رمززدائی از عجله بیش از حد رژیم در اعدام روح الله زم و فریب وی تا واپسین دم!

در کل این واقعه درکناردیگررویکردها چون ترور یا ربودن مخالفان خود در دیگرشور ها و انتقال آن ها به شکل کانگسترمآب به داخل کشور و یا گروگانگیری شهروندان خارجی و دو تابعیتی و حتی نحوه برخوردش با بحران هسته ای به شکل اخازی و تهدید تلویحی به ساختن بمب، آن گونه که در طرح اخیرمجلس شورای اسلامی از آن رونمائی شد، تصویرروشن تری از سیمای رژیم همچون یک دولت تروریستی و باج گیر و خطرناک در سطح جهان به نمایش گذاشت که بطوراجتناب ناپذیر پی آمدهای مهمی در مناسباتش با دیگر کشورها برجا می گذارد

رفتارعجیب و غریب و البته به شدت سبعانه و چندش آوررژیم در مورد نحوه برخورد با پرونده روح الله زم و به قتل رساندن او، عجله و فریب و دروغ بافی و فشاربه خانواده و بی اطلاع نگهداشتن کامل زندانی از سرنوشت خود، از حکم و زمان اعدام و یا دادن وعده های سراسر دروغ تا آخرین لحظه حیات زندانی که حتی از نرم های متعارف خود رژیم هم فراتر می رود، و در یک کلام سیاست فریب و نگهداشتن زندانی در یک بی اطلاعی مطلق، این پرسش را مطرح می سازد که دلیل چنین رفتاری توسط دست اندرکاران رژیم چه بوده است؟ چرا سیستم این همه تلاش می کرد که او را بفریبد و حتی تا آخرین لحظات نیز وعده مبادله او با دیگرکشورها را می داد؟ و یا حتی از نوشتن یک وصیت نامه توسط او ممانعت به عمل می آورد؟

سوای انگیزه هائی چون قدرت نمائی و ایجادرعب و هراس بخصوص پس از ترورکارگزارهسته ای اش که بهرحال ناتوان از پاسخگوئی سریع بود، و نیز اخذاعتراف نامه تبلیغاتی در لحظات آخر برای پخش در صدا و سیما تا باصطلاح مشروعیتی برای ارتکاب جنایت خود دست و پاکند که البته خود بقدرکافی رسواکننده است؛ اما بنظر می رسد مساله مهمتری هم در این میان وجودداشته است که همانا « نگرانی شدیدرژیم از افشاشدن شیوه به دام انداختن وی از جعل مهر و امضاء دفترسیستانی بوده که جلوگیری از آن با توجه به عواقبش برای نظام و مرجعیت شیعه (ایران و عراق) و نیز واکنش افکارعمومی مردم عراق و دولت آن واجداهمیت بوده است.از توضیحات کوتاه و بسیارمحافظه کارانه دفترسیستانی سرجمع معلوم می شود که رژیم با دفع الوقت کردن پاسخ، عملا آن ها را سرمی دوانده است. چنان که با درخواست مکرر دفتر و نماینده سیستانی بالأخره رئیسی به دیداراو رفته است. معلوم است که رژیم با پاسخ تأخیری بر آن بوده است که ضمن سرعت بخشیدن به تعیین تکلیف نهائی پرونده زم، دیدار را به زمان مناسبی موکول کند. چرا که بیم آن می رفت که خبرچنین دیدارزودرسی و موضوع آن به گوش روح اله زم برسد و چه بسا با روی صحنه آمدن اصل ماجرا و افشاء شدن دقایق چگونگی آن توسط خودزم، رژیم دچارمخمصه و رسوائی بزرگ و جبران ناپذیری گرددد. بهمین دلیل به او مجال ندادند. طبق گزارش خانواده اش حتی مانع استفاده او از حق ولوتشریفاتی دادخواهی قانونی و نهائی شدند. هم چنان که خبرحکم اعدام و تشریفات قانونی مربوط به آن مثل اطلاع به خودمتهم و وکیل و خانواده را به او ندادند. در اصل تصمیم دست اندرکاران نظام وقوه قضائیه و مقامات امنیتی وحتی می توان گفت به دلیل به میان آمدن پای مرجعیت عراق خامنه ای هم باید مستقیما درجریان آن قرارگرفته باشد، حذف سریع وی بوده است. 

بدیهی است که با توجه به اهمیت و هزینه سنگینی که افشاء سوء‌استفاده رژیم از مهر و امضاء سیستاتی و پی آمدهای منفی آن اعم از حوزوی و جهانی و یا تأثیرش بر روابط فی مابین دوکشور، رژیم را برآن ساخت که در اسرع وقت چاشنی انفجاری این بمب زنده را بیرون بکشد و برای نیل به آن به انواع ترفندها و دروغ ها و وعده ها جهت فریب روح الله زم متوسل شود.

ناگفته نماند که خانواده او به ویژه پدرش نیز عملا به توصیه ها و فشارهای رژیم گردن نهاده و نخواستند حتی وقتی هم از اعدام او با خبرشدند، دستکم او را در جریان بگذارند.

پدرش که به وقت تولدش در سال ۵۷ به عشق خمینی نام او را روح اله گذاشته بود، اما دستگاه امنیتی-قضائی رژیم حتی انتخاب این نام را هم بر او نبخشیدند و و در این روزها داشت تقاصش را پس می داد!. چنان که پدرش نوشت: «اکنون برای ما این پرسش مطرح شده است که چگونه در نخستین اطلاعیه صادره رسمی قوه قضاییه پس از اعدام وی، مستند به چه قانون و یا اراده فراقانونی، نام روح‌الله به نیما تغییر داده شده است؟» و اضافه کرده که «رویه حاکم بر دستگاه‌های حقوقی و قانونی کشوری و لشکری چنین است که هیچ وقت اسم مستعار کسی را جایگزین نام شناسنامه‌ای فرد نمی‌کنند.» در واقع پدر بجای آن که بخواهد با خثنی کردن ترفندهای مقامات امنیتی پسرش را از سرنوشتی که در انتظارش هست با خبر و هوشیارکند، در پی آن بوده است که آخرین نماز را همراه او برگذارکند و حتی پیشنهادپیش نمازی را به او داده است تا در این روزهای پایانی فرزندش را غسل تعمیدداده و با خوشنامی به خاک بسپارد!

نمی توان گفت که با به قتل رساندن روح الله زم، پرونده او بسته شده است و دیگر اسرار پشت پرده مربوط به این اعدام هیچگاه فاش نخواهد شد و رژیم توانسته به طورکامل و پایدارچاشنی این بمب را خنثی کند. گرچه سکوت عامدانه و غیرقابل توجیه دفترسیستانی کمک زیادی به رژیم برای سرپوش گذاشتن برحقیقت و انکارجعل مهر و امضاء سیستانی و.. کرده است، اما فشارافکارعمومی و رسانه ها و نهادهای حقوق بشر بر او و هم چنین بر پدر روح الله که احیانا اطلاعات اعلام نشده ای از فرزندش دارد،‌ چه بسا با به چالش طلبیدن این رویکردمصلحت جویانه پته آن ها را روی آب بیاندازد. گرچه، چقدر خوب می بود که مچ مجرم (دولت تروریست) پیش از ارتکاب جنایت گرفته می شد!اما هم اکنون هم  شاهدآنیم که پی آمدهای جهانی آن دارد گریبان رژیم را می گیرد.

واقعیت فوق یکی از دلایل مهم رفتارموردبحث پیرامون روح اله زم را تشکیل می دهد. و گرنه مسأله قدرت نمائی و انتقام گرفتن پس از ترورکارگزارهسته ای رژیم برای پوشاندن ضعف خود در شرایطی که توان پاسخ گوئی مستقیم به عاملان ترور را نداشت، و برای نشان دادن باصطلاح اقتدارخود و ایجادهراس در جامعه و در اپوزیسیون، متوسل به قتل روح اله زم شد.

در کل این واقعه درکناردیگررویکردها چون ترور یا ربودن مخالفان خود در دیگرشور ها و انتقال آن ها به شکل کانگسترمآب به داخل کشور و یا گروگانگیری شهروندان خارجی و دو تابعیتی و حتی نحوه برخوردش با بحران هسته ای به شکل اخازی و تهدید تلویحی به ساختن بمب، آن گونه که در طرح اخیرمجلس شورای اسلامی از آن رونمائی شد، تصویرروشن تری از سیمای رژیم همچون یک دولت تروریستی و باج گیر و خطرناک در سطح جهان به نمایش گذاشت که بطوراجتناب ناپذیر پی آمدهای مهمی در مناسباتش با دیگر کشورها برجا می گذارد

۱۸.۱۲.۲۰۲۰  تقی روزبه

منبع: 
سایت تقی روزبه
برگرفته از: 
http://taghi-roozbeh.blogspot.com/2020/12/blog-post_18.html#more
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: