فردوسی و تفکر زن ستیزانه و نژادپرستانه او در شاهنامه!

فردوسی هم شاعر زمان خویش بوده و طبیعی است در زمانیکه زن ارزش چندانی در اجتماع آن روز و اطرافیان فردوسی نداشته، فردوسی هم بی تاثیر از این افکار نبوده است. نمی توان فردوسی را به خاطر افکار تحقیرگریانه اش نسبت به زنان در 1000 سال پیش، با تفکر روشنفکرانه امروزی به محک کشید و وی را هم نمی توان معصومی حکیم دانست که این افکار نمی توانسته در فکر او جایی داشته باشد!

 بسیاری از ناسیونالیستهای افراطی فارس زبان،  فردوسی را شاعر و حکیمی بی نقص و عیب دانسته(1) و معتقدند اگر فردوسی و سروده شاهنامه‌اش نبود بعد از حاکمیت اسلام و مسلمان شدن ایرانیان، زبان مردم فارس ایران (و البته افغانستان و تاجیکستان) حتما عربی می شد و دیگر نشانی از زبان فارسی باقی نمی ماند و امروز مردم شیراز، اصفهان، کرمان و مشهد به جای فارسی یا همان دری قدیم به عربی تکلم میکردند؛  چنانچه مردم مصر، چون شاعری مثل  فردوسی را نداشتند، زبان قبطی آنها در طول چند صد سال تبدیل به عربی شد!

البته در مقابل هم بسیاری دیگر هستند که در ردّ این تئوری ضعیف، یکی از دلایل مهم عربی شدن زبان قبطیهای مصر را در هم‌ریشه بودن زبان قبطی و عربی که هر دو این زبان از گروه زبانهای سامی هستند  و دلیل دوم را در مهاجرت بسیاری از اعراب مسلمان به مصر بعد از فتح آن کشور میدانند  که با قدرت گرفتن زبان عربی به عنوان زبان دین و دیوان در مصر، این دگرگشت را آسان نمود.

حد اقل در دو دوره از تاریخ، هجرت اعراب به مصر انجام گرفته است.نخست ورود فاتحان عرب به مصر و ضبط حکومت آنجا که در تاریخ قدیم مصر به نام "هیکسوس" یاد شده است؛ دوم فتح مصر به دست اعراب پس از ظهور اسلام که آن سرزمین را به صورت یک کشور عربی درآورد.

بعد از آنکه مصر در زمره ٔ ممالک اسلامی درآمد مهاجرت اعراب بدان دیار چنان فزونی گرفت که مصریان قدیم در میان آنان مستحیل گردیدند و فقط اقلیتی که در دین مسیحی باقی ماندند، زبان قدیم خود را نگه داشتند و نام قبط به آنان انحصاریافت.

 ضعیف بودن و حتی رویایی بودن دلیل ناسیونالیستهای افراطی فارس در عربی نشدن زبان آنها زمانی آشکار میگردد که می بینیم  زبان هیچکدام از کشورهای مسلمان اندونزی، مالزی، بنگلادش، پاکستان، کشورهای ترک آسیای میانه، جمهوری آذربایجان، ترکیه و زبان ترکان ایران که باصطلاح  فردوسی را هم نداشتند عربی نشده است !

چند سالی است فردوسی ستایانی که شاعر طوس را فرشته نجات خود و ایران می پندارند دچار دغدغه خاطر عجیبی شده اند،آنچه که فردوسی پرستان  را نگران کرده و مقام و منزلت باصطلاح انسان کامل و بی عیب و نقص بودن شاعر حماسه سرای طوس را زیر سئوال برده مجیزگو  و مدیحه سرای سلطان محمود غزنوی بودن فردوسی و بد گویی و تحقیر ترکان و اعراب در شاهنامه نیست  بلکه ابیات زن ستیزانه حکیم  طوس است که وی را به نماد ضد انسان و  مخالف موجودیت زنان که نصف جمعیت جهان را تشکیل میدهند تبدیل کرده و این دو بیت شاعر طوس نقل محافل بزرگ و کوچک در ایران شده است :

زن و اژدها هر دو در خاک به                    جهان پاک از این هر دو ناپاک به

زنان را ستایی سگان را ستای                     که یک سگ به از صد زن پارسای

ابیات زن ستیزانه فردوسی نه تنها زنان درس خوانده و کمتر درس خوانده ایران  را  تحت تاثیر  قرار داده، حتی زنان فرهیخته ای که خود مروج شاهنامه بوده اند را هم دچار تردید در شخصیت فردوسی کرده و آنها مصاحبه‌های نقادانه از فردوسی و نگاه تحقیرآمیز وی به زنان، در نشریات کشور انجام داده اند (2)

بعضیها چون آقای دکتر فریدون جنیدی به فکر افتاده اند برای زدودن چهره فردوسی از زنگار زن ستیزانه و مجیزگویانه، ابیات سروده شده با این مضامین را الحاقات بعدی به شاهنامه قلمداد کنند و کار را بجایی رسانده اند که 30 هزار بیت از 60 هزار بیت فردوسی را اضافات بعدی به شاهنامه نامیده و باصطلاح  "شاهنامه پاک"!  به چاپ رسانده و تحویل شاهنامه دوستان با " فردوسی روسفید" داده اند!(3)  اما حتی نزدیکترین افراد به آقای فریدون جنیدی و ارادتمندان ایشان که خود فردوسی شناسان و فردوسی پرستان دو آتشه هستند  این کار آقای جنیدی را به نقد تلخ کشیده گفته اند :

" استاد بزرگ و شاهنامه پژوه نامی ! که 30 سال از عمر گران بار !! خودشان را صرف این کلام کذب تاریخ کردند تا 30000 بیت از سروده های شاهنامه را حذف کنند، باید آگاه باشند، نه تنها باعث هورا کشیدن و کف زدنهای جاودانی " پان ترکیست" ها، " پان عربیست"ها، و " پان کردیست" ها و مخالفان ملی و میهنی این سرزمین شده اند، بل که تا واپسین دم نفس کشیدن و تا صدها سال دیگر باید پاسخگوی این تحریف بزرگ تاریخ باشند!"  (4)  

اما کدام فردوسی پژوه و فردوسی پرست می تواند طرز تفکر و نگاه فردوسی نسبت به زنان را با این تحریفها تغییر داده و از فردوسی قرن چهارم و پنجم هجری یک فمنیست قرن بیست و یکم میلادی بسازد؟!  چه فردوسی هم مثل بسیاری از افراد زمان خود که زنان را موجودی پلید میدانستند، می توانسته بیاندیشد و اندیشه های خودرا در قالب شعر بریزد :

چه نیکو سخن گفت آن رای زن           ز مردان مکن یاد در پیش زن

دل زن همان دیو را هست جای             زگفتار باشند، جوینده رای (5)

 و چه کسی می تواند سیمای فردوسی را در تعریف و تمجید مدیحه سرایانه‌ی افسانه وار  و حتی چاپلوسانه از سلطان محمود غزنوی را برای دریافت دینار زر، به شکل دیگری بنمایاند :

به ایران و توران ورا بنده اند                            به رای و تدبیر او زنده اند...

جهاندار محمود شاه بزرگ                             به آبشخورد آرد همی میش و گرگ..   

چو کودک لب از شیر مادر بشست               ز گهواره محمود گوید نخست (6) [!!]

اشعار فردوسی در مورد تحقیر زنان آنچنان نیست که بتوان آنرا نادیده گرفت و به چشم اغماض به آن نگریست:

چو فرزند شایسته آمد پدید                ز مهر زنان دل بباید برید         

(شاهنامه فردوسی، طبع کلکته، سال 1829 میلادی، ص946 سطر 3)   

کسی کو بود مهتر انجمن                  کفن بهتر اورا ز فرمان زن

 (شاهنامه طبع  کلکته، ص489 سطر 6 )

که را از پس پرده دختر بود                     اگر تاج دارد بد اختر بود

 (شاهنامه چاپ  کلکته، ص282 سطر 2)

زنان را نباشد به جز یک هنر                            نشینند و زایند شیران نر

به اختر کسی دان که دخترش نیست               چو دختر بود روشن اخترش نیست

(شاهنامه مسکو، جلد 1، ص 89 و 170)

 زن و اژدها هر دو در خاک به                  جهان پاک از این هر دو ناپاک به

(شاهنامه چاپ کلکته، ر ک.چ ولرس، جلد 2، ص 552)

زن و اژدها هر دو در خاک به             جهان پاک از این هر دو ناپاک به

زنان را ستایی سگان راستای               که یک سگ به از صد زن پارسای

(امثال و حکم دهخدا، تهران، سال 1310 هجری شمسی، جلد 2،ص 919)

ابیات تحقیر آمیز فردوسی نسبت به زنان خیلی بیشتر از آن چیزی است که اینجا آورده شد، اما در مورد بیت :

 زن و اژدها هر دو در خاک به.... نه تنها در نسخه اشاره شده کلکته، بلکه در نسخه بمبئی، شاهنامه چاپ امیربهادر (ص 110، ب 21)، شاهنامه‌ای که انتشارات ایران باستان به یادگار جشن هزارمین سال فردوسی منتشر کرده (ج1، ص 131، ب 6 از پایین)، چاپ محمد رمضانی (ج1، ص 432، ب 679، 1) چاپ امیرکبیر (ص 123، ب 35) و چاپ دبیرسیاقی (ج2، ص 487، ب524) و...آمده است.

اگر فکر کنیم آنچه که در اشعار فردوسی زن ستیزانه است و با نامیدن اشعار جعلی و یا اضافات بعدی باید از شاهنامه زدوده شود و اشعار موافق میل فردوسی دوستان باقی بماند؛ این خود خیانت به فردوسی است.

فردوسی هم شاعر زمان خویش بوده و طبیعی است در زمانیکه زن ارزش چندانی در اجتماع آن روز و اطرافیان فردوسی نداشته، فردوسی هم بی تاثیر از این افکار نبوده است. نمی توان فردوسی را به خاطر افکار تحقیرگریانه اش نسبت به زنان  در 1000 سال پیش، با تفکر روشنفکرانه امروزی به محک کشید و وی را هم نمی توان معصومی حکیم دانست که این افکار نمی توانسته در فکر او جایی داشته باشد!

بعضی ها برای دفاع از فردوسی میگویند فردوسی ابیات ضد زن خودرا نه از زبان خود بلکه از زبان دیگران در داستانهای شاهنامه گفته است. اصولا شعرا، رومان نویسان و داستان پردازان بر اساس محتویات ذهنی خویش شعر می سرایند، داستان پردازی می کنند  و رومان می نویسند و محتویات ذهنی خودرا از زبان قهرمانان مثبت و یا منفی داستان بر قلم جاری می کنند؛ حتی بعضی از شعرا از زبان موجوداتی چون پرندگان و غیره و حتی مواد بی جانی  چون شن و ماسه درون ذهنی خودرا بر روی کاغذ می ریزند، طبیعی است فردوسی هم محتویات ذهنی خودرا در مورد زنان، در بعضی موارد از زبان اشخاص دیگر داستانها بیان کرده  و در بعضی ابیات مانند :

 زن و اژدها هر دو در خاک به...

نظر مستقیم و طرز تفکر خودش نسبت به زنان را ارائه داده است. در این داستان که داستان خیانت سودابه نامادری سیاوش به اوست به پیشنهاد موبدان، سیاوش برای اثبات بی گناهی خود باید از آتش بگذرد. هیزم انبوهی گرد می‌آید و همه منتظرند که سیاوش از کوه آتش بگذرد:

نهادند هیزم دو کوه بلند

شمارش گذر کرد بر چون و چند

ز دور از دو فرسنگ هرکس بدید

چنین جست باید بلا را کلید

همی‌خواست دیدن درِ راستی

ز کار زن آید همه کاستی

چُن این داستان سر بسر بشنوی

به آید ترا گر به زن نگروی

(چ، خالقی، ج2، ص 234، ب 476-472)

اما وقتی نقل داستان را فردوسی به پایان می برد ابیات زیر را می سراید که در"اصل نظر و طرز تفکر خود فردوسی است ".حتی اگر فردوسی این بیت را نقل قول از زبان فرد دیگری در باره زنان با این محتویات میکرد باز چیزی از طرز تفکر وی نسبت به زنان کم نمی شد :

به گیتی بجز پارسا زن مجوی

زن بدکنش خواری آرد به روی

زن و اژدها هر دو را خاک به

جهان پاک از این هر دو ناپاک به

یعنی فردوسی بعد از اتفاق افتادن این داستان نظر خودرا در باره زنان این چنین بیان می کند :

" در جهان اگر دنبال پارسایی هستی آنرا در وجود زن جستجو نکن، زن خواری و ذلیلی برای آدم می آورد، زن و اژدها هر دو مثل هم  هستند و بهتر است وجودشان از روی زمین پاک شود ! ".

این دیگر حتی نقل قول از زبان دیگری هم نیست ! یعنی فردوسی همه زنان را به یک چشم می بیند و آنهم شبیه اژدها، زیرا اژدها دیگر خوب و بد ندارد و همه‌شان بدند و بهتر است نسلشان از روی زمین برداشته شود!

حکیم طوس نه تنها در شاهنامه در مورد زنان و دیگر موارد سخنان و افکار حکمت آمیز و انساندوستانه را ترویج نمی کند تا حکمت او بر همه نمایان شود بلکه جنگ دو ملت ایران و توران و یا فارس و تُرک را هم راه می اندازد و آنها را بجان هم انداخته و از کشتن ترکان و ریختن خون رنگین آنها لذت برده به  تحقیر و ناسزاگویی علیه ترکان می پردازد :

که ای تُرک بد گوهر دیو زاد                 که چون تو سپهبد به گیتی نیاد...

تن ترک بد زاد بی جان کنم                   زخونش دل سنگ مرجان کنم...

که آن ترک بد ریشه و ریمن است           که هم بد نژاد است هم بد تن است...

به صد ترک بیچاره بد نژاد                   که نام پدرانشان ندارند یاد [!!]...

کسی را ز ترکان نباشد خرد                 کز اندیشه‌ی خویش رامش برد

که ترکان بدیدن پریچهره اند                بجنگ اندرون پاک بی بهره اند [!!]     

فردوسی با ناسزاهای کوچه - بازاری به ترکان در عین حالیکه اعتراف به زیبا رویی ترکان می کند اما میگوید آنها در زمان جنگ اصلا هنری ندارند و این درست عکس آن چیزی است که در تاریخ اتفاق افتاده است. چرا که این ترکان بودند که با پیروزی تمام عیار در جنگها  از شرق عالم و از چین و هند گرفته تا غرب عالم و اروپای شرقی 1000 سال حکمرانی کردند.

فردوسی نه تنها به ترکها بلکه به عربها هم با کلمات سخیف و کودکانه فحاشی می کند :

ز شیر شتر خوردن و سوسمار               عرب را به جای رسیده است کار

که تاج کیانی کند آرزو                         تفوو بر تو ای چرخ گردو تفوو

و چهره فردوسی با خصوصیاتی که آورده شد البته که باید توسط آقای فریدون جنیدی بازسازی  شود تا برای زنان و دیگر اقشار جامعه ایران و دنیا قابل تحمل گردد!

 

حسن راشدی : 15 اردیبهشت 1394

.....................................

(1) مصاحبه دکتر فریدون جنیدی با روزنامه "  اعتماد ملّی " صفحه 10،شماره 926 مور دوّم خرداد  1388:...فردوسی خداوند سخن بود، فردوسی آینه تمام نمای فرهنگ ایران است.خداوند سخن نمی تواند در گفتار اشتباه بیاورد.

(2).بهفر، مهری، «شاهنامه زن را انکار نمی‌کند» کتاب هفته، شماره 16، شنبه 24 شهریور 1380 ص 13، جلیل دوستخواه در یکی از شماره‌های بعدی همین هفته نامه (شمارۀ 32، 13 آذر 1380، ص 2) در انتقاد به سخنان خانم بهفرخاطر نشان می‌سازد که این بیت الحاقی است و خانم بهفر در پاسخ  می‌نویسد (همان، شمارۀ 39، 2 2دی، 80، ص 3): «ضرورت ذکر این بیت در بحث مربوط به یکی از نگاههای شاهنامه به زن و شهرت فراگیر آن نزد عمومی‌است. با الحاقی خواندن آن نمی‌توانیم صورت مساله را پاک کنیم و شاهنامه را مبرا از نگرشهای زن کهتر نگر معرفی کنیم...

 (3) شاهنامه جدید فریدون جنیدی در سال 1387 هجری شمسی

 (4) مجله فردوسی، دوره جدید - سال نهم، شماره 78، ( سال 1388 )، جواب محمد کرمی مدیر مسئول و سردبیر مجله فردوسی به دکتر فریدون جنیدی  با عنوان :  قسمت دوم در پاسخ به شاهنامه شناس بزرگ !! که می گوید : " نیمی از شاهنامه سروده فردوسی نیست " !؟   

(5) شاهنامه دبیرسیاقی، ص 53 و...

(6) اکثر شاهنامه ها 

برگرفته از: 
ایمیل دریافتی
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای فهم بیشتر ازاوضاع سیاسی کشور درزمان فردوسی
نظری به این لینک ضرری نداره
https://www.youtube.com/watch?v=NHc5s1mJDY4

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اوباش خلافت اسلامی با شاهنامه دوم؛ علی را بجای فروسی مینشاند
وعده ای با همنوایی رژیم فردوسی را سیاه نماهایی میکنند ...
اگرفروسی وامثال او نبودند شما مثل لیبی ؛ مصرو مراکش و...
زبانتان عربی بود؛ توضیح بیشتر لینک ذیل
http://www.radiozamaneh.com/218289
حادثه فرهنگی: تولید «شاهنامه دوم» در سازمان تبلیغات اسلامی
بسی رنج برد او در این سال هفت. رادیوزمانه.
۲۵ اردیبهشت، روز بزرگداشت فردوسی
حماسه مذهبی، نسخه بدل حماسه ملی
الاهه نجفی
http://www.radiozamaneh.com/219080

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خیلی از ابیات شاهنامه در مدح زنان است. نمونه اش فراوانه. این اشعاری هم که مثال زدیداحتمال داره که اصلی نباشند. بهترین کار اینه که نظرات یک کارشناس رو بررسی کرد بنده بهرام مشیری رو پیشنهاد می کنم. در ضمن کاملا مشخصه که نویسنده مقاله از غرض ورزانی است که سنگ تجزیه طلبی را مخفیانه به سینه می زند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقا یا خانم MILAD خدمت جنابعالی عرض شود که « هر دم از این باغ بری میرسد » .ما تابحال همه چیز از جمله بزور ترک شدن و امثالهم را از منابع علمی و سوپر موثق دری زبانها « فارسی » خوانده ایم ولی جعلی بودن کتاب دده قورقود را برای اولین بار از جانب شما خواندم .لااقل اصل کتاب و داستان را جهت اطلاع معرفی کنید تا از علوم شما بهره مند شویم . شفای عاجل برای شونیستها قوم گرا آرزوست

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کتاب دده قورقود یک کتاب جعلی می باشد که مربوط به غارتهای یک فرد ناشناس است در زمان عثمانی.
بله درست است در زمان عثمانی ها ترکمنهای بکتاشی و علوی مورد غضب سلطان عثمانی سنی مذهب قرار گرفتند و به آذربایجان و ایران متواری شدند و دور جد شاه اسماعیل و سپس خود شاه اسماعیل جمع شدند و صفویان را بوجود آوردند. شرح بلاهای که بر سر مردم بومی ایرانی آذربایجان و کل ایران آوردند مکتوب است. این قبایل ترکمن و تاتار همین آذریهاهی امروزی هستند که از سوی ایرانیان آذری نامیده میشوند و خوداشن علاقمند هستند که ترک نامیده شوند در حالی نام صحیح آنها ترکمن می باشد.
البته اگر طبق ادعای شما کتاب دده قوقود از تساوی زن و مرد می گوید بد نیست در بین اتراک بویژه در ترکیه بیشتر رواج یابد تا شاید کمی از مردسالاری و زن ستیزی آنها کاسته شود. بد نیست بدانید ترکیه یکی از بالاترین نرخهای تجاوز جنسی به زنان را دارد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اما در ترکی به زن و بالخص بمادر آنقدر ارزش میدهند که تغریبا میشود گفت اکثر نویسندگان و شاعران در وصف زن و مادر نوشته اند و حتی ترکهای تمام دنیا وطن را با نام مادر خطاب میکنند برعکس فارسها که با نام پدر .در ترکی گفته میشود آنا یوردوم یعنی سرزمین مادری و در فارسی گفته سرزمین پدری

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای MILAD تا به حال نام کتاب " دده قورقود " به گوشتان خورده است ؟ اگر نخورده بدانید این کتاب به ترکی آذربایجانی - ترکیه ای نوشته شده ؛ چرا که قدمت نوشته شدن آن به زمانی می رسد که هنوز ترکی آذربایجانی و ترکی ترکیه ای از هم جدا نشده بود و یکی بود . این کتاب که از 12 داستان تشکیل شده است دارای متونی است که در آن زن و مرد حقوق برابر دارد ؛ بر عکس داستانهای فردوسی که در بیشتر داستانها زن جز نقش هوسرانی و خیانت ندارد دارای نقش مثبت وفاداری به همسر، پاکدامنی ، جنگاوری و صفات مثبت بسیاری دارد که بزرگان طایفه اوغوز از خداوند می خواهند به آنها فرزند دختر بدهد ، یعنی بر عکس فردوسی که میگوید " زن و اژدها هر دو در خاک به ... " . در این داستانها حق تقدم را در شروع مسابقات به زنان می دهند و پسر و دختر جوان برای شروع زندگی ، شریک زندگی را خود انتخاب می کنند " داستان بامسی بیرَک و قانتورالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این هم هنر یک شاعر فارس زبان و توهین هایش . معین الدین محمدی شاعر و طرفدار تیم استقلال تهران با انتشار شعری ملت آزربایجان و واداران تیم تراختور را دشمن بدذات و دیو صفت معرفی کرد که چشم به استقلال و خاک ایران دوخته اند.
به در شعر با توصیف این دشمن در پشت دیوارهای شهر حضور دارد از هواداران استقلال برای حضور در بازی امروز دعوت کرده است. https://www.youtube.com/watch?v=YU_NLA3hBR0

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی از از ترک و غیر ترک خواسته متنی در دفاع از زن ارائه بدهند ما از اینها( مجموع اقوام!) می خواهیم به اندازه یک کف دست نوشته ارائه بدهید! تمام آثار فرهنگی و کتب تاریخ و پزشکی و شعر و فلسفه و نجوم و علوم اسلامی متعلق به فارسها می باشد. یک میلیارد مسلمان سنی داریم که از کتب علمای فارس استفاده می کنند. اقوام ایرانی که اسامی آنها را همینجور ردیف می کنند از ترک و عرب و تاتار و کرد و بلوچ چه در چنته دارند؟!
این اقوام چه سهمی در فرهنگ و تمدن این مملکت دارند از چه زمانی وارد این مملکت شدند و چه کارنامه فرهنگی دارند که امروز طلبکار هستند و کشور ایران را کثیر المله می نامند وخواهان حقوق برابر هستند.
نژادپرستی فردوسی چیزی بجز گله و شکایت از اقوام مهاجر و مهاجمی که مملکت را بی صاحب دیدند و از چهارطرف به این کشور تاختند نیست. اقوامی که خیلی هااز آنها به زور سرنیزه رضاشاه دست از کوچنشینی برداشتند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب توکلی کتاب " دده قورقود " ترکان آذربایجان نه تنها زن ستیز نیست بلکه ستایش از زن و دختر است و در داستانها زنها جایگاهی ویژه دارند حتی در داستان " دلی دومرول " مقام زن و همسر از پدر هم بالاتر نشان داده می شود . یعنی پدر جانش را به فرزند نمی دهد تا از مرگ نجات یابد اما همسر می دهد ! این کتاب هم نزدیک به زمان فردوسی نوشته شده است .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب توکلی اینجا انتظار فمنیست بودن از فردوسی نیست ، بلکه انتقاد از کسانی است که می خواهند به زور فردوسی را پاک و منزه از زن سیزی و نژادپرستی نشان داده و لقب حکیم به او دهند . در حالی که فردوسی شخص زمان خویش بوده و افکار ضد زنان داشته و نمی توانسته فمنیست امروزی باشد که عده ای تلاش دارند مثل فمنیست امروزی نشان دهند ! در هر حال فردوسی زن ستیز و ضد ترک و ضد عرب بوده و در کشوری که امروز نام ایران دارد و کشوری کثیرالمله است برای فارسها هم اگر شاعر مقبولی باشد برای ترکها و عربها نماد دشمن را دارد . ضمنا شما اگر کتاب " دده قورقود " ترکان را خوانده باشید می بینید که در 12 داستانی که در این کتاب است در بیشتر داستانها زنها حقوق برابر با مردان دارند ، بیگ و یا بزرگ طایفه اوغوز از خداوند می خواهد به او فززند دختر عطا کند ، و در داستان " قانتورالی " حتی در جنگ بین دو طرف، قانتورالی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
تاج محل هندوستان که توسط شاه جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود ارجمند بانو بیگم مشهور به ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱م در سفری جنگی به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. ساختن چنین بنائی بیاد بود یک زن نمونه احترام و عشق به زن محسوب میشود که در دوران مختلف توسط سر کرده های ترکان بیاد گار مانده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شاهنامه فردوسی یک تاریخ حماسی است نه تاریخ واقعی. در این داستانهای حماسی ترکان به دشمنان ایران گفته میشود که به خاک ایران تجاوز میکنند. امروز وقتی صدام حمله کرد که ما قربان صدقه اش نرفتیم. حالا بد و بیراه به عربها نگفتیم دلیلش آگاهی بود اما اگر یک قرن پیش بود عرب را زیر و رو میکردیم. اگر فردوسی در هزار سال قبل به اقومی از مغولان که زبان همریشه با ترکان امروزی داشتند و دشمن ایران بوده و به ایران حمله میکرده اند بدو بیراه میگفته من او را درک میکنم. در شاهنامه گرد آفرید دختر ایرانی با سهراب به تصور او ترک جنگ میکند و شکست میخورد اما با حیله و قول ازدواج از چنگ سهراب فرار کرده و به داخل دژ میگریزد و درب دژ را می بندد و چنین میگوید: بخندید و آنگه بافسوس گفت.....که ترکان ز ایران نیابند جفت. لغتنامه دهخدا در اینترنت را جستجو کنید شاعران بسیاری به ترکان فحش داده اند هدفشان مثل فردوسی است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
این مقاله آقای "حسن راشدی" پر از نادرستی و جعل است. معتبرترین نسخه شاهنامه فردوسی نسخه منتشر شده توسط دکتر خالقی مطلق است که بیشتر بیت های ادعایی این مقاله نویس را ندارد. در باقی موارد هم گفته های نقل شده نه از فردوسی که از زبان شخصیت های داستان است که مقاله نویس بالا با کمال ناآگاهی و نسنجیدگی آنها را دیدگاه فردوسی جا زده است! درباره ادعا های بیپایه این مقاله بر " زن ستیزی فردوسی" فراوان پاسخ داده شده که از جمله نوشته خانم پریناز پوره است که پیش از این در همین سایت منتشر شده است:
http://www.iranglobal.info/node/43131

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای الوندی! شما مثل اینکه تازه تشریف آورده اید. شما چرا اعتراض به ناسیونالیستهای افراطی فارس را مساوی با ایران ستیزی تلقی میکنی؟ مگر ششدانگ جغرافیای موسوم به ایران ملک خصوصی قوم فارس است؟ مگراعتراض به توهین های نژاد پرستان قوم فارس! ایران ستیزی معنا دارد؟ مگر نباید به فاشیسم فارس در مورد توهین به مردمان ایران اعتراض کرد؟ آقای عزیزجغرافیای موسوم به ایران فارسستان معنا نمی دهد! ایران فارسستان نیست! فارسستان بخش محدودی از جغرافیای موسوم به ایران در حوالی مناطق مرکزی و جنوبی است. اعتراض به توهینهای نژادی آقای فردوسی، در واقع اعتراض به نژاد پرستان فارس است. اعتراض به راسیستهای فارس، ایران ستیزی معنا نمی دهد! چون قوم فارس مالک ایران نیست. این دو را با هم قاطی نکنید! در ایران مردمان مختلفی در مناطق خود با زبان و فرهنگ مختص بخود زندگی میکنند، که قوم فارس یکی از آنان است. و نسبت به آنان
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در رابطه با سئوال کیانوش عزیز:
در ادبیات قدیم آذربایجان ، وهمینطور در شعرهای شاعران بزرگ و کلاسیک آذربایجان اعم از محمد فضولی و عمادالدین نسیمی، نباتی و دیگران تا جایی که اطلاع دارم ،شعر«ضد زن» ندیده ام.برعکس فضولی منظومه ی لیلی و مجنون نوشته و نسیمی از مکتب حروفیه ، انسان -اعم از مرد یا زن- را به مقام خدایی ارتقاء داده است:

«سنی بو حسن و جمالیله، بو کمالیله گؤروب- قورخودولار حق دئمیه،دئندیلر انسان دئدیلر»
« ترا با این حسن جمال و کمال دیدند و ترسیدند، حق بنامند، برگشته،انسان نامیدند- نسیمی»
همینطور دربایاتی ها که قدیمی ترین شعرهای شفاهی ست ودر داستانهای فولکلوریک نه تنها چیزهای ضد زن ندیده ام حتی زنها
در رهبری قیامها علیه فئودالها شرکت دارند. مثل نگار کوراوغلو و هجر در داستان قاچاق نبی.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در نسخه های قدیمی تر مانند نسخه سن جوزه و نسخه فلارانس اثری از این ابیات ز شیر و شتر ..... و یا زن و اژدها نیست . اینها الحا قیات هستند . محقق درست حسابی البته روشی را دنبال میکنند که به استنطاق گویند و و ان هم رجوع به نسخه های قدیمی است برای صحیح نگاری داستان رستم و سهراب هزار و بیست بیت است اما در دیگر نسخه ها به هزار و شصت و یا هزار هشت صد هم موجود است .البته همه الحاقی هستند . نویسنده از قلم فرسای این چنانی چه سودی خواهد برد?? جای بسی تاسف است برای ایران گلوبال از درج چنین بی پایه و اساسی .
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
کامنت من در باره فردوسی و« تفکر زن ستیزانه» اوست . من در رابطه با بخش دوم« نژادپرستانه » اظهار نظر نکردم . نه تنها هزار سال پیش حتی امروز در کشورهای اسلامی ایران ، ترکیه ، اذربایجان و.... فراوانند ، شاعران زن ستیز. لطفا در این زمینه اظهار نطر بفرمائید و نشان دهید که یک شاعر ترک زبان در هزار سال و یا صد سال پیش زن ستیز نبوده باشد. منهم بر این باورم که جمهوری اسلامی رزیمی برمبنای تبعیض اتنیکی بنا شده است . بنابر این می باید در مناطق اتنیکی از شاعران و هنرامندان بنام ترک ، بلوچ ، کرد ، ترکمن ، عرب ، مازندارانی و گیلانی قدردانی شود و مجسمه های آنان را دراین مناطق برپا می کرد .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
وقتی بیسوادی با غرض ورزی همراه می شود، برآمدش نمی‌تواند جز پریشانگویی و ارضاء روحیه ی ایرانستیزی باشد.
نمونه‌هایی که آقای نویسنده (به عنوان دلیلی بر زن ستیزی و ترک ستیزی فردوسی نوشت) حرف‌های قهرمانان ( پرسوناژ) داستان‌ها است،که فردوسی نقل می‌کند. نه باور او. گمان نمی‌کنم فهم این موضوع اینقدر سخت باشد. هر چه هست، ناشی از از نفرت پراکنی و کینه‌ورزی نویسنده و کامنت نویس های هم سنخ اوست.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-باتشکرازدوست عزیزوگرامی استاد راشدی، که به بخوبی تفکرفردوسی وپیروان اورابامنابع بازتاشبهه ایی دراین مورد باقی نماند. وباتشکرازهمه افرادی که باچشم بازوبدون سوء نیت دراین موردنظردادند.
ازاینکه تعدادی خواسته وناخواسته سعی کرده اندتاموضوع رالوث کنند.بایدعرض کنم ،مسئله این است که آیایک چنین شخصی بااین تفکرمیتواندنمادفرهنگی یک کشورچندملیتی باشد؟
آیااین تفکرحاکمیت های دورژیم تاج وعمامه وتعدادی عشیره پرست درنمادساختن چنین کسی برای یک کشوردرست بوده ،که میلیاردهاتومان درسال برای تفکراین آدم خرج کرده اند؟آیاساختن مجسمه برای چنین شخصی درشهرهای فارس وغیرفارس درست بوده است؟
آیانبایدپرسیدویااعتراض کردکه آقاجان مانسبت به تفکراین فرهنگ وحاکمیت پیروان آنان برمامعترض هستیم؟
آقای توکلی شمایک انسان آزادیخواه وباسوادی هستی شمالاقل درآخریک جمع بندی شایسته ایی نوشته وازتکه پرانی خودداری فرمایید

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای توکلی شما دیگر چرا ؟ مسئله 1000 سال پیش فمنیست بودن نیست مسئله پرستش کردن این نوع افراد است و بر پا کردن مجسمه هایشان !

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
استخانلو جان! مردم از جناب فردوسی در هزار سال پیش انتظار ندارند، که فمنیسم باشد. مردم از ایشان انتظار دارند، به عنوان شاعر مودب باشد. و سر به هوا .... نباشد. بملل غیر فارس اهانت نکتد! اینجانب بعنوان یک ایرانی! کسی ازعربها و یا ترکان را نمی شناسم بعنوان شاعر در زمان فردوسی، بفارسها توهین بکند! ما از شاعر فارس که خود را به اصطلاح روشنفکر بحساب می آورد، انتظار فمنیست بودن نداریم. ما میگوئیم، بی تربیت نباشد! در ضمن مثال شما منطقی نیست چون فمنیسم پدیده ای نو ظهور است، و نمی توان آنرا به هزار سال پیش به عصرآقای فردوسی تعمیم داد. سعی کنید در بکارگیری مثال نیز منطقی باشید. و خواننده را خل بحساب نیاورید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
هدف از این همه ایران ستیزی روشن است و فردوسی بهانه است .اما داشتن حرام سرا و پس انداختن این همه نانخور جنایت نیست؟ اذدواج محمد با دختر 9 ساله جنایت نیست ؟اذدواج با عروس و اوردن ایه مبارکه وتبارک الله احسن الخالقین جنانت علیه زنان نیست؟ داشتن هزار زن فتح علیشاه و سرسره معروف شاه شهید این همه جنایت است و یا در خدمت ازادی زنان ؟ هزاران ایرانی اسلام زده و بویژه شیعه زده اذری دارای چند همسر هستند ایا اینها در در خدمت تساوی حقوق زن و ومرد است و یا در خدمت نفس مقدسه اماره ؟در اخبار امده است که در قرن بیستم مجاهد خلق رجوی حوض کوثر براه انداخته ودر درون ان پری پیکران مجاهده همراه برادر مسعود شنا میکنند وزیر ابی میروند ایا این ها در خدمت طبقه نسوان است؟ دین اسلام منشا زن ستیزی و د رخدمت مرد مسلمان است و نه زن مسلمان. اگر توانائی دارید به جنگ اسلام خرافی ضد زن بروید.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
گویا قوم تپور یعنی گیلانی ها و مازندرانی ها رابطۀ خوبی با زنان داشته اند. البته این را برای خوشایند آقای توکلی نمی گویم. این قوم را زیر عنوان مردمان وارِنا در اوستا نکوهیده اند. در شاهنامه نیز فردوسی تپوران یعنی مردم مازندران وگیلان را به پیروی از خداینامک ها سخت نکوهش می کند و آن سرزمین را جایگاه دیوان می شمارد. تپوران هرگز زرتشتی نشدند و از همین رو، غیر ایرانی شمرده می شدند. با هخامنشیان و ساسانیان جنگیدند و اسلام آوردنشان بسیار طول کشید. دین زرتشتی از دین اسلام زن ستیز تر است. فردوسی هم زیر تأثیر آموزش های این دین زنان را نکوهش می کند.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
یکی به من په گه «1000 سال پیش کدام شاعر مردی در دنیا فمینیست بود؟» ویا حداقل «زن ستیز» نبود. (لطفا نام ببرید / منظور افسانه ها نیست) هنوز در قرن 21 هم نه تنها در جامعه فارس بلکه کلیه کشورهای اسلامی زن ستیزی رواج دارد. مرد سالاری و یا بعبارت دقیق تر زن ستیزی ترک و فارس نمی شناسد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مقمام زن در ایران باستان
بی گمان در جامعه پدرسالاری ایران باستان زن مقام اجتماعی والایی نداشت. زن در جامعه ساسانی دارای شخصیت حقوقی نبود و اختیار او در دست پدر و شوهر بود. زن حتی از حق انتخاب شوهر هم بهره نمی برد. (10) زن، «شخص » یعنی انسان و موجودی که صاحب حقی باشد، به شمار نمی رفت. بلکه چیزی بود برای تملک و از هر لحاظ تحت قیمومیت رئیس خانواده یعنی پدر و یا شوهر قرار داشت. (11)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شعر عروض فارسی با آهوی کوهی چگونه دوذا/ او ندارد یار و بی یار چگونه بوذا، تحت تأثیر شعر عرب شروع شد. از آن زمان هرچه شعر عاشقانۀ فارسی سروده اند، بیشتر در زمینۀ شاهدبازی بوده است. در نکوهش زنان نیز شاعران ما شعر زیاد سروده اند. راستش خیلی مایۀ افتخار نیستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما نام چند شاعر و متفکر مغول و ترک را در اینجا بیاورید که در زمان فردوسی طرفدار فمنیسم و حقوق بشر و هویت و رواج زبان دیوانی مادری بودند ........................