آیا زمان آن نرسیده است که اپوزیسیون خودش را جمع و جور کند؟
27.09.2022 - 10:26

 

جنبش مبارزاتی مردم ایران علیه جمهوری اسلامی به رهبری جنبش فمینیستی زنان ایران وارد سیر تازه ای شده است 

از کردستان تا بلوچستان ، آذربایجان ، تهران مردم شعار زن، زندگی، آزادی ـ ژن  ژییان ، ئآزادی را می دهند. این شعار تمام ملت ایران از کرد ، ترک ، عرب ، بلوچ و فارس را متحد نموده است 

تظاهرات و اعتراضات اخیر سراسر ایران به قتل ژینا (مهسا امینی) نشان داد که مبارزات مردم کرد از مبارزات مردم بلوچ و فارس و عرب جدا نیست.

شعارهای متحد الشکل مردم در خیابان های ایران به رژیم نشان داد  که دیگر نمی تواند با تفرقه اندازی مبارزات مردم را در بخش های مختلف ایران خفه کند و مبارزات کرد و بلوچ وعرب را تجزیه طلبی خطاب کند و به بهانه حفظ تمامیت ارضی ایران و مبارزه با تجزیه طلبی دست به کشتار مردم مناطق محروم ایران بزند.

وقتی مردم کیش و قشم درخیابان فریاد می زنند : می کشم می کشم هر آنکه خواهرم کشت ، اوج همبستگی و همدردی مشترک را در ایران بیان میکند.

مردم ایران به وضوح متوجه اهمیت همبستگی و هم صدائی شدن برای رسیدن به هدف مشترک خود، براندازی رژیم و برقراری حکومتی فمینیستی ودمکراتیک شده اند.

جنبش زنان که از همان فردای انقلاب ۵۷ با شعار« نه روسری نه توسری » شروع شده و تا به امروز به شکل تکامل یافته آن یعنی خواستار برابری حقوق زن و مرد و لغو کامل حجاب اجباری و برکناری جمهوری اسلامی، ادامه دارد.

تجربیات جنبش های سال های اخیربخوبی نشان داد که برای پیروزی و بدست آوردن خواسته ها تنها بودن مردم در کف خیابان کافی نیست بلکه جنبش باید رهبری شود. رهبری جنبش باید بتواند از طریق پیشنهاد و بکارگیری تاکتیک مشخص مناسب با شرایط ویژه، جنبش را با کمترین هزینه به جلو هدایت بکند.

رهبری جنبش باید منعکس کننده دیدگاه های مختلف سیاسی و طبیعتا متشکل از نمایندگان مردم در داخل و درخارج ازایران،باشد .

ما دردرون اپوزیسیون شاهد وجود احزاب و سازمان های مختلفی هستیم. از احزاب منسجم با داشتن خط وبرنامهمشخص تا تجمع ها وسازمان هایی که گاها فاقد برنامه مشخصی میباشند، هستیم .

یک رهبری منسجم مستلزم داشتن احزاب و سازمان های بزرگ و دارای برنامه می باشد.

بنابراین به نفع جنبش است که سازمان های کوچک و بزرگ مرزهای خود را با دیگراحزاب مشخص و سعی در یکی شدن با آنها بنمایند . همچنانکه همه کسانی که در اروپا زندگی می کنند

میدانند که در درون یک حزب بطورمعمول فراکسیون های مختلف وجود دارد که در انتخابات سالانه درون حزبی فراکسیونی که نمایندگی اکثریت را دارد قدرت را در حزب می گیرد!

 

بنابراین ادغام و پیوستگی سازمان ها و احزاب با همدیگر با داشتن ایدئولوژی تقریبا همسوبنفع جنبش می باشد. ادغام و پیوستگی را نباید بمثابه رفتن زیرچتراین و یا آن تلقی کرد بلکه آنرا بمثابه یک حرکت سیاسی رو به جلو تلقی نمود.

وقتی سازمان ها و احزاب مختلف با برنامه های مشخص شکل گرفت آنوقت می توان برنامه های مشترک کوتاه مدت ودراز مدت را برای دوران گذار طرح ریزی نمود.

درهمین راستا لازم است زنان نیز برای منسجم شدن و دنبال کردن خواست هایشان ارگان های مستقل خودشان را چه در داخل احزاب و چه در خارج آن داشته باشند.

زنان تحت هر شرایطی باید همزمان که در احزاب و سازمان های مختلف در اپوزیسیون با مردان همکاری میکنند و عضو هستند باید تشکل مستقل خود را برای پیگیری خواست های خاص زنان داشته باشند.

زنان درارگان مشترک اپوزیسیون برای رهبری جنبشباید۵۰درصد اعضا مربوطه را بخود اختصاص دهند.

 

 

ثریا ندیمپور فعال سیاسی

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما