زندانیان سیاسی فراموش شده با یک تا دو دهه زندان!

زندانیان سیاسی فراوانی هستند که ده تا بیست سال است که در زندان های گوناگون ایران زندانیند و درباره این زندانیان فراموش شده تا کنون اطلاعاتی منتشر نشده و یا حداقل به گوش من نخورده است، امیدوارم دیگرانی که می توانند این اسامی را تکمیل کنند.

 

 

در یکی دو روز گذشته یازده زندانی سیاسی با استفاده از حق قانونی آزادی مشروط آزاد شده اند، آزادیشان شادی آور بود و بسیاری از ما را خوشحال کرد، بسیاری از آنها در روزها یا ماه های پایان محکومیت خود بودند، کمی که از خوشحالی اولیه گذشت انگار غمی بزرگ قلبم را چنگ زد، یادم افتاد برخی از زندانی های سیاسی در زندان های ایران بیشتر از یک دهه و حتی دو دهه در زندانند! ای کاش آزادی گاهی برای آنها هم سرودی می خواند! یادم آمد بهمن احمدی امویی سال گذشته بعد از آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی به مناسبت عید فطر در نامه ای برایم نوشت :

 "مرخصی و بخشش و تقلیل حکم را به آنها داده اند که حکم برخیشان دو روز، دوازده روز، دو ماه دیگر تمام می شد! برخی های دیگر هم حبس های یک سال و دو سال و سه سالشان نصف شده بود یا در نیمه راه گذراندن حبسشان عفو شده بودند! آیا واقعاً هیچکدام از زندانی های قدیمی اینجا بعد از این همه سال زندان نمی توانستند مرخصی، کاهش حکم و یا حتی عفو را انتظار داشته باشند؟ اما نه، انگار خدا هم آنها را فراموش کرده است! اینجا در بند سیاسی زندان رجائی شهر کسانی هستند که سال ها هیچ ملاقاتی نداشته اند، آدم هائی محکوم به اعدام که بعد از پنج - شش سال حکمشان شکسته و به حبس ابد تبدیل شد، حالا در سال های پانزده، دوازده، چهارده و بیست زندانشان به این امیدند که روزی حبس ابدشان آن قدرها هم ابد نباشد! زندانی هائی که جوانی و پیری زودرسشان را پشت همین میله های زندان و در فراموشی گذرانده اند!"

 و من یاد محمد نظری می افتم، محمد نظری بیست و یک سال پیش چند ماهی به کردستان عراق رفته بود و با حزب دموکرات کردستان همکاری داشته، او هیچ گونه عملیات مسلحانه ای انجام نداده است، برادرش در جنگ ایران و عراق شهید شده است و متعلق به یک خانواده کرد و شیعه است، به گفته خودش بازجوها به او گفته بودند تو یک شیعه هستی و برادر یک شهید، بنابر این خیانت تو به ما مجازات سنگینتری خواهد داشت! محمد نظری یک زندانی سیاسی است که بیش از بیست سال پایش را از زندان بیرون نگذاشته است! وی ابتدا به اعدام محکوم شده بود و سال ها بعد حکمش به ابد تقلیل پیدا کرد! به نظر می رسد مجازاتش با جرم او هیچ گونه تناسبی ندارد.

 عمر فقیه پور یک زندانی دیگر سیاسی از کردستان ایران است، او محکوم به حبس ابد است و بیش از سیزده سال در زندان است! اتهام او هم ارتباط با حزب دموکرات کردستان بوده است، بهمن با تأسف زیاد همیشه درباره اش حرف می زند، سال هاست ملاقاتی ندارد، بهمن می گوید: "تصویر ثابت او در بند این است: همیشه ساکت روبروی تلویزیون نشسته و در حالی که فیلم و سریال نگاه می کند با قلاب هائی که تند و تند حرکتشان می دهد کیف و کمربند می بافد تا هزینه زندگی در زندان را تأمین کند!

 احمد تمویی نیز پانزده سال است که در زندان است! فعلا در زندان رجائی شهر، او هم به خاطر حزب دموکرات زندانی و از زندانیان سیاسی کرد است.

 ابراهیم حسین پور هم هفده سال است که در زندان است!

 عثمان مصطفی پور از زندانیان سیاسی کرد الان ۲۳ سال است که در زندان است! فعلا در زندان اورمیه محبوس است، وقتی دستگیر شد فقط ۲۲ سال داشته و به خاطرارتباط با حزب دموکرات ایران بازداشت و زندانی شده و هیچ گونه عملیات مسلحانه هم نداشته است، حتی تصورش هم برایم سخت است، ۲۳ سال در زندان است و کسی هم حرفی از او نمی زند!

 سعید سنگر یک زندانی دیگر کرد است که سیزده سال بدون یک روز مرخصی در زندان سنندج است!

 خالد فریدونی هم مثل عمر فقیه پور از اعضای حزب دموکرات کردستان بوده و سیزده سال است در زندان است! الان در زندان رجائی شهر و محکوم به حبس ابد است.

 حسین حمزه شجاع از دیگر زندانیان سیاسی کرد است که محکوم به حبس ابد است و از دوازده سال پیش در زندان است!

 بهمن می گوید: "از خودم می پرسم اگر این حزب دموکرات هنوز هم وجود داشته باشد آیا می داند آدم هائی هستند که به اسم عضویت در آن حزب سال هاست که در زندانند؟ گاهی با خودم می‌گویم شاید حتی سیستم قضائی ایران هم در فهرست زندانی های خود نامی از آنها نداشته باشد!"

 و این زنان کرد نیز سال هاست که با حکم های سنگین در زندانند: زینب جلالیان، قدریه قادری، امل شیخو، صفیه صادقی.

 امکو قادری و رمضان سعیدی، ناصح یوسفی، محمد امین عبداللهی (زندان طبس) قادر محمد زاده نیز هر کدام هشت سال است که در زندانند!

 احسان تپز (زندان زنجان)، محمود بداغ (زندان قزوین)، ارجان قریل (زندان قزوین)، عمر چاپراز نیز هفت سال است که در زندانند!

 بهمن می گوید: "این جور آدم ها بیش از هر کس دیگری نیاز به دیده شدن و توجه دارند، چیزی که هم قبل از زندان و هم در زندان از آنها دریغ شده است، چند تائیشان را تو می شناسی چون قبلاً از آنها برایت گفته ام، شخصیت های قابل احترامی دارند، هر جور شده خودشان هزینه های زندگیشان را تأمین می کنند، از طریق بافتن شال و روسری، عروسک و دیگر صنایع دستی و فروختن آن به دیگر زندانیان!"

 زانیار و لقمان مرادی که پسر عمو هستند چهار سال است که زیر حکم اعدامند و به دستور قاضی صلواتی از ملاقات با خانواده هایشان محرومند! آنها هم مدت هاست که با خانواده های خود ملاقات ندارند! بهمن بارها به من گفته: "بعضی وقت ها روزهای ملاقات خجالت می کشم مستقیم توی چشم هایشان نگاه کنم!"

 حبیب و علی افشاری نیز دو برادرند که در زندان اورمیه زیر حکم اعدامند، بهروز ایلخانی، سیروان نژادی، ابراهیم عیسی پور، منصور آروند و رضا اسماعیلی نیز همین طور!

 حاج کریم معروف عزیز که نزدیک به هشتاد سال سن دارد بیش از شانزده سال است که در زندان به سر می برد! وی نیز در زندان رجائی شهر است.

 کرمی خیرآبادی نیز یکی از همین افرادی بود که شانزده سال زیر حکم اعدام قرار داشت و به گفته همبندانش یکشنبه ها و سه شنبه هائی که احتمال اجرای حکم اعدام می‌رفت با هفته ها و ماه ها و سال های زیادی که پشت سر گذاشته بود دیگر اصلاً حسی برایش نمانده بود که وقتی بهمن از او پرسید: "چه احساسی دارد که ممکن است یکی از این یکشنبه ها یا سه شنبه ها نامش را بخوانند؟" فقط یک لبخند تلخ تحویلش داده و با لهجه غلیظ خوزستانیش گفته بود: "خدا بزرگ است!" کرمی خیرآبادی چند ماه بعد از شانزده سال که پایش را از زندان بیرون نگذاشته بود بالاخره اجازه یافت چند روزی به بیمارستان اعزام بشود و در همان جا جان سپرد! به همین سادگی، شانزده سال زندان و بعد مرگی غریبانه در بیمارستان زندان!

 ای کاش مسئولان قوه قضائیه پرونده های چنین زندانیانی را گاهی روی میز خود قرار بدهند و نگاهی به آن بیندازند، زندانی هائی که به نظر می رسد کاملا فراموش شده اند! اطمینان دارم که تعداد زندانی های سیاسی فراموش شده در زندان های سراسر ایران بیشتر از اینهاست! من اسامی بسیاری از آنها را نمی دانم، شاید تا کنون اطلاعاتی درباره شان منتشر نشده و یا حداقل به گوش من نخورده است، امیدوارم دیگرانی که می توانند این اسامی را تکمیل کنند.

 

منبع: 
http://zhila.eu/spip.php?article400
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.