دشمن ما همینجاست، دروغ میگن آمریکاست

خمینی با خدعه و نیرنگ، که بعداً خودش اقرار کرد، قدرت را به دست گرفت و تمام مخالفین و آزادیخواهان را سر به نیست کرد....خامنه ای ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار در تأسیسات هسته ای هزینه کرد و در نهایت در توافق با قدرت های جهانی، در آنها بتون ریخت تا از تحریم های مهلک نجات یابد!....وجه مشترک پیشوا هیتلر و امام خمینی و امام خامنه ای، یکی همین لقب امام یا پیشواست که دوست دارند مردم به آنها بگویند....تنها راه نجات ملت ایران از این فقر و فلاکت و بیکاری و اعتیاد و فحشا و گرانی و بیچارگی، آزادی و دموکراسی است

 با نگاهی به حکومتهای دیکتاتوری معاصر در می یابیم که اکثر دیکتاتورها موفق شدند و یا میخواستند مردم کشورشان را حول یک ایدئولوژی متحد کنند. در راس حکومت های دیکتاتوری معاصر هیتلر پیشوای آلمان بود که با ایدئولوژی نژاد برتر آلمان، ابتدا به کشورهای همسایه ،همچون فرانسه و بلژیک و اتریش و...حمله کرده و آنها را تصرف کرد و سپس به روسیه و انگلیس نیز حمله کرد که با ورود آمریکا به جنگ و به نفع متفقین ، سر انجام شکست بسیار سختی خورد که با خاک یکسان و کشور به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم شد . از طرفین جنگ ۵۵ ملیون نفر کشته شدند. هیتلر در این جنگ و در مدت حکومتش هیچگونه دست آوردی نداشت و سبب تجزیه ی آلمان شد و خود ش سرنجام خودکشی کرد. اما جانشیان هیتلر با حفظ و تداوم دموکراسی و بدون هیچگونه دشمنی با یک کشور و یا همسایگان ، کشورشان به نسبت جمعیت اولین قدرت اقتصادی دنیا و در رده بندی معمولی سومین قدرت اقتصادی دنیا شدند. و سرانجام بعد از پایان جنگ سرد و ۴۵ سال جدایی دو آلمان متحد شد.

در کشور خودمان ایران، آقای خمینی با خدعه و نیرنگ که بعدا خودش اقرار کرد قدرت را بدست گرفت و تمام مخالفین و آزادیخواهان را سر به نیست کرد. تمام آزادی ها را بنام اسلام از ملت ایران گرفت و یک نوغ اسلام شیعی متعصب را حاکم کرد. با تحریک حاکمان عراق باعث حمله ی آن کشور به ایران شد. آقای خمینی از جنگ بین ایران و عراق بسیار استقبال کرد تا جایی که گفت: این جنگ برای ما نعمت است و اگر بیست سال هم طول بکشد ما ایستاده ایم و راه قدس از کربلا می گذرد و به جای جنگ ، جنگ تا پیروزی شعار جنگ ،جنگ تا رفع فتنه در عالم را سر داد. یعنی آقای خمینی هم همچون هیتلر می خواست تمام دنیا را گرفته و پیرو ایدئولوژی خودش کند. اما در نهایت چون دید از عراق شکست می خورد گفت من جام زهر را نوشیدم و قطعنامه ی ۵۹۸ مبتنی بر آتش بس را پذیرفتم.

باز جانشین آقای خمینی یعنی آقای خامنه ای بتصور اینکه چنانچه بمب اتمی داشته باشد در هر جنگی پیروز خواهد بود و یا دشمن جرئت حمله به آنها را نخواهد داشت، چهارصد تا پانصد ملیارد دلار در تاسیسات هسته ای هزینه کرده و در نهایت در توافق با قدرت های جهانی، در تاسیسات اتمی بتون ریخته تا از تحریم های مهلک نجات پیدا کنند. دلارهای آزاد شده در اثر این توافق که میگویند حدود یکصدو پنجاه ملیارد دلار بوده، بجای اینکه برای ملت ایران صرف آبادانی کشور شود برای جنگ در سوریه و حزب الله لبنان و حوثی های یمن و حماس فلسطین و حشد الشعبی عراق و طالبان افغانستان و .... هزینه کردند. یعنی همان کشورگشایی که هیتلر و آقای خمینی انجام داد، آقای خامنه ای هم انجام داد. آقای خامنه ای هم به پیروی از آقای خمینی هر منتقدی را دشمن میدید. ایشان از آقای خمینی جلوتر رفته و احزاب و سازمان هایی همچون سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب اعتماد ملی و جبهه ی مشارکت و کارگزاران سازندگی را که اندکی با ایشان زاویه پیدا کرده و برای بقای همین نظام بوجود آمده بودند را منحل و یا محدود کرده و خیلی از سرانشان را بزندان انداخت. به این اکتفا نکرده و شهروندان بی آزار و مصلحی همچون دراویش گنابادی که شیعه ی دوازده امامی هستند و بجای مرجع تقلید، قطب (رهبر) دارند را نیز سرکوب و رهبر ۹۱ ساله ی آنها آقای دکتر تابنده را به حصر یعنی زندان خانگی برد. وجه مشترک پیشوا هیتلر و امام خمینی و امام خامنه ای ، یکی همین لقب امام یا پیشوا هست که دوست دارند مردم به آنها بگویند. دوم تمام منتقدین و آزادیخواهان داخلی را سرکوب کرده و در تمام سخنرانی ها مردم را از دشمن ، دشمن می ترسانند. حاکمان بعد از دیکتاتور همچون خانم مرکل صدر اعظم آلمان یک بار هم از واژه ی دشمن در طول ۱۴ سال صدارت استفاده نکرده و نمی کند. دیکتاتورها تلاش بسیار میکنند که ایدئولوژی و یا انقلآبشان را به کشورهای جهان صادر کنند، اگرچه به فقر و فلاکت ملتشان منجر شود. همانطور که در گزارش نهادهای حقوق بشری آمده، بی مسئولیت ترین رهبر جهان نسبت به ملتش در میان ۲۰۹ کشور جهان آقای خامنه ای است.

یکی دیگر از خصوصیات دیکتاتورها شکست حتمی در تمام پروژه هایشان است، اما متاسفانه همیشه چاپلوسانی پیدا میشوند که دور آنها را گرفته و آنها را تشویق به کاری میکنند که شکست حتمی در آن است. بنده به هیچ عنوان قصد توهین به کسی را ندارم و تنها اتهامی که در پرونده ام وجود ندارد همین توهین است. یک معلم ساده ی بازنشسته هستم که اگر بعد از رسیدن ایران به آزادی و دموکراسی زنده بودم میخواهم معلم باقی مانده و سرگرم باغبانی و کشاورزی در همین باغچه ام باشم. چون محکم و با اراده ی بسیار قوی از عقیده ام که آزادی و دموکراسی باشد در مقابل نیروهای امنیتی دفاع میکنم، آنها تاب تحملم را نیاورده و مرا از جلوی باغچه ام ربوده و به بیمارستان روانی بردند که پارانوئید دارم و باید شش ماهی در بیمارستان بخوابم تا معالجه شوم.

در بیمارستان ابتدا چهار دست و پایم را به تخت بستند، چون از نظر آنها بیمار بسیار خطرناکی بودم، اما در نهایت با همت بلند ملت ایران بعد از نوزده روز و تایید صحت کامل روانی توسط ۶ نفر پزشک متخصص اعصاب و روان و دو نفر روانشناس آزاد شدم.(شرحش را قبلا داده ام) با جستجو در گوگل فرد پارانوئیدی چنین تعریف می شود: «شکاکیت و بی اعتمادی دیرپا به همه ی افراد است و مسئولیت این احساسات از نظر آنها نه به عهده ی خود آنها،که بر دوش دیگران است. این بیماران اغلب متخاصم و تحریک پذیر و خشمگین هستند.» نتیجه ی حکومت هیتلر جز جنگ و ویرانی و فقر و فلاکت و کشتار نه تنها برای مردم آلمان که برای جهان نیز نبود. نتیجه ی ده سال حکومت آقای خمینی هم بجز کشتار و ویرانی و فقر و فلاکت حداقل برای مردم ایران و عراق نبود. نتیجه ی ۳۰ سال حکومت آقای خامنه ای نیز بجز فقر و فلاکت و کشتار برای مردم ایران و خاور میانه و حتی جهان چیزی بیش نبوده است. آقای خامنه ای بر همان طبل دشمن، دشمن میکوبد و هنوز باور ندارد که قیام ۷دیماه نود و شش که از مشهد شروع شد تا رسیدن به آزادی و دموکراسی ادامه خواهد داشت. هنوز سال ۹۸ نیامده آقای خامنه ای ملت را از برنامه های دشمن در سال ۹۸ می ترساند. البته منظور آقای خامنه ای از دشمن، همان قیام ملت برای رسیدن به آزادی و دموکراسی است. نیروهای امنیتی چطور یک معلم باز نشسته ی ساده را ربوده و با زور در بیمارستان بستری که میخواهند او را معالجه کنند؟! چرا آقای خامنه ای را پزشکان اعصاب و روان نتوانند معاینه کنند تا در صورت وجود پارانوئید که حتما دارد ایشان را معالجه و سرنوشت کشور در دست کسانی قرار گیرد که خیر و صلاح ملت ایران را خواسته باشند.

متوسط سن مامورین امنیتی که من دیده ام ۴۰ سال است. آقایان شما میخواهید ۴۰ تا ۵۰ سال دیگر زندگی کنید. این حکومت چه دست آوردی در این ۴۰ سال داشته است که امنیت حاکمان را به عهده گرفته و تا یک ایرانی تکان می خورد به او حبس و شکنجه و تبعید و اعدام میدهید؟

سه سئوال از حاکمان ایران و در راس آن از آقای خامنه ای و همینطور از نیروهای امنیتی که نگهبان همین حاکمان هستند می پرسم. مطمئن هستم که آنها هیچگونه پاسخی ندارند اما در عوض شما ملت قهرمان ایران درک و اطمینان پیدا خواهید کرد که تنها راه نجات ملت ایران از این فقر و فلاکت و بیکاری و اعتیاد و فحشا و نداری و گرانی و بیچارگی آزادی و دموکراسی است.

۱ ــ کشوری سراغ دارید که با داشتن آزادی و دموکراسی مزدور آمریکا باشد و استقلال نداشته باشد؟

۲ ــ کشوری سراغ دارید که با داشتن آزادی و دموکراسی پیشرفت نکرده باشد و مردمش در رفاه و اسایش نباشند؟

۳ ــ کشوری سراغ دارید که حاکمانش با وجود دیکتاتوری، به سمت غرب(امریکا واروپا) ویا به سمت شرق(روسیه وچین)نرفته باشد؟

۴ ــ درود بر ملت قهرمان ایران که به درستی به این نتیجه رسیده که: دشمن ما همین جاست، دروغ میگن آمریکاست.

درود بر زندانیان سیاسی که آنقدر زیاد هستند که نمی توانم از تک تک آنها نام ببرم و درود بر معلمان دربندو زندانی آقایان احمد تقوی، هادی خیاط مشهدی ، عبدالرضا قنبری، امید شاه محمدی ، اساعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی، فرهاد میثمی، محمد حبیبی، روح الله مردانی، مهدی فراحی شاندیز، ارژنگ داوودی و ....

 سیدهاشم خواستار نماینده ی معلمان آزاده ی ایران / ۱۶ دیماه ۹۷

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: