نیاز به مطبوعات کاملا آزاد و بی طرف داریم(به بهانه انتشار دو ویدئو در ایران گلوبال)

جريان تند آب صمد بهرنگی را بلعيد...حمزه فراهتی، جلال آل احمد را مهم ترين سازندگان داستان سر به نيست شدن صمد به دست رژيم پهلوی می داند،...حتی اگر جلال آل احمد با نوشتن صمد و افسانه عوام مقاله ای که علامت سئوالی بزرگ در برابر واقعيت غرق صمد بهرنگی کاشت، آن را نمی نوشت، و کاری را نمی کرد که کرد، جامعه آمادگی داشت که مرگ را باور نکند. شهادت برازنده تر بود. صمد بهرنگی بعد از آن خواننده گان بسيار يافت .
هفده دیماه 1346تختی 37 ساله را در اتاقی در هتل اتلانتیک تهران خود کشی کرد.

جريان تند آب صمد بهرنگی را بلعيد...حمزه فراهتی، جلال آل احمد را مهم ترين سازندگان داستان سر به نيست شدن صمد به دست رژيم پهلوی می داند،...حتی اگر جلال آل احمد با نوشتن صمد و افسانه عوام مقاله ای که علامت سئوالی بزرگ در برابر واقعيت غرق صمد بهرنگی کاشت، آن را نمی نوشت، و کاری را نمی کرد که کرد، جامعه آمادگی داشت که مرگ را باور نکند. شهادت برازنده تر بود. صمد بهرنگی بعد از آن خواننده گان بسيار يافت .

هفده دیماه 1346تختی 37 ساله را در اتاقی در هتل اتلانتیک تهران خود کشی کرد. طرفداران مصدق مرگ جهان پهلوان را به شاه نسبت داند . در آن زمان خبری از مطبوعات ازاد نبود ، توفیق هم که شک کرده بود ؛ توقیف شد. حالا پس از 45 سال از آن روز ها ، ثابت شدکه  نویسنده و سرشناس بودن تضمیمی بر راستگویی نیست .

  مصاحبه ای در صدای امریکا با رضا براهنی شده بود که بهرام مشیری ویدئو کلیبی با نام «دروغ مضحک براهنی: «ما ترک‌ها تخته سیاه می‌لیسیدیم»! منشتر می کند . ابتدا ویدئو مشیری و سپس یک ساعت بعد شخص دیگر ویدئو کلیب مصاحبه براهنی را  در ایران گلوبال منتشر می کندو مشخص می شود که براهنی  نگفته که تخته سیاه را لیس زده. اصلا موضوع تخته سیاه در بین نبوده. موضوع بر سر یک تکه کاغذ است که براهنی نوشته و روی روزنامه دیواری چسبانده بود. مشیری مساله را تحریف کرده است.

نتیجه گیزی دیگر اینکه در خاطرات شخصی هم نیاز هست که کس دیگری از همکلاسی های  رضا براهنی شاهدت بدهد و  این گفته را تائید کند. جای هیج گونه شک و شبهه ای نیست که آدمی زاده برای اثبات نظریات خود می تواند دروغ بگویند. به ویژه وقتی پای منافع سیاسی و یا شخصی در میان  باشد از این رو دادگاهها بر اساس شهادت و اراده سند و مدرک استواره شده است . حالا که این ها نیست حداقل نیازمند مطبوعات کاملا ازادیم و ایران گلوبال در بین نشریات فارسی زبان سر بلند است.

دیشب یکی از نویسندگان نزدیک به  رضا براهنی تلفن زد و در باره منتشر کننده نوشته ای تحت عنوان «کسیکه فارسی را زبان رسمی ایران بشناسد، طبق اعلامیه حقوق بشر محکوم است»  سئوال کرد و ..... ایشان مطرح کرده بود این نوشته سرهم بندی شده است و قرار است؛  رضا براهنی تکذیبه ای در این باره منتشر نماید. بعد  از گفت و گوی تلفنی بود که از آقای امیر حسین موحدی (منتشر کننده نوشته منتسب به رضا براهنی) سئوال کردم :«ایا نویسنده یعنی اقای رضا براهنی از این نوشته خود با اطلاع است؟» ...چیزی نگذشت وبا کمال تعحب با چند کامنت حاوی «تهمت و انگ  آب دار » برادران موحدی  مواجه شدم  . بدون اینکه عصبانی شوم برایشان نوشتمل :«لطفا کمی صبر داشته باشید، تهمت نزنید .تا فردا مشخص خواهد شد.... دنبال متلک گفتن و تهدید هم نباشید. ابزار جنگی تان را کنار بگذارید ،من اهل جنگ نیستم.....» و قصد قضاوت  هم ندارم و با واکنش رضا براهنی موضوع روشن خواهد شد. اری قضاوت با خوانندگان است و هر چه زمان می گذرد و چالش ها در جنبش سیاسی ایران بیشتر و عمیق تر می شود؛ حضور نشریات  کاملا ازا د و بی طرف بیشتر احساس می شود . از این رو من از انتشار هر ٢  ویدئو  در سایت ایران گلوبال دفاع می کنم ، کامنت ها باز است و  انتشار دروغ  و تهمت بی پاسخ نخواهد ماند. امید که با یاری و زحمت کلیه همکاران صاحب  نشریه ای کاملا ازاد و بی طرفی شویم. 

انتشار از: