دین اسلام یا همان قانون جنگل!

ما زنان ایرانی قربانی قوانین ضد زن اسلامی و آیات زن ستیز قرآن هستیم! عشق به زندگی را هیولائی به نام اسلام و قوانین ضد زن اسلامی ایران از زنان ایرانی گرفته است و بسیاری از زنان و دختران ایرانی تنها و تنها به جرم زن بودنشان که البته در دین اسلام جرم بزرگی است در زیر خروارها خاک خفته اند!

 

 

باز هم دسته گلی دیگر از حامیان و راویان اسلام و حکومت اسلامی ایران! باز هم دخترکی بی گناه با کوله باری از آرزوها پرواز کرد! این روزها در خبرها می خوانیم که فریناز (پریناز) خسروانی مهماندار هتل تارای مهاباد که از قبل توسط هتلدار به نام نادر مولودی پیش زمینه تجاوز به وی از سوی یک مأمور اطلاعاتی صورت گرفته بود در پی حمله مأمور اطلاعاتی و بستن درها از سوی صاحب هتل (نادر مولودی) مجبور به پریدن از پنجره طبقه چهارم هتل شده و جان خود را از دست داد!

هر کس می تواند برای لحظه ای هم که شده است خود را در موقعیت فریناز خسروانی قرار دهد و تجسم کند تمام راه ها به روی او بسته بوده، شاید فکر می کرده که با به پائین انداختن خود از طبقه چهارم هتل ممکن است زنده بماند! بی تردید فریناز مثل همه ما زنده بودن و زندگی را دوست داشته است اما او نیز همچون هزاران زن و دختر جوان دیگر خود را در همان جهنمی که اسلام و قوانین ارتجاعی حاکم بر ایران برایشان به وجود آورده گرفتار دیده است!

در قوانین اسلامی و در نظام  ضد زن جمهوری اسلامی چنین رویدادهائی بخشی از فرامین اسلام، شرع و قرآن است! اگر فریناز با مأمور تجاوزگر درگیر می شد و برای دفاع از خود همان کاری را می کرد که ریحانه جباری انجام داد طبق قوانین اسلامی حاکم بر ایران او نیز همچون ریحانه و ریحانه ها به جرم کشتن یک متجاوز دولتی چند سال زندان و شکنجه و تجاوز و در نهایت طناب دار نصیبش می شد!

احتیاج چندانی به توضیح این قوانین و آیات قرآنی آن در نظام اسلامی و ضد زن ایران نیست چرا که در طول عمر، رژیم اسلامی تا کنون زنان و دختران زیادی را با همین اعمال ضد انسانی به کام مرگ فرستاده و مردم سراسر کشور از پرونده تجاوز و جنایات این حکومت به خوبی آگاهی دارند، تعداد اندکی از این تجاوزها و به خاموشی کشاندن دختران و زنان ایرانی را می شنویم و می خوانیم، چه بسا تعداد زیادی از زنان و دختران ایرانی که مورد تجاوز قرار گرفته و از آنجائی که می دانند با شکایت به دستگاه قضائی اسلامی راه به جائی جز مرگ نمی برند دست به  خودکشی  و خودسوزی می زنند!

و اما سخن آخر:

فریناز خسروانی، ریحانه جباری و فرینازها و ریحانه ها اکنون در میان ما نیستند و بی گمان کسانی چون آنها همچون میلیون ها دختر دیگر عاشق زندگی و آینده ای موفق برای خود بوده اند اما این عشق به زندگی را هیولائی به نام اسلام و قوانین ضد زن اسلامی ایران از آنها گرفته است، بسیاری از زنان و دختران تنها و تنها به جرم زن بودنشان که البته در دین اسلام جرم بزرگی است در زیر خروارها خاک خفته اند و چه بسیار کسانی که با همان جرم مشابه هر لحظه در انتظار مرگند! همانند دخترانی که با اسید سوخته اند، مردگان متحرکی که روی خبیث اسلام چهره زیبایشان را پوشانده! ما زنان ایرانی قربانیان قوانین ضد زن، احکام اسلامی و دستورات زن ستیز آیات قرآن هستیم!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

نوشته هائی دیگر در پیوند با این نوشتار:

بازخوانی گفتگوی خانم عزت کاظمی مادر زهرا کاظمی با روزنامه یاس نو

۲۱ مهرماه سالگرد کشته شدن ددمنشانه دکتر زهرا بنی یعقوب آبکناری

دهم دی ماه سالگرد کشته شدن ددمنشانه فاطمه قائم مقامی

ماستمالی شدن پرونده قتل دختر تبریزی، الناز بابازاده

این چه چیزی است که از پدر و مادر قاتل می سازد؟!

شانزدهم اسفندماه سالگرد کشته شدن ددمنشانه فخرالسادات برقعی

 

منبع: 
http://www.asoyroj.com/farsi/drejawtar.aspx?NusarID=103&Jmara=298
بخش: 
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جان ما شما چند بار قرآن رو خوندی . نمی دونم تو چی می زنی . توی چه توهمی هستی . ولی اگر آزاده هستی حداقل چند بار قؤان رو با تفسیر معتبر بخون . نه اینکه خودت تفسیر کنی که به بیراه می ری . من خودم مسلمان هستم ولی کتاب آیات شیطانی رو هم خوندم چون به دنبال حققت هستم .