جزئیات تکان دهنده از پرونده عجمیان، گفتگو با برادر حمید قره حسنلو
09.12.2022 - 14:16

سه جلسه دادگاه ظرف شش روز و احکام اعدام و زندان های طولانی مدت برای شانزده نفر به اتهام محاربه و نقش داشتن در قتل یک بسیجی با ضربات چاقو، سه نفر از این شانزده نفر زیر هجده سال سن دارند و دکتر حمید قره حسنلو متخصص رادیولوژی در کرج یکی از پنج نفری است که قوه قضائیه اعلام کرد به اعدام محکوم شده اند! او و همسرش فرزانه قره حسنلو پس از شرکت در مراسم چهلم حدیث نجفی از جانباختگان اعتراضات بعد از جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در منزل شخصی خود بازداشت شدند! فرزانه قره حسنلو به بیست و پنج سال حبس و نفی بلد در اهواز محکوم شده به نحوی که تحت مراقبت بوده و با هیچکس معاشرت و ملاقات نداشته باشد!

حسن قره حسنلو برادر حمید قره حسنلو در گفتگو با رادیو فردا جزئیاتی تکان دهنده از روند بازداشت، محاکمه، صدور احکام سنگین و فشار بر خانواده ها در این پرونده می گوید و این که آنها به شدت شکنجه شده اند و اجازه داشتن وکیل انتخابی هم نداشته اند! حمید قره حسنلو رادیولوژیست پنجاه و سه ساله در حال حاضر در بیمارستان بستری است و فرزانه قره حسنلو کارشناس علوم آزمایشگاهی چهل و شش ساله در زندان کچوئی زندانی است!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

آقای قره حسنلو، حکم صادر شده آیا به برادر شما ابلاغ شده است؟

به همه متهمینی که درگیر این پرونده بودند روز سه شنبه ابلاغ شده ولی برادر من عمل جراحی خیلی سنگین داشت و ساعت دوازده شب حکم اعدام به او ابلاغ شده! در حالتی که تازه هوشیاریش را به دست آورده بود نماینده دادستان به بیمارستان آمده بود و خواهرم در بیمارستان کلی اصرار کرد که برادرم ناراحتی قلبی دارد و تازه عمل سختی انجام داده، این حکم را به من به عنوان نماینده اش بدهید، قبول نکردند، گفتند باید به خودش بدهیم و به خودش ابلاغ کردند!

الان وضعیت برادر شما به چه صورتی است؟ بعد از ابلاغ حکم خبری از ایشان دارید؟

چند روز گذشته یعنی بعد از دادگاه و بعد این که محسنی اژه ای اعلام کرد که حکم می آید و بعد از آن که سخنگوی قوه قضائیه حرف زد جو داخل بیمارستان و بخشی که برادرم دو هفته بستری است خیلی امنیتی شد! سربازان زیادی آنجا بودند و به هیچ عنوان اجازه ملاقات نمی دادند، امروز خواهرم موفق شده از پشت پنجره او را ببیند و دیده برای این که نیرویش را به دست بیاورد دارد خیلی آرام با عصا قدم می زند.

به چه دلیلی در بیمارستان بستری است؟ برخی مقامات تکذیب کرده اند و در دادگاه هم به برادر شما گفتند که شما سالم هستید

کسی که چنین حرفی زد آقای ملایی وکیل مدافع برادرم بود، دو روز قبل از دادگاه وکیلش به اصرار ما رفت و در بیمارستان برادرم را ملاقات کرد، روی حساب همان نیم ساعت ملاقات بدون هیچ نظر کارشناسی پزشکی قانونی و پزشک معالج برادرم توی دادگاه گفتند که شما بیمارستان را برای خودت حالت وی آی پی کرده اید و شما نه شکنجه شده ای و نه مشکل جسمی داری، هیچ مشکلی نداری! به خاطر همین برادرم لباس هایش را در دادگاه درآورد که نشان دهد تیوب هائی به او وصل است، نشان دهد جاهائی که شکنجه شده، عکس هایش را ما داریم، قاضی هم یک دقیقه سکوت داد و برادرم لباس هایش را پوشید.

تا جایی که ما می دانیم موقعی که آمدند از خانه با ضرب و شتم برده اند همان جا گویا یکی از دنده هایش می شکند، دو روز بعد برده اند بیمارستان البرز کرج و پزشک آنجا سرسری نگاه می کند و با توجه به عکسی که می گیرد و توی عکس هم می فهمد که یکی از دنده ها شکسته ولی باز هم به بازداشتگاه برمی گردانند برای این که بازجوئی ها را ادامه دهند! در این بازجوئی ها به شدت شکنجه می شود و پنج دنده سمت چپش می شکنند! هیچ رسیدگی در ده روز اول نمی شود، از طرفی شکسته شدن یکی از دنده ها باعث می شود که ریه سمت چپش هم آسیب ببیند و ریه اش خونریزی داخلی بکند.

همین رسیدگی نکردن باعث می شود که وقتی بعد از دو هفته به بیمارستان می برند می بینند که وضعیت خیلی وخیم است و سی آبان اولین عمل را انجام می دهند، برای این که خون هائی که داخل ریه است را تخلیه بکنند! ششم آذر دومین عمل را انجام می دهند که چهار روز بعد وقت دادگاه بود، روز اول دادگاه که او را نبرده بودند، پزشکی قانونی می گوید که در دادگاه نمی تواند حضور داشته باشد و حتی ویدئو - کال هم نمی تواند داشته باشد با این حال روز دوم به دادگاه می برند، یک مقدار خون داخل ریه باقی مانده و لخته شده بود و این عمل آخر که پانزده آذر انجام شد عمل سختی بود، مثل عمل قلب باز چون باید دنده ها را باز کنند که بتوانند لخته های ریه را تخلیه بکنند!

در واقع ایشان را از بیمارستان به دادگاه آورده بودند، درست است؟

بله، مستقیم از بیمارستان به دادگاه برده بودند، با وجود این که یک روز قبل پزشکی قانونی معاینه کرده و گفته بود که نمی تواند در دادگاه حضور داشته باشد.

اتهام بسیار سنگینی برای برادر شما صادر شده و حکم بسیار سنگینی هم صادر شده، ممکن است توضیح دهید که قضیه چی بوده؟

برادر من برای چهلم حدیث نجفی به بهشت سکینه رفته بود، توی راه، اتوبان به خاطر ترافیک بسته می شود، از ماشین پیاده می شوند که پیاده بروند، نیروهای امنیتی همه جا بوده اند و اینها به یک شکلی هدایت شده اند و از یک مسیری رفته اند که شهید عجمیان آنجا بوده، سر آن صحنه اینها حضور داشته اند ولی فعلی انجام نداده اند، فرزانه قره حسنلو سعی کرده جلوی بقیه را بگیرد که بیشتر نزنند و توی فیلم ها معلوم است که دست هایش را می گیرد که نزنند ولی این که فعلی انجام داده باشند یا ضربه ای زده باشند نبوده و مدرکی هم در این زمینه نیست، نه به شکل فیلم و نه به شکل عکس، هیچ چیزی نیست، تنها فعلی که انجام داده اند این بوده که همان طور که گفتم فرزانه سعی کرده جلویشان را بگیرد که از این هم علیه فرزانه استفاده کرده اند! کار دیگری هم که کرده اند برادرم مثل هر شخص دیگری که در تجمعات هست (نه در این صحنه که عجمیان بوده بلکه قبل از آن جمعیت بزرگی جمع شده بودند و شعار می دادند) برادرم یک فیلم گرفته.

بعد از این که از صحنه ای که عجیمان کتک می خورده رد می شوند (در فیلم ها هم مشخص است که رد می شوند) یک مقدار جلوتر یک آخوندی مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود، برادرم به عنوان وظیفه پزشکیش او را معاینه می کند و به بقیه افرادی که آنجا بودند اطلاع می دهد که علائم حیاتی دارد و به بیمارستان برسانید، عکس های این آخوند به اسم یاسر اسماعیلی ساکن نظرآباد هم موجود است که خونین بوده، او را به بیمارستان می رسانند و زنده می ماند، الان هم زنده است، ما با او تماس گرفتیم، تأیید کرد که یادش می آید که یک نفر بالای سرش گفته پزشک است و او را معاینه کرده، بعد که ما از او خواستیم بیاید شهادت دهد با رؤسای خود تماس گرفت و امتناع کرد! این تمام ماجرا بود، ترافیک که راه می افتد سوار ماشین می شوند، به خانه می روند، ساعت دوازده شب می خوابند و ساعت دو نصف شب تعدادی مأمور با لباس شخصی در را می شکنند و وارد می شوند و با ضرب و شتم خودش و همسرش را می گیرند و می برند!

با توجه به توضیحی درباره وکیل برادرتان، برادر شما وکیل انتخابی نداشته و وکیل تسخیری هم در دادگاه علیه او حرف زده، درست است؟

دقیقا ! به ما گفتند وکیل ماده چهل و هشت باید باشد، یعنی وکلای مورد تأیید، ما با چند نفر از اینها صحبت کردیم، قرارداد نوشتیم، پول کلانی از ما خواستند، پول را تهیه کردیم و بردیم، حتی پول را یورو از ما خواستند و ما یورو هم تهیه کردیم ولی لحظه آخر با توجه به تهدیدی که از سمت سازمان قضا شده بودند پا پس کشیدند و قرارداد را به صورت یک طرفه ملغی کردند! همین باعث شد که در نهایت تنها چاره ما همین وکیل تسخیری ‌آقای ملایی باشد! برادرم علیرغم همه شکنجه هائی که شده هیچ اقراری نکرده، نه در دادگاه و نه در بازجوئی اما وکیل در دادگاه گفته تو دروغ می گوئی! تو ضربه زده ای، این کار و آن کار را کرده ای و تو در سلامت کامل جسمی هستی و شکنجه نشدی! چیزهائی گفته که به نظر می آید فضای رعب و تهدیدی که دادستان و قاضی در حال انجامش بوده اند اینها هم به شدتش اضافه کرده بودند، به طوری که برادرم بعد از دادگاه گفت که بیشتر وکیل مهاجم بود و سعی می کرد به موکلش هجوم بیاورد به جای این که دفاع کند!

گفتید برادرتان هیچ اقرار و اعتراف اجباری انجام نداده و هیچ چیزی از او ندارند ولی از همسر برادرتان اقراری داشتند که در دادگاه هم به آن استناد کردند

فرزانه قره حسنلو دو روز اول تحت شکنجه های شدید بود، در این شکنجه ها به او می گفتند اقرار کن که حمید این کار را کرده، حتی از او نمی خواستند اقرار کند خودش یک کاری کرده، از او می خواستند که اقرار کن حمید سه ضربه زده، این چیزی است که بعد از این که به زندان کچوئی رفت به ما زنگ زد و گفت، روز اول مقاومت کرده، روز دوم به او گفته اند که ما می دانیم پسرت در خوابگاه دانشگاه تبریز است و اگر تا امشب اقرار نکنی که حمید ضربه زده پسرت را بازداشت می کنیم و همین شکنجه هائی که تو می شوی او هم می شود و ممکن است کشته شود! چنین تهدیدی کرده بودند، نه تنها شکنجه جسمی کرده بودند بلکه شکنجه روحی هم شده، در نهایت گفته که کاری به پسرم نداشته باشید من اقرار می کنم که یک ضربه زده! نمی گویم سه ضربه، می گویم که یک ضربه زده! روز بعد که به زندان کچوئی می آید و می تواند با خانواده تماس بگیرد اولین کاری که می کند کتبا می‌نویسد و می فرستد و ما داریم که نوشته کتبا تکذیب می کند و تحت شکنجه بوده و قابل استناد نیست!

در دادگاه هم آن اقرار را رد کرد، درست است؟

بله ولی تنها و تنها و تنها مدرکی که علیه حمید قره حسنلو دارند همین است! یک سری مسائل دیگر عنوان کردند، مثل این که کفشت خونی بوده، در صورتی که هیچ مدرکی دال بر این که کفشش خونی بوده اعم از عکس و فیلم و هیچ چیز دیگری وجود ندارد! یا گفته اند که شما دستت صدمه دیده و گفتند یکی از متهمان گفته که با چاقو دو ضربه زده، ضربه اول به کتفش خورده و ضربه دوم به کسی که از کتف او (عجمیان) را گرفته بود خورده، گفتند چون دست تو یک مقدار زخمی شده پس تو از کتف گرفته بودی! در صورتی که این هم قابل استناد نیست و با توجه به شکنجه هائی که شده ممکن بود اتفاقات بدتری بیفتند، حتی شخصی که گفته دو ضربه زده نگفته که حمید او(عجمیان) را گرفته بود.

الان وضعیت همسر برادرتان فرزانه قره حسنلو به چه صورتی است؟

وضع جسمیش که ما خبر نداریم، الان یک مدت است اجازه ملاقات نداده اند و ما فقط تلفنی با او در تماس هستیم که زنگ می زند، از لحاظ روحی به شدت در شرایط بدی است، چون هم حکم خودش به او داده شده و هم این که در دادگاه شنیده که از آن اقراری که کرده علیه همسرش دارند استفاده می کنند! اینها باعث شده که از لحاظ روحی در شرایط خیلی بدی باشد.

گفتید که هیچ مدارک و شواهدی وجود ندارد و تمام اتهامات را رد می کنید، برادرتان و همسر برادرتان هم در دادگاه رد کرده اند، چرا برادر و همسر برادر شما را به این پرونده ربط داده اند؟

من واقعا نمی دانم چرا این کار را می کنند ولی چیزی که می دانم این است که مسلما هدفمند این کار را انجام می دهند، خودشان هم می دانند که همین باعث ایجاد رعب و وحشت می شود، یعنی این که همه قشرها می توانند درگیر این مسائل شوند، از دکتر گرفته تا بچه پانزده و شانزده ساله، ربطی ندارد که شما از چه قشری هستید، درگیرتان می کنیم! می تواند این باشد که چهار هفته است پنج خانواده درگیر این مسأله هستند و کاری که اینها دارند می کنند ایجاد فضای رعب و وحشت برای خانواده هاست، از طرفی فضای وعده و عید، همه به خاطر این که از نظر ذهنی ما را مشغول نگهدارند، وعده و وعید که رسانه ای نکنید، خبرهای خوبی در راه است، تا یک هفته یا دو روز دیگر، یک روز وعده و وعید می دهند، یک روز تهدید می کنند، اینها برای این است که خانواده ها در یک حالت برزخی باشند، من فکر می کنم که می خواهند یک ضرب شستی نشان دهند و خانواده ها را درگیر کنند، به برادر من گفته اند که شما لیدری می کردی، در صورتی که حتی برای این مسأله هم هیچ مدرکی ندارند و صرفا به خاطر یک فیلمی که برادرم از اعتراضات گرفته می گویند تو لیدری می کردی، حتی اعتراضات توی کردستان و بلوچستان را هم می خواستند بگویند که شما لیدری می کردی!

درباره حکم فرزانه قره حسنلو همسر برادرتان ممکن است بگویید دقیقا چه حکمی به او ابلاغ کرده اند؟

بیست و پنج سال حبس نفی بلد در زندان اهواز به نحوی که تحت مراقبت بوده و با هیچکس معاشرت و ملاقات نداشته باشد.

برادر شما و همسرشان جزو معترضان بودند، حتی بر مبنای صحبت هائی که خودشان در دادگاه گفته اند جزو معترضان بودند، درست است؟

در چهلم حدیث نجفی به صورت کاملا مسالمت آمیز شرکت کرده اند، بله!

با توجه به این که این احکام بدوی است آیا شما اعتراض خواهید کرد؟ با توجه به کیفیتی که در ارتباط با وکیل گفتید چه اقدامی خواهید کرد؟

ما مسلما اعتراض خواهیم کرد، با چند وکیل داریم صحبت می کنیم، امیدواریم وکیل خوبی گیر ما بیاید ولی مسلما سنگ اندازی می کنند، ما بیست روز فرصت داریم که به دیوانعالی کشور اعتراض کنیم، خیلی، خیلی امیدوار هستیم که حکم ها را عوض کنیم چون بر اساس هیچ منطقی نیست، هیچ ادله ای نیست، داخل پرونده هم هیچ مدرکی نیست، علیه فرزانه قره حسنلو هم هیچ مدرکی نیست، هیچ چیزی نیست که مستحق بیست و پنج سال زندان انفرادی باشد، فقط امیدواریم به شکلی که دادگاه بدوی را برگزار کردند دادگاه بعدی نباشد و بتوانیم حداقل در چارچوب خود قوانین قوه قضائیه خود ایران حتی خود آن قوانین ‌اجازه دهند و سنگ اندازی نکنند، مثل دفعه پیش که سنگ اندازی کردند و تهدید کردند، امیدواریم اینجا این اتفاق نیفتد، علاوه بر شرایط سختی که خودشان داشتند، شکنجه هائی که شدند، فضای رعب و وحشتی که برای خانواده ها راه انداخته بودند من مطئن هستم که برای خانواده هائی که درگیر این قضیه هستند این فضاست، به خاطر همین خیلی از خبرها اصلا بیرون نمی آیند، این که افراد حرف نزنند و واقعیت ها را بروز ندهند.

مورد دیگری که باید بگویم این است که برادرم از نظر جسمی کسی نیست که بتواند کسی را بزند و بکشد، از نظر روحی هم همین طور، خیلی از اینها را من خودم نمی دانستم و وقتی داشتیم مدارک جمع می کردیم متوجه شدیم، برادر من بانی احداث چهار مدرسه در مناطق محروم بوده، در کرمان و سیستان و بلوچستان که مدارکش هست، از سال ۱۳۸۹ در مرکز کهریزک البرز‌ هفته ای یک بار رایگان ویزیت می کرده، در همان مرکز در سال ۱۳۹۵ یک دستگاه سونوگرافی به صورت کاملا رایگان اهدا کرده، در مطب خودش افراد سالمند،‌ معلولین جسمی - حرکتی و اوتیسمی را رایگان خدمات می داده، در یک سری درمانگاه ها من جمله درمانگاه امام حسن مجتبی که درمانگاه سپاه کرج هم هست می رفت و زیر تعرفه مصوب ویزیت می کرد، جزو خیرین با کارت طلائی در کمیته امداد امام خمینی بوده، کارت طلائی یعنی خیلی باید کمک کرده باشی و به خانواده های مختلفی کمک کرده باشی که بتوانی کارت طلائی بگیری، منظورم این است که از نظر روحی و عاطفی هم آدمی نیست که بخواهد به کسی آسیبی برساند، با هیچ عقلی جور درنمی آید.

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

garahasanlu-780-1

 

garahasanlu-780-2

 

garahasanlu-780-3

 

garahasanlu-780-4

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

تبریزی
برگرفته از:
https://www.radiofarda.com/a/iran-protests-gharahasanloo/32167795.html

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

دیدگاه‌ها