آیا ایران همچون چین خواهد توانست اپوزسیون خودش را تعریف نماید

آیا رژیم در مقابل تحریمهای کمرشکن ، انزوای بین المللی و افزایش قدرت حرکتهای ملی و اعتراضات آنها از جمله آزربایجانیها،اعرابها ، کردها ،بلوچها و... توانایی مقاومت را خواهد داشت؟
آیا ایران خواهد توانست این تهدید ها را به فرصت تبدیل نماید؟

در ماههای منتهی به انتخابات دوره یازدهم ازهم اکنون تب انتخابات در ایران بالا رفته است رژیم جمهوری اسلامی ایران در 34 سال اخیر علی رغم نارضایتهای موجود توانسته است با بکارگیری ترفندها وامکانات سمعی و بصری در نبود رسانه های بیطرف مردم را به پای صندوقهای رای بکشاند

شرکت کنندگان در انتخابات ایران هیچ شباهتی با سایر نقات جهان ندارد شرکت داوطلبانه -اجباری اگر بگوییم شاید بتوانیم حضور مردم در پای صندوقها را توضییح دهیم در ایران تعدادی از مردم به ترس از دست دادن موقعیت شغلی ،اجتماعی او یا استخدام شدن در ادارات دولتی،انتخاب محل مناسب و راحت برای گذراندن خدمت سربازی و بهرمندی از ...امتیازات هر چند کوچک دولتی و.... در انتخابات شرکت میکنند
بعد از آخرین انتخابات ریاست جمهوری و شائبه تقلب کاندیدای برنده سبب اعتراضات پر جمعیتی در مراکز بخصوص شهر تهران شد درنتیجه اعتراضات مسئولین امنیتی با چراغ سبز رهبری دینی آیت الله خامنه ای دو تن از کاندیهای معترض به نتایج انتخابات مهندس میر حسین موسوی و شیخ مهدی کروبی را در خانه حبس کردند
مهندس موسوی نخست وزیر دوران جنگ، سید خندان آیت الله خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران و مهدی کروبی از یاران نزدیک وی و رئیس دو دور مجلس شوری اسلامی به یکباره با شعار اصلاحات در لوای جنبش سبز در مقابل نظام ایستادند. مردم معترض وسرکوب شده در طی سالیان که دنبال فرصتی برای ابراز اعتراض به رژیم حاکم بودند با حمایت ازکاندیداهای معترض به خیابانها آمدند و حدود یکسال بصورت پراکنده در شهرهای مرکزی تهران وبعضی از مناطق فارس نشین به اعتراض پرداختند .
آیت الله خامنه ای معترضان را فتنه گران خواند بعد از آن مسولین به معتراضان فتنه گر گفتند و آنها را وابسته به دشمنان کشور و عاملان آمریکا و اسراییل خواند تا راه را برای سرکوب مردم هموار سازند رژیم بعد از آخرین اعتراضات در روز عاشوری سال 88 شدیدا معترضین را سرکوب و تعدادی زیادی از مسئولان سابق را دستگیر و با حبسهای طولانی مدت آنها را روانه زندان کرد

در تظاهرات سال در88 مناطق غیر فارس نشین بالاخص آزربایجان شاهد هیچ گونه اعتراضی نبود تبریز که درایران مهد انقلابها شناخته می شود هیچ واکنشی به تظاهرات تهران نداد سردمداران جنبش سبز و اپوزسیون ایران گاها باتحریک احساسات بعضا با تحقیرو ترسو خواندن مردم آزربایجان سعی درهمراه نمودن ملت آزربایجان با جنبش را داشتند سران جنبش ومخالفین نظام کنونی در این میان آنچه را که نمی دیدند ویا نمی خواستند بدانند قبول کردن و دیدن موجودیت حرکت ملی آزربایجان و توانای بسیج آن بود
بهر حال فعالین حرکت ملی به عللی از همراهی جنبش سبز امتناع کردند از جمله :
1- جنبش سبز همانند رژیم حاکم حاضر به دادن کوچکترین امتیاز به آزربایجان نبود
2- آزربایجان در 1 خرداد سال 85 در جریان اعتراضات به کاریکاتور موهون ناجوانمردانه تک و تنها با رژیم قدار مقابله کردند که در آن قیام هیچ یک از اپوزسیون و احزاب مخالف و حاکم از اعتراضات به حق مردم آزربایجان دفاع نکردند وحالا جوانان آزربایجان حاضر به پرداخت هزینه برای غیر آزربایجانها نشدند
3- تعدادی از فعالین، جنبش سبز را ساخته پرداخته رژیم می دانستند که می خواهد همانند رژیم دیکتاتور چین از درون خودش مخالفت را تعیین نماید
4- ...
حال با نزدیک شدن به انتخابات دور ه یازدهم بعضی از مسئولین رده بالای رژیم آشکار از موسوی و کروبی اعلام برائت میکنند و آنها را مبری از فتنه می دانند .رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام آیت الله هاشمی با حمایت از موسوی کروبی سعی در ایفای نقش منجی انقلاب دارد و اخیرا امام جمعه مشهد آنها ا بی گناه اعلام کرده بود با اینکه مدتی بعد حرفش راعوض کرد و اخیرا سیاستمدار کهنه کار و از مسئولین ارشد حزب موتلفه اسلامی آقای عسگر اولادی با برادر خواندن آقایان موسوی و کروبی شائبه سوم مبنی تعریف مخافین از دورون خود را افزایش داده است اگر این فرضیه درست باشد شاد بعضیها فصل الاخطاب بودن حرف رهبری دررژیم رادر منافات با این نظریه بدانند و همچنین موسوی و کروبی را به خیانت به مردم و اصول جنبش متهم نمایند درمورد رهبری با کمی دقت در سخنان آیت الله خامنه ، وی با اینکه معترضین را فتنه گر خواند و بارها به سران فنته هشدار داد د نهایت آنها را در خانه محبوس کردند اما وی در هیچ یک از سخنرانیهایش اسمی از موسوی و یا کروبی بعنوان سران فتنه یاد نکرده است
از سویی آقایان موسوی و کروبی در هیچ یک از بیانیه و سخنانشان خودشان را رهبر جنبش ندانستند و قانون اساسی را کماکان میثاق ملی دانسته وبا اصل ولایت وفقیه هیچ مخالفتی نکرده اند.

آیا رژیم در مقابل تحریمهای کمرشکن ، انزوای بین المللی و افزایش قدرت حرکتهای ملی و اعتراضات آنها از جمله آزربایجانیها،اعرابها ، کردها ،بلوچها و... توانایی مقاومت را خواهد داشت؟
آیا ایران خواهد توانست این تهدید ها را به فرصت تبدیل نماید؟ با  توجه  تحولات منطقه و جهان اگر چنین فرضیه ای مد نظر سران رژیم هم بوده باشد معادلات منطقه و جریانهای جاری ، جنبشهای ملی ملل غیر فارس در سرتاسر ایران تعبیر چنین خوابی دور ار انتظار به نظر می رسد.

منبع: 
ایمیل رسیده
انتشار از: