انقلاب، علیه “انقلاب” اسلامی اجتناب ناپذیر است!
07.07.2022 - 11:23

 

در ایران امروز، هنگامی از انقلاب سخن گفته می شود، اسلامگرایان و نکبت های اسلام سیاسی از بهمن 1357 به اینسو تداعی می شوند. در حالیکه روشنفکران ایران در سطح ملی تجربه انقلاب نیمه کاره مشروطه را از سر گذرانده و پیش از ان، با انقلاب تاریخ ساز فرانسه  آشنائی داشتند. از سوی دیگر، جامعه سیاسی ایران نمی توانست از تاثیرات انقلاب اکتبر که بیخ گوش آن رخ داد، بی تاثیر بماند. یکی از ویژگی های انقلاب های کبیر، برگشت ناپذیری آن است. برای پیشگیری از بدفهمی های عامیانه از انقلاب، درک و مرادمان از انقلاب را صراحت می دهیم.

انقلاب تغییر ساختاری اساسی و پایدار در سیستم است. انقلاب سیاسی، بنیادهای نظام را هدف قرار می دهد (آرزوی شهروندان ایران) و ارزش های فرهنگی و سیاسی آن، زندگی اجتماعی و فرهنگی را شکوفا می کند. انقلاب می تواند مسالمت آمیز و یا قهرآمیز باشد و شکل قهرآمیز آنرا، قدرت حاکم به مردم تحمیل می کند. گوهر مبارزات شهروندی و نهادهای مدنی، مسالمت آمیز است. انقلاب، چاره نهائی جامعه در یک اقدام مشترک سیاسی -اجتماعی برای پاسخ به خشونت حکومتی است.

انقلاب امری معطوف به اراده افراد و احزاب نیست، طغیان خودجوش اجتماعی می باشد که هنگامی در چشم انداز قرار می گیرد و وقوع آن اجتناب ناپذیر می گردد، کنشگران سیاسی نمی توانند نسبت به استراتژی سیاسی و اهداف آن نظاره گر باشند. دو انقلاب مشروطه و بهمن، یکی نماد خرد جمعی جامعه و دیگری تبلور بیخردی، بربریت و جهالت کاست مذهبی معینی در جامعه ایران بودند. سیاست رفرم طولانی مدت در نظام (پروسه گذار از حکومت)، همانطور که در دیکتاتوری پهلوی پاسخ نداد، در حکومت اسلامی هم قطعن جواب نمی دهد. اندیشه گذار از حکومت اسلامی، ناظر بر خلع سلاح سیاسی جامعه شهروندی و “گذار” آرام، “تدریجی” و “خشونت پرهیز” جامعه و میهن بسوی قبرستان تاریخ است.

جامعه شهروندی ایران، تشنه واژگونی کامل حکومت اسلامی و در آرزوی ساختن ایرانی آزاد، دمکراتیک، سوسیال و لائیک است.  به بیان دقیق تر، ایران در تب انقلاب، علیه “انقلاب” اسلامی می سوزد، اما کدام هراس ها جامعه شهروندی را از اقدام بر حذر می دارند؟

جامعه سرخورده از انقلاب بهمن، اتمیزه شده، رویگردان از حکومت، بی اعتماد به گروه های سیاسی، فاقد چشم انداز بهتر و تهدیدهای “اپوزیسیونی” که ازهم پاشیدگی جامعه و میهن را نشانه گرفته اند، امکان ریسک دوباره برای انقلاب را از مردم سلب کرده است.

این یک واقعیت است که “ناجی” هائی که شیپور برافراشتن دیوارهای قومی بر ویرانه های مذهبی را در جامعه شهروندی بصدا درآورده اند، برای مردم هراسناک تر از حاکمان کنونی هستند.

کیست که نداند جامعه شهروندی ایران، تاب تحمل حکومت اسلامی و هیچ شکل دیگر از استبداد دینی، سکولار ویا ایدئولوژیک را ندارد و خواهان امنیت، آرامش، صلح، رفاه، آزادی و برابرحقوقی در ایرانی آزاد است.

جمهوری اسلامی به پایان خود رسیده و جامعه ایران در بی اعتمادی به نیروی جایگزین، همچنان در آتش حکومت اسلامی می سوزد. جامعه ای که کارد به استخوانش رسیده، برای رهائی از حکومت اسلامی و حفظ همبستگی جامعه و یکپارچگی میهن، حتی دیکتاتورها را از گور بیرون می آورند و به آنها پناه می برند، تا از نکبت اسلام سیاسی و ارتجاع قومی عبور کند.

امروزه از “گذار دمکراتیک” از حکومت اسلامی، “گذار کامل” از حکومت اسلامی با تکیه بر جنبش های اعتراضی سخن گفته می شود. جنبش های اعتراضی که پیشاپیش در چارچوب گذار اصلاح طلبانه و “خشونت” پرهیز، حبس سیاسی شده و راه پیشروی شهروندان برای انقلاب علیه “انقلاب” اسلامی مسدود شده است.

این سخنان از سوی کسانی گفته می شود که یا ماهیت حکومت اسلامی را نمی شناسند ویا حکومت اسلامی را با کشورهای اروپائی اشتباه گرفته اند.  مسخره ترین ایده سیاسی، گذار از حکومت اسلامی می باشد.

سیاست اپوزیسیون در قبال حکومت اسلامی را می توان در سه راهکار خلاصه کرد:

1-کودتای مشترک سلطنت طلبان و اسلامگرایان (جناحی از حکومت اسلامی) علیه شیطانی بنام پنجاه و هفتی ها (بخوانید نیروی آزادی، داد و دمکراسی در ایران) با پشتوانه خارجی.

2-تغییر حکومت توسط نیروی خارجی (قدرت های بزرگ جهانی و همسایگان فزون طلب)

3-عزل حکومت اسلامی، از راه تغییر توازن قوا توسط جنبش اقدام در خیابان، انقلاب علیه “انقلاب” اسلامی از خاستگاه برابرحقوقی زنان، شهروندان و ازادی جامعه و میهن است.

هرکدام این این سه نظریه، راهکارهای خود را دارد.

اولی؛ به درون سپاه، بسیج و .. نقب می زند و با بندو بست از بالا، کرسی ها و غنائم را تقسیم می کنند.

دومی؛ علاقمندان به ایجاد نهادهای سیاسی بر فراز جامعه و قیمومیت ایران و ایرانیان، تقسیم اراضی کشور بر مبنای گروه خونی و پاداش دهی به چهار دهه کمک های عربستان، ترکیه، امریکا و .. هستند. این دسته، در چهاردهه گذشته به انتخاب رئیس جمهور، ایجاد شورا، پارلمان، دولت و .. از میان محافل همجنس خود مشغول بوده اند.

سومی؛ سیاست را به کف جامعه منتقل می کند. ایجاد نهادهای خودمدیریت سوسیال دمکراتیک را مورد تاکید قرار می دهد و به عقب راندن حکومت اسلامی و فتح سنگر به سنگر مواضع آن می اندیشد!

سیاست “گذار” آرام، “تدریجی” و “خشونت” پرهیز (اتهام ناروای خشونت طلبی به مردم )، ناظر بر حرکت جامعه و میهن بسوی قبرستان تاریخ است ولاغیر!

 

انقلاب، علیه “انقلاب” اسلامی اجتناب ناپذیر است!

 سیاست تغییر توازن قوا در خیابان و جنبش اقدام را دریابیم!

اقبال اقبالی

07.07.2022

www.tribuneiran.org

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

اقبال اقبالی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما