من و ایرج مصداقی

ایرج مصداقی در پی یک مصاحبه صرفاً ادبی من با روزانلاین در مورد کتاب خاطرات روسپیان مارکز مقاله ای را منتشر کرد که در ان من و هوشنگ اسدی و محسن درزی و ساواک و حزب توده و ...همه را در یک دیگ ریخته و جوشانده بود.( نظیرهمین بار که من و محسن درزی و کیانوش توکلی را بدون این که اصلا ربطی به هم داشته باشیم و یا من این اقایان را بشنا سم در یک مقاله میگنجاند). نوعی فن ساده لوحانه ژورنالیستی برای این که بدنامی منِ غیر قابل دفاع به دیگرانِ مورد حمله ایشان سرایت کند.

 سر مقاله اقای ایرج مصداقی با عنوان من یا محسن درزی... با اسم من به عنوان "منبع حقیر ساواک و ...این که تمام چپ ها تا قوزک پای من نمیرسند و ..." شروع میشود.  

من آدم سیاسی نیستم. یعنی از همان عنفوان جوانی فهمیدم که آنچه را میجویم در این میدان نمی یابم و همیشه زندگی ترجیح داده ام با هنر و ادبیات زندگی کنم اما این به ان معنی نیست که از عالم سیاست به دورم. برعکس، گذشته سیاسی ام را مثل بختک عمری است بر پشت خود حمل میکنم. به علاوه  زندگی من در کلمبیا و شباهت ها و تفاوت های  جریان های چپ روشنفکری ایران و اینجا همیشه برای من موضوع تامل و مشاهده بوده است. امروزه روز هم که به لطف اینترنت کم و بیش همه جا را رصد میکنم اما باز میگویم که ادم سیاسی نیستم و نبودم ولی ادم هائی مثل جناب مصداقی آنچنان حدود وقاحت را زیر پا میگذارند که علیرغم روش و منش من این بار مجبورم به جای افکار با افراد در بیفتم.

سالها پیش و بعد از ترجمه روسپیان مارکز و دریافت عنوان مترجم سال 2007 به دلیل مبارزه با سانسور ناگهان متوجه شدم جریانی شروع به تاخت و تاز و بدنام کردن من کرد. مقالاتی نوشته شد و مصاحبه هائی انجام گرفت و البته همه برای من قابل فهم بود. هیچکدام از نویسندگان آن مقالات عددی نبودند. همه از آدمهای کوچکی بودند که میل به مطرح شدن داشتند به جز یک استثناء، مقاله آقای مصداقی که برای خودش اسم و رسمی داشت.

   ایشان در پی یک مصاحبه صرفاً ادبی من با روزانلاین در مورد کتاب خاطرات روسپیان مارکز مقاله ای را منتشر کرد که در ان من و هوشنگ اسدی و محسن درزی و ساواک و حزب توده و ...همه را در یک دیگ ریخته و جوشانده بود.( نظیرهمین بار که من و محسن درزی و کیانوش توکلی را بدون این که اصلا ربطی به هم داشته باشیم و یا من این اقایان را بشنا سم در یک مقاله میگنجاند). نوعی فن   ساده لوحانه  ژورنالیستی برای این که بدنامی منِ غیر قابل دفاع به دیگرانِ مورد حمله ایشان سرایت کند.  

وضعیت من البته بسیار خاص است و در روزگار گذشته از دخترک نو جوان دم بخت ناسزا شنیده ام تا پیرمرد روشنفکر کارگردان انقلابی چپ که  بی دلیل و مدرک و شاهد و سندی چشم در چشم دوربین تلویزیون میگوید" فطانت از سالها پیش با ساواک همکاری میکرد و این را همه میدانند" . هر کس به خود اجازه میدهد که فی سبیل الله فحش و ناسزائی حواله من کند و میداند که من هم به سادگی نمیتوانم از خود دفاع کنم و هرکس که میخواهد اثبات کند بیشتر انقلابی هست فحش را غلیظ تر میدهد. این آدمه غالباً از کسانی هستند که هیچوقت هیچ غلطی در زندگی نکرده اند و هیچ بهائی را برای عقاید خود نپرداخته اند و با فحاشی به من احساس قهرمان بودن میکنند و  مگر در یکی دو مورد استثنائی که پشت آنهم اغراض سیاسی بود هیچوقت از طرف هیچ زندانی سیاسی و یا کسانی که مرا شخصاً میشناختند حتی کلامی به ناسزا گفته نشده است. این وضعیت  برای من تازگی ندارد و البته خیلی چیزها هم یاد گرفته ام، در اخلاق و سیاست. ( سالهای سال است که هر کجا و به هر مناسبتی اسم من میاید، حتی پای یک مقاله در باب الهیات، خرمگسان معرکه ای پیدا میشوند که در نقش نمایندگان تاریخ از من میخواهند که در مورد گذشته سیاسی خود به تاریخ پاسخ دهم. کتاب " یک فنجان چای بی موقع- رد پای یک انقلاب " این پاسخ است، یکبار و برای همیشه، پاسخ من به تاریخ و همه کسانی که در چهل سال گذشته علیه من عربده کشیدند).  بگذریم و برگردیم بر موضوع جناب مصداقی. من از همان زمان و برای اولین بار با ایرج مصداقی به عنوان یک پدیده  آشنا شدم و کنجکاو که اصلا چرا ایشان من و هوشنگ اسدی که به اعتقاد من یک روشنفکر میهن دوست و ایران دوست و مردم دوست است را با محسن درزی که ایشان را نمی شناسم در این دیگ ریخته است و اقای مصداقی که چپ نیست و ده سال از من جوانتر است و اصلا مرا نمی شناسد و چند سالی است شروع کردم به رصد کردن ایشان. البته مساله برای من کاملا شخصی بود و هنوز هم هست.

بار دوم از گردش به چپ ایشان و چندین ماه پیش شروع شد . در پاورقی مقاله "دین من به بیژن جزنی " که باز بی دلیل از من نام برد و با دیدی کاملا پلیسی و امنیتی سعی کرد تا دروغ های مرا بر ملا کند. البته من احساس کردم نوبت چپ هاست .

آن مقاله ورودیه ایشان به عالم چپ ها شد و سپس در مقالاتی مراتب ارادت ایشان به جزنی و حمید اشرف ابراز شد و بعد تر با مقالات سازمان چریک ها و پذیرش رهبری خمینی ایجاد افتراق و بدبینی و دشمنی و این بار در میان چپ ها کلید خورد.  به نظر میرسد کارهای تبلیغاتی علیه مجاهدین پیر و فرسوده دیگر اشباع شده و لازم نباشد و حالا نوبت چپ هاست.  این کار با یارگیری از میان اراذل و اوباش سیاسی با طبیعت خاله زنک ها و البته همراه با ادم های ساده دل و ساده لوح در شبکه های اجتماعی شروع شد و ابتدا سازمان فدائیان و سپس فرخ نگهدار و به نظر میرسد اینک نوبت جناب کیانوش توکلی است که هدف قرار داده شوند، محسن درزی بیشتر بهانه است، ...........  چه کسی بهتر از این میتوانست  آتشی را به پا کند که  روشنفکران چپ زمانهای زیادی را برای خاموش کردن ان باید هدر دهند؟ البته ادمهای سیاسی که  اهل دقت و دارای هوش لازم باشند با بررسی عملکرد های ایشان در سالهای گذشته به راحتی متوجه هدف و ماموریت ایشان خواهند شد.  

امروزه روز گردانندگان وزارت اطلاعات به مراتب با هوش تر از گردانندگان ساواک هستند. فقط مساله "تواب" که یکی از ضد انسانی ترین روابط انسانی است در دست اقای مصداقی و به اتکای پشتیبانی ...... تبدیل میشود به چماقی بر سر صد ها نفر از ادمهائی آرمانگرا و میهن دوست که تحت شرایط مجبور به کارهائی شدند که شاید هیچگاه میل انجام ان را نداشتند و تنها به منظور اخته کردن بخشی از اپوزیسیون بالقوه و البته دارای تجربه و فکر و انحصار کردن تاریخ شفاهی دوران زندانهای بعد از انقلاب به ایشان . کمتر مشاهده میشود کسی که خودش روی صندلی های بازجوئی نشسته باشد و درد شلاق را کشیده باشد اینگونه بیرحمانه بر نادمین و توابین و ضعف نشاندهندگان بتازد. این بیرحمی را کسی که ده سال زندان کشیده باشد و شاهد اعدام ها باشد ندارد. از میان همه مدعیان انقلابی بودن و مقاوم بودن چه کسی میتواند ادعا کند که اطلاعاتی را داشته است و بازجو میدانسته که او اطلاعات را دارد و در نهایت با مقاومت در مقابل شکنجه آن اطلاعات را نداده است. فارغ از شاید یکی دو مورد در طول تاریخ سیاسی ایران که آنها هم راست و دروغش معلوم نیست و اسطوره سازی است اگر کسی چنین ادعائی داشته باشد دروغ میگوید.

سیاست امر کثیفی است. لکه سیاسی را هیچ چیز حتی زمان پاک نمیکند و آدمی که دشمن نداشته باشد آدمی سیاسی نیست. در این وادی همه اسیب پذیرند.  بنابراین یکی از کارهای ایشان بیرون اوردن دلیل و مدرک و سند و اطلاعاتی از گذشته اشخاص است تا او را اخته کند و متاسفانه در بازار سیاسی این قوم  رویا مرده این کالا خریدار دارد.مردان و سرداران سیاسی به پیرمردهای بیکاری تبدیل شده اند  که بجای دوستی و حرف از مشترکات با حرفهای اقای مصداقی ساعت ها وقت میگذرانند و از هم دور میشوند و هیچکس از خود نمی پرسد این اطلاعات از کجا به ایشان وحی میشود؟ روح القدس هزینه های ایشان را میپردازد و آیا ایشان پیغمبری است که وظیفه اصلی او افشاگری است؟ یک تنه، بی هیچ ارتباط و پیوندی با هیچ کجا، هیچکس، بی هیچ مطمع این دنیوی، تنها برای اعتلا و دفاع از انسانها که تنها با ذات باریتعالی مرتبط است! 

 . به هر حال اقای مصداقی هنوز نمرده است و میتوان عملکردهای آتی او را رصد کرد. البته فراموش نشود برای رسیدن به جائی که آقای مصداقی رسیده است هزینه های زیادی پرداخته شده است، چه مالی و چه سیاسی و چه اطلاعاتی و باز هم پرداخته خواهد شد. رژیم جمهوری اسلامی از فحاشی های اقای مصداقی اسیبی نمی بیند و میداند هزینه ای است که باید پرداخت. من رودررو و چهره در چهره به عنوان شخص خودم و از طرف تمام کسانی که از زبان و قلم ایشان اسیب دیده و هتک حرمت شده اند ایشان را متهم میکنم که ......... در میان اپوزیسیون خارج از کشور است  به قصد ایجاد محیط بدبینی، یاس و تردید، اختلاف، دشمنی، ترور شخصیت ها و تضعیف و تزلزل در صف اپوزیسیون و سرکوب ایران خواهان و ایران دوستان به جای دلجوئی از تواب و نقد نظام تواب پرور.  ادعای من مبتنی بر عملکرد سابق ایشان است که در سایت ایشان و سایت پژواک ایران و سایت های اقماری موجود است و هیچ چیز این ادعا را باطل نمی کند مگر عملکرد آتی ایشان در راه پیوند و تحکیم دوستی ما بین ایرانیان خارج از کشور و همدلی با این قبیله مغموم.

امیر حسین فطانت

گواتاویتا - کلمبیا

 اما همیشه متوجه عملکرد های او باید بود آیا در راه سازندگی و دادن روحیه به اپوزیسیون است و یا تخریب و مسموم کردن..چه کسی بهتر از آقای مصداقی میتواند آتشی را به پا کند که که روشنفکران چپ زمانهای زیادی را برای خاموش کردن ان باید هدر دهند؟

 

 

 

م

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
درود بر شما


عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خانم روزای محترم یک عمر زندگی من وقف این شد تا سعی کنم اثبات کنم که هیچ چیز مطلق نیست. نه نیک مطلق است و نه بد. آنچه به نظر شما در عرف نانوشته و سنت و اخلاقیات نیک مطلق و همیشگی شمرده میشود شاید آنطور نباشد که شما می پندارید. اگر جرئت کردم تا از یهودا، بدنام ترین مرد تاریخ دفاع کنم یعنی حتی در او هم فضیلت های بسیار یافته ام. راستی چند سوال: آیا شما در مرگ کرامت دانشیان بیشتر زجر برده اید یا من؟ شما از کرامت دانشیان چقدر میدانید؟ مرا چقدر میشناسید؟ ایا هرگز روی صندلی بازجوئی نشسته اید؟ چه بهائی را برای عقاید خود پرداخته اید و یا میپردازید؟ چرا فکر میکنید قاضی عادلی هستید و چه قدرتی اختیار این داوری را به شما داده است؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
نوشتم: خیانت به دوستی و رفاقت، در عرف نانوشته شده ی جوامع انسانی بد است.
فکر میکنم شما حرف من را خوب میفهمید. آیا شما هم رفقای خود را لو داده و یا میدهید؟
آیا شما هم دقیقن دانشیان را به ساواک لو میدادید؟ در زمان و مکان قید شده؟
نوشتید: چرا ایرانی ها حتی یک نویسنده و یا متفکر جهانی ندارند.
میگویم: شما کتابی از خدمات شهریاری (مرد هزار چهره) بنویسید!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امیر حسین فطانت را( که خود، قربانی نا آگاهی از شرایط زمان است )منبع حقیر ساواک نامیدن نه جامع و کامل است و نه مانع . فکر میکنم که داستان و تاریخ فطانت آنقدر مهم و پیچیده هست که نباید سرسرکی با یک اتهام و محکومیت سریع از آن گذشت ولی اتهامی نادرست از این دست به مصداقی برای ساکت کردن او اصلا موجه نیست و جای پاسخ به سوالات و اتهامات او به این طایفه را نمیگیرد . در یک کلام به تصور من مصداقی میخواهد بگوید که: تا خوب نشیم خوب نمیشه ! و دقیقا به دنبال احیای همان اخلاق گمشده ایست که فطانت دردرازی یک عمر در سیاست مفقودش یافته .مصداقی هم ،مثل فطانت از کسی نمیترسد البته به دلیلی متفاوت ! فطانت نمیترسد چون چیز دیگری برای باخت ندارد (بجز آرزوی اینکه به درستی فهمیده و درک شود و از پنجره نگاه او عمق برملا نشده آن تراژدی و آن توطئه بزرگ ، بر مردم و تاریخ ایران روشن شود) . مصداقی هم نمیترسد و از سر پیمان
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
برای بررسی این موضوع باید آن را ازمنظر متفاوت وبا دیدگاه امروزیمان و در 2 زمان و در2 نظام ان را مورد بررسی قرار دهیم:1_ اگر هم اکنون بطور مثال ، یک گروه مخالف ،بخواهد که ملکه و ولیعهد دانمارک را به گروگان بگیرد، اینجانب بدون توجه به اینکه چه سرنوشتی در انتظار گروگان گیر ها خواهد بود ؛ان را فورا به پلیس کشوری که در انجا زندگی می کنم ؛ اطلاع خواهم داد و اطمینان دارم که گروگان گیر ها بطور کاملا عادلانه محاکمه خواهند شد2- برگردیم ایران و با دیدگاه امروز خود ،یک فلاش بک بزنیم به 41 سال پیش که عده ای چپ گرای ایرانی که «سوسیالیسم» و «مولا علی» را بطور عامیانه در هم آمیخته بودند (انان نه شناختی از اسلام سیاسی داشتند و نه مطالعه عمیقی در مورد مارکس و لنین...) و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حکم سالها است که اعلام شده. من تنها آن را یاد آوری کردم.
تا یادمان باشد!

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بگذاریم زنان تصمیم بگیرند! بیشترین مُجازات برای قاتلان و خائنان ... محرومیت از دوست داشتن است!
کسی حق زندگی را از اینان نخواهد گرفت. اما انتظار دوست داشتن نیز هرگز نباید داشته باشند. خیانتها وجود دارند اما به کودک همواره قصه ی آنانی گفته میشود که در اقلیتند.
با عذر خواهی از کلاغ ها. عمرشان طولانی تر باد! ما از عقابها اما میگوییم. حق حیات در جوامع انسانی رسم است. حتی برای سوسک ها.
نگرانی ندارد. نگران نباشیم. محاکمه ای در کار نیست.
تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چه کسی سیاسی بوده و در زندگی سیاسی خود اشتباه نکرده است؟
در زندگی سیاسی :
- اشتباهات کوچک و بزرک
-ضعف های کوچک و بزرگ
- حسن نیت منجر به خیانت
- خیانتها
همه وجود دارند. و آدمهایی که از این کوره پیش وجدان خود و دیگران سربلند بیرون آیند البته هستند ولی همه نمی توانند چنین باشند.
بعد از جنگ دوم جهانی درجامعه ایتالیا و آلمان این سئوال مطرح شد که:
با این بقایای فاشیستها و نازیها که پدران و مادران و برادران و خواهران ما هستند چگونه باید برخورد کرد؟
این سئوال یا به زبان دیگر شتر بردرخانه ی ما -اهالی جامعه ی ایران- نیز خوابیده است.یا خواهد خوابید.
با توجه به بقایای رژیم فاشیستی ایران و دیگران درفردای «آزادی و برابری و دموکراسی».
براستی با «سرشکستگی» های خودمان چه گونه باید برخورد کنیم. درست تر با «زخمیان خود» با «نابود کنندگان خود» چگونه باید برخورد کنیم؟

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بازهم محاكمه ؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من سنگ اول را می اندازم!
مسائل سیاسی را به کناری بگذاریم. شما در رفاقت، مار در آستین بودید... همیشه راه دیگری وجود دارد. می توانستید به دانشیان که رفیقتان بود جریان را بگویید که فرار کند. خیانت به دوستی و رفاقت، در عرف نانوشته شده ی جوامع انسانی بد است. شما با انتخاب راه ساواک او را به کُشتن دادید. تصمیم شما غیر انسانی بود. دانشیان در جایگاه شما، هرگز شما را لو نمیداد، خودتان میدانید. او نهایتن زنده میماند، خودش ترورتان میکرد، ولی به قصاب تحویلتان نمیداد....شما در دوستی خیانت کردید...نه در روابط سیاسی/ تشکیلاتی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
... فعالِ این نماد چاره‌ای ندارد و محتوم است به ادامه و ادامه و ادامه ...

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من نمی‌‌دانم برایِ اولین بار " پدیدهِ مصداقی " رو به جای ایرجِ مصداقی چه کسی‌ به کار برد . به دیدِ من ؛ اصطلاحی خلاقانه و هوشمندانه‌ای بود . واقعیت این است که " ابر و باد و مه‌ و خورشید و فلک " گاه دست به کار می‌‌شوند و فرد رو در پروسه‌ای به " مفهوم " فرا می‌‌رویانند ... دو مثال : چگوارا دیگر اون شخص در یک موقعیتِ تاریخی و جغرافیایی نیست نمادِ آرمان خواهی‌ هست . حتا اگر آرمان خواه نباشی‌ این را می‌پذیری ... یا راستپوتین ، دیگر فردی نیست که در روسیه در مقطع معین چنین کرد و چنان کرد ، بلکه سنبل و نمادِ توطئه و بی‌ رحمی می‌‌شود ... ایرجِ مصداقی که مثلِ من و تو یک پاره استخون هست با مشکلاتِ معین اش ، چون من و شما . با تلاشی چند ساله و شبانه روز به " پدیده و نماد " تبدیل شده است . این اتفاق به خودیِ خود یک دستاورد است برای ما ایرانیان با هر گرایش . پایانِ سخن : فعالِ این نماد چاره‌ای ندار
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای فطانت،
ممنون از توضیحاتی که داده‌اید.
مسلما کاری که شما در آن زمان انجام داده‌اید با افکار و ایده‌های من جور نیست ولی من و به نظرم دیگر خوانندگان هم صلاحیت این را نداریم که در مقام قاضی بنشینیم و اساسا از دیدگاه من کسی حق ندارد که شما را در رسانه‌ها به دادگاه رسانه‌ای بکشاند.
همانطور که نوشته‌ام من به نوبه خودم از کتابی که نوشته‌اید سپاسگزارم و امیدوارم راهی را بگشاید که بسیاری در آرزوی گشایش آن هستند: راه نوشتن و بیان نانوشته‌ها و بیان نشده‌ها.
متاسفانه جامعه ما سدی آهنین در مقابل چنین کاری ایجاد کرده است. این سد آهنین همان روشی است که آقای مصداقی و برخی دیگر در پیش گرفته‌اند و موجب می‌شود که کسی جرات و جسارت نوشتن و بیان واقعیات را نداشته باشد. این روش، یعنی تحقیر و فحاشی و اتهام و... راه را بر بیان آنچه که برای روشنگری در جامعه ما لازم است، می‌بندد و بسیاری اسرار که می‌توانند

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بهنام! کاملاً خوب متوجه شدید. مساله من با این جناب کاملاً شخصی است. اگر نام مرا برای سومین بار و اینبار برای زدن کیانوش توکلی و محسن درزی بیربط و بی جهت نیاورده بود مثل سالهای گذشته فقط او را نگاه میکردم. ثانیاً اگر من ازگذشته خود شرمنده بودم سالهای سال بود که از همه رو پنهان کرده بودم و لزومی نداشت نه کتاب بنویسم و نه با پهلوان پنبه های عربده کشی رودررو شوم که ایرج مصداقی سهراب یل آنهاست. هدف از نوشتن آن کتاب و امید من به بهم ریختن ذهنیت مطلق گرای روشنفکران و به ویژه چپ های ماست. از این که نسل آرمانگرای ما به این مذلت افتاده است دلم میگیرد اما آن شیوه تفکر این مذلت را اجتناب ناپذیر میکند.
تصویر اژدر بهنام

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای فطانت،
من با شیوه‌هایی که آقای مصداقی به کار می‌گیرند و لحن فحاشانه و اتهام زدنها و "افشاگری‌های" ایشان هیچ توافقی ندارم. این همان شیوه‌ای است که شما هم متاسفانه در این نوشته خودتان به کار برده‌اید و بدون هیچ سند و مدرکی و با پیش کشیدن عملکرد کلی آقای مصداقی او را یک فرد امنیتی و وابسته به وزارت اطلاعات معرفی کرده‌اید.
در مورد عملکرد آقای مصداقی می‌تواند برداشت‌های متفاوتی وجود داشته باشد. برداشت خود من این است که کار ایشان موجب روشنگری نیست و به ضرر اپوزیسیون است ولی علیرغم سؤالات زیادی که درباره منابع اطلاعاتی ایشان و تناقضات موجود در کتابهایشان دارم، نمی‌توانم اتهام مامور بودن ایشان را بپذیرم. برای این پذیرش نیاز به اسناد و مدارک معتبر دارم.
و اما در مورد شما من نمی‌دانم ناراحتی واقعی شما از چیست. آیا ناراحتی شما از این است که آقای مصداقی نام شما را در کنار هوشنگ اسدی و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب فطانت، اجازه بدهيد اين كار را نكنم، همين اندك را كه با قيد صفحه در جلوي فاكت أعلام كرده ام ،را به خواندن تنها سرفصل تقليل داديد،
ولي، اين افعال ماست كه بر ما و پيرامون ما تاثير مي گذارد، نميشود اين تاثير را در حلقه اي از اما و اگرها ، آگاهانه پنهان كرد،
بله شما در خلع نبوديد،
حرف من هم همين است، فقط كافي است اين اگر و شايد را از جلوي افعال خود برداريد،
آنوقت علل وجودي اتفاقات فوق الذكر را در مي يابيد

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب دریا دل من در خلاء زندگی نکرده ام. همیشه زمانی و مکانی وآدمهائی در اطراف بوده اند. نوشته شما نوشته کسی که کتاب مرا خوانده است نیست. شما تنها دو سه فصل آنرا( حسب نام سیاسی فصول کتاب ) تورق کرده اید. جداً از شما خواهش میکنم در آن نوشته ها هرکجا دروغ، ریا، مبالغه، عدم قبول مسولیت، تناقض، و یا شهادت کسی و هر آنچه از این دست باشد که نوشته های این کتاب را مخدوش و یا باطل کند ارشاد فرمائید تا شرمندگی بر من جاودانه بماند. اگر کتاب را ادامه دهید با موارد عجیب تری هم روبرو خواهید شد. مثل معروفترین عکس انقلاب و یا آخرین شب جنگ خونین شهر. درست فهمیدید در نوزده سالگی با کسانی که بعد ها در زمره قهرمانان و قدیس شما شدند رفاقت داشتم. اصلاً دانلود آزاد کتاب برای روشن شدن همین موارد و عدم وحشت من از روبرو شدن با حقیقت است. در انتظارم.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب توکلی! مماشات و پرده پوشی و بی تفاوتی نسبت به هتک بی رویه و بی دلیل و بی شاهد و ... آدمهائی که توسط این خود شیفته مورد هجوم قرار گرفته اند، باعث شده است تا ایشان یک تنه و بی هیچ پشتوانه شعور سیاسی و یا درک انسانی به جائی برسد که رسیده است و رسالت خود را لجن پراکنی به هر کس که مایل بود بداند. سوال من ساده است: منابع اطلاعاتی و مالی ایشان ازکجا تامین میشود؟ ایشان که مثل خداوند تنهاست و مثل پیامبران یک تنه تنها زند بر عالمی و رسالتی به جز لجن پراکنی را برای خود قائل نیست؟ لطفاً کمی هوشیاری. تعداد نامهای موجود در نوشته های ایشان و کتابهای ایشان یک دائره المعارف از نام آدمهای تواب و نادم وخود فروخته است و چنین به نظر میرسد که از این جعبه هروقت برای هرکس هرچه را بخواهند بیرون میکشند. ما شکست خوردیم اما احمق نیستیم.
تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شخصا بشدت مخالف امنیتی کردن «پدیده مصداقی»هستم به قول محسن درزی در «مقابل ابلیس نبایستی ابلیس شد» اینکه ایرج مصداقی دیگر زندانیان سیاسی را منبع حقیرساواک ، تیر خلاص زن ، تواب و ساوامایی می نامد نبایستی ما را به دام امنیتی کردن موضوع بیاندازد مگر اینکه سند و مدرک غیر قابل انکاری در این زمینه وجود داشته باشد که آنهم در یک دادگاه و با حضور وکیل مدافع و هئیت منصفه باید انجام شود . بسیاری بر این نظر هستند که که « پدیده مصداقی » پدیده مختص زندانیان سیاسی سابق نیست بلکه این مشکل فرا تر از زندانیان سابق در بین فعالان سیاسی خارج از کشور بسیار رواج دارد . در واقع بیماری بنام «پارانوئید سیاسی » یکی از بیماریهای پنهان در فضای سیاسی اپوزیسیون است. .این بیماری در وجه غیر سیاسی اش در « ویکی‌پدیا» چنین معرفی شده است :

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مصداقي را وقتي بيشتر شناختم، كه كتابش را خواندم، ذات متوهم و همه چيز دان،كه در سطر سطر،نوشته هايش آدمي را معرفي مي كرد، كه در وسط مي نشست و به شكار مي رفت، پنهان كردن همكاري با رژيم در لابلاي سطور خاطرات ديري نپاييد،
ولي وقتي نوشتههاي نويسنده يك فنجان چاي را مي خوانم ،فكر ميكنم كه چطور مي شود ،يك هويي اين همه اتفاق تنها با خوردن بي موقع يك فنجان چاي افتاده باشد،
كسي كه باهنر و رجائي و بهشتي را شهيد مي خواند ( ص ١٣ )
كسي كه خبر كشته شدن امير پرويز پويان را زماني مي شنُود كه با او قرار گذاشته بود (ص ٢٠)
كسي آخرين ديداري با خشايار سنجري وقتي بود كه با هم سر قراري رفته بودند كه داخل تور ساواك بود ( ص ٢٢)
كسي كه آخرين ديدار با مهدي اسحاقي چندي قبل از دستگيري او مي باشد ( ص ٢٤ )
و بعد اينها و همه را گردن
يك فنجان چاي بي موقع، اگر به نارمك نمي رفتم ، اگر به دبيرستان كمال نميرفتم

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
امیر حسین فطانت می پرسد :(آیا روح القدس هزینه های ایرج مصداقی را میپردازد....؟) در پاسخ به سئوال جنابعالی که در کشور کلمبیا زندگی می کنید و از قوانین بسیار انسانی و دست و دل بازانه دولت رفاء سوئدی ها بی اطلاع هستید . در این کشور مالیات زیادی از کارکنان و سرمایه داران می گیرند (بین 36 تا 60 درصد). بخش نسبتا بزرگی از این در امد های مالیاتی صرف کسانی می شوند که مثلا بیکار، بیمار ، پیر ويا معلول و... می باشند . برخی ازآنان کسانی هستند که قبل از بازنشتگی دچار سانحه بسیار جدی جسمی(معلول) و یادچار آسیب های روحی قرار می گیرند و قادر به کار نمی باشند ، حقوق کار افتادگی به آنان تعلق می گیرد . بسیاری از خارجی ها به ویژه از کشورهای اسلامی از این قانون انسانی سو استفاده می کنند . یکی از دلایل عمده خارجی ستیزی در سوئد همین موضوع سو استفاده خارجیان است
...........................
تصویر ایران گلوبال

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بهروز گرامی، مقاله ای از آقای مصداقی در سایت منتشر شده بود که در آن آقای فطانت به عنوان «منبع حقیر ساواک» مورد خطاب قرار گرفته بودند. ما بنا به وظیفه خود باید جوابیه آقای فطانت را منتشر می کردیم ولی از آنجایی که جوابیه ایشان دارای اتهام مشخصی به آقای مصداقی بود، آن قسمتها را نقطه چین کردیم.
از این به بعد هم هیچ مطلبی را منتشر نخواهیم کرد که دارای اتهام به اشخاص حقیقی و حقوقی باشد و در صورتی که مانند همین مورد و به هر دلیلی مجبور به انتشار آن باشیم، اتهامات را نقطه چین خواهیم کرد.
امیدواریم که دوستان مطالب خود را بدون اتهام و توهین بنویسند و به نظرات هم بپردازند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حق با جناب بهروز است. به نظر میرسد مدیریت سایت به احترام اقای مصداقی صراحت مرا تلطیف کرده است. با اینحال میتوان از کامنت آقای توکلی به آقای همنشین بهار اصل مطلب را دریافت. به اختصار ".....اکنون چند روز است که اقای حسین فطانت مقاله ای تحت عنوان «من و ایرج مصداقی» برای انتشار در ایران گلوبال ارسال کرده است .در ان دقیقا همان اتهام امینتی که مصداقی به او زده است به خودش برمی گرداند. برای حسین فطانت در امیل نوشتم : « ما با این نوشته مشکل حقوقی داریم .شما با صراحت اعلام کرده ايد که ایرج مصداقی مامور وزارت اطلاعات است. البته سندی نیاورده و سندش کل مقالات و عملکرد ایرج مصداقی است. » او هم در پاسح نوشت:

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من متوجه نشدم که این جریان اتهام چیه و این نقطه چنیها برای جیست. آیا خود نویسنده آنها را نقطه چین کرده یا سایت و چرا؟ ممکن است توضیح بدهید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
من که بسیار متاسف هستم از این همه دشمنی با خود و دیگران. نه بقال وبرزگر و همسایه های محل جنگ و دعوا دارند بلکه مدعیان و روشنفکران جامعه ایرانی .سخن برسراین نیست که حق با کیست بلکه نوع برخورد و تهمت های غیر اخلاقی و ناجوانمردانه به هم بی احترامی و درشت سخن گفتن و بی اعتنائی وگستاخی و تحقیرکردن و به هیچ چیز نشمردن مخالف نظری در هر مقام و شرائط.
اکنون که نه دار است و نه به بار راستی چه تضمین است که قلم پرخاشگر امروز روزی تبدیل به تفنگ و اعدام و شگنجه و ابروریزی دیگری در فردای پیروزی این ان نشود؟ اینکه شما خواننده گرامی ریشه را در کجا سراغ خواهید گرفت من نمیدانم ولی قدرت را به هر قیمت خواستن وتکروی کردن پایانی بهتر از این نمیتواند داشته باشد.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در حالی که هما سرشار از شعبان جعفری اسطوره می سازد وروز به روزبر تعداد طرفداران نظام پادشاهی افزوده می شود تا جایی که ایرج مصداقی هم طرفدار شاهپور بختیار، آخرین نخست وزیر شاه می شود . چگونه است که مترجم و نویسنده ای همچون امیر حسین فطانت، به اتهام منبع ساواک مجددا از سوی ایرج مصداقی نبش قبر می گردد. آیا جا ندارد که یکبار برای همیشه جلوی اتهام زنی های آخوند پسند و دشمن شاد کن، ایستاد و بگویند: آقا ،اگر فکر و ایده ای دارید؛ این گوی و این میدان و برای نوشتن نیازی به اتهام زنی و لجن پراکنی نیست ! 37 سال است که رزیم اخوندی هر کسی را که مخالف است را ساواکی ، طاغوتی ، منافق و.... می نامد و آن وقت کسی که خود را قهرمان زندانهای رزیم می نامد از همان لحن و زبان برای بستن دهان مخالفین فکری خود سود جوید؟!