اعدام ددمنشانه اشرف احمدی مادر چهار کودک در تابستان ۶۷

اشرف احمدی که سه سال در زندان های شاه و هفت سال در زندان های آخوندی به زنجیر کشیده شده بود (روی هم ده سال) با آن که مادر چهار کودک بود هنگام کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ ددمنشانه به دار آویخته شد!

 

 

 

ابردژخیم و ابردیکتاتوری به نام روح الله خمینی هفت سال در قم شاگرد یک آخوند خشک مغز به نام ایة الله محمدعلی شاه آبادی بود! آخوند محمدعلی بیدآبادی معروف به محمدعلی شاه آبادی که فرزند آخوند دیگری به نام محمدجواد بیدآبادی بود در سال ۱۲۵۱ خورشیدی و در زمان ناصرالدین شاه قاجار در کوی حسین آباد اصفهان زاده شد و در روز سوم آذرماه سال ۱۳۲۸ خورشیدی در زمان محمدرضا پهلوی در سن هفتاد و هفت سالگی درگذشت! آخوند محمدعلی شاه آبادی که روح الله خمینی ستایش های گزاف و پر آب و تابی را نیز درباره اش انجام داده است از گروه آخوندهای خشک اندیشی مانند سیدحسن مدرس بود که در راه بهسازی های رضاشاه مانند آزادی زنان و از میان بردن حجاب سیاهی و تباهی سنگ اندازی می کردند! همسر محمدعلی شاه آبادی به نام سیده علویه مریم روحانی هم دختر آخوندی به نام ایة الله سیدصادق روحانی بود.

یکی از پسران محمدعلی شاه آبادی آخوندی به نام ایة الله مهدی شاه آبادی از آخوندهای هوادار روح الله خمینی بود که در سال ۱۳۰۹ خورشیدی در قم زاده شد و پس از انتحار اسلامی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی شد و پس از کارهای فراوانی که به سود رژیم ولایت فقیه به انجام رساند سرانجام در اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۳ هنگام بازدید از جبهه های جنگ ایران و عراق کشته شد، یکی دیگر از پسران محمدعلی شاه آبادی آخوند دیگری به نام ایة الله نصرالله شاه آبادی است که در سال ۱۳۱۰ در قم زاده شد، نصرالله شاه آبادی نیز از آخوندهای هوادار رژیم ولایت فقیه است و در اسفندماه سال ۱۳۹٤ نماینده تهران در مجلس خبرگان رژیم آخوندی شد! آخوند محمدعلی شاه آبادی دختری هم به نام عفت الشریعه شاه آبادی داشت که در سال ۱۳۰۱ خورشیدی زاده شد و شوهر عفت الشریعه شاه آبادی نیز آخوندی به نام ایة الله سیدحسن احمدی علون آبادی معروف به سیدحسن احمدی اصفهانی بود!

سیدحسن احمدی در سال ۱۲۸۶ خورشیدی در روستای علون آباد در استان اصفهان زاده شد، در سال ۱۳۰٤ خورشیدی برای خواندن درس های آخوندی به قم رفت و از سال ۱۳۰۷ شاگرد آخوند محمدعلی شاه آبادی شد و سرانجام با دختر محمدعلی شاه آبادی زناشوئی کرد، سیدحسن احمدی پس از مرگ پدرزن آخوندش به تهران آمده و پیشنماز مسجد جامع بازار تهران شد و در بهمن ماه سال ۱۳۵۷ چند روز پیش از به روی کار آمدن روح الله خمینی در هفتاد و یک سالگی درگذشت، رژیم ولایت فقیه بسیار کوشیده است سیدحسن احمدی را از هواداران روح الله خمینی جا بزند اما این چنین نیست! زیرا پس از آن که سیدحسن احمدی از نزدیک روح الله خمینی را دیده و به اندیشه های پلید و اهریمنی او پی برده بود صف خود را هم از او جدا کرده بود و با آن که هم عفت الشریعه شاه آبادی و هم شوهرش سیدحسن احمدی دیندار بودند اما هرگز در گروه دیندارانی مانند روح الله خمینی نبودند!

سیدحسن احمدی پیش از انتحار اسلامی به ایة الله طالقانی گفته بود: "در این که شاه باید برود حرفی نیست اما خمینی نباید بیاید زیرا من او را می شناسم و می دانم خمینی موجودی خونخوار است!" هم عفت الشریعه شاه آبادی و هم شوهرش سیدحسن احمدی از هواداران جبهه ملی ایران و از دوستان نزدیک دکتر محمد مصدق بودند چنان که دکتر محمد مصدق به خانه آنان رفت و آمد می کرد و حتی پس از کودتای بیست و هشتم مردادماه سال ۱۳۳۲ که بسیاری از نان به نرخ روزخورها از پیرامون دکتر محمد مصدق پراکنده شدند رفت و آمد دکتر مصدق به خانه این زن و شوهر از میان نرفت و برای دیدارهای پیاپی دکتر مصدق با این خانواده بود که خانه سیدحسن احمدی گرفتار کنترل های امنیتی سفت و سخت دولت برآمده از کودتای بیست و هشتم مردادماه سال ۱۳۳۲ شد!

از اینها گذشته فرزندان عفت الشریعه و سیدحسن در زمان رژیم پادشاهی وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران بودند، مانند سیدمحمود احمدی که روز یکم شهریورماه سال ۱۳۵۰ و هنگام تازش سرتاسری سازمان اطلاعات و امنیت کشور (س.ا.و.ا.ک) به سازمان مجاهدین خلق ایران به همراه ده ها تن دیگر از وابستگان به این سازمان دستگیر و هفت سال تا زمان فروپاشی رژیم شاهنشاهی در سال ۱۳۵۷ در زندان های این رژیم زندانی بود! و یا سیداحمد احمدی که در بیست و هشتم مردادماه سال ۱۳۵٤ هنگام رفتن به مشهد در فرودگاه مهرآباد دستگیر و از همان جا روانه شکنجه گاه های ساواک آریامهری شد، سیداحمد احمدی پس از شش ماه بازداشت در بهمن ماه سال ۱۳۵٤ با شکنجه ساواکی ها کشته شد! یکی دیگر از فرزندان عفت الشریعه و سیدحسن به نام سیدعلی احمدی نیز هنگام موشک باران اردوگاه لیبرتی به دست هواداران رژیم ولایت فقیه در بهمن ماه سال ۱۳۹۱ کشته شد!

اما جانگدازتر از همه اینها سرگذشت دختر این زن و شوهر به نام سیده اشرف السادات احمدی است! اشرف احمدی در سال ۱۳۲۰ خورشیدی در تهران زاده شد و دبیرستان را نیز در تهران به پایان رساند، از سال ۱۳۵۰ و پس از بازداشت برادرش سیدمحمود احمدی بود که اشرف با رفت و آمد به زندان های گوناگون با دستاویز دیدار با برادر زندانیش و رفتن به گردهمائی های خانواده های زندانیان سیاسی در راه پیکار با رژیم پهلوی گام گذاشت! در سال ۱۳۵٤ و همزمان با دستگیری سیداحمد احمدی اشرف نیز دستگیر شد، با آن که اشرف هنگام دستگیری باردار بود و دچار بیماری قلبی هم بود از سوی ساواکی ها به سختی شکنجه شد اما این شکنجه ها نتوانستند از ایستادگی اشرف در برابر شکنجه گران رژیم پهلوی بکاهند! کودک اشرف به نام مریم هم در زندان زاده شد و اشرف در بیدادگاه های رژیم شاهنشاهی به پانزده سال زندان محکوم شد، باری، اشرف پس از سه سال زندان و شکنجه با فروپاشی رژیم شاهنشاهی در سال ۱۳۵۷ از زندان آزاد شد!

اما پس از انتحار اسلامی و به روی کار آمدن رژیم ولایت فقیه سرزمینی به نام ایران بهشت روی زمین نشد و زندان آریامهری جایش را به دوزخ آخوندی داد! رژیم ولایت فقیه هر کس را که برایش کار می کرد حتی ساواکی های به جای مانده از رژیم شاهنشاهی را به کار گرفت! چنان که بنیانگزاران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ساواکی ها و شکنجه گران و دژخیمان رژیم پهلوی بودند!

http://www.iranglobal.info/node/51517

از سوی دیگر رژیم ولایت فقیه هر کس را حتی اگر در زمان رژیم پهلوی زندانی و شکنجه شده بود اما با رژیم نوین که می خواست با فرهنگ و روش های زمان برده داری و شترچرانی کشورداری کند سازگار نبود به زنجیر می کشید و سرکوب می کرد! و این چنین بود که اشرف احمدی پس از زندان و شکنجه ای که در زمان رژیم پهلوی کشیده بود در تیرماه سال ۱۳۶۰ با آن که در بستر بیماری بود دستگیر و همراه پسر شیرخوارش روانه زندان اوین شد! اشرف نه بمبی ترکانده و صد تن را کشته بود و نه تیرباری به دست گرفته و پنجاه تن را به رگبار بسته بود بلکه زن بیماری بود که چهار کودک داشت و در گوشه ای افتاده بود! کسی که بسیار کوشید برای اشرف پرونده ای سنگین بسازد تا او را وادار به مصاحبه ای نمایشی در حسینیه زندان اوین کند دژخیم سرشناس رژیم آخوندی اسدالله لاجوردی بود!

http://www.iranglobal.info/node/29129

اشرف که هیچ گناهی نداشت حتی یک سطر بازجوئی به اسدالله لاجوردی نداد و به حسینیه زندان اوین هم برای مصاحبه فرمایشی نرفت! اسدالله لاجوردی اشرف را به خوبی می شناخت و می دانست که اشرف زنی بیمار و زمینگیر و مادر چهار کودک است و کاری نکرده است که باید زندانی شود اما چون به دنده لج افتاده بود حتی با درخواست ایة الله مهدی شاه آبادی که دائی اشرف و برادر عفت شاه آبادی بود نیز دست از سر اشرف برنداشت! گفته می شود مهدی شاه آبادی با آن که از آخوندهای هوادار رژیم ولایت فقیه بود با اسدالله لاجوردی بر سر اشرف به سختی دچار کشمکش شد و درباره ددمنشی های وی نیز نامه نگاری های فراوانی را انجام داد اما سرانجام با کشته شدن مهدی شاه آبادی اسدالله لاجوردی از دست او آسوده شد!

اسدالله لاجوردی که می خواست هر جور شده اشرف احمدی را وادار به مصاحبه کند چند بار به بهانه بازرسی و یافتن بمب و تفنگ به خانه عفت شاه آبادی حمله کرد! چون خانه عفت شاه آبادی از خانه های کاهگلی بود که با سبک کهن ساخته شده بود و آب انبار داشت مزدوران آخوندیسم آب انبار را برای یافتن جنگ افزار سوراخ کردند و با سوراخ شدن آب انبار که بلندتر از کف خانه ساخته شده بود آب همه خانه را فرا گرفته و به همه اتاق ها و بخش های دیگر خانه سرازیر شد! بار دیگر به بهانه بازرسی، کف حیاط و باغچه را کندند و خاک ها را به همه جا پاشیدند و گل ها و درختان را ریشه کن کردند! بار دیگر دیوار کاهگلی رو به کوچه خانه را به بهانه یافتن بمب و جنگ افزار ویران کردند! لاجوردی این کارها را برای ترساندن عفت شاه آبادی و واداشتن اشرف احمدی به مصاحبه می کرد اما عفت شاه آبادی در برابر تهدید لاجوردی رو در روی این دژخیم ایستاده و گفته بود: "هر کاری خواستی بکن ولی هیچ غلطی نمی توانی بکنی!" لاجوردی هم خشمگین شده و اشرف را به سختی شکنجه داده بود!

سرانجام هنگام کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال ۱۳۶۷ اشرف احمدی که مادر چهار کودک بود و سه سال در زندان ها و شکنجه گاه های رژیم پهلوی و هفت سال در زندان ها و شکنجه گاه های رژیم آخوندی به زنجیر کشیده شده بود (روی هم ده سال) ددمنشانه به دار آویخته شد! عفت شاه آبادی نیز پس از سال ها درد و رنج و شکنجه و چندین بار بازداشت ریز و درشت در رژیم های شاهی و آخوندی و آزارهای فراوان دیگر سرانجام روز یکشنبه بیست و سوم اسفندماه سال ۱۳۹٤ درگذشت!

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

سیدحسن احمدی را هوادار روح الله خمینی نامیدن!

روشن شد که خانواده سیدحسن احمدی با آن که دیندار بودند اما با روح الله خمینی در یک گروه نبودند و دچار رنج های فراوانی نیز از سوی رژیم های شاهی و آخوندی شدند اما هواداران رژیم آخوندی برای مردم فریبی و به ویژه فریب جوانان کم سن و سال و ساده دل در تارنماهای گوناگون خواسته اند سیدحسن احمدی و خانواده اش را از هواداران رژیم ولایت فقیه و روح الله خمینی جا بزنند! برای نمونه درباره سیدحسن احمدی در چند تارنمای هوادار رژیم ولایت فقیه این چنین نوشته شده است:

..... آیت الله سیدحسن احمدی اصفهانی (علون آبادی) در سال ۱۳۲۶ قمری (۱۲۸۶ شمسی) در روستای علون آباد واقع در نود کیلومتری اصفهان متولد گردید، ادبیات عرب را نزد آقاشیخ علی مسگر یزدی و فقه و اصول را در محضر میرزا احمد مدرس و سیدمهدی درچه ای آموخت، در سال ۱۳٤٤ قمری (۱۳۰٤ شمسی) برای ادامه تحصیل به قم رفت و از سال ۱۳۰۷ افتخار شاگردی آیت الله شاه آبادی و همچنین دامادی او را کسب کرد و از محضر آیات محمد همدانی و سیدمحمد حجت شیرازی نيز بهره برد، نامبرده از دوستان امام خمینی بود!!! و پس از رحلت آیت الله شاه آبادی به تهران آمده و در شبستان مذکور به اقامه جماعت و ارشاد مردم پرداخت، اکثر فرزندان او در زمان پهلوی دوم جزء مبارزین بودند!!! و یکی از فرزندان او به نام سیداحمد احمدی در سال ۱۳۵٤ در اثر شدت شکنجه دژخیمان ساواک به شهادت رسید!!! آیت الله احمدی سال هائی از آخر عمر خود را با بیماری، خانه نشینی و از کار افتادگی سپری نمود و در بهمن سال ۱۳۵۷ در حالی که چند روز بیشتر به سقوط رژیم پهلوی و آزادی فرزندانش از زندان!!! باقی نمانده بود دار فانی را وداع گفت! .....

http://www.ir-psri.com/Show.php?Page=ViewArticle&ArticleID=1029

روشن نیست دروغ بافان رژیم ولایت فقیه با بافتن این دروغ های خنده دار درباره سیدحسن احمدی و خانواده اش و با به کارگیری واژگانی مانند: دوستان امام خمینی! مبارزین! شهادت! آزادی فرزندانش از زندان! و ..... چه کسی را می خواهند بفریبند؟ سیدحسن احمدی چگونه دوست خمینی بود که هیچکس از این دوستی چیزی نمی داند جز نویسندگان این دروغ ها؟ اکثر فرزندان او جزء کدام مبارزین بودند؟ سیداحمد احمدی که وابسته به سازمان مجاهدین خلق ایران بود برای چه به شهادت رسید؟ آیا برای هواداری از روح الله خمینی بود؟ فرزندان سیدحسن احمدی برای چه زندانی بودند؟ آیا آنها هم برای هواداری از روح الله خمینی زندانی بودند؟

★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★★

 

 

 

منبع: 
منابع گوناگون
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عنوان مقاله: 
درگذشت برادر عفت الشریعه شاه آبادی
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
خبرگزاری های رژیم ولایت فقیه چندی پیش با آب و تاب فراوان گزارش دادند که آخوند نصرالله شاه آبادی در تاریخ بیست و یکم اسفندماه سال ۱۳۹۶ درگذشت اما این خبرگزاری ها حتی یک بار نیز نامی از عفت الشریعه شاه آبادی (خواهر نصرالله شاه آبادی) نبردند! همچنان که این خبرگزاری ها از سه تن از خواهرزاده های نصرالله شاه آبادی به نام های احمد، اشرف و علی نیز نام نبردند و درباره این خواهرزاده ها و سرگذشت آنها خاموش ماندند!
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ما بی چرا زندگانیم
آنان به چرا مرگ خود آگاهانند
جاودان باد یاد شهدای به خون خفته خلق ایران "احمد احمدی" ، "اشرف احمدی" و "علی احمدی"
مبارزشهید اشرف احمدی شیر زن قهرمانی بود که شجاعانه به ملاهای فاشیست "نه" گفت. لازم به ذکر است که همسر اشرف احمدی در سال 66 در یک سانحه رانندگی در گذشت. از دست دادن همسر و تنها ماندن فرزندان کوچک و نوجوان او نیز عاملی جهت سست شدن "اشرف" در دفاع از آرمانهای انسانی اش نشد و به رغم همه عواطف بی پایان مادریش به میهن و خلقش پشت نکرد، سرانجام در روز 9 مرداد سال 67 و در پروسه جنایتکارانه قتل عام هزاران زندانی سیاسی، "اشرف احمدی" در سن 47 سالگی ، بعد از هفت سال اسارت با دفاع از عقاید و هویت سیاسی اش سربه دار شد و به شهادت رسید.
رژیم جنایتکار وچپاولگر جمهوری اسلامی را می بایست با همه کثافات و گندیدگی اش، به زباله دان تاریخ سپرد.