از تحریم سپاه نترسید، جنگ نخواهد شد

یک ترس عجیبی در دل دلسوزان ایران افتاده که تحریم سپاه مقدمه ای است بر جنگ آمریکا با ایران و ایران میرود که به سرنوشت سوریه و افغانستان و عراق دچار شود. البته این ترس رفقا مایه امیدواریست که کمی از تعارف شعار کم کرده و بر مبلغ تجربه بیافزایند و این آسان و ارزان بدست نیامد. تا وقتی برادر بزرگ هنوز فرو نریخته بود و آمریکا برای گرفتن اسامه بن لادن حکومت طالبان را تحت فشار قرار داد و تهدید به حمله کرد رفقا پوزخند میزدند که مگه شوروی میذاره! در آن زمان در شهر مالمو سوئد بودم و به دوستان گفتم که شما

 

در ارتش خدمت نکرده اید و نمیدانید معنی جنگ و سلاح سنگین و موشک و هواپیما چیست. یکی دو هفته بعد در مقابل چشمان ناباور رفقا و حضور خجلت آمیز برادر بزرگ که جیک هم نزد آمریکا طالبان را زیر و رو و افغانستان را آزاد کرد. رفقا شاید تا یکی دو ماهی از خجالت سر بیرون نمی آوردند و فقط نظاره گر بودند. بعد که نوبت صدام  رسید باز رفقا رگهای گردن شان ستبر شد که: عراق دیگه افغانستان نیست که آمریکا بتونه غلطی بکنه. و تفسیر پشت تفسیر که چرا آمریکا نمیتونه همچه غلطی بکنه. وقتی آمریکا غلطهاشو کرد و تلویزیونها شپشهای ریش صدام حسین را می شماردند باز حیرتمندان ساکت شدند. بعد به تفسیر نشستند که چرا ایتو شد! این درس چرچیل بسیار جالب است که میگوید در سیاست پس از قولی که میدهید یا پیشگویی که میکنید اگر خلافش به ثمر رسید اگر توانستید توضیح بدهید که چرا آنطور که شما فکر میکردید نشد تازه میشوید سیاستمدار. جای خوشی است که این درس را هم رفقا خوب فرا گرفته اند. 

اما در مورد تحریم

آمریکا بارها اعلام کرده که اقلام غذایی و دارویی جزو تحریم نیستند. همین امروز در همین ایران گلوبال بخوانید که ایران دارد از ترکیه تخم مرغ وارد میکند و مرغداران دست به تظاهرات زده اند که با این کار دارید ما را به خاک سیاه مینشانید. ایران برای حمایت از تولید داخلی دارد واردات دارو را کم میکند تا در ایران تولید شود.  آقا اخبار جلوی چشم تان است دنبال چه میگردید؟ آمریکا... سپاه پاسدارن و شرکت های وابسته به آنرا تحریم کرده تا این بختک هم دستش به سلاح سنگین نرسد (البته با پوزش از برخی رفقا) و هم شرکتهای اقتصادی به مکان بایسته اش یعنی بخش خصوصی باز گردد و دست این  بختک از حلقوم ملت ایران گشوده شود. آیا این مخالفت دارد؟ اینجور موقع ها دلم برای شاه میسوزد که همچه مخالفان ساده دلی نداشت. البته شاید به اندازه جمهوری اسلامی به مرگ نگرفته بود که رفقا به  تب راضی شوند و برای خاتمی و کروبی و موسوی و هر گرگ وشغالی که از این دیوانه خانه در می آید بنام روشنفکری سینه بزنند. راستی را که من چند مقاله خواندم که شکنجه و سختی باعث میشود که فرد نسبت به شکنجه گر خود علاقمند شود. سختی 40 ساله جمهوری اسلامی به اندازه همان چندماه زندان است که دختر مجاهد را عاشق شکنجه گرش کرد. 

 دوستان میگویند که تحریم مقدمه جنگ است. آخه بر اساس کدام منطق تحریم مقدمه جنگ است؟ مگر آمریکا برای زیر و رو کردن یک کشور نیاز به تحریم دارد؟ مگر افغانستان را تحریم کرد؟ کی گفته تحریم یک نیروی نظامی تروریست و تروریست پرور معنایش جنگ با یک کشور است.  مگر آمریکا دهه ها نیست که کره شمالی اتمی را تحریم کرده؟ مگر ترسی از اتمش دارد؟ حتا قبل از اتمی شدنش هم تحریمش کرده بود ما جنگ نکرد. یک کشور را در تمامیتش تحریم کرده و نه فقط ارتش آنرا! و هرگز هم جنگی در نگرفته است. البته کره شمالی کشور مستقلی است، از ژاپن و کره جنوبی که به آمریکا وابسته هستند مستقل تر است! ماشالا! آفرین! باریکلا! معنی استقلال را هم فهمیدیم.  در مقابل گاو نر بدشاخ و گردن کلفتی مثل آمریکا شاخ و شانه بکشید و مردم تان را گرسنگی بدهید و مستقل بمانید خیلی مزه دارد.

چپ ایران همچنان درگیری افکاری است که آن یکی دو جزوه دوره نوجوانی در ذهنش جای دادند. چپ ایران را بکش، حتا اگر در آمریکا از موهبتهای آزادی آن لذت ببرد بازهم همانقدر ضد آمریکایی است که یک داعشی ضد همه دنیا و یک...! مردم ایران را گرسنگی بده و بگذار سپاه دار و ندارت را بدهد به تروریست ها نه که در وجهه ضد آمریکایی تو خدشه وارد شود. 

راستی.. یک خبری براتون دارم! هیچ میدونید نسل شماها داره ور میافته؟ می بخشید ولی ما چپ و راست ایران یک سری آدمهای سپید موی هاف هافو هستیم و چیزی از عمرمون باقی نمانده. این حقیقتی است. اما واقعیت این است که راه ما را نسل جدید ایرانی ادامه میدهد و افکارمان را تکامل میدهد. راه شما را چه کسی بجز تاسف ادامه خواهد داد ؟

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: