنش قرارداد، اما آنچە قابل توجە است عدم توجە این کشورها حتی بە سرکوب چپ در ایران و طرح آن در سطح ملایم آن هم با مقامات جمهوری اسلامی است. در حالیکە غرب در عین رابطە با چین و یا ایران و کشورهائی از این دست، از طرح مسائل حقوق بشری ابائی ندارند، اما در کشورهای چپ گرا در دفاع از نیروهای چپ در ایران یک جملە هم در رسانەها شنیدەنمی شود.

بی گمان رسیدن اولین کشتی حامل نفت بە سواحل ونزوئلا در شرایط تهدیدهای ترامپ و بی قانونی های وی در اعمال قدرت بر جهان و دور زدن سازمانهای جهانی، پیروزی بزرگی برای ایران و ونزوئلا است، اما این پیروزی نە منجر بە تقویت چپ در ایران می شود و نە منجر بە زدودن ماهیت پیشامدرن ضدامپریالیست بودن نظام جمهوری اسلامی.
کشورهای چپگرا لااقل باید مانند همان کشورهای امپریالیستی١ غربی یاد بگیرند کە در عین همکاری های سیاسی و اقتصادی با کشورهائی مانند ایران و چین و غیرە، از نیروهای نزدیک بخود دفاع کنند.

چپ نمی تواند تحت عنوان مبارزە با امپریالیسم بە توجیەگر سرکوب خشن نیروهای از جنس خود در کشورهائی کە با آنها همکاری دارد، تبدیل شود.

زیرنویس:
١ـ شخصا معتقدم کە علیرغم وجود گرایشات امپریالیستی در نظام آمریکا، اما امپریالیسم نمی تواند مدل مسلط تعریف آن و یا ساختار جهان کنونی باشد. نئولیبرالیسم و گلوبالیسم، بعنوان مدلهای جدیدتر، هم بهتر وضعیت کنونی جهان را توضیح می دهند و هم مانند اصطلاح 'امپریالیسم' در خود حامل ایدە تعارض و برخورد فیزیکی نیستند.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: