ندا جانم تولدت مبارک ۳۸ سالگی بر تو که پروانه شدی و پروانه وار رفتی مبارک

كاكتوس فراواني ديده ام كه پرندگان كويري را در سينه خاراگندي جاي ميدهند / گل سرخي مسموم...مسموم ديده ام كه حنجره ات را سوراخ كرده بود
دخترم
سنتشان بود زنده به گورت كنند
تو كشته شدي...ملتي زنده به گور مي شود..
ببين كه چه آرام سر بر بالش مي گذارد
او كه پول مرگ تو را گرفته شام حلال مي خورد.
تو فقط ايستاده بودي و خوشدلانه نگاه مي كردي
كه به خانه ات برگردي..
ولي ديگر اتاق كوچك خود را نخواهي ديد دخترم...
و خيل خيالهاي خوش آينده بر در و ديوارش پرپر مي زنند
تو مثل مرغ حلال به دام افتادي...
مرغي حيران كه مضطربانه چهره صيادش را جستجو مي كند...
تو به دام افتادي...
همچون خوشه انگوري كه لگدكوب شد
و بدل به شراب حرام مي شود...
كيانند اينان..پنهان بر پنجره ها..بامها..
كيانند اينان در تاريكي كه با صداي پرنده خانگي پارس مي كنند...
كشتندت دخترم ....كشتندت
تا يك تن كم شود...
اما تو چگونه اينهمه تكثير مي شوي..
آه نداي عزيز من........
گل سرخي كه بر گلوي تو روييده بود..
باز شد... گسترده شد..
و نقشه ايران را در ترنم گلبرگهايش فرو پوشانيد..
و ايناني كه ندا داده اند...بلبلانند..
ميليونها تن...
كه گرد گلي نشسته و نام تو را مي خوانند...
يعني ممكن است صداشان را كه براي تو آواز مي خوانند نشنوي؟؟
يعني پنجره ات را بستند كه صداي پيروزي خود را هم نشنوي؟؟
ببين كه چه آرام سر بر بالش مي گذارد
او كه صيد حلال مي خورد...
چنان است اين روز كه مرگ شرم زده
از مرگ آوران به خيابان ها مي گريزد...
و همهمه اي نيمه شبان مخفيانه در آفاق مي پيچد...
پايكوبي مردگان است كه ورود تابناك تو را ديده اند..
و تو اكنون بر درگاه ايستاده اي
و به خشنودي در چهره هلاك مي نگري كه به روي تو لبخند مي زند
تو جاودانه شدي..
و جاودانگي تاوان مرگ به حيات است كه به نام او شما را از كف زندگي دزديدند...
پس اين فرشتگان به چه كاري مشغولند...
كه مثل پرندگان راست راست مي چرخند در هوا...
سرماه حقوقشان را مي گيرند...
پس اين فرشتگان به چه كاري مشغولند كه مرگ تو را نديدند...
كاش پر و بالشان در آتش آفتاب تير بسوزد
ما با ذغالشان شعار خياباني بنويسيم.
پس اين فرشتگان پيرشده جز جاسوسي ما به چه كار بد ديگري مشغولند....
كه فرياد ما به گوش كسي نمي رسد..
پس نام چندان فرقي نمي كرد...
اميرآباد .... كارگر...
اميرآباد .... كارگر...
كاكتوس فراواني ديده ام كه پرندگان كويري را در سينه خاراگندي جاي ميدهند
گل سرخي مسموم...مسموم ديده ام كه حنجره ات را سوراخ كرده بود
اميرآباد ....كارگر
اميرآباد .... كارگر
از پس باريدن است كه تاول ابرهاي اسيدي بر تنمان آشكار مي شود..
ما را ببخش خيابان بلندم..
كه چراغهايت در قطرات خون روشن مي شود..
امير آباد ..... كارگر
امير آباد ..... كارگر
من كه تو را خيابان ندا مي خوانم
شمس لنگرودی
پ ن؛ ندا جانم تولدت مبارک ۳۸ سالگی بر تو که پروانه شدی و پروانه وار رفتی مبارک 
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: