اگر جنگ نشده بود ،انقلاب اسلامی از بین رفته بود!
29.10.2022 - 03:21

56

شاید برای الکساندر نیز مشکل بود که از مقطع زمانی و مکانی مشخصی شروع کند .خود من هم وقتی فکر میکردم که از جایی شر ع کنم و آن را با نظم زمانی ادامه دهم دچار مشکل می شدم . امثال من اجزاء کوچکی از حوادث بزرگی بودیم که در چند سال گذشته اتفاق افتاده بود و در توفان‌های پی درپی بسیاری جان از دست داده بودند و کسانی مثل من همچون سنگهای آسمانی از مدار ها خارج شده و در فضای تیره و بی اعتمادی سرگردان بودیم. تازه برای الکساندر و همکاران وی چه فرق می‌کند که از کی و کجا شروع کنم . در حالیکه می دانستم شکل گیری کنجکاوی و علاقه من به روسیه و شوروی از همان بازی‌ها و جنگ و دعواهای کودکانه روی پشت بام‌های میر جعفر و نعمت‌الله شروع شد ه بود ولی علت اصلی که من عزم عبور از مرز و آمدن به شوروی را انتخاب کردم از دست دادن امکان رفتن به کردستان بود واینکه با فضای بی اعتمادی و امنیتی که در کل کشور وجود داشت ریسک گرفتارشدن در گشت‌های بیشمار پلیسی سپاه ،بسیج ،کمیته ها و مؤمنان طرفدار حکومت که برای خالی کردن عقده های عقب ماندگی خود فرصت تاریخی بدست آورده بودند ،زیاد بود . یعنی در واقع حکومت جدید اوباش و آخوند ها در دوجبهه جنگ راه انداخته بود .جنگ خارجی نزدیک مرزها که ادامه آن برای پیروزی در جنگ داخلی حکومت با سازمان‌های سیاسی مخالف ادامه می یافت. اصلا جنگ برای حکومت بنابه شعارها و گفته های حکومت و طرفداران حکومت نعمت و برکت الهی بود ادعایی که هیچ دیوانه ای تاکنون حتی در صورت پیروزی حتمی در جنگ نکرده بود و این به خوبی و روشنی نیات حاکمان را از جنگ و ادامه جنگ نشان میداد . اما در آن زمان‌ فقط نیروها و سازمان های سیاسی که با حکومت در ستیز بودند نیات پنهان جنگ افروزی خمینی و حکو متش را تشخیص دادند . در طرف مقابل صدام یک لات و اوباش که کم وییش مثل همه‌ حاکمان خاور میانه با به کار بردن زور و خشونت بی حد مسیر بدست آوردن قدرت را طی کرده بود قرار داشت و مثل خمینی با سیاست بند و بازی بین شرق و غرب ،گران خريدن محصولات مصرفی خارجی و ارزان فروشی مواد خام قدرت خود را حفظ می‌کرد. با پول نفت که از شرکت‌های انگلیسی و آمریکایی می‌گرفت از شرق و غرب اسلحه میخرید ، سیب زمینی و رژ لب از فرانسه، موشک‌ها و تانک از روسیه، و بمب شیمیایی از آلمان وارد می‌کرد .این بند وبازی ها محدود به صدام و خمینی نبود ،در خاورمیانه اکثر حاکمان نقش دلال کالا و اسلحه بودند ومثل شاه سابق مطلقا در خدمت غرب و انبار کردن اسلحه ی آمریکایی.برای فروش اسلحه باید جنگ و ستیز و رقابت می بود و دلالهای حاکم باید در جنگ و ستیز داعمی بازار فروش را گرم نگه می داشتند ،خمینی این درسها را از حکومت بعثیان عراق یاد گرفته بود و برای تکمیل نقش خود در خدمت غرب بورسیه ی ورودی به پاریس و بستن قول و قرارها برای جنگهای آتی و به به بیراهه بردن انقلاب مردم را از طرف غربی ها بدست آورد .از آنجا که آخوند بود خیلی موذی تر و فریبکارانه تر با شلوغ کاری و شعار مرگ بر آمریکا سیاست استراتژیک آمریکا را پیش می برد سالها بعد همین سیاست را آمریکاییها درافغانستان پیش بردند ،اول بیست سال با طالبان جنگ کردند و بعد از بیست سال دوباره طالبان را به قدرت بر گرداندند و بنا به احتمال زیاد و تجربه تاریخی سیایت های آمریکا زمینه را برای مداخله جدید بیست یا سی سال بعد فراهم می کند. واضح و روشن بود که فحاشی و تحریکات برای جنگ را حکومت ایران و خمینی امام آخوندها که خود پانزده سال در عراق خورده و لنگر انداخته بو د شروع کردند . ازهمان هفته‌ اول صدور خمینی از فرانسه به ایران بد وبیراه گفتن به حکومت عراق را شروع کرد .نزدیک یکسال تبلیغات علیه صدام شدت گرفت تحریکات مرزی ودرون عراق برای تحریک کردن مردم عراق علیه حکومت صدام علنا ادامه داشت و خمینی در پاسخ به فرستاده صلح و دوستی صدام اعلان جنگ داد و گفت:، والسلام علی من اتبع الهدی ، در روزنامه ها خبر از درگیری‌های کوچک مرزی درج می‌شد و یکبار هم خمپاره باران شهر مرزی مندلی توسط سپاه پاسداران حکومت داده شد . صدام فکر می‌کرد که با یک حمله برق آسا آخوند ها را سر جایشان می نشاند ودیگر دست از تحریکات بر می دارند و یک هفته بعد از حمله هوایی به ایران پیشنهاد جامعه بین الملل را برای مذاکره و صلح پذیرفت ولی خمینی و اوباشی که قدرت را غصب کرده بودند و زمینه این جنگ را فراهم کرده بودند منتظر این مو هبت و نعمت الهی بودند و به گفته رئیس وقت سپاه جنگ افروزان:، اگر جنگ نشده بود انقلاب اسلامی از بین رفته بود...جنگ به ما قدرت داد، تجربه داد...خیلی نتایج جنگ برامون عالی بود، با جنگ بود توانستیم ضدانقلاب داخل رو سرکوب کنیم، گروهکها رو سرکوب کنیم.» و من هم یکی از این گروهک‌ها به حساب می آمدم . جنگی را با یک کشور خارجی هشت سال ادامه دادند تا آن میلیون ها نیروی فداکار ی که در حال رشد و شکوفایی بود و می خواست میهن خود را بسازد و آباد کند را ازبین ببرند. کاری که حکومت قبلی نتوانسته بود انجام دهد اینبار همان ساواکی‌ها در لشکر عظیمی از لات و لمپن ها ،اوباش و آخوند ها ادغام شده بودند و سپاه ،ساواما و کمیته تشکیل داده بودند که سازمان‌ ها و نیروهای سیاسی مخالف حکومت اسلامی را قلع و قمع کنند و به عنوان دفاع و حفظ دین و مذهب مانع رشد و آبادانی کشور شوند. همه امکانات تبلیغ در دست حکومت بود و در صورت داشتن يک برگ اعلامیه ،یک صفحه روزنامه از گروه های مخالف حکومت با محکوم شدن به محارب در زندان‌ها و مخفیگاه های حکومت در اسرع وقت جانت را می‌گرفتند. در چنین اوضاعی بود که من از مرز گذشته بودم . بنا به همین آشفتگی اوضاع و پیامدهای آشفتگی فکری بود که نمی دانستم از کجا شروع کنم و منتظر بودم که الکسا

 

سرخس، گذر از رودخانه خشک (1)

اکثر مردم فقط قهرمانان مرده را می خواهند (2)

از سال سیاه ۶۰ تلاشم این بود که از یاسوج هر چه دورتر باشم (3)

اینها که با زورو جنگ روزگار مردم را سیاه کرده‌اند، نمی توانند از خنده کودکان جلوگیری کنند(4)

ازپاقدم هدیه پاریسی یک طرف مملکت در جنگ میسوخت و طرف دیگر در سیلاب(5)

بستری با برگ و خاشاک ساختم ؛ دور و برم را از نگرانی وجود مار لگد زدم 6

قدم و فکر آغاز این سفرم از پشت بام خانه میر جعفرهفده سال قبل شروع شد 7

کسی بدرستی نمی‌توانست ثابت کند که از کجا شروع شد/8

کشيدن لوله های نفت با مرگ بلوطها همراه بود!/9

ستاره ها می توانند راه را نشان دهند (10)

تردید داشتم چه اسمی را انتخاب کنم(11)

چند سال بود که خودم نبودم (12)

اولین تصویری که از لباس نظامی در یاد داشتم (13)

هیچ قاعده‌ای در مورد آخوندها صدق نمی کرد،چون هم بی شرم و حیا بودند و هم موزی(14)

اولین روزی که در خاک اتحاد شوروی بودم از در بیرون رفتم(15)

شما بدون اجازه از مرز شوروی گذشتید و ما سوالاتی داریم که شما جواب دهید(16)

رسید :اسم غیر واقعی شما چیست؟(17)

لباسهای معلم مان رنگ و بوی گلهای بهاری را داشت(18)

تولد ما احتیاج به ثبت کردن نداشت!(19)

من فکر می کردم که حق تقدم برای رفتن به شوروی از آن اعضا و طرفداران حزب توده بود(20)

از نظر حکومت مذهبی هر کسی که با آنها نیست مجرم و گناهکار است(21)

حکو مت ایران با من و میلیون ها ایرانی هم در جنگ است(22)

مقام مسلمانی در ایران از جایگاه تمساح و افعی جنگل‌های سریلانکا پایین تر رفته بود(23)

کاروان‌ها در راه بودند تا مواد برای کارخانه جنگ ، تولید شهید و عذا و نوحه فراهم‌ کنند(24)

سالها قبل نا خواسته در هنگام بازی های کودکانه در دسته روس‌ها قرار داشتم(25)

مردم آن موقع بنا به خوی طبیعی خود بدون ترس تصمیم گرفته و عمل می‌کردند (26)

آهنگران ده از تکه های آهن و لوله های آبرسانی که از شهرها بدستشان می رسید تفنگ های سر پر(27)

من قربان هستم و ...!(28)

یوری گاگارین سمبل انسان شوروی(29)

آقا به شوروی خوش آمدید !(30)

کانال قراقوم از آمودریا سرچشمه می‌گیرد(31)

این کوه های بلند مانع شنیدن روزه خوانی و زوزه کشيدن آخوند هاست(32)

اینجا کمی شیر شتر میخوریم(33)

آیا شیر الاغ حلال است یا حرام؟34)

سرزمین پر گهر کجا و کی به و برای کی بوده ؟(35)

فصل تابستان است و فصل عروسي هاست ،و هرشب موزیک است(36)

اولین تصویر تلویزیون شوروی اتاق خبر بود.(37)

دوبره وی چر(38)

ناامیدی رها کردن هدف و بی عملی است!(39)

پرندگان و گنجشکان روی شاخه های لخت بادام پیر نمی نشستند.(40)

سگ و الاغ زبان همدیگر را علیرغم اینکه صداهای مختلف داشتند می‌فهمیدند.(41)

کندن قبر در زمین نمناک راحت بود.(42)

اعدام افراد بیگناه برای رعب و وحشت و نشان دادن قدرت و ابهت حکومت‌ها ی مرکزی یک قاعده بود.(43)

 توده‌ای‌ها تجربه‌ عبور از مرزها را هم فراموش کرده بودند .(44)

 خمینی، ؛رحمت الهی؛ توسط ایر فرانس به فرودگاه مهرآباد وارد شد(45)

این سالها، سال‌ها ی آوارگی عمومی در کل خاورمیانه بود .(46)

پیامد می خوری و باده نوشی بسته به این است که کی بخورد و با کی بخورد.(47)

پاییز فصل‌ مرگ بود،...(48)

شجاعت خطر کردن وتلاش برای زنده ماندن امید به آینده را در من زنده نگه می داشت!(49)

این آتش به یاد آنها،قربانیان جنگ همیشه روشن است (50)

 گردش دلبران و دلدادگان زیبای زمینی‌ نتیجه پیروزی زندگی و روشنایی بر سیاهی مذهب و محافظان آن بوده‌است.(51)

حکومت اعلیحضرت نظرکرده ،سید ملکالملوک را برای تربیت آخوند و آخوندپروری به شیراز فرستاد(52)

ژاندارمها بسیجی های اعلیحضرت بودند ولی رونق کارشون بیرون مسجد بود(53)

در دوران پیش به سوی تمدن بزرگ، ،مرغهای مصنوعی وارد بازار شد- 54

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

ایران گلوبال

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما