چیزی بگو، چیزی نگو، لاله مرداد سرب نوش!

از خاوران تا اصفهان / تبریز و رشت و دامغان / از مهر تا مردادماه / از تیر تا اسفندماه / پاینده ای، پوینده ای / پامال نسیان نیستی .....

 

 

 

 

برای همه لاله های سرب نوش مرداد و دختر عمه ام قدسیه هواکشیان

 

چیزی بگو، چیزی نگو، لاله مرداد سرب نوش!

نگو!

عاشقی

عاشق پا برهنه دویدن به جوی شعر

گاهی سرک

برکه فکر

عاشق خاک کبود لاله ها

لاله سرب نوش تنها

تک تک و انبوه

عاشق باران سرخ چشم

دیده مادر

خون شقایق

عاشق برگریز آن چنار

آفت و شته

تکه به تکه

عاشق شن های روی ماه

روی جذامی

صبح و سحرگاه

عاشق پای تاولی

هجرت و رفتن

چه حاصلی؟

عاشق ماندن و مرگ و رنج

ماندن و بیداد ریزگرد

بگو! بگو! فارغی

فارغِ از این جوی خشک شعر

فارغ از این سوز و نای دل

فارغ از این بذر و لاله ها

فارغ از آن تیر و سرب ها

فارغ از این مرگ ماه و مگ

چیزی بگو، چیزی نگو

تا عاشقی، تا فارغی

لاله مرداد سرب نوش 

از خاوران تا اصفهان

تبریز و رشت و دامغان 

از مهر تا مردادماه

از تیر تا اسفندماه

پاینده ای، پوینده ای

پامال نسیان نیستی

پاینده ای، پوینده ای

پامال نسیان نیستی

شعر: (چیزی بگو، چیزی نگو، لاله مرداد سرب نوش!) با صدای شاعر:

https://soundcloud.com/chadisaboji/persian-poem-chizi-bego-chizi

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

پانوشت شاعر:

توضیح عکس اول: آرامگاه قدسیه هواکشیان، دختر عمه ام در قبرستان باغ رضوان اصفهان، قطعه ۱۸ ، ردیف ۹ ، شماره ۱۸ ، قدسیه دانشجوی اقتصاد دانشگاه تهران و از مجاهدین بود که در سال ۱۳۶۰ در اصفهان دستگیر و هفت سال را در زندان اوین بند ۲۰۹ گذراند، در اواخر دوره زندانش او به زندان اصفهان منتقل کردند، دو بار در زمان کودکی وقتی ۵ ساله بودم در زندان اصفهان به همراه خانواده عمه ام به ملاقاتش رفتیم و از پشت کابین های شیشه ای زندان با آیفون با او حرف زدم، او هیچگاه نه توبه کرد و نه تواب شد! و به گفته خودش به عمه ام: "مبارزه را راه خود قرار داده بود!" قدسیه قرار بود آزاد شود اما به طور ناگهانی در مردادماه ۱۳۶۷ اعدام شد!

خانواده تا چند ماه بعد از دفن وی هم از ماجرای اعدامش خبر نداشتند! و وقتی بعد از مدتی بی خبری به خانواده اجازه ملاقات داده می شود به جای دیدار، مسئولان زندان شماره این قبر را می دهند! و "پول تیر" را هم طلب می کنند! یعنی خانواده عمه ام را مجبور می کنند پول گلوله ای که با آن قدسیه کشته شده را نیز به دولت وقت بدهند! کلیه وسائل او را به جز چادر رنگیش پس می دهند، عمه ام این طور حدس می زند که او را با همان چادر دفن کرده باشند!

توضیح عکس دوم: شایان ذکر است که در ردیف هشتم از قطعه ۱۸ باغ رضوان اصفهان تعداد حدودا ۳۰ - ۳۵ قبر وجود دارد که متعلق به اعدام های رژیم جمهوری اسلامی در مرداد ۱۳۶۷ مربوط به زندان اصفهان است، به جز قبر قدسیه اکثر قریب به اتفاق قبرهای این ردیف بدون نامند و فقط تاریخ اعدام روی آن درج شده است، از یکی از این قبرهای بی نام و نشان پنج سال پیش عکسی گرفته ام که در تصویر دوم مشاهده می شود، مادران و پدران زیادی که اغلب بچه های مجاهد داشته اند به این قطعه می آیند و بدون آن که بدانند فرزندشان در کدام یک از این قبرها خفته است در امتداد این ردیف می نشینند، اشک می ریزند و بعد همه قبرهای این ردیف را با آب می شویند و گاهی حمد و سوره ای می خوانند و در آخر با بلند کردن دست از همه قبرها خداحافظی می کنند و می روند و یا گاهی برای شادی روح فرزنداشان جعبه ای شیرینی یا سینی خرمائی هم می آورند و به کسانی که برای زیارت اهل قبور آمده اند تعارف می کنند.

یکی دو قطعه دیگر هم در قبرستان باغ رضوان اصفهان هست که متعلق به اعدامی هاست و متأسفانه همین سنگ قبر بی نام و نشان هم از آنها دریغ شده و تنها کلوخی مثلثی یا مربعی یا لوزی شکل بر سر مزار اعدامی ها گذاشته اند و کف زمین آن هم هنوز خاکی است و بتونی و سیمانی نشده است، این دو قطعه اندکی جنبه امنیتی دارند و کمتر کسی جرأت می کند که پا به آن بگذارد! کسی از نام و نشان افراد این قطعه یا خط فکری و عقیدتی آنها اطلاعی ندارد! عده ای معتقدند که قبرهای آن دو قطعه شامل گورهای دسته جمعی از اعدام های ۱۳۶۷ توسط رژیم است و کلوخ بالای هر محل دفن نشان از چندین نفر دارد! در مجموع در اصفهان کمتر کسی پایش را به این دو قطعه می گذارد و همه با نوعی هراس سریع از کنار این قطعه ها رد می شوند و یا خود را چنان به ندیدن می زنند که انگار این کلوخ ها واین قطعه ها را نمی بینند!

این چند سطر را نوشتم تا مدرک مستدلی باشد از خانواده یکی از قربانیان کشتار مردادماه ۱۳۶۷ در اصفهان، امید است روزی در رستاخیز چهرگان زخم خورده فرزندان سرزمینم ایران دیدار دیگری دست دهد و لب های خاموش شده مبارزان واگوید آن چه را بر او رفته است.

منبع: 
http://www.pezhvakeiran.com/maghaleh-71801.html
انتشار از: