این چه چیزی است که از پدر و مادر٬ قاتل می سازد؟!

برادرم موهای مرا از پشت گرفت و مرا روی زمین كشید، او دست و پایم را گرفت و مادرم یك گالن آورد و به پدرم داد، او هم محتویات گالن را که اسید بود روی صورتم ریخت ..........

 

 

 

 

یک فرهنگ٬ یک تفکر و یک مذهب از عزیزترین افراد زندگیت٬ جلادانی بیرحم می سازد و به ویژه زندگی های هزاران و میلیون ها زن را تباه می کند! تهمینه در یک شهر آلمان از تنهائی و درد به خود می پیچد و به آینه نگاه نمی کند چرا که دیدن صورتش برایش یادآور غم و درد بسیار عظیمی است که زندگیش را تباه کرده است، تهمینه فقط ۲۹ سال دارد! او می توانست شاد و سرشار از آرزوها زندگی کند٬ عشق بورزد و از زندگیش لذت ببرد٬ نه! این اتفاق نمی افتد٬ تهمینه فقط و فقط به دلیل این که از همسرش طلاق می گیرد قربانی یک توطئه کثیف و شوم خانوادگی می شود! پدرش او را ننگ خانواده می داند چرا که طلاق گرفته است و در یک روز غمگین و سیاه در ایران این اتفاق می افتد:

"قبلا دیده بودم که پدرم یک طناب می بافد اما نمی دانستم برای قتل من این طناب را آماده می کند! هر كس می شنود پدر و برادرم رویم اسید پاشیده اند تعجب می كند! آنها پدر و برادر تنی من هستند اما نمی دانم چرا چنین بلائی بر سرم آوردند؟! پدرم گفت تو با آبرویم بازی كردی و نمی گذارم زنده بمانی! همان روز كه پدرم این جمله را گفت چند دقیقه بعد برادرم آمد، او و پدرم مرا به باد كتك گرفتند! برادرم موهای مرا از پشت گرفت و مرا روی زمین كشید! او دست و پایم را گرفت! در ادامه مادرم یك گالن آورد و به پدرم داد، او هم محتویاتش را روی صورتم ریخت، داخل ظرف پر از اسید بود! من از درد به خودم می پیچیدم اما آنها من را كتك می زدند، در ادامه یك طناب آوردند و دور گردنم پیچیدند! قبلا دیده بودم كه پدرم آن طناب را می بافد اما نمی دانستم آن را برای چه می خواهد؟ بعد از آن دیگر چیزی نفهمیدم!"

و خبرنگار می پرسد بعدا چه شد؟ و او می گوید: "نمی دانم چقدر گذشته بود كه چشمانم را باز كردم، درد همه وجودم را گرفته بود، پدرم تلویزیون تماشا می كرد و مادرم هم در آشپزخانه بود، برادرم هم رفته بود یك گونی بیاورد و مرا داخل آن بیندازد! دوان دوان خودم را به حمام رساندم، زیر دوش رفتم تا اسیدها پاك شوند، چشمانم را شستشو دادم تا كور نشوم، پدرم كه دید من به حمام رفته ام دوباره سراغم آمد، برادرم هم سر رسید، می خواستند مرا بكشند اما به دست و پایشان افتادم و التماس كردم، پدرم گفت: اگر تو زنده بمانی از ما شكایت می كنی، اما من قول دادم شكایت نكنم! بعد از چند ساعت با برادر بزرگترم كه رابطه خوبی با من داشت تماس گرفتند و او مرا به بیمارستان رساند، وقتی در بیمارستان های قزوین نشد برایم كاری بكنند من به تهران منتقل شدم."

تهمینه اکنون ساکن آلمان است٬ پزشکان در اینجا برای کمی بهبود در وضعش تلاش می کنند اما او قربانی یک توطئه خانوادگی شده و اکنون به هیچکس اعتماد ندارد! علت این جنایت علیه یک زن جوان این بود که بعد از ازدواج متوجه می شود با همسرش به هر دلیل نمی تواند زندگی مشترک کند، او می گوید همسرم معتاد بود و مرا کتک می زد اما این دلائل برای خانواده و به ویژه پدرش کافی نبودند که به او حق دهد طلاق بگیرد! به او می گویند با آبروی خانواده مان بازی می کنی، باید بسوزی و بسازی! پدرش تهدید می کند اگر طلاق بگیری می کشمت! و من در تصمیم خودم قاطع بودم٬ طلاق گرفتم و او فرزندش را می کشد و سپس مشغول تماشای تلویزیون می شود!!!!!!!

"آنها پدر و برادر تنی من هستند اما نمی دانم چرا چنین بلائی بر سرم آوردند؟!" اجازه دهید به او بگویم چرا این اتفاق می افتد:

تهمینه عزیز، از روزی که گفتند تو به عنوان یک زن بشر نیستی٬ از زمانی که نوشتند و تبلیغ کردند که زن ناموس مرد است٬ از دورانی که مردی ادعای پیغمبری کرد و در حالت خلسه و بیمارگونه خود را نماینده خدای ناموجود بر روی کره زمین نام نهاد و با استفاده از انبان مذاهب قبلی که همگی از خدای مذکر دفاع کرده و زنان را ودیعه این خدا برای مردان تعریف کرده بودند٬ فرهنگی شکل گرفت که با تعرض و تجاوز و بی حرمتی به زنان عجین بود!

تاریخ بشر تاریخ تحمیل بی حقوقی به زنان است، به دلائل اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و اکنون ما در مورد زندگی زنان در قرن بیست و یک و با حضور و تسلط جنبش اسلامی و تفکر و مذهب و سیاستی حرف می زنیم که بر مبنای این فرهنگ و مذهب زن را آدم حساب نمی کنند! احساسات و عواطف و راحتی و شادی زن را بر نمی تابند! او را برده جنسی٬ ناموس و وسیله ارضای مردان تعریف می کنند و حرمت و حق و نظر و احساس زنان را با خواندن یک ورد و یک آیه زیر پا له می کنند!

ما در مورد ایران تحت حاکمیت جانوران اسلامی حرف می زنیم! سی و چهار سال این فرهنگ را در رسانه ها و منابر و مساجد جار می زنند که زنان جایشان در پستوی خانه هاست! که زن را چه به سیاست و کار و بیرون از خانه؟! زنان حق تصمیم گیری در مورد مسائل جامعه را ندارند! زن را باید زیر حجاب اختناق برد و صدا و تصویر و احساس و نظرش را زیر چادر سیاه محو کرد! زنان باید در خانه بمانند٬ قانون کذائیشان مبلغ و مروج قتل زنان٬ تعرض و تجاوز به زنان است و زنان عاصی و یا سنت شکن را با سنگ زجرکش می کنند، یادت نرود آنها برای کنترل جامعه و برای چاپیدن ثروت و مکنت آن جامعه به زنان حمله می کنند، به بخشی از جامعه که آن را ضعیف می پندارند و در این حمله همکارانی در بین مردم عادی و در بین افراد خانواده ها نیز دارند٬ به آنها اتکا می کنند، در ابعادی اجتماعی از این طریق قدر قدرتی خود را نشان می دهند و برای ساکت کردن زنان به فرهنگی متوسل می شوند که در آن جامعه تثبیت شده است و همکاران و قاتلینی نیز در بین مردم عادی دارند مثل پدر و برادر تو!

تو می گوئی به روحانی نامه دادم و از او تقاضای کمک کردم٬ مطمئن باش جوابی نخواهی گرفت! روحانی و حکومت و اعوان و انصار این حکومت همین جنایت را از طریق سپاه و دستگاه قضائیشان سازمان می دهند و تا کنون صدها زن را کشته اند! همان ها در قانون به پدر و برادر تو اجازه داده اند زن بکشد! همان ها هم از قاتلین دفاع کرده و مطمئن باش کاری به ضرر قاتلین انجام نخواهند داد! اصلا آنها حکومت قاتلین و زن ستیزان و له کنندگان حرمت زنان هستند! تهمینه عزیز، متأسفانه تو اولین قربانی این فرهنگ٬ این تفکر و این سیستم و مذهب و جنبش کثیف نیستی! پاسخ سؤال تو این است:

آنچه از پدر و برادر عزیز تو قاتل می سازد مذهب اسلام است! آنچه از پدر و برادر و مادر قاتل تو حمایت می کند حکومت اسلامی ایران و روحانی و خامنه ای و کثافت هائی به اسم آخوند است! آنچه این قتل و جنایات را تبلیغ می کند آخوند و منبر و رسانه های حکومت زن ستیزان اسلامی است، دشمن تو همان ها هستند٬ دشمن تو سیستمی است که زن را آدم حساب نمی کند پس باید بلند شد و زندگی کرد و دوباره ساخت و مبارزه کرد بر علیه جنایت٬ بر علیه ضدیت با زنان٬ بر علیه آدم حساب نکردن زنان٬ بر علیه مذهب و حکومت اسلامی ایران، بر علیه روحانی و شرکا و اجازه بده لب کلام را نیز اضافه کنم٬ بر علیه خدا، خدائی که اینها برای چاپیدن و له کردن انسانیت ساخته و پرداخته اند و با استناد به او جنایت مقدس سازمان می دهند و قاتلینی پرورش می دهند که فکر می کنند با جنایت کردن راه رفتن به بهشت را هموار می کنند! این تفکر بیمارگونه را باید از بیخ و بن برانداخت!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

پس از بررسی های فراوان و جستجو در سایت های گوناگون روشن شد که نام درست این خانم (تهمینه) است نه (فهیمه) اما نویسنده این نوشتار خانم مینا احدی دچار نادرست نویسی شده و چند بار (تهمینه) را (فهیمه) نوشته است که در ایران گلوبال ویرایش شد.

http://minaahadi.wordpress.com/2014/01/06/%d8%a7%db%8c%d9%86-%da%86%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b2-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%be%d8%af%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%ac-%d9%82%d8%a7%d8%aa%d9%84-%d9%85%db%8c%d8%b3/

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.